خلاصهای از یک مقاله پژوهشی؛
در دنیایی که حجم اطلاعات هر روز بیشتر و پیچیدهتر میشود، تشخیص اخبار واقعی از جعلی به مهارتی حیاتی بدل شده است. این پدیده نه تنها اعتماد مردم به رسانهها و نهادها را تضعیف میکند بلکه به بحرانهای اجتماعی و روانی عمیقی دامن میزند.
در گفتوگو با حسن بشیر مطرح شد؛
موضوع حفاظت از اعتماد عمومی در رابطه با اطلاعرسانی از اهمیت ویژهای برخوردار است. رسانه در حقیقت نگهبان دموکراسی است. بدون اعتمادسازی، امکان اطلاعرسانی درست وجود ندارد. اگر رسانه اخلاقمدار نباشد، اعتماد عمومی از بین میرود و جامعه در معرض زیانهای مختلف بیاعتمادی قرار میگیرد. حمایت از حقوق افراد با توجه به حریم خصوصی آنان از اهمیت ویژهای برخوردار است.
گزارشی از نشست «ارتباطات در جهان بیش رسانهای شده»؛
ارتباطات انسانیمان هم لطمه خورده. انسجام اجتماعی از کوچکترین نهاد که خانواده است تا بزرگترین نهاد که کلیت جامعه و نهاد دولت که یک نهاد بزرگی است، بهم خورده است. اینکه عنوان میشود اعتماد اجتماعی کم شده یا مثلا سرمایه اجتماعی فلان نهاد کم شده، بخشی از این مسئله مرتبط با لطمهای است که نظام ارتباطات خورده که انسجام اجتماعی را هم از دست داده است.
پیامدهای رواج پزشک بلاگر، وکیل بلاگر؛
به نظر میرسد که راهحل این افسارگسیختگی بلاگرهای مثلا تخصصی در فضای مجازی، تنها یک چیز و آنهم سازماندهی آنهاست: «یعنی بلاگرهایی با تخصص خاص، دقیقا شبیه به مشاغل دیگر، صنف مشخص داشته باشند و تحت نظارت باشند. مثلا خود آموزشوپرورش، معلم و معلمهایی را بهعنوان « معلمبلاگر» معرفی و تایید کند و به او «E نماد» بدهد. آنوقت است که چنین فردی بابت تمام رفتارهایش باید پاسخگو باشد و نمیتواند از آنها فرار کند.»
چطور بزرگترین شرکتهای دنیا بازی هوش مصنوعی را میبازند؛
تکنولوژی بزرگ همه چیزهایی را که برای پیروزی در هوش مصنوعی نیاز دارد، داراست، با این حال، موفق نخواهد شد. اپل، مایکروسافت و متا منابع نزدیک به نامحدودی، ارتشهایی از مهندسان و برخی از بزرگترین بودجههای تحقیقاتی هوش مصنوعی در جهان را دارند. روی کاغذ، آنها باید در انقلاب هوش مصنوعی تسلط داشته باشند.
وقتی مرز میان انسان و ماشین محو میشود؛
وقتی گفتوگوهایمان توسط هوش مصنوعی شکل میگیرد، واژگانمان از زبان نرمافزار اقتباس میشود و تعاملاتمان در فضای واقعنمایی است، مرز بین «منِ واقعی» و «منِ شبیهسازیشده» از هم میگسلد.
حکمرانی مجازی در دولت متعالیه در گفتوگو با ابوالحسن حسنی؛
کتاب مک لوهان برای چند سال پیش است؟ ۷۰ -۶۰ سال پیش بوده است. قبل از اینکه اینترنت درست شود. چه طور جامعهشناسی عصر اینترنت را انجام داده؟ او ۳۰ سال پیش از اختراع شبکه جهانی وب تعداد آنها را پیشبینی کرده است. اتفاقاً یک تفسیری هم از فناوری رسانه دارد که تفسیر خیلی جالبی است و در فضای مجازی هم شاید قابل استفاده باشد. میگوید فناوریهای رسانه امتداد انسان هستند، مثلا رادیو امتداد دهان گوینده یا امتداد گوش شنونده است. این یک بیان فلسفی است و ما هم باید چنین نگاههای فلسفی داشته باشیم.
نتایج بررسی پربازدیدترین شبکههای اجتماعی در ایران و جهان؛
پربازدیدترین شبکه اجتماعی در ایران «اینستاگرام» است؛ اما جالب این که تنها کشوری هستیم که این شبکه مجازی در آن تا این اندازه محبوبیت دارد؛ آن هم در حالی که محبوبترین و پربازدیدترین شبکهاجتماعی در جهان و آسیا، «فیسبوک» گزارش شده است.
در گفتوگو با بهروز مینایی مطرح شد؛
«اَلعِلمُ سُلطان» علمِ خالی نیست، بلکه علمی است که به فنّاوری منجر بشود؛ آن «سلطان» همان دانشی است که به فنّاوری تبدیل شده. الان هم مهمترین نماد قدرتآفرین، نشاطآفرین و تقویتکننده در همهی رشتهها، هوش مصنوعی است؛ میخواهم بگویم کاربرد فنّاوری هوش مصنوعی فقط در زمینهی کامپیوتر نیست، بلکه در همهی رشتهها یک تأثیر اساسی دارد.
خودآگاهی در عصر شبکههای اجتماعی، نقد مضرات این فضا از زبان سلبریتیها؛
سلبریتیها با نقد این فضای مجازی، نهتنها به آسیبشناسی جامعهای میپردازند که خود بخشی از آن هستند، بلکه امکان آغاز یک گفتوگوی جمعی را نیز فراهم میآورند. این نکته بویژه درباره اینستاگرام صدق میکند؛ پلتفرمی که بیش از هر شبکه اجتماعی دیگری بر تصویرسازی و نمایش ظاهری تمرکز دارد. نقد این فضا، به منزله نوعی مقاومت در برابر فرهنگی است که ارزش افراد را به میزان «لایک» یا «فالوئر» کاهش میدهد.