«تئاتر کودک»؛ مشکلات تئاتر بزرگ‌سالان را هم حل می‌کند
لزوم تغییر ریل در سیاست‌گذاری هنرهای نمایشی در گفتگو با سیدحسین فدایی حسین؛
آیا به این فکر کرده ایم که «تئاتر کودک» چه جایگاهی در جامعه دارد؟ تئاتر کودکی که می‌تواند هم فرهنگ ساز باشد، هم مخاطب ساز و هم بهترین سرمایه برای جامعه باشد. شما اگر تئاتر کودک را فعال کنید، مشکلات تئاتر بزرگسالتان هم حل می‌شود؛ مخاطبی که در کودکی تئاتر دیده و به دیدن این نمایش عادت کرده و به تئاتر علاقه‌مند شده، قطعا در بزرگسالی از مخاطبان و تماشاگران تئاتر خواهد بود.
نهضت ترجمه عظیم‌ترین فاجعه تئاتری ایران است
آسیب‌شناسی عرصه تئاتر ایران در گفتگو با نصرالله قادری؛
کسانی که به‌اصطلاح نظریه‌پردازان تئاتر ما هستند، با مسئولین در ارتباط‌اند و در دانشگاه‌های ما حضور دارند، اساساً چیزی به‌عنوان تألیف را قبول ندارند و معتقدند که ما هنوز به آن مرحله نرسیده‌ایم که بتوانیم درباره تئاتر نظریه‌پردازی کنیم و همه‌چیز برمدار دایره ترجمه قرار می‌گیرد و همه آثار غربی‌ها را بدون کمترین ادراک ترجمه می‌کنند.
«نقد» خصلت نمایش ایرانی است
بررسی جایگاه اجتماعی نمایش‌های ایرانی در گفتگو با امیر دژاکام؛
نمایش ایرانی همیشه با نقد همراه است و این حتی جزء ذات و خصلت نمایش‌های روحوضی و تعزیه است. اما به حیات اخروی اعتقاد دارد، موحد است، عدل را باور دارد، اخلاق مدار است، به عقاید دینی مردم احترام می‌گذارد؛ اما خصلت آن با نقد همراه است و اصطلاحا «سیاه زبون مردم کف خیابان» است.
جنگ در صحنه
بررسی مفهومی و ماهیتی تئاتر پایداری به قلم هوشنگ جاوید؛
آنچه که هنر متعهد به دنبال آن است انعکاس واقعیت در همه‌ عرصه‌ هنر‌ها بویژه تئاتر است و بی‌گمان اشکال گوناگونی می‌یابد که به سرچشمه‌ آفرینش هنری آن، ضمن اندیشه به جهان واقعی، به کنکاش درون واقعیت نیز می‌پردازد، تا گوهر اصلی، یعنی منشاء آفرینش هنری را که همانا وجدان و باور آفریننده‌ هنر است را به نمایش عمومی بگذارد.
هنرمند را رها کرده‌ایم و می‌گوییم به تئاتر بدبینیم!
مرور چهار دهه تحولات و فرازوفرودهای تئاتر و هنرهای نمایشی در گفتگو با شهرام کرمی؛
معتقدم ما در مورد تئاتر بدبین شده‌ایم. واقعا اینطور نیست؛ ما باید بپذیریم که همه چیز را نمی‌توانیم تطهیر شده ببینیم. یک چیز‌هایی را شاید ما در آن تاثیرگذار باشیم؛ اما هنرمندان را شاید رها کردیم که آن سمتی رفته است. من به صراحت می‌گویم که در خصوص تئاتر بدبینی زیادی ایجاد شده است. چرا درمورد سینما این بدبینی وجود ندارد؟ سینما که مخاطبان بیشتری دارد.
بالاخره تئاتر باید یک نسبتی با آدم امروزی پیدا کند یا نه!
بررسی جایگاه مخاطب در حوزه تئاتر در گفتگو با سعید اسدی؛ بخش دوم؛
کسی که تعزیه می‌بیند مگر نمی‌داند که قصه چیست؟ آن‌کسی که نمایش تخت حوضی می‌دید از همه ماجرا خبر دارد. در مراسم‌های آیینی و سنتی چه اتفاقی می‌افتد که آدم‌ها در آن شرکت می‌کنند مگر هر سال مثل هم برگزار نمی‌شود؟ الزاماً به اندیشه واداشتن نیست البته گاهی اوقات بازگشت به سرچشمه احساسی است که تئاتر آن‌ها را برمی‌انگیزد و هنر دیگری نمی‌تواند این کار را بکند.
به برهنگی فرهنگی افتاده‌ایم!
مخاطب شناسی تئاتر در گفتگو با کوروش زارعی؛
این بداخلاقی‌های سیاسی به خاطر بی‌فرهنگی است. ما حتی بلد نیستیم باهم صحبت کنیم و فقط ادعا داریم که آدم‌های متمدنی هستیم. ما آن قدر که مشکل فرهنگی داریم مشکل اقتصادی نداریم. الحمدلله به برهنگی نیفتادیم. اما به برهنگی فرهنگی افتاده‌ایم. به زیر فقر فرهنگی رسیدیم. به خاطر این است که مشکلات داریم.
تئاتری با پس‌مانده‌های سیاست زدگی!
بررسی ضرورت بازسازی ساختاری نهادهای مرتبط با تئاتر و هنرهای نمایشی در گفتگو با سعید اسدی؛ بخش نخست؛
از قبل انقلاب تا بعد از انقلاب بخشی از آن چیزی که به شکل جدی تئاتر شناخته می‌شود، به‌جای تئاتر سیاسی، تئاتر سیاست‌زده است البته نمی‌شود به‌صورت مطلق گفت، اما می‌شود مدعی شد که گفتمان غالب این چنین بوده است. این وضعیت به‌مرور پیچیده‌تر هم می‌شود به خاطر اینکه گفتمان انقلاب به آن اضافه می‌شود.
حقیقت جنگ یا واقعیت دفاع؟
یادداشت// مهدی متولیان
در زندگی شهیدی یک اتفاق یا یک برهه وجود دارد که با آن‌چه که از او شناخته شده، متفاوت است؛ یک خطا یا یک خصلت نامطلوب... متضاد با کلیت وجود شهید. بر وفق اسلوبی که استاد صادقی مطرح می‌کند، این خطای استثنایی، این تضاد غیر منتظره، بهترین ظرفیت دراماتیک برای نویسنده است و باید آن را دست‌مایه‌ی متن خود کند. ماحصل چنین نوشته‌ای، کدام تصویر از آن شهید خواهد بود؟! آن‌چه که مایه‌ی افتخار، سربلندی و الگوی مخاطب باشد، یا...؟! آیا این یک وارونه‌نمایی نخواهد بود؟
دردناک است که مرکز ملی نمایش‌های آیینی و سنتی نداریم
بررسی مشکلات تئاتر سنتی و آیینی در گفتگو با داود فتحعلی بیگی؛
اگر علاقه مندی مردم به نهضت عاشورا نبود، همین تعزیه و همین چند مجلسی هم که خوانده می‌شود، فراموش می‌شد. هیچ اقدامی برای راه‌اندازی یک مرکز ملی برای نمایش‌های آئین سنتی بعد از انقلاب انجام نشد و این جای تاسف دارد و دردناک است. ما که تا این اندازه دم از استقلال می‌زنیم، چرا نسبت به فرهنگ و تمدن خود در یک جا‌هایی بی توجه هستیم؟