لیبرال‌-دموکراسی یا حکومت اسلامی؟
تعداد اخبار:۶

لیبرال‌-دموکراسی یا حکومت اسلامی؟

در همۀ نظریاتی که تاکنون دربارۀ حکومت و دولت مطرح گشته، بر ضرورت وجود حکومت در هر جامعه تأکید شده است. فقط مكتب‌ «آنارشیسم» ضرورت‌ وجود حكومت‌ را انکار می‌کند. گذشت‌ قرن‌ها، بلكه‌ هزاران‌ سال، نشان‌ داده‌ است‌ که در هر جامعه‌ای گروهی از‌ افراد قوانین‌ اخلاقی‌ را زیر پا می‌گذارند و اگر قدرتی‌ آن‌ها‌ را مهار نكند، زندگی‌ اجتماعی‌ را به‌ هرج‌ومرج‌ می‌كشانند. در پرونده پیش‌رو، مدل لیبرال‌-دموکراسی با مدل حکومت اسلامی و مواضع آن‌ها در این رابطه به‌صورت تطبیقی بررسی شده است.

نزاع دموکراسی با مردم‌سالاری دینی

الگوی مشروعیت الهی حکومت، افزون بر تطابق با نظام تکوینی و الزام خود به تشویق افراد جامعه به مشارکت در ادارۀ حکومت، زمینۀ تحقق آزادی حقیقی را فراهم می‌کند. بر همین اساس می‌توان گفت که حکومت دینی در هر دو ادعای لیبرال-دموکراسی مبنی بر محوری بودن آزادی و حکومت مردمی، به‌مراتب جایگاه والاتری دارد.
مردم‌سالاری دینی؛ برون‌داد انسانی یک فرهنگ در حوزه قدرت

مردم‌سالاری دینی؛ برون‌داد انسانی یک فرهنگ در حوزه قدرت

بحث «مردم‌سالاری دینی»، بحث خود «جمهوری اسلامی» است. در اینجا «مردم‌سالاری دینی» در غیریت با دموکراسی‌های غربی محل توجه است. اساساً اندیشهٔ امام و یاران او درزمینۀ دموکراسی در غیریت با نظام‌های موجود دموکراسی غربی و اندیشه‌ها و الگوهای متأثر از آن معنا یافت.
مردم‌سالاری دینی باید در عمل کارآمد باشد

مردم‌سالاری دینی باید در عمل کارآمد باشد

جمهوری اسلامی و مردم‌سالاری دینی باید در عمل کارآمد باشد؛ فرض کنید فرد یا نهادی مسئولیت بالقوه دارد و در عمل هم مقبولیتی پیداکرده؛ بنابراین هر دو شرط لازم و کافی را دارد و ولایت یا دولت او تحقق عینی و فعلیت پیداکرده ولی این کافی نیست، بلکه یک مشروعیت ثانویه هم می‌خواهد که کارآمدی است.

بحثی در حقانیت، مشروعیت و مقبولیت ولایت‌فقیه

چهار تفاوت بین مشروعیت سیاسی و فقهی هست. مشروعیت سیاسی با مردم ارتباط دارد، اما مشروعیت فقهی ربطی به مردم ندارد. مبنای تأیید مشروعیت فقهی نصوص شریعت است، اما در مشروعیت سیاسی این‌طور نیست. مشروعیت فقهی تشکیک‌بردار نیست.
مشورت در رهبری و رهبری شورایی

مشورت در رهبری و رهبری شورایی

مسئله‌ای طرح می‌شود دربارۀ وجود معیار‌های رهبر در افراد متعدد که باید توجه کنیم معیار‌ها بسیار دقیق و اساسی هستند و در این مرحله، جنبۀ تساوی پیش می‌آید. فردی انتخاب می‌شود که متقی باشد؛ یعنی تقوا داشته و عادل باشد. اگر افراد متعددی این خصوصیات را داشتند، معیار‌های دیگری در نظر گرفته می‌شود. حال اگر با همۀ این معیار‌ها بازهم تعدادی باهم در شرایط یکسانی بودند چه می‌شود؟