نقش مردم در مدل حکمرانی
تعداد اخبار:۱۷

نقش مردم در مدل حکمرانی

امر مشارکت و همکاری بین مردم تاثیر بسیار مهم و جدی بر روی پویایی جامعه دارد. مشارکت می‌تواند در سطح حداقلی همسایه با همسایه باشد و تا سطح کلان امور سیاسی و رابطه بین مردم و دولت برسد. یکی از مهم‌ترین نتایج مشارکت در جامعه می‌تواند به حداقل رسیدن مشکلات عمومی باشد. بسیاری از مشکلات موجود در اجتماع تنها با مشارکت مردم و همراهی مردم و دولت قابل حل هستند. هم‌چنین در حل مسائل اخلاقی و فرهنگی نیز مشارکت بین مردم بسیار موثر است اما مشارکت در جامعه همواره ثابت و یکسان نیست؛ به صورتی که برخی اوقات در جامعه بیشتر و گاهی کمتر دیده می‌شود.

منابع را از دست مردم گرفته‌اند و توقع مشارکت دارند!

اعتماد زمانی پیش می‌آید که سیستم‌ها و قوانین درست اجرا شود و در صورت درست اجراشدن اعتماد مردم بازسازی می‌شود و به‌تبع آن مشارکت نیز بالا می‌رود. علاوه بر قوانین دولت یک نظارت اجتماعی نیز وجود دارد که بسیار مهم است.
مشارکت زنان موجب انسجام ظرفیت‌های مستتر مردمی می‌شود

مشارکت زنان موجب انسجام ظرفیت‌های مستتر مردمی می‌شود

عدم به‌کارگیری ظرفیت مردمی به سازوکار موجود در نهاد دولت برمیگردد که جایگاهی برای مشارکت مردم در نظر نگرفته؛ بخش دیگر نیز به عدم باورپذیری مسئولین نسبت‌به ظرفیت‌فوق‌العاده‌مردم برمیگردد. ذهنیت مدیران برگرفته از مدل‌های سلسله مراتبی و بوروکراتیک است.
کاهش فاصله طبقاتی با مشارکت مردم در محرومیت زدایی

کاهش فاصله طبقاتی با مشارکت مردم در محرومیت زدایی

وقتی در کشورمان فرهنگ انفاق و احسان به عنوان یکی از سنت‌های حسنه در اسلام نهادینه شود و روحیه تعاون و مشارکت عمومی گسترش یابد؛ مردم ما با حضور در عرصه کمک رسانی ذیل هرکدام از نهاد‌های خیریه‌ای و یا عام المنفعه، نقش بزرگی در کاهش فاصله طبقاتی و رفع فقر خواهند داشت.

مردم در تعامل با دولت، الگویی برای کارآمدی نظام

تجربه کرونا تجربه خاصی است و ما به‌واسطه حضور همین مردم توانسته‌ایم از سیاهچاله آن بیرون بیاییم، اما الگوی مشارکت مردم در خدمات اجتماعی، اقتضائات خاص خود را داشته و در بحران‌های اقتصادی و عدالت و... ما نیاز به الگوی مطلوب مختص به آن حوزه را داریم، ضمن آنکه تجربه‌ای هم در این عرصه وجود ندارد.

عدم همراهی نهادهای مشارکتی در فرهنگ مشارکت!

مجید ابهری متخصص علوم رفتاری با اشاره به وضعیت مشارکت اجتماعی در ایران گفت: مردم ایران به دلیل باورهای دینی و فرهنگ اجتماعی جایگاه شایسته‌ای در مشارکت اجتماعی در بین مردم جهان دارند اما نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای کمترین تلاش را برای ارتقا و رشد فرهنگ مشارکت داشتند.

کار مردمی چه هست و چه نیست؟

مدل اداره مردمی، یک بدیل و جانشین برای کلیت دولت ملی نیست بلکه راهی برای اداره بهتر امور توسط دولت ملی است. می‌توان گفت که حاکمیت در قبال کار مردمی، نقش پشتیبان، بسترساز و تاحدودی ریل‌گذار را دارد اما کاری که جمعیت زیاد دارد و از نیروی داوطلب استفاده می‌کند، لزوماً مردمی نیست بلکه کار مردمی ضد بوروکراسی است و در آن مردم سیاهی لشگر نیستند.

نهادهای مردمی را هم سازمان‌ها ایجاد کردند!

نمی‌توان با نگاه سازمانی معطوف به بزرگ‌نمایی برند یک نهاد فرهنگی به سراغ تشکل‌های مردمی رفت. وقتی اسم مردم را می‌آوریم منظور تشکیلات‌مردمی است. جنس هنرمردمی، جنس دغدغه است و این تشکیلات بر اساس واجب کفایی ورودکرده و خلأها را برطرف می‌سازد.

تأملی بر نقش مردم در گذر از بحران‌ها

مشارکت مردمی برای مهار بحران در زمان رویداد بلایای طبیعی یا تکنولوژیک مانند کرونا هنوز از آثار نیروی اجتماعی انقلاب است و این مشارکت در طول سالیان پس از انقلاب و ایضاً در بازه زمانی شیوع کرونا صحنه‌های زیبایی از تجلی عواطف انسانی را خلق کرده که به واقع نمی‌توان به راحتی نمونه بدیلی در سطح جهانی برای آن یافت.

قانون باید امکان مشارکت مردم را محقق کند

درحقیقت زیرساخت مشارکت در کشور وجود ندارد و صحبت از مشارکت می‌شود؛ مردم منابع و قوانین ندارند که بتوانند، حضور پیدا کند. مشارکت مردم نه تنها ضروری است بلکه بدون آن، سیاست معنی ندارد. مشارکت ازآن‌جهت که اصالت با جامعه است بسیار مهم است.

هنر باید با مردم آشتی کند

نخبه گرایی و یا به تعبیری نخبه سازی‌های غیراصولی در عرصه هنر موجب شده تا هر فردی با برندسازی خود در عرصه رسانه بتواند موقعیت هنری ایجاد کند در حالی که اثرهنری وی مطلوبیت مناسبی نداشته باشد. از سوی دیگر هنرانقلاب که اتصال و مماس بودن خود با مردم را از دست داده بود به سمت هنرآتلیه‌ای و سینمای جشنواره‌ای و کتاب‌هایی با خرید سازمانی رفت.

حل مسئله مردمی در دوگانه نظریات توده و امام-امت

در نگاه امام-امت، مردم شیوه حل مسئله هستند، نه صرفاً مرجعی برای زمان‌های بحرانی. اشکال این است که برای مردم جایگاه نظری اصیل قائل نیستیم. هیچ‌گاه از حضور مردم ضرر نکرده‌ایم؛ اینکه کسانی از حضور مردم درصحنه سوءاستفاده کرده‌اند امری عارضی است.
آینده جهان، متعلق به مردمان است!

آینده جهان، متعلق به مردمان است!

موضوع مهمی که در چند ساله اخیر محل توجه واقع شده، مقوله فروپاشی دولت-ملت هاست. به عبارت دیگر نظام دولت-ملت‌ها امروزه دیگر کارآیی خود را از دست داده و طبق نظریه‌های نهادگرا، یک نهاد تا زمانی پا برجاست که کارآیی لازم را داشته باشد، لذا پیش بینی می‌شود که دهه‌های پیش رو، عرصه بروز ساخت‌های سیاسی جدید باشد.
مردم در حکومت اسلامی و نظام ولایت‌فقیه

مردم در حکومت اسلامی و نظام ولایت‌فقیه

هرچه مرتبۀ این تقرب به خداوند بیشتر باشد، آگاهی نیز بیشتر می‌شود؛ بنابراین پیغمبران الهی غیر از نبوت، ولایت را نیز برعهده داشتند؛ یعنی از طرف خداوند به ولایت منصوب شدند تا برای تعادل روابط افراد اجتماع احکام الهی را تطبیق بدهند.
فرهنگ وقف؛ مدل مطلوب مشارکت مردم در حکمرانی اسلامی

فرهنگ وقف؛ مدل مطلوب مشارکت مردم در حکمرانی اسلامی

فلسفه وقف را می‌توان یک نوع مشارکت مردم در حکومتداری دانست به طوری که مردم همراه با مسئولین دولتی و غیردولتی در آبادانی، فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی شریک می‌شوند. اگر حکومت اسلامی در جامعه شکل گیرد یک حکومت ایده آل خواهد بود چرا که با حضور مردم در همه امور شاهد یک نظام دموکراتیک واقعی هستیم نه آنچه در کشور‌های غربی با شعار‌های دموکراسی مطرح می‌شود.
نسبت به ظرفیت مردم در عرصه رسانه‌ای غافل هستیم

نسبت به ظرفیت مردم در عرصه رسانه‌ای غافل هستیم

شما مشاهده می‌کنید که بسیاری از رسانه‌های ضدانقلاب برای پیشبرد اهداف خود از اصطلاحات همچون شهروند خبرنگار استفاده می‌کنند تا شاید بتوانند از این طریق ضربه‌ای به نظام بزنند. حال که جریان معاند انقلاب اسلامی به این مساله پی برده چرا ما در درون کشور نسبت به ظرفیت مردم در عرصه رسانه‌ای غافل هستیم!

دستان بسته مشارکت در زنجیر نظام‌های فرهنگی نادرست

ببینیدمشارکت سیاسی نتیجه همین مشارکت‌های فرهنگی است. اگر مشارکت فرهنگی نادیده گرفته شود و صرفا خود را منحصر در مشارکت سیاسی کنیم، نتیجه آن خواهد شد که مشارکت تنها در صندوق رأی خلاصه شده و ثمره آن قرار دادن تمام قدرت در دست مدیرانی می‌شود که در همین نظام اشرافی رشد یافته اند.
برداشت‌های انحرافی از مردمی سازی

برداشت‌های انحرافی از مردمی سازی

وجه معقول مردمی سازی، قرار دادن مردم، بر ریل خلق عرصه‌های جدید قدرت است، موضوعی که در صورت تحقق می‌تواند تمدن نوین اسلامی را رقم زند. به عبارت دیگر اگر عنصر پیشتاز تمدن غربی، سرمایه داری بود که مدام عرصه‌های جدید قدرت را خلق می‌کرد، نیروی پیشتار تمدن اسلامی، باید مردم باشند که مدام عرصه‌های جدید قدرت را خلق می‌کنند.