تاملی در باب هویت ایرانی
تعداد اخبار:۱۶

تاملی در باب هویت ایرانی

بحث از مقوله هویت را به نوعی می‌توان مادر بسیاری از مسائل علوم انسانی و گره گشای مشکلات عصر دانست، بسیاری چالش امروز دنیای غرب را که منجر به فروپاشی آن می‌شود بحران هویت می‌دانند، از طرف دیگر عمده اندیشمندان اسلامی، معضله اصلی جهان اسلام در مواجهه با غرب را در کلیدواژه هویت جستجو می‌کنند. به عبارت دیگر از این منظر، امت اسلامی در مواجهه با غرب، مهم‌تر از تهاجم نظامی، سیاسی و اقتصادی دچار تهاجم هویتی شده است و تنها راهکار برون رفت از چالش اسلام و تجدد در مسئله هویت نهفته است.
هویت، گلوگاه چالش برانگیز سنت و تجدد

هویت، گلوگاه چالش برانگیز سنت و تجدد

جامعه‌شناسی در مواجهه با مسئله هویت به هویت جمعی می‌پردازد؛ مراد از هویت جمعی «ما مشترک» در میان گروه است. علوم انسانی نیز از منظر خود به مقوله هویت ورود کرده است. بسیاری از جنبش‌ها، انقلاب‌ها و حرکت‌های سیاسی معاصر بر موضوع هویت استوار بوده است. اما هویت ازنظر تاریخی، تعلق به فلسفه دارد، در فلسفه هویت با ماهیت دارای تفاوت است.

ایرانشهری و بحران هویت

هویت با ورود بشر به دوران مدرن به‌عنوان یک سوژه برای تفکر رخ پیدا کرد و اندیشه‌ها درباره چیستی هویت ایرانی و بحران هویتی شکل گرفت، دراین‌باره طباطبایی ریشه بحران هویت ایرانی را خروج از عالم سنت می‌داند، به عبارتی تا هنگامی‌که شما در دل سنت هستید، سخن از غیریت معنا دارد و هنگامی‌که از دل یک سنت هویت‌ساز خارج می‌شود، معضله بحران شکل می‌گیرد.
هویت ایرانی به اراده اوست

هویت ایرانی به اراده اوست

بحث از بحران هویت در عصر معاصر همواره قرین و همراه بحث از هویت است. هنگامی که از بحران هویت صحبت می‌کنیم با بر خورد دو سنت سر و کار داریم، این موضوع در کشور ما نیز به طور معمول با برخورد دو سنت غربی و اسلامی-ایرانی رخ داده است. در این باره مجتهدی معتقد است که امروزه در اعتدال هویتی قرار نداریم و راهکار خروج از بحران در آگاهی و خودآگاهی است.

شایگان، از ایران فرهنگی تا هویت چهل تکه

کلام شایگان در خصوص هویت آن است که امروزه با توجه به عصر ارتباطات و تداخلات فرهنگی، دیگر هویت ناب و خالص وجود نداشته بلکه هویت، متشکل از اجزای متعددی است، واژه هویت چهل تکه بیانگر همین ایده وی است، اما به‌طور کل باید این روشنفکر هویت پژوه را در هر یک از دوره‌های فکری او دید. ازنظر وی امروزه دیگر یک فرهنگ واحد توان پاسخگویی به همه‌چیز را ندارد.
درک مشترک از تعالی، گوهره هویت ایرانی

درک مشترک از تعالی، گوهره هویت ایرانی

هویت دارای گوهره ایست که در مقابل حوادث، دست به گزینش، پذیرش، مقاومت و... می‌زند. نجفی معتقد است که گوهره هویت ایرانی، تعالی خواهی، عدالت‌خواهی و آزادی‌خواهی است و عناصری مانند زبان، قومیت و... جزء عوارض ذاتی هویت ایرانی است. وی حتی سنت را نیز ذات هویت ایرانی نمی‌داند، بلکه سنت را امری زاییده و معلول ذات هویت ایرانی می‌شمارد.

بازگشت به خویش، طرحی برای ساختن دوباره

روشنفکری دینی دهه چهل برخلاف روشنفکری اولیه با کنار گذاشتن طرح طرد کامل دین به دنبال آن بود که سعادت جامعه را باوجود دین و از دریچه دین توضیح دهد. طرح بازگشت به خویشتن شریعتی را باید در این زمینه فهم کرد. او اسلام را خویشتنی می‌داند که باید به‌آن بازگشت اما دراین‌بین قرائت خاصی از آن ارائه می‌دهد.

هویت در عصر بی عالمی!

از نظر داوری اردکانی هویت یک قوم آن چیزی نیست که در حال حاضر دارد، بلکه آن چیزی است که در طلب آن است و روی به سمت آن دارد، از همین رو برای کشف هویت باید به مقاصد نگاه کرد. در این میان یکی از مسائل چالش برانگیز هنگام بحث از هویت ایران، نحوه رابطه میان اسلام و ایران است، دکتر داوری اسلام را به عنوان یکی از عناصر اساسی هویت ایران معرفی می‌کند.

عقیده، مرز‌های هویت را می‌سازد

از منظر پارسانیا، آگاهی عالمی است که به‌واسطه آن جهان اجتماعی شکل می‌گیرد، عنصری که در جهان نباتات و حیوانات یافت نمی‌شود. هویت با رفت‌وآمد دولت‌ها، شورش و حمله، تغییر زبان و لهجه و رشد و افول اقتصاد تغییر نمی‌کند بلکه برای تغییر هویت یک جامعه، تغییر در لایه‌های بنیادی‌تر آن لازم است، تغییر در لایه جهان‌بینی و ارزش‌های کلان عامل تغییر هویت جامعه خواهد بود.
جستجوی پاره‌های هویت ایرانی در سه فرهنگ

جستجوی پاره‌های هویت ایرانی در سه فرهنگ

چیستی هویت را باید در سروش دهه شصت دنبال کرد. ازنظر او سه فرهنگی که ما وارث و حامل آن هستیم، عبارت‌اند از: فرهنگ ملی، دینی و غربی. درواقع سروش به دنبال اعتباربخشی به غرب به‌عنوان یکی از ارکان هویت ایرانی است، وی حتی طرح «بازگشت به خویشتن» را که به‌نوعی در مقابل غرب هویتی مطرح‌شده است نمی‌پذیرد.
چاره‌ای جز پذیرش تکثر‌ها نیست!

چاره‌ای جز پذیرش تکثر‌ها نیست!

دکتر سروش تا هنگامی که در ایران بود گمان می‌کرد جمهوری اسلامی است که فقط مشکلات دارد، بعد که ده سالی در آمریکا و کانادا زندگی کرد متوجه شد آنجا هم آنگونه که فکر می‌کند نیست، در آمریکا که کسی با دکتر سروش چالشی نداشت؟ اما چرا باز او آرام ندارد؟ پس مقوله آنقدر هم که فکر می‌کنیم ساده نیست که دور یک میز بنشینیم و بگوییم عناصر هویتی با هم خوب باشند.

هویت ترکیبی، لازمه حیات در عالم دنیا

هویت مشکل ما نیست، یعنی ما به دلیل زیست در جهان اسلام و عقاید وحدانی معضل هویت نداریم، اما در مواجهه با جهان جدید طبیعتاً پرسش از هویت، چیستی و توضیحش مسئله ما هم هست، یعنی آن چیزی که از جانب تمدن غرب دچارش نیستیم بحران هویت است، ما معتقدیم عالم دچار بحران نمی‌شود چراکه همیشه حجت خدایی بر روی زمین است.

ایران گرایی مدرن

در مسئله هویت «مای جمعی»، چون مبتنی بر نژاد است، با خود تاریخی دارد، حامل آداب‌ورسوم متفاوتی از دیگری است. این مای جمعی «ملت» نامیده می‌شود. ملتی که نژاد واحدی دارد، زبان واحدی دارد و تاریخ پیوسته‌ای برای آن ساخته می‌شود. به همین خاطر است هنگام تاریخ‌نویسی، ایران به قبل و بعد اسلام، که در نظر ایشان دین سامی‌هاست، تقسیم می‌شود.
به فردید انگ هویت‌اندیشی زده‌اند

به فردید انگ هویت‌اندیشی زده‌اند

اگر دکتر فردید بنای بحث از هویت داشت، در رجوع به عالم و آدم دیگری از آن سخن می‌گفت نه چنانکه غالبا از آن سخن می‌رود. حسب مبادی او هویت همواره در نسبت است چراکه انسان همواره مظهر است و آئینه لذا  مظهر اسماء و صفات خداوند تواند بود، اسماء لطف، قهر و یا اسم الله که ورای لطف و قهر است. مظهریت مستلزم ظاهر است. ما در نسبت با  اسمی از اسماء حق است که هویت فردی یا جمعی یافته، جماعت می‌شویم. جماعت می‌شویم اگر از در جمعیت با اسمی از اسماء او درآییم.

واکاوی هویت ایرانی در میان ورقه‌های کتاب تاریخ

به راستی هویت چیست؟ اگر هویت درک عمیق از نسبت میان خود و هستی است، چه زمان خاک و خون می‌تواند هویت ساز شود؟ جز در آن هنگام که عالم قدس از محوریت افتاده و آدمی نسبت خود را با جایی غیر از آسمان معنا می‌کند؟ و جز آن است که این اتفاق تنها در عالم مدرن رخ داده؟
هویتی متمایز از سایر ملت‌ها!

هویتی متمایز از سایر ملت‌ها!

هویت ایرانی سه رکن اساسی دارد که شامل ملیت، اسلام گرایی و مدرنیته است. تکیۀ بیش از حد حامیان مدرنیته به غرب‌گرایی سبب شده است تا متفکران ایرانی در صدسال اخیر توجه ویژه‌ای به این گرایش افراطی داشته باشند و آثار متعددی در مذمت آن خلق کنند. واقعیت این است که برای ارائه تعریفی مناسب از هویت ایرانی باید هر سه رکن را مورد توجه قرار داد.