بررسی ارتباط نهادهای تولید علم و حکمرانی در جامعه ایران
تعداد اخبار:۸

بررسی ارتباط نهادهای تولید علم و حکمرانی در جامعه ایران

مسئله ارتباط نهادهای تولید علم و سیستم حکمرانی در ایران ازجمله مسائل مهمی است که هرچند در رسانه‌ها تا حدودی پیرامون آن بحث و بررسی صورت گرفته اما هنوز هم مجال کندوکاو بسیار دارد. سیاست‌گذارهای ایرانی طی دهه‌های گذشته تلاش کرده‌اند تا با راه‌اندازی نهادهای تولید علم همچون دانشگاه و نهادهای واسطی چون پژوهشگاه، اندیشکده و... پاسخی برای چالش‌های حکمرانی و اداری کشور پیدا کنند، اما به نظر می‌رسد توفیق چندانی در دست‌یابی به این مهم نداشته‌اند؛ از همین رو همچنان دانشگاه‌ها و نهادهای متعددی راه‌اندازی و ایجاد می‌شود که در خود فرومانده‌اند! در این پرونده تلاش شده تا ضمن آسیب‌شناسی کارد نهادهای تولید علم در ایران، نسبت نهاد علم با حکمرانی را موردنقد و بررسی قرار دهیم.
دانشگاه مدرسه شده است!

دانشگاه مدرسه شده است!

به‌هرحال نظام آموزش عمومی با آموزش عالی باید تفاوت‌هایی داشته باشد که این تفاوت‌ها از بین رفته است. یعنی ضرورت اینکه انسان باید تحصیلات تکمیلی داشته باشد مشخص نیست، و تحصیلات تکمیلی و اخذ مدرک تحصیلی برای کسب منزلت اجتماعی و مواردی از این قبیل رخ می‌دهد و این است که دانشگاه‌ها سراسر مدرسه می‌شود.
دانشگاه و راه‌های نرفته

دانشگاه و راه‌های نرفته

مرور انتقادی راه طی شده در ایران از مدرسه سیاست در عهد قاجار تا امروز که در هرجای ایران یک دانشگاه و دانشکده علوم انسانی تاسیس شده است نشان می‌دهد باید نشست و کوشید که خصلت‌های دانشگاهی را به علوم انسانی ایران بازگرداند تا هم علوم انسانی بتواند کارکرد‌های خاص خود اعم تمرکز بر علم، پاسخ‌گویی به مسائل جامعه و نقد و اصلاح رویه‌ها بپردازد و هم حکمرانی و در نتیجه جامعه از قبل آن منتفع گردد.
اندیشکده‌ها یا کماندو‌های فکری در خدمت حکمرانی؟

اندیشکده‌ها یا کماندو‌های فکری در خدمت حکمرانی؟

اندیشکده‌ها شکل گرفت تا به جای پژوهش‌های ۳۰۰ صفحه‌ای، پژوهش‌های ۳۰ صفحه‌ای با سرعت بالا و در موضوعات مختلف انجام دهد. پژوهش‌هایی که به درد حکمرانان بخورد. پس اندیشکده‌ها به عنوان کماندوهای فکری در این عرصه شروع به فعالیت کردند، به این شکل که مسائل و موضوعات را در ظرف چند هفته تحلیل و بررسی می‌کنند و گزارش آن را تحویل دستگاه اجرا می‌دهند. درست است که در این الگو جامعیت را از دست خواهیم داد، اما زمان را به دست می‌آوریم و در هزینه- فایده انجام شده نفعش بیشتر است.
سیلاب اندیشکده‌ها و پروژه‌های ناتمام

سیلاب اندیشکده‌ها و پروژه‌های ناتمام

در کشور ما تعداد بسیار زیادی اندیشکده وجود دارد. اما در فرض فعال بودن، بیشتر حول موضوع کار می‌کنند. یعنی مثلا موضوع را فساد قرار می‌دهند، اما مسأله فساد را در یک ساختار و سازمان به خصوص نمی‌توانند حل کنند. این نقطه انقطاع سیستم حکمرانی و نهاد علم است.
مشکل، فرهنگ آشوب‌ناکِ ماست

مشکل، فرهنگ آشوب‌ناکِ ماست

حواس ما از هدف اصلی که باید پرداختن به فرهنگ باشد پرت شده است. یا به سیاست می‌پردازیم یا اقتصاد، که تلاش‌هایمان نتیجه مطلوبی هم در برنداشته است. فرهنگ باید متحول شود. این است که نیاز پیدا می‌کنیم به رصد احوالات کشور و به‌کارگیری افراد نخبه و جامع‌نگر، نه افرادی که تمام مسائل را از دید منفعت خود می‌بینند.
بارِ سنگینِ آرمانگرائی روی دوش دانشگاه

بارِ سنگینِ آرمانگرائی روی دوش دانشگاه

نمی‌توانیم منکر شویم که ورودی اساتید درجه یک دنیا به دانشگاه در طول یک دهه گذشته-بنابر دلایل مدیریتی و سیاسی- به طرز عجیبی ضعیف و کند شده است. این اتفاقی است که هم در دانشگاه‌های درجه یک کشور و هم در دانشگاه‌های سطح پایین‌تر رخ داده؛ بنابراین ترکیب هیات‌های علمی به دلیل ورود و دخالت انگیزه‌های عقیدتی و ایدئولوژیک بیش از حد، بسیار ضعیف شده است.
دانشگاه یا بنگاه همه‌چیز فروشی الّا علم!

دانشگاه یا بنگاه همه‌چیز فروشی الّا علم!

وقتی علم از صورت حقیقی خود به یک‌سری نظام باور‌های ایستا تنزل پیدا کند و از طرفی حکمرانی به یک سازوکاری از ارتباطات و هژمونیک تنزل پیدا کند، این دو با هم به هم پیوند می‌خورند. کما اینکه می‌بینیم در ایران و در غرب هم آرام‌آرام این اتفاق افتاده است. یعنی ما با یک الیگارشی حکومتی و با یک سری از نخبگان قدرت هم در دانشگاه مواجه می‌باشیم، این دو طیف به راحتی به هم پیوند می‌خورند.
دیجیتالی‌شدن دانشگاه‌ها داروی شفابخش علوم‌انسانی است؟

دیجیتالی‌شدن دانشگاه‌ها داروی شفابخش علوم‌انسانی است؟

رسانه‌ها و فضای مجازی و دیجیتال باعث می‌شود که کارکردهای علوم انسانی نیز دچار تغییر شوند و تنها به پیشبرد رشته‌ها اکتفا نکنند. در این فضای جدید شاهدِ درگیری بیشتر این علوم و محققانش با زندگی واقعی مردم و زیست جهان آن‌ها خواهیم شد. بازنمایی‌هایی که مردم از زندگی روزمره‌ی خود در فضای مجازی قرار می‌دهند، دسترسی ما دانشگاهیان را به زندگی آن‌ها بیشتر می‌کند و همچنین مردم عادی مانند محققان درگیر این فضای مجازی شده و موضوعات مختلف را تحلیل می‌کنند و درباره‌ی آن‌ها سخن می‌گویند.