ویژگی های حوزه علمیه و کارکردهای اجتماعی حوزه در عصر جامعه ایران
تعداد اخبار:۱۹

ویژگی های حوزه علمیه و کارکردهای اجتماعی حوزه در عصر جامعه ایران

اگرچه جریان مرجعیت از همان زمان ائمه معصومین (ع) شروع به شکل‌گیری کرد و به‌تدریج در طی قرون متمادی توانست روی جوامع مختلف تأثیرگذار باشد اما به طور مشخص تأسیس نهاد حوزه علمیه در ایران توسط آیت‌الله حائری یزدی سهم بسزایی در انسجام این نهاد و اثرگذاری و افزایش کارکردهای آن برای جوامع داشته است؛ به طوری که می‌توان گفت این نهاد تأثیر بسزایی در پیروزی انقلاب اسلامی و روی کار آمدن جمهوری اسلامی داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل هم سویی حوزه علمیه با حاکمیت، این نهاد علمی قدرت بیشتری گرفت و توانست عرصه‌های بیشتری را پیش روی خود تعریف کند؛ به همین خاطر در دهه‌های ابتدایی جمهوری اسلامی به تدریج نهادهای مرتبط با حوزه علمیه توانستند قوام پیدا کنند. به تدریج، روی کار آمدن دولت‌های مختلف و به وجود آمدن چالش‌های سیاسی و اجتماعی بر اعتبار جایگاه حوزه علمیه نزد جامعه تأثیر گذاشت و این پرسش را به وجود آورد که اساساً حوزه علمیه تراز چه کارکردهایی باید داشته باشد و حوزه علمیه فعلی چه نسبتی با حوزه علمیه تراز دارد. همچنین نسبت حوزه علمیه با امر حکمرانی مسئله دیگری است که لازم است هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ تجربه چند دهه گذشته مورد توجه قرار گیرد. آنچه در این پرونده اهمیت دارد، آن است که حوزه علمیه در نسبت با مسائل اجتماعی جدید و در نسبت با حکمرانی تا چه اندازه توانسته پویایی و اثربخشی داشته باشد.
حوزه‌های علمیه چگونه روابط خویش با عنصر قدرت و اجتماع را سامان می‌دهند؟

حوزه‌های علمیه چگونه روابط خویش با عنصر قدرت و اجتماع را سامان می‌دهند؟

سه جریان مهم روشن‌فکری، سلطنت و روحانیت به نظر شکل‌دهنده‌های وضع امروزه ما در جامعه هستند. نهاد سلطنت که به نظر پیوندی دیرین با تاریخ ایران باستان و حتی تا امروزه و با خلقیات امروز ما دارد، ساده‌لوحانه خواهد بود که تصور کنیم با از میان رفتن آن در جریان انقلاب اسلامی، آثار خود را نیز به یک باره با خود برد. خرده نظام‌های هماهنگ با شاه، یعنی خان‌ها و... در روستاها و مناطق کوچک هرچند از بین رفته‌اند، اما قالب‌های جدیدی از خرده سرمایه‌داری را به وجود آوردند.
ادوار ارتباطی روحانیت شیعه با نهاد قدرت و اجتماع

ادوار ارتباطی روحانیت شیعه با نهاد قدرت و اجتماع

در همان عصر صفویه بود که به واسطه فراهم شدن شرایط مساعد برای گسترش تشیع، شاهد مهاجرت طلاب و روحانیون بزرگ از دیگر بلاد به ایران هستیم. حوزه علمیه اصفهان در این برهه به عنوان حوزه علمیه مرجع شناخته می‌شود. حضور شخصیت‌هایی همچون شیخ بهایی، محقق ثانی مرحوم کرکی و دیگر علمای ناحیه جبل عامل، رونق علمی حوزه‌های تشیع را دو چندان کرد.
ثمرات سیاست سکوت عالمان شیعه در حکومت آل بویه!

ثمرات سیاست سکوت عالمان شیعه در حکومت آل بویه!

آل بویه به منظور تحکیم پایه‌های قدرت خود نیاز به همراهی مردمی در جامعه اسلامی را داشت، از همین رو همچنانکه مناسبات سیاسی خود با خلیفه عباسی را حفظ کرده و ردای حکومت را به دست وی بر تن می‌کرد، تا بتواند از حمایت جامعه اهل سنت بهره ببرد، در عین حال مناسبات خود با روحانیت شیعه از جمله شیخ مفید را تقویت کرد.
ریشه‌های شکل‌گیری الگوی تعامل با شاه شیعه در نظرگاه روحانیت

ریشه‌های شکل‌گیری الگوی تعامل با شاه شیعه در نظرگاه روحانیت

روی آوردن شاه مغول به مذهب شیعه نقش جدی در گسترش مذهب تشیع داشته که خود زمینه‌های غلبه کامل تشیع در زمانه حکومت عباسی را فراهم می‌آورد. به پیشنهاد علامه حلی شاه همواره یک مدرسه سیار را با خود داشته که در هر جا رحل اقامت می‌گزیده، چادر‌ها برپا شده و علامه به بحث و مناظره با علمای آن بلاد می‌پرداختند. در این سفر‌ها شاگردان متعددی برای علامه پیدا شده و مردم زیادی به آیین تشیع می‌گرویده اند.
بروز و ظهور تاریخی اسلام فقاهتی در عرصه قدرت

بروز و ظهور تاریخی اسلام فقاهتی در عرصه قدرت

وضعیت روحانیت در دولت صفویه، فراز و فرود‌های مختلفی را به خود دیده است. تقریبا از ابتدای تشکیل این حکومت تا اواسط حکومت شاه عباس اول، روحانیت شیعه در صدر قرار داشته و محل رجوع بوده است، اما از اواخر حکومت شاه عباس ورق برگشته و آرام آرام روحانیت شیعه به کناری گذاشته شدند. این موضوع به واسطه سیاست ورزی خاص شاهان صفوی و البته رویکرد محتاطانه علما در برابر آنان می‌تواند باشد. محقق کرکی، نخستین بار در زمانه شاه اسماعیل بنیان گذار صفویه وارد ایران شد.
رسالت مقدس اردبیلی در زمانه صفویه چیست؟

رسالت مقدس اردبیلی در زمانه صفویه چیست؟

رویه عمومی علما در زمان صفویه، همکاری با دولت صفویه بوده است. شاید بتوان گزیده روش و منش عموم علما در نسبت با دستگاه سیاسی را در این ایده محقق کرکی بیان داشت که معتقدند همکاری با حاکم (هرچند ظالم) از سوی مردم واجب و از سوی علما لازم است، اما در این میان برخی از فقهای دیگر شیعی همچون مقدس اردبیلی و شیخ ابراهیم قطیفی دیدگاه محافظه‌کارانه‌تری در خصوص دربار صفویه اتخاذ می‌کنند. مقدس اردبیلی حکومت صفویه را حکومت ظالمان مؤمن (شیعه) می‌پنداشته است.
استمداد از حاکمیت برای ساخت جامعه؛ استمداد از مردم برای هدایت حاکمیت

استمداد از حاکمیت برای ساخت جامعه؛ استمداد از مردم برای هدایت حاکمیت

قدرت ایجاد شده برای روحانیت شیعه برای نخستین بار در واقعه توتون و تنباکو خود نمایان کرد. میرزای شیرازی که شاگرد شیخ انصاری و مرجع تقلید شیعیان پس از ایشان بوده است، برای نخستین بار اذهان استعمار و استثمار را متوجه قدرت اجتماعی روحانیت شیعه نمود.
رفعت یافتن رسالت اجتماعی روحانیت در نگره امام خمینی

رفعت یافتن رسالت اجتماعی روحانیت در نگره امام خمینی

برخواستن مشروعیت یک حکومت از ناحیه دین و نه نظریه شاهی، لحاظ مشروعیت، مستقل از شخصی غیر فقیه برای فقیه، گسترش عمل به شریعت اسلامی، قرارگیری روحانیت در مناسبی همچون قضاوت و... که به لحاظ فقهی تعلق به او داشته و همگی ایده‌هایی بوده که در طول تاریخ، در فقاهت شیعه تکوین یافته و بارور شده است، اما عسرت زمانه برای دینداری، باعث می‌شده تا عالمان شیعه به واسطه تمسک به اصل تقیه، نحوه عملی متفاوتی را با شاهان وقت برقرار نمایند.
روحانیون یکی از دو گروهِ اصلی رجوعِ ایرانیان

روحانیون یکی از دو گروهِ اصلی رجوعِ ایرانیان

اگر بخواهید ۱۵۰ سال اخیر را بررسی کنید، از اواخر قاجار به این سو، روحانیون و طلاب همواره یکی از گروه‌های مرجع مهم بودند در کنار روشنفکران که در دوره معاصر ظهور نمودند. این دو گروه در کنار همدیگر دو عامل پررنگ بوده و گروه مرجع اصلی را شکل داده‌اند برای تحولات دوره مدرن؛ بنابراین آنجایی که انسان، منویات و آرزوهای اخلاق گرایانه خود را بر یک الگوی اجتماعی و قشر مشخص فرافکنی می‌کند، آنگاه گروهی شکل می‌گیرد که عالم دینی و روحانی می‌شود.
جامعه شناسی تاریخی کنش جمعی روحانیت

جامعه شناسی تاریخی کنش جمعی روحانیت

روحانیت شیعه همواره خود را در جایگاه رهبری امت می‌دیده است. از همین رو به شدت سویه‌های اجتماعی داشته و هیچ گاه گوشه گیر نبوده است. حتی در هنگامی که غلبه رویکرد‌های ضد اجتماعی و سیاسی مشاهده می‌شود، مقوله ترویج مذهب و راهبری امت فراموش نمی‌شود.
فراز و فرود‌های شکل گیری نهاد مرجعیت

فراز و فرود‌های شکل گیری نهاد مرجعیت

در زمان صفویه است که نظریه نیابت شکل می‌گیرد، به عبارت دیگر نطفه نظریه نیابت از معصوم در زمان صفویه بوده و تثبیت آن در دوره قاجار است. وقتی این نظریه تثبیت می‌شود هم امکان برای نظریه مرجعیت عامه فراهم می‌شود و امکان برای ولایت فقیه در اعصار بعد فراهم می‌شود. بدون نظریه نیابت هیچ کدام از این دو نهاد (ولایت فقیه-مرجعیت عامه) امکان تحقق نداشت.
سه گانه اسلام فردی، اجتماعی و تمدنی در مواجهه با قدرت

سه گانه اسلام فردی، اجتماعی و تمدنی در مواجهه با قدرت

اسلام تنها به دنبال آن نیست که شاکله قدرت را به دست بگیرد و بگوید چه کسی و چگونه حکمرانی کند، اسلام علاوه بر سرپرستی سیاست، می‌خواهد سرپرستی جامعه و حتی جوامع بشری را انجام دهد، این یعنی اسلام داعیه‌های تمدنی دارد.
تحولات دینداری در جامعه شتابان ایران

تحولات دینداری در جامعه شتابان ایران

فقه پویا تلاش می‌کند مسائل جهان جدید را درک کند. فقط نکته‌ای وجود دارد. در خوش‌بینانه‌ترین حالت، سرعت تحول فقه پویا از سرعت تحول اجتماع ایرانی عقب است. یعنی فرض کنیم محتوای آن صحیح است درصورتی‌که خودش می‌گوید نیاز به بازنگری دارد و خود انتقادی در فقه پویا رکن است، ولی نکته اصلی این است که جامعه ایران دوان‌دوان طی مسیر داشته و آن فقه آهسته رهسپار بوده است. این عقب‌افتادگی از جامعه و نسل جدید، فقط هم مختص فقه پویا نیست. این را اشتباه نگیریم، همه جامعه درگیر این سرعت است. می‌خواهم بگویم در خوش‌بینانه‌ترین حالت، فقه پویا تحولش کند بوده است یا به تعبیر دیگر، تحولات جامعه ایرانی سرعتش بسیار تند و شدید بوده است.
کدام گروه مرجع همچنان مقبولیت دارد؟

کدام گروه مرجع همچنان مقبولیت دارد؟

خیلی‌ها سعی می‌کنند با دیدن این اعتراضات (که امروزه نام اعتراض مدنی (نه سیاسی) به خود گرفته) گروه مرجع روحانیت را از نظر مقبولیت زیر سؤال ببرند، اما من بر این باورم که اگر الآن رفراندوم انجام شود هنوز هم ملت، همین گروه مرجع را به هر گروه دیگر مدعی که لندن نشین و پاریس نشین و واشنگتن نشین است، ترجیح می‌دهد. اما متأسفانه این گروه نمی‌خواهد باور کند که اگر داخل صدایی بلند می‌شود، اعتراض دوستانه و دلسوزانه است.
روحانیت نسبت به امور متغیر حساس است!

روحانیت نسبت به امور متغیر حساس است!

عامل دیگری که مانع حضور تاریخی تمامی جریان‌های فکری حوزه‌های علمیه در دوران امام_امت است، این است که حوزه‌های علمیه نسبت به امور متغیر قدری حساس هستند، یعنی، چون آمدن و رفتن حکومت‌ها امری تاریخی، زمانمند و متغیر است و حوزه‌های علمیه در تاریخ خود این موضوع را بارها مشاهده کرده‌اند، معتقدند اگر ما تمام هستی دین را به امری گذرا و تاریخی پیوند بزنیم، در صورت نبود آن حکومت دین و فرهنگ دینی به‌طور کلی از بین خواهد رفت؛ و این دغدغه جدی برخی جریان‌های فکری حوزه‌های علمیه در قبال اتصال به بدنه حاکمیت است.
نظام اسلامی، ظرفیتی عظیم و واقعیتی پیچیده!

نظام اسلامی، ظرفیتی عظیم و واقعیتی پیچیده!

پیچیدگی مضاعف این نظام نخست در آن است که داعیه اسلام سیاسی را در شرایطی مطرح می‌کند که سیره عملی فقهای اسلام در گذشته بر آن ابتنا نداشته است و از طرف دیگر این داعیه در زمانه‌ای مطرح می‌شود که به اصطلاح تمدن غرب در حال ایجاد نظمی جدید مبتنی بر بسط نظام اقتصادی، فرهنگی و... خویش است. همه این موارد بر ظرافت‌های کار این نظام افزوده و همچنین درصد خطا‌های آن را بیشتر کرده است. در نتیجه چنین صحنه‌ای انقلاب اسلامی در میان روحانیت چند دسته از برخورد را ایجاد کرده است.
دل نگرانی‌های روحانیت از ورود به عرصه عمل

دل نگرانی‌های روحانیت از ورود به عرصه عمل

تا هنگامی‌که در حجره نشسته‌ایم و بحث می‌کنیم سختی خاصی وجود ندارد، یک بحث است، اما وقتی داخل صحنه آمدیم و گفتیم مردم به حکومت‌نظامی اعتنا نکنید و در خیابان بریزید، این سخن گفتن خیلی جرئت می‌خواهد و خیلی مسئولیت‌پذیری می‌طلبد. این یک برآورد متفاوتی از مسئولیت و صحنه می‌خواهد. بعد از آن هم همین اتفاق‌ها مدام تکرار شد، از مسئله گروهک‌ها در نظر بگیرید تا در زمان جنگ و ...
تصور عمومی از روحانیت، محدود به فرد معمم است!

تصور عمومی از روحانیت، محدود به فرد معمم است!

من نگران این هستم مخاطب هر واژه فقهی که می‌آید تصور کند یک روحانی با لباس معمم مدنظر ماست، اصلاً این‌طور نیست. با همه توضیحاتی که عرض کردم اگر این فقه در جامعه شکل بگیرد و به وجود بیاید واقعاً توان پاسخ‌گویی را دارد. ولی سؤال مهم‌تر این است آیا ما متولی برای اجرای این فقه داریم؟ مشکل ما این نیست که آیا فقه پویا، توان پاسخ‌گویی به جامعه جهانی امروز و ایران را دارد یا نه. دغدغه ما این است که آیا ما متولی اجرای این فقه پویا را داریم؟ آیا کسی را داریم که این فقه پویا را در قامتش بنشانیم؟
روحانیت و مسئله پذیرش اجتماعی

روحانیت و مسئله پذیرش اجتماعی

اگر این تجارب و شواهد را گواه بگیریم، روحانیت در قدرت در تعامل و همسازی با نهادها، نیرو‌ها و ساحت‌های متکثر و چندگانۀ جامعه احتمالا کارنامۀ موفق‌تری نسبت به آلترناتیو خود ـ روحانیت جریان اصلی ـ پیش روی نهاده است. این کارنامه را نمی‌توان با وصف «به رسمیت شناختن دیگری» (آن‌گونه که فی‌المثل اکسل هونت اندیشه‌ورز متاخر مکتب فرانکفورت صورت‌بندی کرده) قرین ساخت.