۱۴۰۴/۰۷/۱۲
۲۰:۴۱
کد خبر : ۱۱۴۹۹
چرایی حمایت حکام عرب و مسلمان از طرح ترامپ برای غزه به قلم دیوید هرست؛

طرح ترامپ، تولد دوباره استعمار در غزه با حمایت اعراب

طرح ترامپ، تولد دوباره استعمار در غزه با حمایت اعراب
تشکیلات خودگردان فلسطین باید پرونده‌های خود علیه اسرائیل در دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) و دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) را پس بگیرد، پرداخت کمک‌ها به خانواده‌های مبارزان کشته‌شده را متوقف کند، برنامه درسی مدارس را تغییر دهد و رسانه‌ها را کنترل کند و تنها پس از انجام این موارد، اسرائیل وضعیت را بررسی خواهد کرد. هیچ یک از هشت رهبر، نخست‌وزیر یا وزیر امور خارجه ترکیه، قطر، عربستان سعودی، امارات، اردن، مصر، اندونزی و پاکستان پیش از موافقت با این طرح با فلسطینی‌ها مشورت نکرده‌اند.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «دیوید هرست» [1] -روزنامه‌نگار سرشناس بریتانیایی و از بنیان‌گذاران و سردبیر وب‌سایت «Middle East Eye»- در یادداشت جدیدی که این وب‌سایت خبری- تحلیلی آن را منتشر کرده است به موضوع طرح ترامپ برای آتش بس در غزه و حمایت رهبران عرب و مسلمان از این طرح پرداخته است. هرست از تعبیر خیانت برای این حمایت استفاده کرده و می‌نویسد سران عرب و مسلمان با حمایت از طرح ترامپ برای غزه، به‌جای حمایت واقعی از حقوق فلسطینی‌ها، عملاً شرایط سخت‌تر و ناامیدکننده‌تری را برای آنها رقم زده‌اند و فلسطینی‌ها را در مقابل اسرائیل و آمریکا تنها گذاشته‌اند. به گفته وی طرح ترامپ کنترل اسرائیل بر غزه را حفظ کرده و هیچ نقشی برای رهبری فلسطینی در بازسازی و اداره غزه قائل نیست. بر اساس این طرح مردم فلسطین هیچ حقی برای داشتن کشور مستقل نخواهند داشت و هیچ تضمینی هم برای توقف نسل‌کشی از سوی اسرائیل وجود ندارد. هرست تاکید می‌کند در وضعیت کنونی حماس نیز در مقابل گزینه‌های دشواری قرار دارد؛ یا تسلیم شدن بدون تضمین پایان جنگ یا ادامه جنگ با پشتیبانی کامل ترامپ و متحدانش.

 

فریب یا خیانت

رهبران عرب و مسلمان می‌توانند ادعا کنند که فریب خورده‌اند و به‌اشتباه از طرحی که روز دوشنبه 29 سپتامبر (7 مهر) توسط رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، رونمایی شد، حمایت کرده‌اند. طرحی که در واشنگتن اعلام شد، به طور قابل توجهی با طرحی که آنها در نیویورک موافقت کرده بودند متفاوت بود، اما این برداشت خوش‌بینانه‌ای است از کاری که انجام داده‌اند.

بر اساس طرح ترامپ مردم فلسطین هیچ حقی برای داشتن کشور مستقل نخواهند داشت و هیچ تضمینی هم برای توقف نسل‌کشی از سوی اسرائیل وجود ندارد.

خیانت کلمه‌ دیگری است که به ذهن می‌رسد. خیانتی که به‌صورت یک نسل‌کشی در حال اجراست و نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، با چراغ‌سبز ترامپ اجازه یافته است تا آن را ادامه دهد. قطری‌ها به‌شدت خشمگین هستند که از نقش میانجیگری حذف شده‌اند و ترامپ از به تأخیرانداختن اعلام طرح خودداری کرده است. مصری‌ها نیز خشمگین هستند که نقش تشکیلات خودگردان فلسطین کاهش‌یافته و نیروهای اسرائیلی همیشه در رفح و در مرز با سینا باقی خواهند ماند. اما نام هر یک از کشورها هنوز در بیانیه‌ای که از این طرح استقبال کرده، باقی است و هیچ‌کدام هم چیزی نگفته یا اقدامی نکرده‌اند که از آن عقب‌نشینی کنند.

به هر حال هر یک از هشت کشور منطقه‌ای که از این توافق حمایت کرده‌اند، به مردم غزه پاداشی تلخ و تاریک برای دو سال تحمل شدیدترین حمله نظامی در تاریخ این درگیری داده‌اند برای آنها، نوری در انتهای تونل وجود ندارد. تنها نوعی دیگر از اشغال و نوعی دیگر از محاصره است.

دقیقاً در همان نقطه از تاریخ که دیدگاه افکار عمومی جهانی به طور قطعی علیه اسرائیل برگشته و تعداد بیشتری از دولت‌ها، کشور فلسطین را به رسمیت شناخته‌اند، رهبران عرب و مسلمان طرحی را پذیرفته‌اند که تضمین می‌کند هیچ دولت مستقلی نمی‌تواند در خرابه‌های انتقام اسرائیل برپا شود. دولت‌های منطقه‌ای می‌توانند ادعا کنند که پاکسازی قومی گسترده در غزه را متوقف کرده‌اند، اشغال اسرائیل را متوقف ساخته‌اند و نهادهای سازمان ملل را به غزه بازگردانده‌اند. اما کلیدهای هر کدام هنوز در دستان نتانیاهو است.

 

هیچ تضمینی وجود ندارد

رهبران عرب و مسلمان در برابر شجاعت و پایداری بی‌نظیر مردم غزه نه با حمایت، بلکه با ترس، بزدلی و منافع شخصی واکنش نشان داده‌اند.

هیچ تضمینی وجود ندارد که پاکسازی قومی و نسل‌کشی متوقف شده باشد، زیرا طبق این توافق، نیروهای اسرائیلی از نوار غزه خارج نمی‌شوند و این نتانیاهو است که تصمیم می‌گیرد چقدر و با چه سرعتی نیروهایش را به نیروی بین‌المللی ثبات‌بخش پیشنهادی (ISF) تحویل دهد. او همچنین آزاد است که تصمیم بگیرد چه میزان کمک و مصالح بازسازی وارد غزه شود. هیچ جدول زمانی برای چنین عقب‌نشینی وجود ندارد؛ اما تضمین کامل وجود دارد که این طرح پس از جنگ از تولد دوباره غزه تحت رهبری فلسطینی به هر شکلی جلوگیری خواهد کرد.

طبق این طرح، هیچ نقشی برای رهبری فلسطینی در بازسازی غزه در نظر گرفته نشده است. این توافق غزه را به طور قاطع از کرانه باختری اشغالی جدا می‌کند و هرگونه تفکر برای پیوستن این دو کنار گذاشته شده است. تشکیلات خودگردان فلسطین وضعیتی بهتر از حماس یا دیگر گروه‌ها ندارد. تشکیلات که قبلاً خلع‌سلاح‌شده، حالا باید قدم‌های بیشتری بردارد.

بر اساس سخنان نتانیاهو در کنفرانس خبری مشترک، تشکیلات خودگردان فلسطین باید پرونده‌های خود علیه اسرائیل در دادگاه کیفری بین‌المللی (ICC) و دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) را پس بگیرد، پرداخت کمک‌ها به خانواده‌های مبارزان کشته‌شده را متوقف کند، برنامه درسی مدارس را تغییر دهد و رسانه‌ها را کنترل کند و تنها پس از انجام این موارد، اسرائیل وضعیت را بررسی خواهد کرد. هیچ یک از هشت رهبر، نخست‌وزیر یا وزیر امور خارجه ترکیه، قطر، عربستان سعودی، امارات، اردن، مصر، اندونزی و پاکستان پیش از موافقت با این طرح با فلسطینی‌ها مشورت نکرده‌اند.

اگر حماس گروگان‌ها را تحویل دهد، هیچ تضمینی وجود ندارد که جنگ پایان یابد و هیچ اهرم دیگری برای تضمین آزادی زندانیان فلسطینی نخواهد داشت.

همان‌طور که فلسطینی‌ها هیچ نقشی در اداره‌ای که قرار است بر آنها در غزه تحمیل شود ندارند، هیچ نقشی هم در طراحی این طرح پساجنگ نداشته‌اند. اکنون وظیفه این کشورهاست که حماس را مجبور کنند تا شروط تسلیم را بپذیرد؛ شروطی که تانک‌ها، پهپادها و ربات‌های اسرائیلی نتوانستند در میدان نبرد به دست آورند.

 

طرح مقابله عربی

هیچ طرح مقابله عربی وجود ندارد؟ هیچ عزمی برای مقابله با گسترش مرزهای اسرائیل وجود ندارد. آن هم صرفاً توهم و خیال است. تفاوت‌های بین پیش‌نویس و بیانیه نهایی شامل محدودیت زمانی برای تحویل گروگان‌ها، توزیع کمک‌ها، تعداد زندانیان فلسطینی که آزاد خواهند شد، نیروی تثبیت‌کننده بین‌المللی و خطوطی است که نیروهای اسرائیلی به آن عقب‌نشینی خواهند کرد. در هر یک از این موارد، کنترل اسرائیل شدیدتر شده و تعهداتش کاهش‌یافته است.

اما نکات کلیدی عبارت‌اند از: تعهد اسرائیل برای اجازه ورود ۶۰۰ کامیون کمک در روز، با عبارتی جایگزین شده است که «حمایت کامل» را بدون اعداد و بدون مشخص‌کردن تجهیزات مجاز اسرائیل بیان می‌کند؛ تعهد به عقب‌نشینی کامل از غزه به عقب‌نشینی «مشروط به خلع سلاح و حفظ یک منطقه امنیتی» تغییریافته است. بیانیه‌ای که به‌صورت مشترک توسط رهبران و وزیران خارجه کشورهای دیدارکننده ترامپ -ترکیه، قطر، عربستان سعودی، امارات، اردن، مصر و اندونزی- صادر شد، به پیش‌نویس اولی اشاره دارد که ترامپ و ویتکاف در نیویورک توافق کرده بودند. ویتکاف و جرد کوشنر، داماد ترامپ، آن طرح را به نتانیاهو تحویل دادند. آن‌ها با هم و طی ساعت‌ها در اتاق‌های هتل متن را به طور بنیادین تغییر دادند. روزنامه «تایمز اسرائیل» این تغییرات را «ویرایش» توصیف کرده است.

مقامات قطری از این «ویرایش‌ها» چنان خشمگین بودند که تلاش کردند ترامپ را متقاعد کنند اعلامیه‌اش را به تأخیر بیندازد، اما نادیده گرفته شدند. با این حال، آنها هرگز نمی‌توانستند از کاری که ترامپ و ویتکاف انجام دادند شگفت‌زده شوند. این دو نفر بارها و بدون هیچ شرمی قول‌ها و تعهدات خود را شکسته‌اند. آنها سابقه ترک مواضعی را دارند که به طور علنی پذیرفته بودند.

 

تغییرات حیاتی

بدترین نمونه، توافق آتش‌بس ژانویه با حماس بود که این بازیگران منطقه‌ای به‌سادگی اجازه دادند نتانیاهو آن را پاره کند، اما نمونه‌های دیگری نیز وجود دارد. مثالی دیگر، مذاکراتی بود که ویتکاف قرار بود با هیئت ایرانی در عمان داشته باشد، درست زمانی که جنگنده‌های اسرائیلی و بمب‌افکن‌های B2 آمریکا تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار دادند.

هیچ یک از مقامات و رهبران 8 کشور ترکیه، قطر، عربستان سعودی، امارات، اردن، مصر، اندونزی و پاکستان پیش از موافقت با این طرح با فلسطینی‌ها مشورت نکرده‌اند.

ترامپ آشکارا از این فریب خوشحال بود. نتیجه چه بود؟ ظاهراً مصر با حضور دائمی اسرائیل در رفح و در امتداد گذرگاه فیلادلفیا که غزه را از صحرای سینا جدا می‌کند، موافقت کرده است. اسرائیل قاطعانه بر حفظ کنترل هر دوی این مناطق پافشاری کرده است. قطر دوباره نقش میانجی را بر عهده گرفته است، هرچند ارزش آینده‌اش به دلیل تلاش‌های آشکار اسرائیل برای حذف آن از این توافق به‌شدت زیر سؤال رفته است. عذرخواهی نتانیاهو محدود بود، چرا که بابت حمله به هیئت حماس که دوحه میزبان آن بود، عذرخواهی نکرد. از سوی دیگر، نتانیاهو به توافقی دست‌یافته است که کنترل کامل روند عقب‌نشینی نیروهایش از غزه را ـ حتی مدت‌ها پس از آزادی گروگان‌ها ـ در اختیار او قرار می‌دهد.

مسائل کلیدی که برای حماس حیاتی‌اند -عقب‌نشینی کامل اسرائیل و توقف جنگ پیش از آزادی گروگان‌ها و خط‌قرمز حفظ سلاح‌هایشان- نیز بین پیش‌نویس اول و نهایی تغییرات حیاتی داشته است. پیش‌نویس اول بیان می‌کرد: «نیروهای اسرائیلی به خطوط نبرد در زمانی که پیشنهاد فرستاده ویژه آمریکا استیو ویتکاف برای آماده‌سازی آزادی گروگان‌ها ارائه شده، عقب‌نشینی خواهند کرد» اما مشخص نمی‌کرد کدام پیشنهاد ویتکاف، چون چندین پیشنهاد وجود داشته است. بیانیه نهایی فقط می‌گوید: «نیروهای اسرائیلی به خط توافق‌شده عقب‌نشینی خواهند کرد». این بند نیز ظاهراً به نقشه‌ای منتشرشده اشاره دارد که طبق آن، حتی پس از نخستین مرحله عقب‌نشینی نیروها، کنترل بخش عمده‌ای از غزه در دست نیروهای اسرائیلی باقی می‌ماند.

به این بند، ملاحظات جدیدی اضافه شده است: «نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) بر اساس استانداردها، نقاط عطف و جدول زمانی که به خلع سلاح مرتبط است و میان ارتش اسرائیل، نیروی ثبات بین‌المللی (ISF)، تضمین‌کنندگان و ایالات متحده توافق خواهد شد، عقب‌نشینی خواهند کرد».

جای تعجب نیست که نتانیاهو با لبخندی بزرگ روبه‌روی دوربین‌ها ظاهر شد و جای تعجب ندارد که به بینندگان تلویزیون اسرائیل گفت: «چه کسی باور می‌کرد؟ همیشه می‌گفتند باید شرایط حماس را بپذیرید، همه را خارج کنید. ارتش باید عقب‌نشینی کند، حماس می‌تواند احیا شود و نوار غزه را بازسازی کند. محال است؛ این اتفاق نخواهد افتاد.»

سپس از نتانیاهو پرسیده شد که آیا با تشکیل دولت فلسطینی موافق است یا نه. او پاسخ داد: «قطعاً نه. این موضوع در توافقنامه نوشته نشده، اما یک چیز را گفتیم؛ اینکه ما قویاً با تشکیل دولت فلسطینی مخالفیم. رئیس‌جمهور ترامپ هم همین را گفت و گفت که این مسئله را درک می‌کند.»

در اینجا او درست می‌گوید. آخرین بند از ۲۰ بند طرح ترامپ فقط می‌گوید: «ایالات متحده گفتگویی بین اسرائیل و فلسطینی‌ها برقرار خواهد کرد تا به یک افق سیاسی برای هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و شکوفا برسند.» ماده ۱۹ تنها به شکلی مبهمی به مسئله تشکیل دولت اشاره می‌کند. در این ماده، حق تعیین سرنوشت و تشکیل دولت به‌عنوان «آرزوی» مردم فلسطین به رسمیت شناخته شده است -نه به‌عنوان «حق»- و حتی همین آرزو نیز مشروط به «پیشرفت در بازسازی غزه و اصلاحات صادقانه تشکیلات خودگردان» شده است و داور این روند کیست؟ البته، اسرائیل.

این موضوع نیازی به دخالت ویرایشی ویتکاف و کوشنر نداشت. خیانت به آرمان ملی فلسطین توسط رهبران عرب و مسلمان که مدعی حمایت از آن بودند، مدت‌ها پیش به انجام رسیده بود. زیرا در این طرح حتی یک کلمه هم درباره حق تعیین سرنوشت و حق غیرقابل‌انتقال فلسطینی‌ها برای داشتن دولت مستقل وجود ندارد. ترامپ به جز تشکیل دولت اسرائیل بین رودخانه و دریا به چیز دیگری گوش نمی‌دهد. او فلسطینی‌ها را تنها به چشم کارگران مهاجر می‌بیند.

طرح ترامپ کنترل اسرائیل بر غزه را حفظ کرده و هیچ نقشی برای رهبری فلسطینی در بازسازی و اداره غزه قائل نیست

 

خیانتی که کامل شد

ترامپ در کنفرانس خبری‌اش زمانی را به توضیح این موضوع اختصاص داد که چگونه در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش، برخلاف نظر کشورهای منطقه، تصمیم به رسمیت شناختن اورشلیم به‌عنوان پایتخت اسرائیل و همچنین الحاق بلندی‌های اشغالی جولان گرفت. او گفت: «و می‌دانید چی شد؟ فوق‌العاده بود. همه فکر می‌کردند این کار به پایان دنیا منجر می‌شود، این چیزی بود که می‌گفتند. اما هیچ اتفاقی نیفتاد.» به گفته ترامپ، در سال ۲۰۰۵، «آریل شارون»، نخست‌وزیر وقت اسرائیل، از بهترین مناطق ساحلی غزه عقب‌نشینی کرد تا به دنبال صلح باشد. ترامپ ادامه داد: «و آنها گفتند، تنها چیزی که الان می‌خواهیم صلح است. به‌جای ساختن زندگی بهتر برای فلسطینی‌ها، حماس منابع را به ساخت بیش از ۴۰۰ مایل تونل و زیرساخت‌های تروریستی، تأسیسات تولید راکت و پنهان‌کردن مراکز فرماندهی نظامی و سایت‌های پرتاب در بیمارستان‌ها، مدارس و مساجد اختصاص داد. بنابراین اگر به دنبالشان می‌رفتید، حتی متوجه نمی‌شدید که به‌جای آن یک بیمارستان یا مدرسه یا مسجد را نابود کرده‌اید.»

این، همان تصویری است که در ذهن ترامپ از دوره‌ای نقش بسته که در آن، حماس تنها انتخاباتی را برد که در دوران ریاست محمود عباس برگزار شد؛ زمانی که فتح با کمک اسرائیل تلاش کرد یک کودتای پیش‌دستانه راه بیندازد و شکست خورد و در پی آن محاصره‌ای وحشیانه و ۱۷ ساله آغاز شد. ترامپ نابودی هر بیمارستان، مدرسه و مسجدی را که در دو سال گذشته در غزه هدف قرار گرفته‌اند ـ که همگی مصداق جنایات جنگی و نسل‌کشی هستند ـ توجیه می‌کند. اما موضوع از این هم بدتر است.

 

شکست بلر

«تونی بلر»، همان کسی که در سخنرانی‌اش در مراسم خاکسپاری آریل شارون ـژنرالی که تانک‌هایش مسیر را برای شبه‌نظامیانی که فلسطینی‌ها را در اردوگاه‌های صبرا و شتیلا در لبنان قتل‌عام کردند، هموار ساختندـ او را «مرد صلح» خواند، بار دیگر بازگشته تا سایه‌اش بر غزه سنگینی کند.

هیچ‌کس خارج از رام‌الله نقشی به بزرگی بلر در کنارگذاشتن حماس از دولت وحدت ملی ـکه برای دهه‌ها تنها مسیر کاهش تنش بودـ نداشته است. در سال ۲۰۰۶، یعنی یک سال پیش از آنکه فرستاده ویژه خاورمیانه شود، بلر در کنار رئیس‌جمهور وقت آمریکا، جورج بوش، ایستاد و نتایج یک انتخابات آزاد را رد کرد، حماس را تحریم نمود و پایه‌های حمایت بین‌المللی از یک محاصره دائمی را بنا نهاد. شرایط تعیین‌شده توسط گروه چهارجانبه، حذف حماس را تضمین کرد. اکنون او به‌عنوان عضوی از «هیئت صلح» بازگشته است.

در سال ۲۰۱۰، پس از پایان دوره مأموریتش، تاریخ‌نگار تجدیدنظرطلب اسرائیلی، «آوی شلایم» [2] درباره نخست‌وزیر سابق بریتانیا نوشت: «شکست بلر در ایستادن در کنار استقلال فلسطین دقیقاً همان چیزی است که او را نزد نهادهای اسرائیلی محبوب می‌کند.» در فوریه سال گذشته، زمانی که فلسطینی‌های غزه هنوز در حال سوگواری برای جان‌باختگان خود بودند، بلر جایزه «دان دیوید» را از دانشگاه تل‌آویو به‌عنوان «برنده در زمینه رهبری» دریافت کرد. در توضیح این جایزه، از او به‌خاطر «هوش استثنایی و آینده‌نگری و همچنین شجاعت اخلاقی و رهبری اثبات‌شده» تمجید شده است. ارزش این جایزه یک میلیون دلار است. ممکن است بدبین باشم، اما فکر می‌کنم این جایزه به‌خاطر سکوت بلر در همراهی با جنایات مداوم اسرائیل علیه مردم فلسطین به او داده شده است.

 

فلسطینی‌ها تنها مانده‌اند

گزینه‌های حماس بسیار تیره و تار هستند. توافقی که پیش روی آن‌هاست به‌مراتب بدتر از توافقی است که حزب‌الله پذیرفته بود و حتی آن توافق هم روزانه توسط اسرائیل نقض می‌شود. اگر حماس گروگان‌ها را تحویل دهد، هیچ تضمینی وجود ندارد که جنگ پایان یابد و هیچ اهرم دیگری برای تضمین آزادی زندانیان فلسطینی نخواهد داشت. اگر طرح ترامپ رد کند، جنگ با حمایت کامل ترامپ ادامه خواهد داشت. از عربستان سعودی، امارات، اردن و مصر در نحوه تسلیم‌شدنشان هیچ جای تعجبی نیست؛ اما ترکیه و قطر نیز در این ماجرا حضور دارند. آن‌ها نیز با گذاشتن نام خود پای توافقی به این شدت بد و یک‌طرفه به فلسطینی‌ها خیانت کرده‌اند. بارها و بارها به آن‌ها هشدار داده شد که نباید به تضمین‌های آمریکا و رابطه تجاری‌شان با ترامپ اعتماد کنند و بارها و بارها همچون مهره‌ای در بازی دیگران مورد سوءاستفاده قرار گرفتند.

همین ترکیه و قطر بودند که پیش‌تر درباره خطرات بازگشت به وضعیت پیش از ۶ اکتبر -روز قبل از حمله حماس- هشدار داده بودند؛ زمانی که عربستان سعودی در آستانه عادی‌سازی روابط با اسرائیل قرار داشت. اما اکنون، پس از دو سال نسل‌کشی، به توافقی پیشنهادی رسیده‌ایم که به‌مراتب بدتر از شرایطی است که در ۶ اکتبر ۲۰۲۳ وجود داشت.

اسرائیل چراغ‌سبز دارد که در غزه باقی بماند، چه به‌صورت مستقیم و چه از طریق نمایندگانی مانند تونی بلر. حتی اگر نیروهایش را کاملاً عقب بکشد، همچنان مرزها را بسته نگه خواهد داشت و بر میزان کمک‌ها و کیفیت مصالح ساختمانی ورودی کنترل کامل خواهد داشت. اسرائیل چراغ‌سبز برای یورش به مسجدالاقصی دارد. چراغ‌سبز برای ساخت شهرک‌ها در کرانه باختری نیز در اختیارش است. این همان فرمول توافقات اسلو است، اما این بار با شدت و بی‌پروایی بسیار بیشتر.

فلسطینی‌ها تنها زمانی اجازه خواهند داشت در کنار اسرائیل در صلح زندگی کنند که مطیع خواسته‌های آن باشند، به گوشه‌های باقی‌مانده از سرزمینی که شهرک‌نشینان هنوز اشغال نکرده‌اند خزیده باشند و از هرگونه رؤیای تشکیل یک دولت مستقل دست بکشند. این همان چیزی است که منظور طرح ترامپ از رادیکال زدایی است؛ یعنی کنارگذاشتن پرچم ملی فلسطین، در حالی که شهرک‌نشینان پرچم ستاره داوود را بر فراز خانه‌ها و زمین‌های پیشین فلسطینیان به اهتزاز درمی‌آورند.

هرگز فلسطینی‌ها -در هر کجا که زندگی می‌کنند- تا این اندازه تنها نبوده‌اند. رهبران عرب و مسلمان در برابر شجاعت و پایداری بی‌نظیر مردم غزه که شبانه‌روز بر صفحه تلویزیون‌هایشان دیده‌اند، نه با حمایت، بلکه با ترس، بزدلی و منافع شخصی واکنش نشان داده‌اند.

https://www.middleeasteye.net/opinion/trump-gaza-plan-great-betrayal-arab-muslim-leaders-rewarding-israel-genocide

 

[1] David Hearst

[2] Avi Shlaim

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :