۱۴۰۵/۰۵/۲۸
۰۹:۵۴
کد خبر : ۱۲۱۱۷
نگاهی به وضعیت بیوتی بلاگر‌ها در گفت‌و‌گو با محمد سعید ذکایی/ بخش دوم؛

دلالت‌های صفِ طولانی زیباجویان!

محمد سعید ذکایی بیوتی بلاگر میگوید.
در گذشته، آرایش‌کردن زمان و مکان خاصی داشت؛ زنان برای رفتن به عروسی، مهمانی و... خود را آراسته و زیبا می‌کردند. من افرادی را می‌شناسم که لحظه‌ای بدون آرایش - حتی در زمان استراحت - نمی‌تواند باشد.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ در بخش نخست گفت‌وگو با دکتر محمد سعید ذکایی پیرامون مسئله زیبایی‌جویی مجازی و فروشندگان زیبایی که با عنوان «این زیبایی احساس محرومیت تولید می‌کند!» منتشر شد به این موضوع اشاره شد که زیبایی در حال تبدیل‌شدن به مولد نابرابری است. در بخش دوم این گفت‌وگو، عضو هیئت‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی جایگاه بلاگرها در حوزه ایجاد «اقتصاد عاطفی» و مرجعیت‌سازی بررسی شده است. مشروح بخش دوم این گفت‌وگو پیش روی شماست.

 

بلاگرها، صاحبان اقتصاد عاطفی

این‌طور که من از فضای بحث شما در بخش اول گفت‌وگو فهمیدم، به نظرم بلاگرها را باید این‌طور دید: حلقه واسطی که احتمالاً می‌خواهد به نفع یک میل و نفع بالاتر، ذائقه‌سازی کند.

ذکایی: دقیقاً. بلاگرها و بیوتی بلاگرها را به قول «بوردیو» باید واسطه‌های فرهنگی بنامیم. بدین معنا که سلیقه‌ای را که پیش‌تر همه به آن دسترسی نداشتند، این‌ها می‌توانند اصطلاحاً دموکراتیک و عامه‌پسند کنند؛ به‌گونه‌ای که بقیه هم بتوانند به آن دسترسی پیدا کنند. اگر نوع خاصی از ابرو یا هر چیز دیگر مد می‌شود؛ بیوتی بلاگرها چون پیش‌قراول هستند، می‌توانند تبدیل به واسطه‌ای بین توده و قشر نخبه برای ترویج آن بشوند. کار بلاگرها این است که بگویند هر فرد عادی هم می‌تواند وارد این بازی شود. واسطه فرهنگی به این معناست. ظاهرش این است که قدرت و حس خوبی به آدم می‌دهد؛ عمل‌ها و فیلترهای زیبایی، گفتمانی است که بلاگرها هوشمندانه آن را تبلیغ می‌کنند. به قول «سارا احمد»، آنها در حال ایجاد یک «اقتصاد عاطفی» تازه‌ای هستند. این‌ها نمایندگان ارشد نظم نمایشی و عاطفی هستند. نمایشی بدین معنا که آنچه مهم است، این است که چه چیزی در معرض دیده‌شدن قرار دارد. بلاگرها فضایی را ایجاد می‌کنند که در آن نمایشگر هستند؛ هرچه هست، ظاهر است و تصویر، توجه‌کردن و موردتوجه قرارگرفتن و تمام این‌ها نشان می‌دهد که بلاگرها، نماینده آن چرخش عاطفی هستند و اینکه چرا وقتی می‌توان زیبا بود و با تناسب‌اندام ظاهر شد و از آن لذت برد و توجهات را جلب کرد، آن را انجام نداد؟ بنابراین، گفتمان و نظم عاطفی تازه‌ای درست شده است.

 

آیا جنس چنین کنش‌هایی بیشتر اقتصادی یا معطوف به هدف اقتصادی است؟ یعنی ناظر به افق اقتصادی، فعالیت‌هایی را انجام می‌دهند که این فعالیت‌ها در واقع سودمحور و منفعت‌محور است و تأثیرات فرهنگی - اجتماعی را در پی دارد که ارزش‌ساز و هنجارساز است؟ به نظر می‌رسد که شاید کمتر روی آن تمرکز و به آن توجه کرده‌ایم. این ارزش‌سازی و هنجارسازی که این‌ها دارند انجام می‌دهند، چقدر مانا و ماندگار است؟ چون در کل، گویی فضای رفت‌وآمد ارزش‌ها و هنجارها و منفعت‌ها، هنجارهایی هستند که بینشان موج‌های متکثری وجود دارد.

ذکایی: داستان مُد، داستان چرخش و رفت‌وبرگشت است و البته معنی آن، این نیست که دیگر تکاملی و خطی است یا به یک نقطه‌ای می‌رسد که دائماً جلو می‌رود.

 

تغییر، رمز پویایی مد

یعنی به عقب برمی‌گردد؟

ذکایی: بله. ممکن است مقطعی باشد و بعد از مدتی دوباره برگردد. این خاصیت مد است. بنابراین، رمز پویایی مد نیز تغییرات آن است. به هر صورت، دسته‌ای از افراد، اگر حس موج‌یابی‌شان خوب باشد، از این موج استفاده می‌کنند. امروزه در نظم جهانی، اذعان داریم که این سلسله‌مراتب تا اندازه‌ای وجود دارد. بخشی از این مدها باید از مرکز بیرون بیاید. ممکن است این مرکز، پاریس، لندن یا هر جای دیگر باشد. در مورد لباس، این اتفاق می‌افتد. معنی آن، این نیست که دیگر در سطح محلی یا ملی اتفاقی نیفتد و مد شکل نگیرد. این مسیر رخنه‌کردن مد از هر طرف می‌تواند باشد و بیشتر از بالابه‌پایین است. منظورم از «بالا»، مراکز و قطب‌هایی است که ابزارش یعنی پول، نیرو و رسانه‌های بیشتری دارند و در نتیجه، بیشتر دیده می‌شوند و بیشتر لایک می‌خورند. اما به‌هرحال، مصادیق و نمونه‌هایی هم ممکن است باشد که موافق هستند این موج‌ها طبیعتاً باید تغییر پیدا کنند. چرا تغییر می‌کنند؟ به‌خاطر اینکه همان‌طور که اشاره کردم، زیبایی فقط محدود به بخش مقدماتی آن یا کالبد ثابتی از آن نیست و رمز ماندگاری صنعت زیبایی هم این است که بتواند با این اقلام و اکسسوری‌ها بازی کند و حتی مرزبندی‌های نمادینی هم برای خود زیبایی تعریف می‌کند.

بلاگرها فضایی را ایجاد می‌کنند که در آن نمایشگر هستند؛ هرچه هست، ظاهر است و تصویر، توجه‌کردن و موردتوجه قرارگرفتن و تمام این‌ها نشان می‌دهد که بلاگرها، نماینده آن چرخش عاطفی هستند و اینکه چرا وقتی می‌توان زیبا بود و با تناسب‌اندام ظاهر شد و از آن لذت برد و توجهات را جلب کرد، آن را انجام نداد؟

این کار طبیعتاً بخشی از اقتصاد آن است. به‌ویژه در جامعه ما که محدودیت برای کار زن‌ها وجود دارد و تا اندازه‌ای شرایط سختی که در سال‌های اخیر تجربه کردیم، فضایی برای طیفی که اعتمادبه‌نفس، سواد بصری و سواد دیجیتالشان هم خوب است، ایجاد کرده تا از این مسیر استفاده کنند. برخی از آنها هم با اعتمادبه‌نفس بیشتر و مستقل کار می‌کنند و بخشی از آنها به کلینیک‌ها و پزشک‌ها وابستگی دارند که در چرخه فرهنگی پیچیده‌تری کار می‌کنند و در آنها نیاز به بازنمایی یا کالاشدن وجود دارد. برای مثال، در جراحی‌های زیبایی، هنجارها و قاعده و قانون‌هایی وجود دارد و بخشی از آن اقتصادی است، چراکه اساساً رمز آن ماندگاری، سرمایه‌ای است که احتمالاً مبادله می‌شود و در سطح کلان و ملی نیز وجود دارد. بخشی از آن سرمایه، اقتصادی است که اشاره کردم و بخشی از آن هم قدرت اجتماعی و فرهنگی است: آن معنا و لذاتی که با حس قدرت حاصل از زیبایی ایجاد می‌شود. این حس قدرت را در بلاگرها می‌بینید که خودشان را نماینده مثلاً افکار عمومی در موضوع زیبایی می‌دانند یا واسطه‌های فرهنگی‌ای که می‌خواهند یک کالای دست‌نیافتنی یا ارزشمند یا بهتر است بگویم مزه یک کالای لوکس را به بقیه بچشانند. حسی از قدرت، استقلال، اعتمادبه‌نفس و البته منافع مادی و مالی هم که می‌تواند آن را راهبری کند، وجود دارد.

 

دایره نفوذ و تأثیر بلاگرها در فضای ذهنی مخاطبشان تا حتی تصمیم‌گیری و هویت‌بخشی، تا چه اندازه است؟

ذکایی: تعیین‌کردن حد سخت است، اما طبیعتاً یک چیز روشن است و آن اینکه در فضای رسانه‌ای امروز، موضوع گفت‌وگو دائماً درباره همین افراد و این‌گونه کانال‌ها و بلاگرهاست. به‌عبارت‌دیگر، بسته به جایگاهی که این افراد در آن سلسله‌مراتب کسب کرده‌اند، سلسله‌مراتبی از ذائقه و سلیقه شکل می‌گیرد. برای مثال، افراد می‌گویند آدرس یک کلینیک زیبایی را از فلان بلاگر گرفتم. آدرس دادن بلاگرها به مردم در زندگی روزمره، بخشی از روزمرگی‌ها را می‌سازد. بخشی از عادت‌های نوعیِ طبقه متوسط شهری یا یک کلان‌شهر را دست‌کم شکل می‌دهد. بنابراین، آنها نفوذ دارند؛ چراکه ظاهر و بدن، مهم‌ترین و بزرگ‌ترین محتوا در شبکه‌های اجتماعی است.

بیشتر پیام‌هایی که افراد می‌گیرند و در معرض آن قرار دارند، با موضوع بدن سروکار دارد. این ارتباط به شکل مستقیم و غیرمستقیم، با بدن جسمانی و بخش غیرجسمانی آن کار دارد و معنی آن، این است که ما دائماً پست‌هایی را در فضای مجازی یا در اینستاگرام جست‌وجو می‌کنیم یا می‌بینیم که دائماً به شکل یک کالا است که باید خریداری شود یا دارویی که باید مصرف شود یا ظاهری که باید ترمیم و مرتب شود. حتی قضاوت‌هایی در مورد این‌ها وجود دارد و با شجاعت می‌شود این را گفت که بزرگ‌ترین محتوا را امروزه محتوای مربوط به زیبایی می‌سازد و طبیعی است که در چنین فضایی، بیشترین وقت، انرژی و توجهی که در متن زندگی روزمره هم صورت می‌گیرد، به همین موارد اختصاص دارد. فارغ از اینکه چه کسانی می‌توانند مقاومت کنند و مقاومت به چه شکلی است، ما خواسته و ناخواسته در معرض بخش زیادی از این پیام‌ها قرار می‌گیریم و اینکه این تأثیر تا کجا خودش را نمایش می‌دهد، بر اساس آمار و قرائن محکمی که خیلی اینجا نمی‌شود درباره آن صحبت کرد، کاملاً مؤثر است.

 

صف طولانی زیباجویان

پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های سال ۱۴۰۲ که منتشر شد، بخشی از آن درباره اعتماد به سلبریتی‌ها بود و از مردم در این باره سؤال شده بود. جواب این بود که اعتماد، خیلی کم است؛ بدین معنا که اکثراً اعتماد ندارند و این برای من جالب بود؛ چراکه احتمالاً جامعه مخاطب در مواجهه با سلبریتی یا بلاگر به یک تعادل و هوش فرهنگی - اجتماعی جمعی می‌رسد که دایره و در واقع عمق این نفوذ را خود مخاطب، مشخص و دنبال می‌کند و در زیست روزمره‌اش از آن سخن می‌گوید. من فکر می‌کنم شاید در کنش اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، از او تأثیر چندان عمیقی نگیرد. در برخی از فرازونشیب‌ها هم می‌توان به آن رجوع کرد. این موضوع در سال ۱۴۰۱ در مورد بلاگرها به نظرم آن‌چنان بازخوردی در فضای عام جامعه ایرانی با این حجم از دنبال‌کننده نداشت.

ذکایی: طبیعتاً ما از نوع بلاگرها صحبت می‌کنیم؛ آیا منظورتان بلاگرهای سیاسی است؟

رمز پویایی مد نیز تغییرات آن است. به هر صورت، دسته‌ای از افراد، اگر حس موج‌یابی‌شان خوب باشد، از این موج استفاده می‌کنند.

 

خیر. بلاگرهای زیبایی.

ذکایی: ربط این موضوع به جریان‌های ۱۴۰۱ چیست؟

 

چون خیلی‌هایشان - خصوصاً پرمخاطب‌هایشان - کنش سیاسی داشتند.

ذکایی: ما درباره این صحبت می‌کنیم که میزان تأثیر در چه حد است و چه کسانی اثر می‌پذیرند یا نه. طبیعتاً شما خیلی بهتر می‌دانید که در مباحث ارتباطی، مباحث پایه‌ای مطرح می‌شود که سواد مخاطب هم در آن رمزگشایی می‌شود. یعنی مخاطب امروز، مخاطب منفعلی نیست. به قول شما، اغلب گفتند که اعتماد نداریم و حالا باید دید که چه ژانری از سلبریتی‌ها بیشتر مقبول هستند یا نیستند و در آن پیمایشی که فرمودید، تفکیک‌ها طبیعتاً صورت نگرفته است. ولی پیمایش کوچک‌تر و غیرملی‌ای که من دیدم هم ناظر به این بوده که به‌هرحال این توجه، حداقل توجه به معنای تحت‌تأثیر قرارگرفتن نیست. برای دنبال‌کردن زیست روزمره، مردم بیشتر به سلبریتی‌های روزمره نگار یا روزمره نویس مراجعه می‌کنند تا سلبریتی‌های سیاسی که بخواهند درباره حوزه عمومی و مشکلات روزمره صحبت کنند. فارغ از آن بحث، سخن من درباره آن گستره توجه است.

یک سلبریتی ممکن است پیامی بدهد که این پیام، فقط حساسیت ایجاد می‌کند. اینکه مخاطب صرفاً در پس ذهنش بیندیشد، یعنی تکرار یک گفتمان و ترسیم یک فرصت و یک موقعیت در حد اینکه ایجاد حساسیت کنیم، به نظر من تأثیر مهمی است. توجه به زیبایی، یعنی زیبایی به‌عنوان یک انتخاب، به‌عنوان یک رفتار و به‌عنوان کنش، ابعاد کمّی و کیفی متنوعی پیدا کرده است. یادم است ده سال یا بیست سال پیش، دانشجویان موضوعاتی را برای پژوهش در حوزه زیبایی انتخاب می‌کردند؛ وقتی صحبت از جراحی می‌شد، فقط جراحی صورت بود. امروزه اما توجه و حساسیتی شکل‌گرفته که تقریباً نقطه‌ای از بدن نیست که بخواهند تغییر دهند و نشود. برای مثال، دنده‌هایت را کم‌وزیاد کنی که کمرباریک شود! شما بهتر می‌دانید که از انگشت پا گرفته تا فرق سر، همه این‌ها انجام می‌شود و گاهی حتی در بیمارستان‌های عمومی و دولتی تهران و سایر شهرهای ایران، این عمل‌ها به‌شرط در صف ماندن انجام می‌شود. این بخش کیفی آن است و این بخش، تنوعی هم دارد که در گذشته نبود.

در گذشته، آرایش‌کردن زمان و مکان خاصی داشت؛ زنان برای رفتن به عروسی، مهمانی و... خود را آراسته و زیبا می‌کردند. من افرادی را می‌شناسم که لحظه‌ای بدون آرایش - حتی در زمان استراحت - نمی‌تواند باشد. می‌خواهم بگویم که تأثیرات کمی و کیفی هم گسترش پیدا کرده و هم تنوع یافته است؛ چه در محتوا و چه در اقلام آرایشی. این اطلاعات از کجا می‌آید؟ این حساسیت‌ها از کجا می‌آید؟ جز از شبکه جهانی و ایجاد نظم تازه رسانه‌ای؟ جز از آن فرهنگ رسانه‌ای که دارد همه این‌ها را در ظرفی و به‌صورت پکیج بسته‌بندی می‌کند؟ افراد از یک بلاگر خاصی الهام نمی‌گیرند و همه راجع به یک چیز صحبت می‌کنند.

 

یعنی برساختی است؟

ذکایی: بله. فضا و گفتمان می‌سازد. شرایط غالب، نرم‌های جدید، عادت‌واره و فضای هنجاری تازه‌ای را می‌سازد. این، اقتصاد عاطفی جدیدی می‌سازد که زیبا بودن، موردتوجه قرارگرفتن، مثبت‌بودن نسبت به بدن، مهم می‌شود. خیلی وقت‌ها افراد به سلبریتی‌ها به‌خاطر حسادت در ظاهر، مشکوک هستند. در عمل باید این موارد هم در نظر گرفته شود که در پیمایش‌ها، آنچه به زبان می‌آید، ممکن است فاصله‌ای با آنچه در عمل انجام می‌شود، داشته باشد.

 

احتمال ظهور ضدسلبریتیسم

 آیا می‌توان از سلبریتی‌ها یا بلاگرها، به‌مثابه گروه یک مرجع نام برد؟

ذکایی: بله. آنها هم به شکلی گروه‌های ذی‌نفوذ و الهام‌بخشی هستند. گروه مرجع در مباحث جامعه‌شناسی هم انواعی دارد، ولی همه احساس می‌کنند که می‌توانند مدل باشند و دست‌کمی از آنها ندارند؛ بنابراین، افرادی که در ترغیب، بازاریابی و خلاقیت موفق می‌شوند، بیشتر تأثیرگذار هستند که به یک معنا در تصمیم‌گیری‌ها، ذهنیت‌ها و رفتارها تأثیرگذارند تا اینکه بخواهند شاخص و نماینده باشند. چون مراجع، متکثر هستند و خاستگاه مکانی‌شان ضرورتاً ایران نیست. مراجع، ثابت هم نیستند. مدل‌ها و سبک‌ها تغییر می‌کنند، می‌آیند و می‌روند. فعلاً فضای غالب این‌گونه است. فعلاً که می‌گویم با این ملاحظه که می‌شود انتظار داشت این فرایند در جاهایی با مقاومت‌هایی روبه‌رو شود و آن مقاومت می‌تواند ناظر به خودآگاهی باشد و بخشی هم می‌تواند به هر صورت ناشی از افول یعنی تب‌وتاب‌ها و فرازونشیب‌ها باشد.

ما دائماً پست‌هایی را در فضای مجازی یا در اینستاگرام جست‌وجو می‌کنیم یا می‌بینیم که دائماً به شکل یک کالا است که باید خریداری شود یا دارویی که باید مصرف شود یا ظاهری که باید ترمیم و مرتب شود.

در صحنه مد و زیبایی هم انتظار می‌رود که در متن جامعه ایرانی خودش را نمایان کند. من حدس می‌زنم که مثلاً خرده‌فرهنگ‌های ضدسلبریتی نیز پا بگیرد. همان‌طور که شما در عالم سیاست می‌بینید که ضدسلبریتی یعنی کسی که عادی، خاکی و نزدیک به مردم کوچه و بازار است، در جاهایی ممکن است الگو شود. مثلاً خانم «مرکل» و رقیبش که سلبریتی بودند و از منطق سلبریتی استفاده می‌کردند؛ اتفاقاً منطق ضدِّسلبریتی در آلمان کارگر افتاد. این منطق که در سیاست نمایندگان زیادی داشته و دارد، در مورد قلمرو صنعت زیبایی و سرگرمی هم اتفاق می‌افتد. در صنعت مد و صنعت زیبایی هم ضدسلبریتی‌ها ظهور و بروز خواهند داشت.

 

در فضای جامعه ایرانی چقدر احتمال تقویت این نگاه را می‌بینید؟

ذکایی: گفتمان رسمی سعی می‌کند این را ترویج کند، اما آنها خیلی توفیقی ندارند؛ چون ایدئولوژیک به آن نگاه می‌کنند و ابزارهایشان هم ابزارهای همگانی و عامه‌پسندی نیست. این یک پروژه دولتی نمی‌تواند باشد. گرچه گفتم نمایندگانی از مد و لباس اسلامی گرفته که سال‌هاست در حال برگزاری کارگاه یا نمایشگاه هستند یا بهتر است بگویم در برنامه‌هایی که بخواهند به‌صورت خیلی نمایشی و گفتمانی و فقط با لفاظی این را ترویج کنند، خیلی مؤثر نخواهد بود. اما من فکر می‌کنم اینکه نمایندگانی در بخش مدنی و در حوزه عمومی و با همین منطق بلاگریسم، صفحه‌هایی درست کنند و گروه‌هایی شکل بدهند که به‌نوعی موضوع آن، این باشد که از آن منطق تغییر رادیکال آرایش و صورت‌های اغراق‌آمیزش که وجه مصرفی و رادیکال است، فاصله بگیرند، به‌زودی ظهور کند؛ چراکه منطق این‌ها و یکی از دلایل ظهور و بروزش می‌تواند جلب‌توجه باشد؛ یعنی ضدسلبریتی‌ها هم دیده می‌شوند، آنها هم بازار پیدا می‌کنند و آنها هم با قدرت، حس خوبی پیدا می‌کنند. منطق، منطق رسانه و دیده‌شدن است. فارغ از این منطق و دوگانه متفاوت - که چندان دورافتاده یا منفصل از هم نیستند، بلکه متصل هم هستند - نتیجه‌ای که بخواهیم برای ما محفوظ و مهم باشد، این است که سلبریتی‌ها نیز در منطق مد و زیبایی، یک رونمایی دارند و می‌توانند آثار خیری هم داشته باشند.

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :