چگونگی سامان بخشیدن به وضعیت مساجد در گفتگو با حجت‌الاسلام ذاکر؛
معاون فرهنگی و اجتماعی مرکز رسیدگی به امور مساجد استان تهران می گوید: یکی از مباحث مهمی که برای اقبال جوانان و نوجوانان به مسجد مطرح است، سپردن مسئولیت به ایشان است؛ این مسئولیت دادن ولو یک مسئولیت خُرد و کوچک، موجب می‌شود که نوجوان احساس کند در مسجد نقش‌آفرین است و از ظرفیت او استفاده می‌شود. نوجوان تمایل به ورود در حوزه‌ ایده‌پردازی و برنامه‌ریزی ندارد و بیشتر علاقه‌مند به کار اجرایی است، ولی جوان دوست دارد که از فکر و ایده‌اش بهره‌برداری شود. وقتی به مطالبات این قشر، در مسجد پاسخ داده شود، قطعاً حضور ایشان در مسجد چشمگیر خواهد بود.

به گزارش «سدید»؛ وضعیت مدیریت مساجد و نهادهای متعدد فعال و اثرگذار در زمینه فعالیت و مدیریت مساجد، این روزها وضعیت نابسامانی را برای مساجد رقم زده است. اوضاعی که بعضاً خانه‌های خود را از آن سنگر بودن خود دور کرده‌اند. در تهران مرکزی به نام مرکز رسیدگی به امور مساجد وجود دارد که توانسته تا حدودی این وضعیت را سامان ببخشد؛ اما در بسیاری از استان‌های دیگر، اوضاع مساعدی حاکم نیست. با حجت‌الاسلام حجت‌الله ذاکر معاون فرهنگی و اجتماعی مرکز رسیدگی به امور مساجد استان تهران و امام جماعت مسجد جامع امام سجاد(ع) در شمالغرب پایتخت در زمینه سامان‌بخشی به وضعیت مساجد کشور، گفت‌وگویی داشتیم که می‌خوانید:

 

انتقادی این روزها وجود دارد که مساجد صرفاً نمازخانه شده‌اند و افراد کهنسال در مسجد حاضرند و جوان‌ها حضور کمرنگی دارند. در مسجد شما خلاف این امر مشاهده می‌شود. چه کرده‌اید که جوانان و نوجوانان حضور پرشوری در مسجدتان دارند؟

برای اینکه جوانان و نوجوانان به مسجد اقبال داشته باشند، راهکارهایی وجود دارد. یکی از راهکار‌ها این است که در برنامه‌ریزی ذائقه‌‌ سنین مختلف مخاطبان مدنظر قرار گیرد. برای جذب مخاطب باید در مسجد به گونه‌ای عمل کرد که هر مخاطبی، بسته به ذائقه‌ خود، هنگام ورود به مسجد، متوجه شود که ذائقه‌اش مورد اعتنا قرار گرفته است. مثلاً در مورد نوجوانان باید بررسی کنیم که چه برنامه‌هایی برای نوجوانان جذابیت دارد؟! ما در مسجد امام سجّاد(ع)، یک باشگاه ورزشی راه‌اندازی کرده‌ایم که در آن به موضوع نشاط و طراوت نوجوانان و جوانان پرداخته می‌شود و از مربیانی استفاده می‌شود که در کنار ورزش، دغدغه‌ دینی و فرهنگی نیز داشته باشند و در کنار‌ ورزش، معارفی را هم به متربّیان منتقل می‌‌کنند؛ در این باشگاه به ترویج سبک زندگی اسلامی ایرانی هم عنایت می‌شود.

زمان استفاده از باشگاه هم طوری برنامه‌ریزی شده که یا بعد از اتمام نماز فعالیت‌ آغاز شود و یا فعالیت به نماز ختم شود؛ بنابراین آموزش‌پذیران همراه با مربّی خود با همان لباس ورزشی در صفوف نماز جماعت حاضر می‌شوند. راهکار دیگر، پرداختن به مقوله‌ هنر و ادبیات است. تشکیل گروه نمایش، سرود و نغمات آئینی، همچنین استفاده از ظرفیت جوان‌ها و نوجوان‌ها برای اذان گفتن و مکبّری در جذب آنان به مسجد بسیار مؤثّر است.

 

حضور متولّیان فرهنگی مسجد در مدارس همجوار مسجد نیز راهکار دیگری برای جذب دانش‌آموزان به مسجد است. با اجرای طرح‌ها و برنامه‌های مشترک با مدارس، مانند برگزاری مراسم جشن تکلیف در مسجد یا برگزاری بعضی از جشن‌های ویژه‌ دختران در مسجد توسط خواهران فعّال فرهنگی مسجد، موجب حضور بیشتر دانش‌آموزان می‌شود.

برای اقبال جوانان به مسجد، تشکیل حلقه‌های معرفتی، برگزاری اردو، برگزاری کارگاه‌های مهارت‌افزایی و ... تأثیرات مطلوبی خواهد داشت. یکی دیگر از مباحث مهمی که برای اقبال جوانان و نوجوانان به مسجد مطرح است، سپردن مسئولیت به ایشان است؛ این مسئولیت دادن ولو یک مسئولیت خُرد و کوچک، موجب می‌شود که نوجوان احساس کند در مسجد نقش‌آفرین است و از ظرفیت او استفاده می‌شود. نوجوان تمایل به ورود در حوزه‌ ایده‌پردازی و برنامه‌ریزی ندارد و بیشتر علاقه‌مند به کار اجرایی است، ولی جوان دوست دارد که از فکر و ایده‌اش بهره‌برداری شود. وقتی به مطالبات این قشر، در مسجد پاسخ داده شود، قطعاً حضور ایشان در مسجد چشمگیر خواهد بود.

 

با این سخنان شما، اشکال و ایراد مسجدی که از نوجوان و جوان خالی است، از خلاقیت و مدیریت امام جماعت است؟

از زوایای مختلف باید به این موضوع پرداخت. در برخی از موارد اقتضای یک محله یا یک منطقه این است که در مسجد حضور نوجوانان و جوانان منتفی است؛ مثلاً مسجد در منطقه‌ای (شهرکی) واقع شده که قشر بازنشستگان محترم در آن منطقه سکونت می‌کنند که نوعاً فرزندان ایشان ازدواج کرده‌اند و در مناطق دیگری ساکن شده‌اند. بنابراین اصلاً در این منطقه، قشر مدّنظر حضور ندارند که بخواهند به مسجد بیایند.

در برخی از مناطق، ارگان‌ها و نهادهای فرهنگی فراوانی وجود دارند که جذابیت ظاهری آن‌ها به دلیل مراعات نکردن حدود در استفاده از ابزارها و برنامه‌‌ها بالاست و موجب می‌شود که نوجوانان و جوانان به جای مسجد به سرای محله، فرهنگسرا و ... جذب شوند؛ مگر اینکه در همان محلّه یک امام جماعت با خلاقیت بسیار بالا بتواند با رعایت حدود شرعی، جذابیت‌هایی برای حضور این قشر ایجاد کند.

 

 چند درصد از ائمه جماعت در این سطح از خلاقیت هستند؟

متأسفانه نیروی متخصّص و خلّاق که از همه جهت ظرفیت مدیریت مطلوب مسجد را دارا باشد، کم است. در حوزه‌های علمیه هم در زمینه‌ تربیت امام جماعت تراز، خلاء وجودی دارد. البتّه در سال‌های اخیر مرکز رسیدگی به امور مساجد تلاش کرده تا شبکه ائمه جماعات را تعالی بخشد و به سمت و سویی بیاورد که بتواند این رونق‌بخشی را رقم بزند. حال گاهی اوقات ممکن است که وجود یک امام جماعت حتّی کهنسال به دلیل مزیّت‌هایی همچون علم، تقوا و اخلاق در‌ مسجد موضوعیت داشته باشد که تلاش شده با گذاشتن دستیار و نایب جوان، خلأ پویایی جبران شود.

البته گاهی به ‌واسطه مباحث معیشتی و تأمین نشدن مالی یک امام، او نمی‌تواند انگیزه‌ لازم برای کار تمام وقت در مسجد را داشته باشد. نتیجه این است که نماز در سه وعده توسّط وی خوانده نمی‌شود؛ زیرا امام می‌تواند در بخشی از ساعات روز در مسجد حضور داشته باشد.

 

فردی که امام جماعتی شغل اوست، آیا از نظر بیمه و حقوق حداقلی تامین شده است؟

مرکز رسیدگی به امور مساجد، بودجه‌ای برای تأمین معیشت ائمه‌ جماعات ندارد و فقط در حدّ تکریم در خدمت ایشان است؛ بنابراین نوعاً یک امام جماعت ناگزیر است برای تأمین معیشت خود در فضای دیگری هم شاغل باشد. گاهی نیز باید از دو نفر که یکی فرصت بیشتری دارد، ولی قابلیت مطلوبی ندارد و دیگری که قابلیت خوبی دارد، ولی وقتش محدود است، یکی را انتخاب کرد که طبیعتاَ اولویت با قابلیت خواهد بود.

جمع‌بندی این است که ما باید اقتضائات محلی، منطقه‌ای، نبود نیروی انسانی متخصّص به قدر نیاز و عدم تأمین معیشت ایشان را در نظر بگیریم. اگر واقع‌بین باشیم، وضعیت موجود، وضعیت نسبتاً خوبی است، امّا با آنچه باید باشیم، فاصله‌ بسیاری داریم که با همراهی همه‌ دستگاه‌های مسئول می‌توان به آن مقصد رسید.

 

حقوق ائمه جماعت مساجد توسط مرکز رسیدگی به امور مساجد پرداخت می‌شود؟

از طریق امنای مسجد از محلّ درآمدهای مسجد و یا از طریق کمک‌های نمازگزاران تأمین می‌شود و در این زمینه وحدت‌ رویه‌ای نیز وجود ندارد. عدد پرداختی هم معمولاً در حد تأمین حق‌القدم، یعنی ایاب و ذهاب ایشان است که در بسیاری از موارد هزینه‌ ایاب و ذهاب را هم تأمین نمی‌کند.

 

وحدت رویه ای در هیچ یک از امور مساجد حتی میان مساجد یک استان هم نداریم. چطور می‌توان این شبکه مساجد کشور را سامان داد تا با وحدت رویه بتوان مدیریت و راهبردی کرد؟

رویکرد شورای سیاستگذاری ائمه‌جمعه کشور این است که ائمه‌ جمعه و نمایندگان ولیّ‌فقیه در استان‌ها براساس الگوی استان تهران، مرکز رسیدگی به امور مساجد راه‌اندازی کنند که تحت اشراف ایشان، به امور مساجد آن استان رسیدگی شود. مساجد کشور را نمی‌توان از تهران در یک مرکز متمرکز مدیریت کرد و برای همه مساجد کشور یک نسخه واحدی پیچید. مساجد مردم‌ نهاد هستند، اداره نیستند که یک بخشنامه‌ای از مرکز برود و همه‌ مساجد آن را اجرایی کنند.

مساجد، مردم‌نهاد هستند و باید دقت کرد که هر استان و شهری اقتضاء و فرهنگ‌ خاص خود را دارد. در مساجد استان تهران بنا بر اجرای سیاست‌های ارائه شده توسط امور مساجد، وحدت رویه نسبی وجود دارد. مرکز رسیدگی به امور مساجد در تهران، متولی رسیدگی به امور مساجد استان تهران در مواردی از قبیل انتصاب‌‌ امام معرّفی شده توسّط اهالی مسجد، استقرار ائمه جماعات به مساجد متناسب با توانمندی امام، رفع موانع، مساعدت و معاضدت و همچنین حلّ و فصل اختلافات و ... است.

البته با بومی‌سازی، این الگو قابل تسرّی به استان‌های دیگر نیز هست که در سال‌های اخیر ائمه جمعه‌ سایر استان‌ها تشریف آوردند و این الگو را در قالب نمایشگاه مدیریت مسجد مشاهده کردند و با راهبرد، ساختار، فرآیندها و برنامه‌های مرکز رسیدگی به امور مساجد آشنا شدند تا بتوانند با بهره‌گیری از این تجربه‌ موفّق در استان خود مرکز امور مساجد تأسیس کنند.

 

/انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha