اگر غبارِ سیاست‌زدگی فرونشیند، حوزه می‌درخشد
نگاهی به فرازوفرود روحانیت شیعه در گفت‌و‌گو با محسن الویری/ بخش دوم؛
من فرق‌نگذاشتن بین نقش سیاسی داشتن و افتادن به دام جریان‌های سیاسی و اصرار بر اینکه فقط یک جریان، نماد رسمی حوزه باشد و از حوزه یک صدا شنیده شود و با هر صدای دیگری غیر از آن هم برخورد شود را علت‌العلل بسیاری از چالش‌های پیش‌آمده برای روحانیون از جمله مخدوش‌شدن نقش مطالبه‌گری آنها می‌دانم.
روحانیت تقاص مسئولیت‌پذیری را می‌دهد!
جایگاه روحانیت در حال و آینده نظام مرجعیت جامعه ایران در گفت‌و‌گو با علیرضا پیروزمند/ بخش دوم؛
انتقادهای کنونی به این دلیل است که روحانیت احساس مسئولیت داشته، وگرنه اگر از ابتدا کنار می‌رفت و می‌گفت به من مربوط نیست، کسی به او نمی‌گفت «چرا چنین یا چنان کردی.» او اکنون تقاص مسئولیت‌پذیری را می‌دهد. اکنون که تجربه گذشته را پشت سر گذاشته‌ایم، باید ضعف‌هایمان و عوامل عدم تفاهم را بشناسیم و میدان‌هایی را که اولویت بیشتر یا کمتری برای حضور ما دارند، درک کنیم.
روحانیت باید به خود برگردد
بررسی مرجعیت اجتماعی حوزه علمیه در گفت‌و‌گو با سید محمدعلی حسینی‌زاده/ بخش اول؛
مهم نیست که روحانیت چه میزان در حکومت حضور دارد، مهم این است که در هر جا روحانی و معممی حضور دارد؛ از ریاست‌جمهوری گرفته تا وزارت اطلاعات، قوه قضاییه، نیروی انتظامی و نیروهای نظامی و...همه‌جا روحانیون حضور دارند و اینها در واقع، حقوق‌بگیران رسمی دولت هستند. با این وضعیت، روحانیت خود را با مردم تعریف نمی‌کند و این تغییر در ساختار بسیار مهم است.
اصرار بر تک‌صدایی؛ اشتباهِ بزرگِ روحانیت
نگاهی به فرازوفرود روحانیت شیعه در گفت‌و‌گو با محسن الویری/ بخش اول؛
یکی از عوامل ارادی کاهش مقبولیت اجتماعی روحانیت، اشتباه بزرگی است که روحانیت به‌ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی مرتکب شد و آن هم این انتظار و تلقی بود که گویی باید روحانیت را یک مجموعه یکپارچه و تک‌صدا بدانیم و فقط یک پیام، یک صدا، یک تحلیل و یک نگاه از اینها در جامعه وجود داشته باشد.
روحانیتِ ایرانی؛ بازسازی اعتماد یا تداوم فاصله؟
جایگاه روحانیت در حال و آینده جامعه ایران در گفت‌و‌گو با علیرضا پیروزمند/ بخش اول؛
مردم احساس کردند اگر مبارزه است، روحانیت خودش پیشگام است؛ اگر جنگ است، روحانیت در نوک جبهه است؛ اگر فعالیت‌های اجتماعی و مددکاری اجتماعی است، روحانیت پای کار است؛ اگر بار مردم را برداشتن هدف است، به هر حال روحانی در میدان است و این کار را انجام می‌دهد. این امر باعث شد که هم جایگاه روحانیت ارتقا یابد و هم توقع مردم نسبت به روحانیت افزایش یابد.
دین و چالش‌های حضور در ساحت جامعه
پرسش از جایگاه دین در ایرانِ امروز و آینده‌ای که دور نیست در گفت‌و‌گو با علیرضا شجاعی‌زند؛
حرف اصلاحگری رادیکال چیست؟ اصلاحگری رادیکال می‌گوید دین را در دو عرصه خصوصی و مدنی می‌پذیرم. علاوه بر آن در جامعه سیاسی هم دین را می‌پذیرد. اما به آن توصیه می‌کند که در جامعه سیاسی، مثل بقیه انسان‌ها و شهروندان حق داری که اظهارنظر سیاسی کنی و حزب سیاسی تشکیل دهی؛ اما توصیه می‌کنم هیچگاه به مسند قدرت نزدیک نشو!
حکمرانی فقهی بر زمین خالی اجرا نمی‌شود
چالش‌های حکمرانی فقهی در گفت‌و‌گو با داود مهدوی زادگان؛
خیلی از زیر ساخت‌های جامعه ما طی چند دهه گذشته پایه‌گذاری شده است. یعنی این‌طور نیست که ما وارد سرزمین بکری شده باشیم و حالا می‌خواهیم تغییراتی انجام بدهیم و شکل جدیدی از اداره جامعه را عرضه کنیم؛ بلکه مدل‌ها، سبک‌ها و زیرساخت‌های قدرت‌مندی که اکنون حاکم هست، وجود دارد و همان‌ها نیز مقاومت می‌کنند.
روحانیت و پدیده‌ای به نام فشارِ پلتفرم
نقش فضای مجازی در کاهش مرجعیت روحانیت در گفت‌و‌گو با عباس اسدی/ بخش دوم؛
تصویر سنتی روحانیت، حتی اگر همیشه در عمل منطبق بر واقعیت نباشد، عمدتاً بر چند پایه استوار بود: مرجعیت علمی در حوزه دین، الگوی اخلاقی و زهد (دست‌کم در ظاهر)، متولی امور شرعی و مناسک و ارتباطی که عمدتاً در یک بستر فیزیکی (مسجد، منبر، حوزه) و با نوعی سلسله‌مراتب و احترام تعریف‌شده، شکل می‌گرفت.
حوزه و چالشِ پاسخگوئی به همۀ مشکلات
گفتگویی متفاوت درباره روحانیت با یعقوب توکلی/ بخش دوم؛
یک چالش دیگر مرتبط با اقتصاد بازار است. امروزه رسانه‌ها این مطلب را به‌گونه‌ای ادا می‌کنند که همه باور کنند وضع روحانیت بهتر از بقیه است. اکنون داستان چنین شده که بازار و صاحبان سرمایه به هیچ‌کس رحم نمی‌کنند، مگر استثنائاً بعضی را سراغ داشته باشید. اما شما را متهم می‌کنند که مقصر وضع موجود هستید. هر اشتباه اقتصادی هم در این بین دولت انجام دهد، پوست روحانیت کنده می‌شود.
روحانیت امروز غرب‌شناس و مجهزتر از گذشته
درنگی در ریشه‌های استواری روحانیت در دوران معاصر در گفتگو با قاسم ابراهیمی‌پور/ بخش دوم؛
روحانیت اکنون به تبلیغ چند صد طلبه در ایام خاص اکتفا کرده است. البته برنامه‌های رسانه‌ای نیز وجود دارد، اما تولید متونی که بتواند با آن‌ها فرهنگ را با خود همدل و همراه کند - مانند متونی که قبلاً نام بردم - کم‌رنگ شده است. رقیب جدی دیگری که ادعای اداره و سامان جامعه را دارد، به نام علوم‌انسانی غربی در برابر او قرار دارد.