نهاد دین کجا منجر به سکولاریسم اجتماعی می‌شود؟
نسبت میان دین، دولت و جامعه در گفتاری از محمدرضا پویافر؛
من در مقاله «دین و خشونت در ایران پساانقلابی» به این موضوع پرداخته‌ام که چگونه در جامعه معاصر، خشونت له و علیه دین زیاد شده و تشدید می‌شود. من این موضوع را باتوجه‌به مفهوم نهادی شدن امر دینی توضیح داده‌ام. به باور من، نهادی شدن امر دینی این شکاف را عمیق کرده و در نتیجه، مردم روبه‌روی مردم قرار می‌گیرند. این چرخه مدام خود را بازتولید می‌کند. به میزانی که شما در وسط این نزاع قرار می‌گیرید، دعوا شدیدتر می‌شود.
مسجد در کدام صف منتظر معجزه است؟
بررسی نقش و کارکرد اجتماعی مسجد در میزگردی با حضور سجاد مهدی‌زاده و محمدحسین لطفعلی زاده/ بخش اول؛
 اگر مسجد بخواهد به همه کارکردها به طور کامل بپردازد، بخش عمده‌ای از نیازهای مردم برطرف می‌شود و وقتی نیاز برطرف شود، طرف به سمت مسجد می‌آید. الان چرا به مسجد نمی‌آید؟ چون مسجد نیازی از او برطرف نمی‌کند.
علم باید به جمهوریت و سیاست متعهد باشد
وضعیت‌سنجی حکمرانیِ دینی و ایرانی در گفت‌وگو با علی محمدی/ بخش دوم؛
نکته مهم در اندیشه شهید صدر این است که علم و تخصص، ذیل نهاد سیاست و امر اجتماعی قرار می‌گیرد و باید متعهد به ارتقای عقلانیت اجتماعی باشد؛ نه اینکه به بهانه تخصص، مردم را کنار بگذارد. علم باید متعهد به جمهوریت و نهاد سیاست باشد و نمی‌تواند طبقه اشراف ایجاد کند یا پشت درهای بسته تصمیم‌گیری کند.
مسجد چگونه «اجتماعی» می‌شود؟
بررسی کارکردهای مسجد در گفت‌وگو با محمدرضا روحانی/ بخش اول؛
نگاه قرآنی می‌گوید مسجد باید معنویت ایجاد کند و بقیه امورات و کارکرد‌ها در مسجد وقتی ارزش پیدا می‌کند که هدف و غرض آن افزایش معنویت باشد؛ درغیر این صورت، خودش مستقل بازی‌کردن می‌شود. این کارکرد مسجد نیست؛ چون بازی‌کردن در خیابان هم ممکن است.
روحانیت به‌مثابه یک طبقه، صنف یا نهاد اجتماعی؟!
نگاهی به فرازوفرود نهاد روحانیت در ایران در گفت‌و‌گو با سیدمحمود نجاتی حسینی/ بخش اول؛
وقتی از منظر جامعه‌شناسی به رابطه جامعه و دین می‌نگریم، متوجه می‌شویم که روحانیت برخلاف تصور خود، فقط یک نهاد فرهنگی - دینی نیست، بلکه یک سازمان نیز هست؛ زیرا حوزه‌های علمیه دارای بوروکراسی‌اند. برخلاف قبل از انقلاب و حتی دهه نخست انقلاب، این روند زایش بوروکراسی در طی سالیان اخیر تصاعدی هم بوده است؛ بنابراین لازم است تا از منظر جامعه‌شناسی سازمان‌ها این بُعد از روحانیت مورد واکاوی قرار بگیرد.
جامعه بودگی یعنی همین بی‌نیازی از فرمان!
نسبت دین و انسجام اجتماعی در گفت‌وگو با رحیم محمدی/ بخش دوم؛
نواندیش دینی می‌گوید این نگرانی و خوانش شما، متعلق به سنت‌گرایان اسلام سیاسی است که اگر از این نگرانی بیرون بیایند، این‌گونه نمی‌بینند. نواندیشی دینی نمی‌خواهد همه اسلام را از دست بدهد. او قائل به وجود یک جوهره اخلاقی است و آن هم اسلام معرفت اندیش است. نواندیش دینی دست شما را گرفته و به فضای دیگری می‌برد. شما وقتی در یک ایستادنگاهی هستید که قدرت بروکراتیک در دست شماست، طبیعی است که می‌خواهید آن دیگری را در نزد طرف‌داران خود بسیج کنید.
فقه و چالش‌های حکمرانی؛ تا کجا می‌توان مردم را ملزم کرد؟
کنکاشی در منطق اجتماعی حاکم بر حکمرانی فقهی در گفت‌وگو با مهدی ابوطالبی؛
در دموکراسی غربی صرف رای اکثریت ملاک است، اما عملاً در کشور ما هم همین است. ما نمی‌گوییم رضایت اکثریت، حداقل می‌گوییم عدم مخالفت عملی اکثریت؛ یعنی اگر اکثریت علیه سیاست یا قانونی اقدام عملی کردند، دیگر به صلاح نیست بخواهید ادامه دهید. اگر اقلیتی مخالفت کرد، شما اعمال قدرت کرده و نهایتاً افراد تمکین می‌کنند.
امتداد مسجد در جامعه مدرن چه تصویری دارد؟
شناخت ابعاد سیاسی و اجتماعی مسجد در گفت‌و‌گو با محسن الویری/بخش دوم؛
امروزه در تجربه پس از انقلاب، در رأس قوه قضاییه یک روحانی مجتهد قرار دارد. در محاکم قضایی نیز اغلب شاهد حضور روحانیون هستیم که حکم صادر می‌کنند. آنجا که تحصیل‌کرده‌های دانشگاهی کار قضایی انجام می‌دهند، همان فقه اسلامی را هم در دانشگاه آموخته‌اند. وقتی چنین شد، مجموعه قوه قضاییه نیز می‌تواند امتداد مسجد به‌حساب آید. یعنی همان حکمی که روحانی در مسجد می‌خواست بدهد، اکنون یک نهاد عریض‌وطویل صادر می‌کند.
الگوی جمهوری اسلامی منحصربه‌فرد است نه شبیه صفویه
بررسی مناسبات تاریخی دین و دولت در گفت‌و‌گو با علی سالاری شادی؛
من صفویه را حاصل تقابل و تخاصم نیروهای موجود وقت در کلیت منطقه می‌دانم. قزلباش‌ها از آناتولی و علمای عرب از جبل‌عامل همگی با هم صفویه را شکل می‌دهند.
از حکمرانی فقهی تا فقه حکمرانی
درباره الگوی مواجهه فقه با نظام اداره در گفت‌و‌گو با علیرضا پیروزمند/ بخش اول؛
رهبری می‌آیند سیاست‌گذاری کلان می‌کنند و رهنمودهایی را بیان می‌کنند. خود این تجربه که کسی به‌عنوان ولی‌فقیه چنین تأثیرگذاری و تعیین‌کنندگی در عرصه‌های سیاست‌گذاری فرهنگی و اجتماعی دارد، خود این به‌عنوان یک واقعیت، یک نمونه قابل‌مطالعه از تأثیرگذاری فقه در سیاست‌گذاری می‌شود.