تأملاتی درباره دین، فرهنگ و جامعهسازی دینی؛
آیا جامعهسازی دینی در نهایت منجر به حذف تمام تکثرها و یکدست کردن مردم میشود؟ قطعاً پاسخ منفی است. از مثالهای قبل و چهار نحوه از مواجهه دین با فرهنگ، چنین بر میآید که تکثرهای فرهنگی، در چهارچوب مشخصی اجازه حیات و امتداد خواهند داشت.
واکاوی علل تغییر منزلت روحانیت در گفتوگو با محمدرضا قائمی نیک؛
ما لزوماً در حوزه، جریانهای کاملاً سازگار و یکدستی نداریم. جریانهایی داریم که یکدیگر را تکفیر میکنند، جریانهایی داریم که اختلافنظرهای بسیار شدیدی با هم دارند، جریانهای معارض و همسو داریم و البته تعدد و تنوع شاخههای علمی را هم داریم. یعنی در این نهاد علم، هنر، سیاست، ریاضی، فقه، کلام، اخلاق، حدیث و... وجود دارد.
کاوشی در جایگاه اجتماعی روحانیت در گفتوگو با بیژن عبدالکریمی؛
من نگران آینده نهاد روحانیت هستم. اگر روحانیت دچار تحولات بنیادین در نوع نگاه خود به مدرنیته، سوژه مدرن و عقلانیت جدید نشود و نوعی نگاه تاریخی پیدا نکند و کماکان بخواهد از همان ساختارهای سنتی، منطق سنتی و فقه سنتی دفاع کند، بهتدریج و شاید با سرعت به وضعیتی خواهد رسید که شاید حضور آن چندان اثری در جامعه نداشته باشد.
کنکاشی در حال و آینده نهاد مرجعیت در گفتوگو با محسن صبوریان/ بخش اول؛
به نظر میرسد برای چنین ادعایی که نقشآفرینی روحانیت دچار افول شده، بسیار زود است، ولی از جهت کلیتر که گروههای مرجع تحتتأثیر تحولات جامعه قرار گرفتهاند، میتوان گفت روحانیت نیز به تبع سایر گروههای مرجع، اثرگذاریاش کمتر شده است. این کاهش اثرگذاری به نفع گروه دیگری نبوده، بلکه به دلیل متکثرشدن گروههای مرجع است. در دوره اخیر باید بررسی همهجانبهتری انجام شود تا مشخص گردد چه بر سر این گروههای مرجع آمده است.
بررسی اصول حاکم بر گزینش کارگزاران مبتنی بر عهدنامه مالک اشتر در گفتوگو با جواد سلیمانی امیری/ بخش اول؛
در دل جنگ صفین، برخی نسبت به اصل خود جنگ تردید کردند. یکی از این افراد «حضین بن منذر» بود. او سخنرانی کرد و گفت: «ای مردم، دین اسلام بر تسلیم بنیاد گرفته، پس با قیاس از آن دست نکشید. ما رهبری داریم که خودمان ترک و فعل او را ستودهایم. وی در گفتار و کردار از انحراف مصون است. اگر گفت نه، ما هم میگوییم نه و اگر گفت آری، ما هم میگوییم آری.» این نگرش است که یک مسئول را از لغزش نجات میدهد.
نگاهی به فرازوفرود نهاد روحانیت در گفتوگو با سیدمحمود نجاتی حسینی/ بخش دوم؛
هرجا روحانیت از حقوق طبیعی مردم دفاع میکند، اعتبار وی افزایش پیدا میکند. هرجا چنین رفتاری نداشته، علیه این حقوق موضعگیری کرده یا حتی در برخی نقاط حساس، سکوت اختیار کرده و دچار افول مرجعیت میشود. بحث ما این نیست که هر کاری روحانیت انجام میدهد، نادرست یا هر کاری مردم انجام میدهند، درست است. ما از منظر افکار عمومی، مردم و فرهنگ مردمپسند به این موضوع مینگریم.
شناخت ظرفیتهای کارکردی مسجد به نسبت محله و بازار در گفتوگو با محمدرضا روحانی/ بخش دوم؛
اگر نهادهای دینی بخواهند فعالیت و سرمایهگذاری بیشتری کنند، در همین بعد عاطفی و فرهنگی است. در این زمانه که زمانه عبور از عقلانیتهاست - یعنی جهان اجتماعی امروز بیشتر رنگ و بوی عاطفه دارد تا عقلانیت - هرچه قدر بتوانیم عقلانیت تکنیکال و ملال آور عبور کنیم و به حس و عاطفه برسیم، ما مسیر درستی را در نسبت با جامعه ایرانی پیش بردهایم چه اینکه پیش فرض آنالوطیقایی در نسبت با جامعه ایرانی، پیشفرض بهشدت مغلوطی است. البته ممکن است در جوامع دیگر اینگونه نباشد.
بررسی نقش و کارکرد اجتماعی مسجد در گفتوگو با سجاد مهدیزاده و محمدحسین لطفعلی زاده/ بخش دوم؛
ما فکر میکردیم مسجد یک نهاد است که با سیاستگذاری حل میشود. اما مسجد یک مکان است که آدمها میتوانند اتفاقی را در آن رقم بزنند. وقتی در مسجد نیروی انسانی نداریم، مکان ثمرهای ندارد، همانطور که اسناد ثمرهای ندارد. سند و سیاست زمانی ثمره دارد که بگوید یک سری از کارها را انجام میدهیم و برای آن باید چنین آدمهایی تربیت کنیم و پشتیبانی هم از آن صورت گیرد.
دین چگونه میتواند در فرایند انسجام یابی ایران معاصر نقش ایفا کند؟
آنچه که جامعهشناسی مرسوم به ما گوشزد میکند، آن است که ایران در وضعیت جامعه بودگی قرار دارد. در وضعیت جامعه بودگی، دیگر نمیتوان باورهای یک دین یا احکام فقهی را ملاک انسجام و وحدت جامعه تلقی کرد؛ بلکه باید به مفاهیم کلانتری همانند مفهوم ایران که هر کس در این خاک و بوم زندگی میکند باید نسبت به آن حساس باشد، تکیه کرد
درباره الگوی مواجهه فقه با نظام اداره در گفتوگو با علیرضا پیروزمند/ بخش دوم؛
اگر ما تأثیرگذاری فقه را در تحول علومانسانی و شکلگیری الگوی پیشرفت رها کنیم و فقط بخواهیم به تأثیرگذاری فقه در سیاستگذاری بسنده کنیم، آنگاه اگر هم موفق باشیم در ایدهآلترین حالتی که بتوانیم تأثیر داشته باشیم؛ یعنی تأثیری نمایان و قابل احرازی را برای فقه در عرصه سیاستگذاری پیدا کنیم، آنگاه ضمانت اجرا نخواهد داشت.