بررسی آثار جنگ در اندیشه و افکار مردم در گفتوگو با جبار رحمانی/ بخش اول؛
پیمایشها نشان میدهند که در دهه اخیر جامعه ایرانی بهطور برجستهای در حال پذیرش تنوع و تکثر است، نه به عنوان یک ایده نظری، بلکه به عنوان واقعیتی که متعلق به خود ماست.
بازسازی هوش تمدنی ایران؛
جهان در حال گذار از منطق سلطه به منطق معناست و کشورهایی که بتوانند «قدرت معنازاد» تولید کنند، آینده را شکل خواهند داد. برای ایران، این قدرت در بازگشت فرهنگ به مرکز سیاست نهفته است. بازگشت ایرانِ فرهنگی به سیاست، یعنی تبدیل فرهنگ از حاشیه به منبع تصمیم و بازآفرینی مشروعیت سیاسی از درون حافظه تمدنی. در این افق، «سیاستِ معناورز» نه فقط یک نظریه، بلکه افق تازهای از کنش است: یعنی پیوند آرمان با هدف، حافظه با تصمیم، و فرهنگ با قدرت.
در گفتوگو با سید محمد الهی طباطبایی مطرح شد؛
علامه طباطبایی تفسیر المیزان را نه برای شهرت و نه برای ثواب، بلکه از سر احساس تکلیف نوشت. ایشان میگفتند: سالها در نجف و قم درس خواندم، وظیفهام این است دانستههایم را در اختیار مردم بگذارم. در تبریز نیز مرحوم آقای الهی چنان گمنام بود که حتی بسیاری از علما او را نمیشناختند. انسانی منزوی، اهل خلوت و خودسازی بودند. این تواضع و بیادعایی، ویژگی مشترک خاندان الهی و طباطبایی است که باید آن را در جامعه امروز زنده کرد.
در نشستی با حضور هادی خانیکی مطرح شد؛
در باور ارزیابان دانشگاه، رسانهای شدن علم یعنی حضور در تلویزیون در حالی که رسانهای شدن علم به معنای «تلویزیونی شدن» نیست، بلکه به معنای داشتن توانایی گفتوگو با جامعه و شنیدن تجربه مردم است.
واکاوی جایگاه زن در الگوی فاطمی در گفتوگو با عبدالله متقیزاده؛
رسانه باید تصویر متعادل، قوامبخش و الهامبخش از بانوان ارائه دهد و نشان دهد زن میتواند محور محبت، تربیت و رشد معنوی خانواده باشد؛ همانگونه که در الگوی فاطمی این نقش جلوهگر است.
بازخوانی نگاه غربی به فلسطین؛
هیچ رسانه اصلی تصویر او را به عنوان انسانی با تاریخ، فرهنگ و احساس نشان نمیدهد. او یا جنگجوست یا قربانی؛ هر دو تصویری منفعل که برای مخاطب غربی ساخته شده تا به جای درک و همدلی، احساس ترحم یا ترس برانگیزد.
بررسی جایگاه جهانی علامه طباطبایی در گفتوگو با انشاءالله رحمتی؛
کار علامه طباطبایی فقط به فلسفه و تفسیر محدود نمیشود. او برای ما ایرانیان الهامبخش بوده و هست. پس از او، هم فلسفه اسلامی و هم مطالعات تفسیری قرآن جایگاه تازهای یافتند. میتوان گفت علامه پلی میان سنت و تجدد ساخت؛ پلی که هنوز راه عبور ما به آیندهای عقلانی و معنوی است
واکاوی معمای پیشی گرفتن غرب از بقیه جهان؛
ریشه اصلی «استثنای اروپایی» نه در نبوغ فرهنگی، منابع طبیعی، یا استعمارگری دیرهنگام، بلکه در فقدان یک امپراطوری واحد پس از سقوط روم نهفته است. نابودی دائمی نظم امپراطوری در اروپا و جایگزینی آن با وضعیت چندمرکزی و رقابتی، پیششرط اصلی تحولات اقتصادی، علمی و نهادیای بود که بعدها به «انقلاب صنعتی» و سلطه جهانی غرب انجامید.
بررسی ویژگیهای اندیشه ایرانشهری در گفتوگو با نصرالله پورجوادی؛
برخیها میگویند فلانی بعد از یک عمر سراغ اندیشههای زرتشتی رفته است، مگر در آیین زرتشتی هم چیزی پیدا میشود؟ جدی گرفتن این موضوع برای ما هنوز جا نیفتاده است. ما هنوز ایران را جدی نمیگیریم. بههمین دلیل، میبینم که چه انتقاداتی به من میشود. از من میپرسید چرا زودتر سراغ این مباحث نرفتم. چرا شما نرفتید؟ چرا دیگران دنبالش نرفتند؟ چیزی نیست که فقط به من بگویید، باید به همه بگوییم.
بازنگری روایتها در عصر جنگهای اجتماعی به قلم امیر سعادت؛
یکی از نقصهای عمومی ما در پرداخت سوژههای مرتبط با جنگ، عدم موفقیت در شکل کار است؛ ما محتوازده هستیم. هنرمند حقیقی کسی است که توان ترکیب فرم و محتوا را توأمان داشته باشد.