بررسی وجوه مختلف تغییرات الگوی زیست جنسی ایرانیان در گفتوگو با هاشم فیروزی؛
مسئله آمار بسیار مهم است؛ چرا که در پذیرش امر واقع، داشتن آمار و دادههای متقن، قدم اول است. اما آمار در کشور ما، یک امر محرمانه است. مثلاً آمار فرزندان معلول، محرمانه است! چرا؟ چون به نام قانون جوانی جمعیت، اشتباهات بزرگی روی داده و نمیتوان بهسادگی باب انتقاد درباره این اقدامات را گشود.
ملاحظاتی درباره سیاستگذاری در حوزه خانواده؛
سبک آپارتمانسازی فعلی، فرزندآوری یا حتی شیوه ایفای نقش خانهداری زنان را متحول کرده است. بنابراین در ابعاد گوناگون، سیاستها و نهادسازیها بر خانواده ایرانی تأثیر میگذارد. هرچند این تأثیرات گسترده بوده، اما سیاستگذاران به تبعات و اثرات آنها بر این نهاد، توجه نداشتهاند و با گذشت زمان و روشنشدن آثار تبعات آن سیاستها بر نهاد خانواده، جزء دغدغههای سیاستگذاران و کارشناسان مربوطه قرار گرفته است.
بررسی تغییرات الگوی زیست جنسی ایرانیان در گفتوگو با شهلا کاظمیپور/ بخش دوم؛
نوجوانی که در عصر ارتباطات قرار گرفته، چطور میاندیشد و به دنبال کدام زندگی است؟ انگار یادمان رفته بود! الان هم الگوهایی در ذهنمان داریم و بر اساس همان الگوها میگوییم اینها درست یا غلط رفتار میکنند. درحالیکه الگوی زیست امروز را باید از دل جامعه گرفت. به قولی همه باید با هم صلح کنیم! ببینیم چرا بهجای ازدواج رسمی، ازدواج آزاد یا همباشی را قبول میکنیم؟
بررسی تغییرات نهاد خانواده در نسبت با الگوی زیست جنسی ایرانیان؛
هر روز زنان بیشتری تلاش میکنند از کلیشههای جنسیتی سنتی فاصله بگیرند. مثلاً در زندگی روزمره، تغییراتی کوچک به وجود میآورند، شوهرشان را در کارهای خانه مشارکت میدهند، به پسرهایشان مهارتهایی چون آشپزی را میآموزند، اوقاتی را به خودشان و کارهای شخصی اختصاص میدهند، میکوشند خواستهّها و آرزوهایشان را دنبال کنند، درآمدی داشته باشند و آنطور که دلشان میخواهد لباس بپوشند و بخندند و زندگی کنند.
بررسی زوایای گوناگون الگوی زیست جنسی ایرانیان در گفتوگو با محمدتقی کرمی/ بخش دوم؛
آسیبهایی در وجوه فردی داریم که در فضای مجازی میتوان بهراحتی این آسیبها را پشت هویتهای غیردقیق پنهان کرد. این پنهانکردن، حدیقفی هم ندارد. پس اولین چیزی که موردتوجه ماست، شتابدهنده بودن این فضاست. اینکه به چه دلیل در این وضعیت قرار گرفتیم، جای بحث دارد. باید بگویم که وضعیت مسائل جنسی و فاصلهگرفتن از اشکال بنیادین زیست جنسی، در تمام دنیا به سمت عرفی شدن رفته است.
لزوم بازتعریف پدرانگی در دستگاههای اداری به بهانه روز پدر؛
وقتی نگاهی کوتاه بر سیاستهای کشور در حوزه خانواده بیندازید، متوجه خواهید شد که نقش پدر صرفاً به نانآوری محدود شده است. این قوانین بر انگارههای نادرستی که درباره امر فرزندپروری وجود دارد، مهر تأیید زدهاند. کلیشههای نادرستی که تمام بار مراقبت و نگهداری از فرزند را بر دوش مادران گذاشته و مردان را بهکلی از خانه دور نگاهداشته و جایگاه پدرانگی را به یک کارتبانکی تقلیل داده است!
نگاهی متفاوت به مصائب زنانِ حاشیهنشین در گفتوگو با مینا قاسمی زواره/ بخش دوم؛
در فرهنگ ما ارزشهای افزودهای وجود دارد که در کشورهای دیگر وجود ندارد. پس نباید این آسیبها رواج پیدا کند. زن جایگاه والایی در سنت و ملت ما دارد، در نتیجه برنامهریزی و ارزشگذاری برای زنان باید بر اساس ارزشهایی که سالها مسئولان گفتهاند، انجام شود. این ارزشهای افزوده باید دقیقاً در همینجا به داد ما برسد.
واکاوی ابعاد مختلف نظام ارزشی و هنجاری زیست جنسی ایرانیان در گفتگو با علی نوری؛
رسانه، فرهنگ و نهادهای فرهنگی همه باید به وظیفهشان عمل کنند. با ضعف در ارائه الگو و راهبری نسلی، ما در حال تقدیم جامعه به الگوهای غربی و غیرمتعارف هستیم. حتی میتوانستیم به کمک خودشان راه را پیدا کنیم. مدیران فرهنگی جامعه با انکار این مسئله و مواجهه قهری با این موضوع، راه ارائه الگوی مناسب را بستهاند. مثلاً ما در انجمنمان میخواستیم به اسم ازدواج سفید جلسه بگذاریم، گفتند نه! این ممنوع است. حراست اجازه نمیداد که حتی نام ازدواج سفید را بیاوریم.
ساختار رسمی، فرصتها و تهدیدهای اشتغال زنان در گفتوگو با حمیده دباغی؛
در دنیایی که تغییرات اساسی اتفاق افتاده، درخواست برای خانهنشینی زن اشتباه است. تبلیغات هم به همین سمت برده میشود. این اتفاقات، یک تناقض درونی است. شعار جوانی جمعیت داده میشود، اما قواعد را تغییر نمیدهند. چون فهم درستی از نقشهای جنسیت مقابل ندارند. مطالبات حوزه زنان هنوز شکل عمومی به خود نگرفته و اینطور که پیش میرویم، عاقبت خوبی پیش رو نیست.
بررسی تغییرات الگوی زیست جنسی ایرانیان در گفتگو با شهلا کاظمیپور/ بخش اول؛
یکی از مهمترین بسترهای ظهور و بروز این تحولات یا تغییرات، خانواده است. اگر در چارچوب خانواده، ریزتر و متمرکزتر شویم، میبینیم که زنان، مخاطب بهتری برای پیام تغییر هستند. اینجاست که مادر ایرانی - آن هم مادر دهه هفتاد تا هشتادی - با خود میگوید: «پس من چه؟ من کیستم؟ آیا قرار است فقط فرزندآوری کنم یا برای خودم شأن و جایگاهی خارج از این نقش دارم که میخواهم به این بخش رسیدگی کنم؟» این پرسشها مقدمه دورشدن او از نقش مادر سنتی ایرانی و تشکیل یک هویت مدرن است.