واکاوی ریشههای استمرار نظام اسلامی در گفتوگو با سیدسجاد ایزدهی؛
مرحوم امام خمینی (ره) در ابتدای انقلاب اسلامی فرمودند: «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر». ایشان از حکومت اسلامی، سراغ جمهوری اسلامی رفتند. فارغ از آنکه به لحاظ تئوریک چه اتفاقی افتاد، مردم در طول ۴۷ سال گذشته احساس کردند حکومت متعلق به خودشان است. در نظام سلطنتی، برای مردم تعیین تکلیف میکردند، اما امروزه ماجرا برعکس شده و جمهوری اسلامی از مردم خواهش میکند که امور را تعیین تکلیف کنند.
مروری برگزاره «مردمِ در خیابان» زیرسایه بمبباران که میتوان از آن به عنوان معجزه پیشبرنده انقلاب ۵۷ یاد کرد؛
تا پیش از امام خمینی (ره)، تأکید بر ایده مردم در نظریههای سیاسی، بهمثابه یک غایب بزرگ به چشم میآمد. اعتماد به مردم در میان علمای بزرگ کمتر بوده و همواره آنان به دیده تردید به مردم مینگریستند. در ایده سیاسی نظام شاهی نیز از اساس، مردم حق اعمال اراده نداشته و رعیت تلقی میشدند. نخستینبار در بیان امام خمینی (ره) بود که مردم موردتوجه قرار گرفت.
واکاوی درک ملی از انقلاب اسلامی در گفتوگو با سجاد صفارهرندی؛
اتفاق مهمی که در انقلاب اسلامی رخداده و ما تا به امروز کمتر به آن توجه کردهایم، این است که پرچم بهنحوی با عنصر محوریِ توحید، مندمج و آمیخته شده است؛ بهگونهای که آن تقابل و تضاد از میان برداشته شد.
نسبتسنجی فقه و اندیشه چپ در گفتوگو با مصطفی دری/ بخش اول؛
هر مکتبی برای آنکه تحقق یابد، لاجرم باید آداب و رسومی را از نزد خود بنیان بگذارد تا بتواند تفاوت ایجاد کند. تفاوت نامها بابت همین است. پیامبر (ص) فرمودند: «نام اهلبیت را بر فرزندان بگذارید.» حکمت این موضوع چیست؟ ما هویت پیدا میکنیم. اینکه ما شیعیان اسامیمان علی، فاطمه، زینب و... است هویتی را برساخت میکند.
درک ملی از انقلاب اسلامی به قلم علی عسگری؛
رژیم پهلوی را میتوان نقطه گسست این نظم سنتی دانست. پهلوی تنها ٰنظام شاهی در تاریخ ایران است که فاقد نیروی درونزا بوده و تکیه و توان وی به هیچ ایل، طایفه یا ساختار قدرت درونزایی نیست. ما این مطلب را میتوانیم در تبار بنیانگذار این سلسله جستوجو کنیم. بهعنوان نمونه کمترین اطلاعات تاریخی در باب پدر و یا پدران رضا شاه در دست وجود دارد. آنان اساساً از نخبگان اجتماعی و سیاسی نبوده و فاقد بدنه اجتماعی همراه بودند.
نقد چپ خواندن انقلاب اسلامی در گفتاری از بیژن عبدالکریمی؛
میدانم این استدلال شاید خوشایند نباشد، اما برخی اصطلاحات، مانند «چپول بودن» یا «پنجاه و هفتی بودن» را ما اولینبار از رسانهای مانند «ایران اینترنشنال» شنیدیم؛ یعنی همان اتاقفکرهایی که با کشور ایران در تخاصم هستند، اینها را تولید کردهاند و حالا بر زبان برخی روشنفکران ما نیز جاری میشود.
نسبت انقلاب اسلامی با اندیشههای چپ در گفتگو با عبدالوهاب فراتی/ بخش دوم؛
وقتی حضرت امام خمینی (ره) در نجف، ذیل بحثهای ولایت فقیهشان صراحتاً گفتند که سرنگونی سلطنت مطلقه پهلوی راهی جز یک انقلاب سیاسی - اسلامی ندارد، آن موقع نیروهای مذهبی یا روحانی در زندان به خود بالیدند که یک مجتهدی از یک نظریه انقلابی دفاع کرده که مستند به شریعت است و دیگر از مسیر ایدئولوژی چپ تولید نشده، بلکه برخاسته از دستگاههای اجتهادی و فقهی است. آن موقع اینها به نظریهای مسلح شدند که در زندان بتوانند در مقابل چپها بایستند.
واکاوی جلوههای اجتماعی مقاومت پس از جنگ دوازدهروزه در گفتوگو یا مهدی مشکی باف مقدم/ بخش دوم؛
در منطق دینی، زندگی نه میدان آسایش، که عرصهای آکنده از تکانههاست؛ و درست در همین بستر است که «مقاومت» از یک رفتار مقطعی فراتر میرود و به زیربنای آرامش انسان تبدیل میشود. رویکردی که میگوید در جهانی ساخته از کمبود و بحران، تنها شخصیت مقاوم است که نمیلرزد و میتواند معنای حقیقی زندگی را رقم بزند.
نسبت «سبک زندگی» با مفهوم «مقاومت ملی» در بستر تجربه جنگ دوازدهروزه و بازتعریف همبستگی اجتماعی ایرانیان در گفتوگو با حمید دهقانیان/ بخش اول؛
مقاومت برای ما یک «ملت» ساخت؛ یک ایده مشترک برای دور هم جمعشدن را به ما داد. حتی کسی که با قانون مشکل داشتند، با سرزمین و فرهنگ مشکلی نداشت. وقتی میگویید ایران، منظورتان چیست؟ ایرانِ زرتشت و تختجمشید و میراث تمدنی چندهزارساله، ایرانِ اسلامی، ایران فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی و... پاسداری از این تمدن، یک امر مشترک بود. ماهیت دشمن نیز کاملاً مشخص بود؛ دشمنی که نهتنها به این میراث وفادار نیست، بلکه بهشدت مخرب آن است.
پدیدارشناسی مقاومت در گفتوگو با سید مهدی ناظمی؛
مقاومت اصلاً بدان معنا نیست که زندگی باید در برابر آن رها شود. اتفاقاً مقاومت در تلقی درست به معنای زندگیکردن است. چراکه آنچه زندگیها را از بین برده و نابود میکند، فرهنگ مهاجم مصرفگرا و لیبرالی است.