مروری بر دوستی دیرینه کشور ایران و هند؛
فرهنگ هندی تنوع واقعیت را میپذیرد و کثرت دیدگاهها، رفتارها، آداب و رسوم و نهادها را جذب میکند. چنین فرهنگی سعی ندارد تنوع را به نفع یکنواختی سرکوب کند. شعار فرهنگ هند هم وحدت در تنوع و هم تنوع در وحدت است. چنین ویژگیای در فرهنگ ایرانی-اسلامی نیز وجود دارد. در دین اسلام نیز از آیات و روایات بسیاری استفاده می شود که دین و شریعت که مجموعه آموزه های خدا و پیامبر اسلام است نیز براساس مدارا و تساهل مثبت بنا شده است. اسلام اصول صلح و مسالمت را پی ریزی نموده و از این طریق راه را برای زندگی مسالمتآمیز هموار ساخته است.
«آفتاب پرست» از گره خوردن جریانهای موازی با هم با هدف حفظ منافع در مسیر فساد اقتصادی میگوید!
سریال در جریان یک داستان پرکشش، طنز و کمدی بهطور نمادین تلاش میکند که شخصیت جمال و اطرافیان منفعتطلب او -ازجمله یک نشریه زرد و خبرنگار جنجالی- را در حالی بهطور ظاهری و مزورانه خواهان مبارزه جدی با فساد نشان دهند، اما بهوقت لزوم و برای کسب منفعت شخصی و جریانی و جناحی و رسانهای خود، حتی ممکن است عدالت و مبارزه با فساد اقتصادی را نیز از مسیر اصلی خود خارج کنند!
میزگرد بررسی مفهوم سینمای سیاسی و بایستههای آن در جامعه ایرانی با حضور منوچهر اکبرلو و سعید الهی/ بخش دوم؛
اکبرلو: شما از یک سو میگویید که فیلمساز حواسش به همه مفاهیم هست، اما پیش از شروع این گفتگو مثال زدید که به فیلم شما که به سفارش نیروی انتظامی ساختید ایراد گرفتهاند که چرا شخصیت منفی قصه ریش دارد و نباید ریش داشته باشد/ الهی: وقتی مسئلهای بهدرستی تبیین نمیشود این غلطها کاملاً بدیهی است. الان جوانی بهعنوان ناظر پخش تلویزیون نشسته، بهمحض اینکه میگویم آقا این ریشی که میگویید اشتباه است، آن ریش نیست. اگر همین ریش را یک هنرمند غیرانقلابی بگذارد مطمئناً شک میکنید که او دارد قشر متدین را مسخره میکند. من چنین قصدی ندارم. خیلی از این اتفاقات میافتد.
بررسی افقهای جهانی پیش روی انیمیشن ایرانی؛
تیم سازنده اثر با توجه به اثر پیشین نه چندان موفق خود تحت عنوان «فهرست مقدس» در یک فرآیند و روند تجربی و تدریجی موفق شده تا همپای رشد فنی و تکنیکی، در اثر «پسر دلفینی» به خوبی قصه بگوید و با داستان مخاطب را با خود همراه کند و با تمرکز روی روایت داستانی و خلق دنیای جذاب و شیرین و پرکشش، مخاطب را برای مدتی بیش از یک ساعت با خود همگام کند.
بررسی تأثیرات نمایش خشونت در آثار سینمایی و نمایش خانگی در گفتگو با محمدرضا لطفی؛
موضوع اصلی این است که سینمای ما موج مدار است و ژانر مدار نیست. مثلاً در دهه ۶۰ فیلمها عموماً جنگی و اکشن بودند، در دهه ۷۰ فیلمها اصطلاحاً تینیجری (دختر پسری) روی این موج سوار بودند، در دهه ۸۰ فیلمهای اجتماعی بیشتر خواهان و دیده میشدند و همه مردم به این نوع فیلمها گرایش پیدا میکردند و در دوره دیگر عموم مردم بر موج فیلمهای کمدی سوار میشدند. اما حالا فیلمهایی که دارای خشونت هستند تبدیل به موج میشوند و متأسفانه از حد استاندارد خود خارج میشوند و ممکن است حالا معایب این فیلمها بیشتر از جنبههای سرگرمکننده فیلم تأثیرگذار باشد.
مروری محتوایی و ساختاری بر «سریال یاغی»؛
یاغی تلاش میکند تا با نزدیک کردن زوایه دوربین خود به اوج مصیبت و بدبختی در فضای زندگی اجتماعی طبقه حاشیهنشین، فلاکت و فرودستی و فرومایگی های آنها را به تصویر بکشد؛ در عین حال تلاش میکند تا در اوج فلاکت و بدبختی نشان دهد و اثبات کند که میشود در چنین فضایی نیز امید به پیروزی و موفقیت و امید به حیات انسانیت و پاکی کماکان برقرار باشد.
بررسی تاثیر عنصر فوتبال در جوامع مختلف از دریچه مستند «این است فوتبال»؛
موضوعات در این مستند جذاب است و تلاش میکند تا فوتبال را از زاویه دیگر ببیند و در ضمن تأثیر فرا فوتبالی و فرا ورزشی آن را در جوامع مختلف که همراه با بحرانهای اجتماعی و سیاسی بوده بررسی کند. همچنین با بررسی دورههای مختلف فوتبال و با تمرکز بر بازیهای فوتبال حساس و فینال از دهه هفتاد میلادی تاکنون، تلاش میکند تا عنصر و متغیر شانس را در فوتبال به بررسی و چالش بکشد و میان رویدادهای طبیعی و خودآگاه در جریان یک بازی فوتبال خاص و حساس با اتفاقات از روی شانس و اقبال یک چالش جذاب ایجاد و منعکس کند.
میزگرد بررسی مفهوم سینمای سیاسی و بایستههای آن در جامعه ایرانی با حضور منوچهر اکبرلو و سعید الهی/ بخش اول؛
الهی: وقتی شما سینما را سیاسی میکنید، در ژانر سیاسی شما حتما باید یک سوژهای را متناسب با حکمرانی خود پیدا کنید که مرتبط با دولت و حاکمیت باشد و متناسب با آن فیلم بسازید. در صورتی که من نگاه کاملا متفاوتی دارم. من معتقدم سینمای ایران پس از انقلاب، اساسا یک سینمای سیاسی است/ اکبرلو: من با این نظریات مشکل دارم. به خاطر اینکه من معتقدم در تاریخ هنر، هیچ وقت هنرمند (فیلمساز) وظیفه اش این نیست که تعریفی را از یک شاخه و یا ژانر هنری ارائه دهد بلکه کارش تولید هنر است.
سایه روشنهای امر اخلاقی در سینما؛
در داستان ابلق، شخص متجاوز در موقعیتِ فرادستی قرار دارد. جلال به دلیل بهتربودن اوضاع مالی، نسبت به سایر افراد محل، دیگران را بدهکار خود میکند. فرادستیِ متجاوز و فرودستی فرد آسیبدیده، یکی از موارد پرتکرار در بحث تجاوز است. طبقۀ فرادست در هر جامعهای، فقط تعریفی برای وضعیت اقتصادی این افراد نیست. این اشخاص با نفوذ بسیار در جامعه، گاهی اعتماد مردم را به خود جلب میکنند. جلال نیز به علت همین اطمینان، در طول روز به راحتی و به بهانۀ کمک به خانۀ راحله میرود.
بررسی تفاوت نمایش وحشت و خشونت در آثار سینمایی و مستند در گفتگو با رضا استادی؛
در سینما شما با عوض کردن یک لنز و یا کم و زیاد کردن نور و صدا میتوانید یک مفهوم جدید و متمایز منتقل کنید. البته در کارهای خارجی نیز آثار خشن بیحد و مرز مثل فیلمهای «اره» و یا سریالهایی با محوریت زامبیها وجود دارد، اما کارهای معقولتر، میزان خشونت در آنها کاملاً کنترلشده است و مشخص است که یک کارگردانی در کار اعمالشده است، اما فیلمساز ما در مواجه با خشونت یک رویکرد دیگری دارد که علت آن بسیار مهم است؛ فیلمساز ما محدودیتهای زیادی در پرداخت موضوع و سوژه دارد و یکی از موضوعهایی که میتواند بیشتر به آن بپردازد و شاکی کمتری داشته باشد، همین موضوع خشونت است.