انشقاق‌های قومی بیش از هر چیز محصول فقر است
نگاهی به وضعیت شکاف‌های قومیتی ایران در گفت‌و‌گو با حسین راغفر؛
اعتقادی به توسعه در جمهوری اسلامی وجود ندارد. سال‌ها پیش با یکی از دوستان برای توسعه شهر قم و بحث برنامه‌ریزی شهری به قم رفته بودیم. بعد از برگزاری سمینار، جلسه‌ای با برخی از روحانیون برجسته داشتیم. آنجا رسماً به ما گفتند که اینجا قم است و از این حرف‌های غربی نباید بزنید!
تعریف انقباضی از هویت ملی عاملی برای توسعه‌نیافتگی اقوام
بررسی نسبت هویت ملی و اقوام ایرانی در گفتگو با عبدالوهاب شهلی‌بر؛
در سیاست‌های فرهنگی، چیزی که خیلی ضروری است، ایجاد مرجعیت نیروهای اجتماعی مدرن و توسعه‌گرا است. دولت نمی‌تواند فرهنگ مدرن را از بالا تزریق کند. همان‌گونه که در دوران پهلوی هم نتوانستند؛ پس راه غیرمستقیم این است که ما به نیروهای تجددگرا، طبقه متوسط و توسعه‌گرا مرجعیت بدهیم تا آن‌ها بتوانند به‌صورت حامل‌های ارزش‌های جدید، فرهنگ توسعه را تزریق کنند.
باید ایران را با همه تکثرهایش پذیرفت
درآمدی بر ملت‌سازی در ایران در گفت‌و‌گو با علی جنادله/ بخش دوم؛
با وقوع انقلاب، یک هویت دینی فراگیر ایجاد می‌شد که عملاً قومیت را بلاموضوع می‌کرد. قومیت‌هایی که احساس می‌کردند به دلیل نوع تعریفی که به‌صورت پیشینی از هویت ملی می‌شد، از ایرانی بودن دور انداخته می‌شوند، در قرائت جدید انقلابی، احساس نوعی رهایی بخشی می‌کردند. در واقع ملت واحده یا هویت دینی، نوعی هویت فراگیر بود. شبیه چیزی مانند هویت شهروندی و مدنی با قیود خاص خود که باز هم محدودیت دین را دارد، ولی می‌گوید شما اگر به این دین بگروید، دارای یک سری حقوق شده و پذیرفته می‌شود. فارغ از آنکه چه قومیت، ملیت، زبان و... داشته باشید، تنها ایمان به آن دین مهم است.
نادیده‌گرفتن تکثرهای اجتماعی در ایران انتزاعی و دولت‌بنیاد
درآمدی بر ملت‌سازی در ایران در گفتگو با علی جنادله/ بخش اول؛
ما درعین‌حال که حکومت مرکزی داشتیم، اما به تعبیر «آبراهامیان» قدرت دربار تا دروازه‌های دربار بوده است و بعد از آن قدرت‌های محلی وجود داشته‌اند. حتی در پایتخت هم اصناف و گروه‌های اجتماعی، نوعی خودمختاری داشته‌اند. یک سازوکارهای درونی امور آن‌ها را تمشیت می‌کرد تا اینکه یک نظام متمرکز بوروکراتیک هدایت کند.
خصوصی‌سازی چگونه به تولید سوژه معترض می‌انجامد؟
درنگی در زیرساخت‌های اقتصادی اغتشاشات ۱۴۰۴ در گفت‌وگو با اسماعیل فراهانی؛
ما می‌دانیم که مثلاً اندیشکده «شریف» یا «امیرکبیر» داریم، اما پس از این همه سال، اندیشکده دانشگاه علامه طباطبایی نداریم؛ یعنی علوم‌انسانی از بازی اندیشکده‌ها کاملاً خارج است. گفتار اندیشکده‌ای، گفتارِ تبدیلِ مسائلِ پیچیده به چند متغیرِ محدود و قابل‌حل است.
خلوص‌گرایی اجتماعی را باید چاره کرد
نگاهی جامعه‌شناختی به وقایع خونین دی‌ماه در گفت‌وگو با اردشیر انتظاری؛
ما باید برای این خلوص‌گرایی فکری کنیم. اینکه جایی مثل شهرک شهید محلاتی درست می‌شود و حزب‌اللهی‌ها دوست دارند بروند آنجا ساکن شوند که اصلاً غیر حزب‌اللهی را نبینند یا مثلاً در اوقات فراغت کارهایی کنیم که اصلاً آنها را نبینیم، درست نیست. آنها به تورهای استانبول و جاهای مختلف دیگر می‌روند؛ در گردشگری داخلی، نه آنها ما را می‌بینند و نه ما آنها را می‌بینیم. این‌گونه نمی‌شود؛ این چه وضعی است؟ واقعاً جامعه نمی‌تواند این‌گونه پیش برود. این‌ها ناشی از خلوص‌گرایی است.
پادکارناوال و تهدید امر سیاسی
از اعتراض فانتزی تا خشونت حداکثری در گفت‌وگو با مهدی تکلو؛
این ادای سوگ و بغض، نوعی خود را به توده اثبات‌کردن است. نیاز نیست شخص در این مرحله واقعاً غمگین نباشد و تظاهر کند. البته در خیلی موارد این تظاهر کاملاً دروغین و ریاکارانه است. شاید شخص واقعاً اندوهگین باشد، اما سوگواری او هم نامتعین، سیاست‌زده و بی جوهره است و در نتیجه، مصرف و مصادره می‌شود.
فردای پس از افول، جنگ تمدن‌ها یا گفتگوی فرهنگی؟
افول تمدن غرب، از رؤیا تا واقعیت در گفت‌و‌گو با سیدجواد میری/ بخش دوم؛
ما وارد فضایی شده‌ایم که «تکنوفئودالیسم» نام دارد. تکنوفئودالیسم بدین معناست که خاندان‌هایی وجود دارند که آن‌قدر قدرتمند، ثروتمند و مسلط بر شبکه‌های جهان شده‌اند که برای خودشان هر کدام یک ایالتی را در جهان گرفته‌اند؛ مثلاً یکی «سیلیکون‌ولی» را گرفته، یکی هوش مصنوعی را تصاحب کرده و هر کدام مثل یک ساختار ملوک‌الطوایفیِ جهان را اداره می‌کنند.
آیا بدیل تمدن غرب از ایران برمی‌خیزد؟
افول تمدن غرب، از رؤیا تا واقعیت در گفت‌وگو با شریف لک‌زایی/ بخش دوم؛
اکنون بحث تمدنی هم ممکن است صورت بگیرد، ولی اگر فاقد پشتوانه نظری و فلسفی باشد، تقریباً کاری از پیش نمی‌تواند ببرد. کمااینکه بزرگ‌ترین تحول قرن بیستم، انقلاب اسلامی بوده است؛ یک تحول عظیم رقم خورده، اما چند متن نظری برای تحلیل آن دارید؟ هنوز که هنوز است نظریات امثال «تدا اسکاچپول» برای تحلیل انقلاب اسلامی مطرح می‌شود.
واژگان چگونه ذهن انسان را کانال‌کشی می‌کنند؟
تفکر آزاد و حکمرانی انگاره‌ها/ بخش اول؛
«انگاره‌ها» نقطه‌های کلیدی و استراتژیک در یک گفتمان هستند. آنها مانند پرچمی هستند که قلمرو یک گفتمان خاص را مشخص می‌کنند. به‌کاربردن انگاره «تروریست» به جای «مبارز آزادی»، صرفاً یک انتخاب واژه نیست؛ بلکه فعال‌کردن کل «گفتمان امنیت» است که با خود نهاد‌های اطلاعاتی، قوانین اضطراری و اقدامات نظامی را به همراه می‌آورد و فرد موردنظر را در چارچوب «حقیقت» آن گفتمان قرار می‌دهد.