بررسی نسبت نسل دهه ۸۰ و ۹۰ با انقلاب اسلامی در گفتگو با محمدمهدی نوید ادهم؛
مبلغان و مدافعان انقلاب باید بدانند که نسل جدید اقتضای جدید، فهم جدید، بینش جدید و ادبیات جدید دارد و با زبان او باید با او حرف زد، متناسب با فهم خودش باید به او حرف زد که یک نمونه آن همان بود که اگر برای نسل جدید جهانیشدن یک پدیده عادی شده و در جهان جهانی شده دارد زندگی میکند این فهم اقتضائاتی دارد و اقتضای آن این است که مراودات خیلی راحت اتفاق بیفتد و نمیشود سد یا دیوار کشید اگر دور کشور، دور اندیشه یا فکرت سدی بکشی بازنده خواهی بود.
بررسی نسبت نسل دهه ۸۰ و ۹۰ با انقلاب اسلامی در گفتگو با عماد افروغ؛
بنده معتقدم این عدم تجانس نسل جدید به عدم تجانس رفتارهای نسل قدیم با لایههای زیرین برمیگردد. اگر نسل قدیم کماکان پایبند میبود و اگر کماکان سادهزیستی، قناعت، رفتار انقلابی و مانند آنها را داشت و از قِبَل شعارها نان نخورده بود و به قدرت نرسیده بود، ما همین شکاف بین الگوی مصرف، سبک زندگی و نوع پوشش نسل جدید با لایههای زیرین را هم شاهد نبودیم.
بررسی واقعیت نسل حاضر و نسبت آنها با جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی در گفتگو با زهره نجفی اصل؛
میتوان گفت که مسائل اقتصادی برای نسل جدید آنقدر مهم شده این است که مسائل مذهبی به حاشیه رفته و کمرنگ شده است. نکته دیگر اینکه فکر میکنند باید از طبقات جامعه تبعیت کنند؛ مانند آنها بپوشند و بگردند درحالیکه قبلاً اینگونه نبود و باوجوداینکه تفاوتهایی ببین طبقات وجود داشت، ولی خیلی طبقات پائین از طبقات بالا به این شکل تقلید نمیکردند، اما الآن افراد فکر میکنند اگر مانند آنها نباشند جاماندهاند.
مروری بر چگونگی ظهور و افول یک ایده؛
درست است که کالجها و دانشگاهها در زمینه تحصیلی پیشرفت کرده اند، اما به دلیل اینکه در سنین بالاتر با بچهها مواجهه دارند دیگر تمایلی به ارائه خدمات تربیتی ندارند به همین دلیل میتوان گفت امروزه متاسفانه دانش آموزان و دانشجویان در امور جنسی و اجتماعی بسیار تنها هستند.
بررسی دلایل عقیمماندن پژوهشهای اجتماعی در ایرانِ امروز در گفتار نعمتالله فاضلی؛
دگراندیشی، خلاقیت و تخیل در ذات پژوهش وجود دارد. پژوهشگری، شیوهای از بودن و دغدغه مندی است. پژوهشگر شیوهای از زیستن را انتخاب کرده است که امکان نامتعارف بودن و متفاوت بودن را برای او فراهم میکند. پس هر سیاست و راهبردی که برای مطیع یا یکدست کردن سازمان پژوهش و پژوهشگران فراهم شود، اقدامی بر خلاف ذات پژوهش است.
بررسی توفیقات سند بنیادین تحول آموزش و پرورش در گفتگو با مهدی نوید ادهم؛
اینکه در مجموع، نقطه کانونی آموزش و پرورش یعنی مدرسه متحول شود و همگان حس مبارکی داشته باشند، تحولاتی که در مدرسه انجام میشود زمانبر است و باید صبوری کرد تا گامهای تحولی در مدارس به بار بنشیند!
وضعیتسنجی اسناد بالادستی در حوزه تحول آموزشوپرورش کشور در گفتگو با محمود فرشیدی؛
اگر از نظر محتوایی بخواهیم یک نگاهی داشته باشیم که سند ایراد دارد یا خیر، خب تا اجرا نشده نمیتوان گفت این سند اشکالات زیادی داشته است. این سند عملا بایگانی بوده و کار خاصی روی آن انجام نشده، به صف کشیده نشده تا بگوئیم این اشکالات وجود دارد. البته در خود سند هم پیشبینی شده که هر ۵ سال یکبار بازنگری شود؛ هدف این بود که وقتی اجرا شد هر ۵ سال یکبار ارزیابی شود و بعد اشکالات را بیان کنید و توسط شورای عالی امقلاب فرهنگی برطرف شود.
بررسی مشکلات، موانع و چالشهای اجرایی سند تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش؛
به علت عدم توجه جامع سند به این محدودیت و مضیقه موجود در ساختار آموزش و پرورش میتوان پیش بینی نمود که سند در مراحل اجرا جهت تحول بنیادین آموزش و پرورش با چالش جدی مواجه گردیده و مجددا آموزش و پرورش در وضعیت فعلی خود باقی بماند.
نقدی بر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش؛
بررسی دقیق متن سند تحول و مبانی نظری پشتیبان سند نشان میدهد که سند قابلیت ارزیابی را ندارد، چرا که ارتباط منطقی بین مفاد سند تحول و مبانی نظری پشتیبان سند، روشن و شفاف نیست. به بیانی دیگر نمیتوان بین سطوح بالادستی سند تحول با مبانی نظری پشتیبان (به خصوص چرخشهای تحولی کلان و خرد) ارتباط سازگاری برقرار کرد؛ لذا مشخص نیست که هریک از اهداف و راهبردهای کلان سند، در راستای تحقق کدامیک از چرخشهای تحولی طراحی شده است.
نگاهی به مسئولیت اجتماعی پژوهش در گفتار نعمتالله فاضلی؛
گفتمان مسئولیت اجتماعی در میان پژوهشگران ما سرکوب شده است. چرا که محقق در صورت همراهی با این دیدگاه، از پاداش و بودجه لازم برای انجام پژوهش محروم میشود. این نوع پژوهشها هیچ نوآوری و هیچ نوری را برجامعه نمیتاباند. اینها فقط بحثهای بازاری، ابزاری و ایدئولوژیکی است. بحثهایی که ارزشی بیش از تبلیغات یا پروپاگاندا ندارد. گفتمان مسئولیت اجتماعی در ایران، با بحران تحقیر و به حاشیه راندهشدن روبهروست.