ارزیابی سیستم آموزش و تربیت کشور در گفتگو با محمدمهدی اعتصامی؛
تا میگوییم آموزش و پرورش حرف از مشکلات کتابهای درسی پیش میآید. اولین مورد تغییر کتابهای درسی ذکر میشود در حالی که این آسانترین راهی است که انتخاب میشود. اما ما به این توجه نمیکنیم که سیستم ارزشیابی ما بسیار ناموفق و عقب مانده است. در نتیجه سبب نمیشود تعمیق آموزشی رخ بدهد و چون تعمیق آموزش اتفاق نمیافتد دانشآموز از دروسی که میخواند خسته میشود و توجهی به آن ندارد.
در حاشیه برگزاری ماراتن کنکور و مفهومی به نام عدالت آموزشی؛
اگر علت وجودی مدارس غیر انتفاعی را تنوع در خدمات و کیفیت بالای آموزش در نظر بگیریم این سوال ایجاد میشود که آیا این مسئله خلاف شان حاکمیتی آموزش و به معنای برون سپاری امر آموزش و فراهم آوردن بستری برای دست اندازی در جیب مردم برای حق مسلمشان و اقامه تبعیض و بی عدالتی نیست؟! اگر چه که هدف غایی از ایجاد این مدارس میبایست حمایت و همراهی با آموزش دولتی برای همگان باشد که با این مفروض نظام آموزشی فعلی ما مطلقا معکوس عمل کرده است.
وضعیتسنجی رواج رسانههای اجتماعی در میان نوجوانان آمریکایی؛
حدود یک سوم از نوجوانان میگویند که زمان زیادی را در رسانههای اجتماعی میگذرانند، در حالی که ۵۵ درصد میگویند که زمان مناسبی را در آنجا میگذرانند و فقط ۸ درصد میگویند که زمان بسیار کمی را در شبکههای اجتماعی صرف میکنند. دختران بیشتر از پسرها میگویند که زمان زیادی را در رسانههای اجتماعی صرف میکنند (۴۱ درصد در مقابل ۳۱ درصد) نوجوانان در مورد اینکه کنار گذاشتن رسانههای اجتماعی برایشان سخت یا آسان است نسبتاً تقسیم شدهاند.
بررسی کیفیت آموزش دانشگاههای آمریکا بهقلم آشیش کاپور صدیق؛
چیزی عمیقا نگران کننده در مورد یک سیستم آموزش عالی وجود دارد که به چند دانشگاه خصوصی که به اقلیتی از دانشجویان آمریکایی خدمت میکنند اجازه میدهد منابع و ثروت را احتکار کنند در حالی که مؤسسات دولتی آن، که به اکثریت خدمت میکنند از کمبود منابع رنج میبرند. دیگر برای پایان دادن به کلاهبردرای میلیاردرهای آمریکایی که پولهای خود را به موسسات خصوصی آمریکایی برای دریافت معافیت مالیاتی سرازیر میکنند در حالی که دانشجویان برای حضور در دانشگاههای دولتی بدهیهای فزایندهای دارند، دیر شده است.
بررسی تأثیرات و کارکرد کنکور در نظام تحصیلی کشور؛
یکی از کارکردهای معیوب کنکور که در طی چند دهه در فضای اجتماعی و تحصیلی ایران بهتدریج رسوبکرده است، اصرار بر اهمیت بسیار زیاد کنکور در مسیر یافتن هویت برای فرد بوده که درنتیجه فرد را به اینسو متمایل میکند؛ با این ذهنیت که او با قبولی در کنکور میتواند هویت و شخصیت تحصیلی و اجتماعی خود را پیدا کند و یا در صورت عدم موفقیت در ورود به دانشگاه او از تشخص و هویت کافی برای زندگی اجتماعی برخوردار نخواهد بود.
ایالاتمتحده دیگر به رشتههای علوم انسانی که تفکر انتقادی را تقویت میکند اهمیتی نمیدهد؛
بیشتر دانشآموزان از مطالعه لذت نمیبرند و حتی با توجه به اغوایهای زیاد، فقط طیف محدودی علاقه به مطالعه دارند. یک بار از یک سالن سخنرانی پر از دانشجو پرسیدم که چه تعداد از آنها مسیری را که منجر به انتخاب یک شغل خوب شود انتخاب میکنند؟ دو سوم کلاس دستان خود را بالا بردند.
بررسی سیر تحولات برنامهدرسی مدارس و شیوههای ارزشیابی آن در ایران به قلم نعمت الله موسی پور؛
براساس اسناد و مدارک مربوط به ارزشیابی برنامه درسی در ایران، تحلیل و تطبیق آنها طی دو قرن گذشته ارزشیابی برنامه درسی در ایران هفت مرحله را تجربه کردهاست. دوره بینیازی، دوره آگاهی، دوره تلاش رسمی، دوره دشواری، دوره علاقهمندی، دوره اقدام و نهایتاً دوره خیزش و امیدواری.
نقد و بررسی سیاستگذاری محتوای درسی در ایران؛
چک لیست زیر میتواند به کارشناسان، علاقهمندان و کلیه فعالان فرهنگی که سعی دارند کتب درسی در مدارس ایران را مورد نقد، بررسی و ارزیابی قرار دهند، کمک شایانی کند. نکته قابل توجه آن است که مواردی ذکر شده در چک لیست، مواردی کلی هستند که در هر نظام آموزشی در هر کشوری قابل کاربست و قابل بررسی هستند. اما به نظر میرسد با توجه به بوم فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران میتوان موارد دیگری را هم به فهرست بالا اضافه کرد.
نکاتی پیشنهادی درباره طرحریزی و تدوین محتوای کتب درسی؛
اگر چه از لحاظ نظری انطباق محتوای برنامه درسی با شرایط واقعی زندگی باید هم در مرحله طراحی برنامه درسی توسط برنامه ریزان و هم در مرحله اجرای برنامههای درسی توسط معلمان و مجریان صورت پذیرد؛ اما از یک سو به دلیل عدم امکانات و تجهیزات لازم در سطح مدارس و از سوی دیگر به علت کیفیت و تجربه وجود متفاوت آموزشی معلمان، رعایت تناسب محتوا در مرحله طراحی برنامه درسی از ضرورت زاید الوصفی برخوردار میشود.
درباره طوبی آزموده؛
زنان محلهی چالمیدان پیشتر در جریان گرانی و قحطی نان، یقهی ناصرالدینشاه را گرفته و ارزانی را مطالبه کرده بود. و او هم مجبور به اتخاذ تصمیم جدی در اینباره شده بود. اما اینبار زنان پا را فراتر گذاشته و درواقع خردهذوقها را پس زده و پیگیر نقش موثرتری در امور اجتماعی بودند.