توصیفی از راهبرد فرسایشی ایران در مقابل آمریکا به قلم مارکو کارنلوس؛
در جنگ کنونی، ایران نیازی ندارد که از نظر نظامی بر آمریکا پیروز شود؛ بلکه فقط باید بیشتر از آمریکا دوام بیاورد. ایران بر اساس راهبرد معروف «کشتن با هزاران زخم خنجر» در حال افزایش هزینههای جنگ برای دولت آمریکا است؛ به طوری که ادامه این وضعیت برای دولت ترامپ غیرقابلتحمل شود.
بنبست ۴۷ساله راهبردهای آمریکا مقابل ایران به قلم نیت سوانسون؛
جنگ چندلایهای که ترامپ آغاز کرده، گسستی از رویههای گذشته نیست، بلکه اوج همان راهبرد معیوبی است که از زمان شکلگیری جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹، اساس سیاست آمریکا در قبال ایران را تشکیل داده است. همانطور که جنگ در تغییر رفتار و تغییر حکومت ایران شکست خورد، محاصره و فشار اقتصادی نیز قادر به شکست و تغییر رفتار ایران نخواهد بود. رؤسای جمهور بعدی آمریکا دیگر قادر نخواهند بود به راهبردهای فشار اقتصادی و جنگ نظامی علیه ایران بازگردند؛ چون تابآوری ایران مقابل این راهبردها، ناکارآمدی آنها را به اثبات رسانده است.
۵ شاخص شکست آمریکا در جنگ مقابل ایران به قلم جان هالتیو انگر؛
جنگ آمریکا علیه ایران یک فاجعه راهبردی برای آمریکا بوده است. جنگ، آسیبپذیریهای جدی ارتش آمریکا را آشکار کرده، نیروهای این کشور را در نقاط مختلف پراکنده و تحتفشار قرار داده، تاکنون حدود ۳۸.۱ میلیارد دلار برای ایالات متحده هزینه داشته، موجب یک بحران جهانی انرژی شده و در داخل آمریکا نیز جنگ بهشدت نامحبوب است. تقریباً با هر شاخصی که در نظر بگیریم - از توانایی ایران برای اعمال قدرت در منطقه گرفته تا قابلیتهای نظامی، استحکام حکومت و وضعیت برنامه هستهای - ایالات متحده در حال باختن در این جنگ است.
خاورمیانه پس از جنگ ایران به کدام سو میرود؟ آشوب یا موازنهای جدید؟
منطقه غرب آسیا اکنون درگیر دورهای از بیثباتی و عدم تعادل است؛ وضعیتی که از فروپاشی نظم حاکم و نظمی جدید که هنوز متولد نشده، ناشی شده است. جنگ آمریکا علیه ایران، مهمترین تحول در این دوره آشفته منطقهای است و نتیجه آن برای غرب آسیا تعیینکننده خواهد بود.
معادلهای که معکوس شد به قلم ویجی پراشاد؛
مرحله مهم و تعیینکننده جنگ، حمله ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه بود که عدم تقارن تاریخی در جنگ به نفع آمریکا را بر هم زد. آمریکا پیشتر میتوانست از شبکه گسترده پایگاههای خود در خلیج فارس و خاورمیانه به ایران و دیگر کشورها حمله کند، بدون آنکه این پایگاهها در معرض تهدید جدی قرار گیرند. اکنون ایران نشان داده است که همین شبکه میتواند به مجموعهای از اهداف آسیبپذیر تبدیل شود.
روایت آخرین نفسهای نظم شکستخورده آمریکا در خاورمیانه به قلم مارک لینچ؛
شکست آمریکا در جنگ با ایران، نشان داد که دوران خاورمیانه آمریکایی درست مانند دوران نابودی یک تازی امپراتوری بریتانیا در این منطقه به پایان رسیده است. اعتماد متحدان خلیج فارس به واشنگتن، زمانی بسیار فرسوده شد که جنگ آمریکا و اسرائیل نتوانست حکومت ایران را سرنگون کند و آمریکا و اسرائیل با تمام قدرت نظامی خود مقابل ایران، شکست خوردند.
بحران اعتماد به آمریکا در خلیج فارس به قلم دینا اسفندیاری؛
جنگ، موجب افزایش بیاعتمادی کشورهای منطقه خاورمیانه به آمریکا شده است؛ کشورهای خلیج فارس که پیشتر برای کاهش وابستگی به واشنگتن به دنبال شرکای جدید بودند، اکنون این روند را جدیتر دنبال میکنند. گسترش روابط با چین، روسیه، ترکیه، پاکستان و کشورهای اروپایی و خرید تسلیحات از منابع متنوع، بخشی از این تغییر رویکرد است.
سایه بلند تنگه هرمز بر آینده انرژی جهانی به قلم جیسون بوردوف؛
کشورها نباید دچار این خطای تحلیلی شوند که شوک انرژی ناشی از بسته ماندن تنگه هرمز، از بین رفته است. ثبات نسبی بازار نباید با پایانیافتن خطرات امنیت انرژی اشتباه گرفته شود؛ چرا که ذخایر جهانی کاهش یافته، زیرساختها آسیبپذیرتر شدهاند و تقاضا در حال افزایش است و در صورت تشدید دوباره درگیریها، مرحله دوم بحران ناشی از بسته ماندن تنگه هرمز، میتواند بسیار شدیدتر از مرحله نخست باشد.
۱۰ اقدام کلیدی چین برای مهار بحران آلودگی هوا؛
یکی از اصول کلیدی استراتژی چین برای کاهش آلودگی، تعطیلی، جابهجایی یا انتقال هزاران صنعت سنگین و آلاینده بود. بیش از ۲۰۰۰ کارخانه سنگین - از جمله برخی از بزرگترین کارخانههای فولاد - از مناطق شهری منتقل یا تعطیل شدند و انتشار ذرات صنعتی کاهش یافت.
ضرورت ترک منطقه توسط ایالاتمتحده در نتیجه جنگ علیه ایران به قلم مایکل فوکس؛
جنگ شکستخورده و فاجعهبار آمریکا علیه ایران باید به بهانهای برای خروج کامل نظامی آمریکا از منطقه خاورمیانه تبدیل شود. حضور نظامی چند دههای آمریکا در خاورمیانه، نهتنها امنیت آمریکا را افزایش نداده، بلکه به تشدید بیثباتی، درگیری و خشونت در منطقه منجر شده است.