۱۴۰۵/۰۷/۰۴
۱۰:۱۸
کد خبر : ۱۲۳۳۵
۵ شاخص شکست آمریکا در جنگ مقابل ایران به قلم جان هالتیو انگر؛

جنگی که به فاجعه راهبردی برای آمریکا تبدیل شد

ترامپ در جنگ علیه ایران شکست راهبردی خورده است
جنگ آمریکا علیه ایران یک فاجعه راهبردی برای آمریکا بوده است. جنگ، آسیب‌پذیری‌های جدی ارتش آمریکا را آشکار کرده، نیرو‌های این کشور را در نقاط مختلف پراکنده و تحت‌فشار قرار داده، تاکنون حدود ۳۸.۱ میلیارد دلار برای ایالات متحده هزینه داشته، موجب یک بحران جهانی انرژی شده و در داخل آمریکا نیز جنگ به‌شدت نامحبوب است. تقریباً با هر شاخصی که در نظر بگیریم - از توانایی ایران برای اعمال قدرت در منطقه گرفته تا قابلیت‌های نظامی، استحکام حکومت و وضعیت برنامه هسته‌ای - ایالات متحده در حال باختن در این جنگ است.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «جان هالتیو انگر»  [1] - تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل و ستون‌نویس نشریه «Foreign Policy» - در مقاله‌ای که وب‌سایت همین نشریه معتبر آمریکایی آن را منتشر کرده است، تأکید می‌کند که جنگ آمریکا علیه ایران را از هر نظر که مورد بررسی قرار بدهید، یک فاجعه راهبردی برای آمریکا بوده است؛ جنگ، آسیب‌پذیری‌های جدی ارتش آمریکا را آشکار کرده، نیروهای این کشور را در نقاط مختلف پراکنده و تحت‌فشار قرار داده، تاکنون حدود ۳۸.۱ میلیارد دلار برای ایالات متحده هزینه داشته، موجب یک بحران جهانی انرژی شده و در داخل آمریکا نیز جنگ به‌شدت نامحبوب است. به گفته وی، تقریباً با هر شاخصی که در نظر بگیریم - از توانایی ایران برای اعمال قدرت در منطقه گرفته تا قابلیت‌های نظامی، استحکام حکومت و وضعیت برنامه هسته‌ای - ایالات متحده در حال باختن در این جنگ است.

 

فاجعه راهبردی برای آمریکا

اوایل ماه مارس (اسفند)، دونالد ترامپ - رئیس‌جمهور آمریکا - گفت: «ایالات متحده در جنگ با ایران پیروز شده است، اما همچنان باید کار را تمام کند.» چند ماه بعد، در حالی که درگیری‌ها در سراسر منطقه تشدید شده و دیپلماسی به بن‌بست رسیده است، این «کار» همچنان ناتمام مانده و هیچ پایانی نیز برای آن در چشم‌انداز دیده نمی‌شود. ترامپ روز چهارشنبه ۱۶ سپتامبر (۲۵ شهریور) گفت: «امیدوارم به پایان جنگ نزدیک شده باشیم» و مدعی شد که ایران، خواهان توافق است. اما آنچه در میدان رخ می‌دهد، این خوش‌بینی را تأیید نمی‌کند و شواهد چندانی نیز وجود ندارد که تهران مشتاق دستیابی به توافق باشد.

آمریکا در این جنگ به موفقیت‌های نظامی دست یافته اما در مجموع، این درگیری برای واشنگتن یک فاجعه راهبردی بوده است. جنگ، آسیب‌پذیری‌های جدی ارتش آمریکا را آشکار کرده، نیروهای این کشور را در نقاط مختلف پراکنده و تحت‌فشار قرار داده، تاکنون حدود ۳۸.۱ میلیارد دلار برای ایالات متحده هزینه داشته و موجب یک بحران جهانی انرژی شده است. این جنگ در میان رأی‌دهندگان آمریکایی به‌شدت نامحبوب است و شمار فزاینده‌ای از جمهوری‌خواهان در کنگره خواهان پایان جنگ شده‌اند؛ حتی یکی از نمایندگان جمهوری‌خواه کنگره تلاش کرده است به دلیل این جنگ، «پیت هگست» - وزیر جنگ آمریکا - را استیضاح کند.

با وجود تمام هزینه‌ها، ایالات متحده در جنگ با ایران، دستاورد بسیار اندکی به دست آورده و در برخی موارد حتی اوضاع بدتر شده است.

باوجود تمام این هزینه‌ها، ایالات متحده در جنگ با ایران دستاورد بسیار اندکی به دست آورده و در برخی موارد حتی اوضاع بدتر هم شده است. تقریباً با هر شاخصی که در نظر بگیریم - از توانایی ایران برای اعمال قدرت در منطقه از طریق نیروهای نیابتی‌اش گرفته تا قابلیت‌های نظامی، استحکام حکومت و وضعیت برنامه هسته‌ای - ایالات متحده در حال باختن جنگ است. افزون بر این، تهران اکنون ثابت کرده است که می‌تواند تنگه هرمز را برای مدتی طولانی مسدود کند؛ قابلیتی که ایران مدت‌ها به داشتن آن می‌بالید، اما پیش از این هرگز عملاً آن را به نمایش نگذاشته بود.

«گرگوری برو» - کارشناس ایران و تحلیلگر ارشد گروه اوراسیا - به فارن پالیسی می‌گوید: «اگر به فوریه (اسفند) برگردیم و اهدافی را که آمریکا در آغاز جنگ برای خود تعیین کرده بود مرور کنیم، بی شک به این نتیجه خواهیم رسید که ایالات متحده در دستیابی به اهداف اصلی راهبردی خود شکست خورده است.»

 

ناتوانی در نابودی نیروهای نیابتی ایران

وقتی ترامپ در اواخر فوریه (۹ اسفند) شروع عملیات گسترده نظامی علیه ایران را اعلام کرد، گفت ایالات متحده اطمینان حاصل خواهد کرد که «نیروهای نیابتی تروریستی، دیگر نتوانند منطقه یا جهان را بی‌ثبات کنند و به نیروهای ما حمله کنند.» ژنرال «دن کین» - رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا - نیز در اوایل مارس (اسفند) گفت که هدف ایالات متحده ازبین‌بردن «توانایی ایران برای اعمال قدرت در خارج از مرزهایش در امروز و آینده» است. ترامپ همچنین یک ماه پس از آغاز جنگ، در یک سخنرانی تلویزیونی خطاب به مردم آمریکا گفت که ایالات متحده «به طور نظام‌مند در حال ازبین‌بردن توانایی [رژیم ایران] برای تهدید آمریکا یا اعمال قدرت در خارج از مرزهایش» است.

اما هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد ایالات متحده به این هدف دست یافته است. اینکه درگیری طی ماه‌های گذشته بر سر کنترل تنگه هرمز متمرکز بوده - آبراهی که در آغاز جنگ باز بود - خود نشان‌دهنده تداوم توانایی تهران برای تأثیرگذاری بر روند تحولات، هم در خاورمیانه و هم در سطح گسترده‌تر جهانی است؛ در ادامه بیشتر به این موضوع خواهیم پرداخت.

تقریباً با هر شاخصی که در نظر بگیریم - از توانایی ایران برای اعمال قدرت در منطقه گرفته تا قابلیت‌های نظامی، استحکام حکومت، وضعیت برنامه هسته‌ای و کنترل ایران بر تنگه هرمز - ایالات متحده در حال باختن در این جنگ است.

نیروهای نیابتی ایران نیز ماه‌ها پس از آغاز جنگ، همچنان تهدیدی جدی محسوب می‌شوند و به طور فزاینده‌ای در هرج‌ومرج منطقه‌ای و افزایش قیمت نفت نقش دارند. حوثی‌های موردحمایت ایران در یمن، طی این ماه در امتداد سواحل دریای سرخ این کشور دستاوردهای ارضی مهمی به دست آورده‌اند؛ از جمله تصرف شهر بندری «مخا» و جزایر راهبردی مانند «پریم» در جریان یک حمله گسترده و برق‌آسا علیه نیروهای دولت یمن که از حمایت عربستان سعودی برخوردارند. در نتیجه، این گروه عملاً کنترل یکی دیگر از آبراه‌های حیاتی منطقه یعنی تنگه باب‌المندب را در دست گرفته است؛ تنگه‌ای که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند و شبه‌جزیره عربستان را از آفریقا جدا می‌سازد.

تنگه باب‌المندب پیش از جنگ نیز یکی از مسیرهای مهم کشتیرانی بود، اما پس از بسته‌شدن تنگه هرمز، اهمیت آن حتی بیشتر هم شده است. تهران و حوثی‌ها طی ماه‌های گذشته هشدار داده بودند که اگر آمریکا به جنگ ادامه دهد، تنگه باب‌المندب ممکن است بسته شود و اکنون آنها در موقعیتی قرار دارند که می‌توانند این تهدید را عملی کنند. هم‌زمان، حوثی‌ها و عربستان سعودی در حال تبادل آتش هستند و تنش‌های دیرینه مرتبط با جنگ داخلی یمن را که در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، دوباره شعله‌ور کرده‌اند؛ تنش‌هایی که پس از آتش‌بس سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی متوقف شده بود. اکنون نگرانی‌ها درباره اینکه یمن در آستانه بازگشت به یک جنگ داخلی تمام‌عیار قرار گرفته باشد، رو به افزایش است.

همچنین عربستان سعودی پس از آنکه خط لوله نفتی شرق به غرب این کشور در حمله پهپادی آسیب دید، به طور موقت فعالیت این خط لوله ۷۵۰ مایلی را متوقف کرد. ریاض این حمله را به شبه‌نظامیان موردحمایت ایران در عراق نسبت داد و هنوز مشخص نیست که این خط لوله چه زمانی دوباره فعال خواهد شد. این خط لوله، نفت خام را از مناطق شرقی عربستان به بندر «ینبع» در دریای سرخ منتقل می‌کند و توقف موقت آن حدود ۴ درصد از عرضه نفت جهان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

 

ناتوانی در نابودی موشک‌ها و پهپادهای ایران

دولت ترامپ جنگ را با هدف نابودی توانمندی‌های موشکی و پهپادی ایران آغاز کرد. «هگست» - وزیر جنگ آمریکا - در ماه آوریل (فروردین) گفت «برنامه موشکی ایران عملاً نابود شده و این کشور دیگر نمی‌تواند موشک تولید کند.» ترامپ نیز مدعی شده است که توان نظامی ایران «به طور کامل نابود شده است». بدون تردید، ارتش ایران در جریان این جنگ، آسیب‌های قابل‌توجهی دیده است. شماری از فرماندهان ارشد نظامی و اطلاعاتی ایران از زمان آغاز حملات کشته شده‌اند، ظرفیت صنعتی این کشور کاهش یافته و نیروی دریایی متعارف ایران نیز تا حد زیادی نابود شده است. اما ادامه توانایی ایران برای انجام حملات موشکی و پهپادی علیه اهدافی در سراسر منطقه نشان می‌دهد که دستیابی به این هدف همچنان دور از دسترس است و دولت ترامپ موفقیت‌های نظامی خود را بسیار بزرگ‌تر از واقعیت جلوه داده است.

ایران اکنون ثابت کرده است که می‌تواند تنگه هرمز را برای مدتی طولانی مسدود کند؛ قابلیتی که ایران مدت‌ها به داشتن آن می‌بالید، اما پیش از این هرگز عملاً آن را به نمایش نگذاشته بود.

ارزیابی‌های اطلاعاتی نیز با ادعاهای علنی دولت ترامپ درباره میزان تضعیف توان نظامی ایران در تضاد است. بر اساس گزارش‌ها، ایران تولید موشک‌های بالستیک را در تأسیسات زیرزمینی از سر گرفته است؛ آن هم پس از آنکه در روزهای نخست جنگ، حملات متعدد آمریکا، تأسیسات موشکی و سایت‌های پرتاب ایران را هدف قرار داد. نابودی کامل توان پهپادی ایران نیز از ابتدا دشوار بود، زیرا تولید پهپادها نسبتاً ارزان و آسان است.

 

سراب تغییر رژیم

در حالی که دولت ترامپ درباره اینکه سرنگونی حکومت ایران تا چه اندازه هدف اصلی آنهاست، مواضع متفاوتی اتخاذ کرده است، اما در آغاز جنگ، روشن بود که براندازی رهبری ایران، یکی از اهداف اصلی کاخ سفید به شمار می‌رفت. ترامپ در ۲۸ فوریه گفت: «به مردم بزرگ و پرافتخار ایران می‌گویم که ساعت آزادی شما فرا رسیده است. وقتی کار ما تمام شد، حکومت خود را در دست بگیرید. این حکومت از آنِ شما خواهد بود. این احتمالاً تنها فرصت شما در چند نسل آینده خواهد بود». اگرچه شماری از رهبران ارشد ایران از جمله [آیت‌الله] علی خامنه‌ای - رهبر پیشین جمهوری اسلامی - کشته شده‌اند، اما حکومت همچنان پابرجاست و از بسیاری جهات، حتی انسجام و استحکام بیشتری پیدا کرده است.

«گرگوری برو» می‌گوید: «اگر تغییر رژیم را یکی از اهداف بدانیم، اقدامات آمریکا تقریباً در تمام موارد، نتیجه معکوس داشته است. حکومت اکنون ریشه‌دارتر شده است، از جایگاه خود در داخل ایران اطمینان بیشتری دارد و جسورتر شده است. اکنون ساختار قدرت تحت سلطه رهبران نظامی - امنیتی قرار دارد که اگرچه عمل‌گرا هستند، تقریباً همگی به‌شدت با غرب خصومت دارند و علاقه‌ای به هیچ‌گونه سازش گسترده‌تر با آمریکا یا غرب به‌طورکلی ندارند.»

 

تداوم برنامه هسته‌ای

ادامه توانایی ایران برای انجام حملات موشکی و پهپادی علیه اهدافی در سراسر منطقه نشان می‌دهد که دستیابی به هدف نابودی توان موشکی و پهپادی ایران، همچنان دور از دسترس است.

بیش از هر موضوع دیگری، ترامپ بارها برنامه هسته‌ای ایران را هدف اصلی جنگ عنوان کرده است. رئیس‌جمهور آمریکا همچنین به طور گمراه‌کننده‌ای مدعی شده که ایالات متحده، برنامه هسته‌ای ایران را «به طور کامل نابود کرده است»؛ این در حالی است که او همچنان ادامه جنگ را با هدف جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای توجیه می‌کند.

تردیدی نیست که حملات آمریکا با نابودکردن زیرساخت‌ها و کشتن افراد مهم در ایران - از جمله دانشمندان ارشد - برنامه هسته‌ای این کشور را به عقب رانده است؛ اما ایران همچنان حدود ۴۴۰ کیلوگرم (۹۷۰ پوند) اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد. کارشناسان بارها تأکید کرده‌اند که تا زمانی که ایران به این ذخیره دسترسی داشته باشد (محل دقیق آن همچنان مشخص نیست) برنامه هسته‌ای این کشور همچنان یک تهدید محسوب می‌شود و نمی‌توان آن را خنثی‌شده تلقی کرد.

«رافائل گروسی» - مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی - این هفته ابراز تأسف کرد که نظارت آژانس بر برنامه هسته‌ای ایران در سال جاری «وخیم‌تر شده است». گروسی گفت: «بیش از شش ماه است که هیچ‌گونه فعالیت راستی‌آزمایی میدانی در ایران انجام نداده‌ایم» او تأکید کرد که «بیش از یک سال» است که آژانس «تداوم اطلاع و آگاهی خود» درباره ذخایر اورانیوم ایران را از دست داده است. گروسی گفت: «فقدان اطلاعات آژانس درباره این مواد هسته‌ای و دسترسی‌نداشتن به تأسیسات برای راستی‌آزمایی آنها، مسئله‌ای جدی از نظر اشاعه هسته‌ای است و باید با نهایت فوریت به آن رسیدگی شود.»

ترامپ درباره اینکه آیا ایالات متحده باید ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران را به دست آورد یا نه، مواضع متفاوتی اتخاذ کرده و گفته است که این مواد، احتمالاً زیر آوار مدفون شده و در پی حملات قبلی آمریکا، دسترسی به آنها امکان‌پذیر نیست. ترامپ در ماه می (اردیبهشت) گفته بود: «ما آن را به دست خواهیم آورد. ما به آن نیاز نداریم و آن را نمی‌خواهیم. احتمالاً پس از به دست آوردن، نابودش خواهیم کرد، اما اجازه نمی‌دهیم آنها آن مواد را در اختیار داشته باشند.»

تصاویر ماهواره‌ای همچنین نشان داده‌اند که در سال ۲۰۲۶، فعالیت‌های ساخت‌وساز در «کوه کلنگ» - یک سایت هسته‌ای مشکوک - «افزایش چشمگیری» داشته است. این موضوع در تحلیل اخیر مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) مطرح شده است. ترامپ هفته گذشته نیز با اشاره به گزارش‌های مربوط به فعالیت‌های ساخت‌وساز در «کوه کلنگ»، احتمال اقدام آمریکا را مطرح کرد. ترامپ گفت: «ما متوجه شده‌ایم که در کوه کلنگ کمی فعالیت وجود دارد. به ایران توصیه می‌کنم دست به کارهای فریبکارانه نزند، چون مجبور خواهیم شد ضربه بسیار سختی به آنها وارد کنیم.»

اگرچه شماری از رهبران ارشد ایران از جمله [آیت‌الله] علی خامنه‌ای - رهبر پیشین جمهوری اسلامی - ترور شده‌اند، اما حکومت همچنان پابرجاست و از بسیاری جهات، حتی انسجام و استحکام بیشتری پیدا کرده است.

با وجود این لفاظی‌ها، اقدامات دولت ترامپ به طور فزاینده‌ای نشان می‌دهد که برنامه هسته‌ای ایران در فهرست اولویت‌های کاخ سفید، جایگاه پایین‌تری پیدا کرده است. در پی عدم پیشرفت در مسئله هسته‌ای و ناکامی در دستیابی به اهداف اولیه جنگ در سطحی گسترده‌تر، دولت ترامپ توجه خود را به اهداف دیگری معطوف کرده است. دولت آمریکا تلاش کرده است با استفاده از محاصره دریایی و یک کارزار مالی موسوم به «عملیات طرد اقتصادی»، اقتصاد ایران را تحت‌فشار قرار دهد و تهران را از طریق تحریم‌ها و اقدامات دیگر، بیش‌ازپیش منزوی کند. «اسکات بسنت» - وزیر خزانه‌داری آمریکا - در اواخر ماه اوت (مرداد) هنگام اعلام این طرح گفت: «هدف ما قطع‌کردن تمام شریان‌های اقتصادی است که این رژیم استبدادی را سرپا نگه می‌دارند تا زمانی که تهران کاملاً منزوی بماند». اما رهبری ایران، طی چند دهه اخیر، فشار اقتصادی آمریکا را تحمل کرده است و همین مسئله این تردید را ایجاد می‌کند که آیا این رویکرد، واقعاً می‌تواند تغییری ایجاد کند و تهران را در مذاکرات احتمالی آینده به دادن امتیاز وادار سازد یا خیر؟

 

کنترل ایران بر تنگه هرمز

جنگ اکنون اساساً به نبردی بر سر نفت و مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز تبدیل شده است. «گرگوری برو» می‌گوید: در اوایل ماه اوت (مرداد)، روزانه حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور می‌کرد، اما این رقم اکنون به حدود ۱۰ میلیون بشکه نزدیک شده است. [2] این وضعیت برای ایالات متحده مثبت است و هم‌زمان نشان می‌دهد که محاصره دریایی آمریکا ظاهراً در حال اثرگذاری است، زیرا صادرات نفت ایران عملاً متوقف شده است. با این حال، به گفته «گرگوری برو» میزان تردد از تنگه تقریباً یک‌پنجم میزان پیش از جنگ است؛ موضوعی که نشان می‌دهد این وضعیت همچنین با «صرف منابع بسیار قابل‌توجه» مدیریت می‌شود.

اگر تغییر رژیم را یکی از اهداف جنگ بدانیم، اقدامات آمریکا تقریباً در تمام موارد، نتیجه معکوس داشته است و حکومت اکنون ریشه‌دارتر شده است.

این روند، شامل حفاظت نیروی دریایی و هواپیماهای نظامی آمریکا از نفتکش‌هایی است که در قالب کاروان‌های کوچک از تنگه عبور می‌کنند. این سازوکار طی ماه گذشته به‌تدریج جریان انتقال نفت از تنگه را افزایش داده است و به گفته «برو»، اگرچه به معوق کردن یک «بحران عمومی» در بازارهای انرژی کمک می‌کند، اما «خطر را از بین نمی‌برد». قیمت نفت خام برنت (شاخص جهانی قیمت نفت) روز پنجشنبه ۱۷ سپتامبر (۲۷ شهریور) حدود ۱۰۴ دلار بود. درست پیش از آغاز جنگ در ماه فوریه (اسفند)، قیمت هر بشکه نفت برنت حدود ۷۲ دلار بود.

 

https://foreignpolicy.com/2026/09/17/trump-united-states-losing-iran-war/

[1] . John Haltiwanger

[2]. ادعا درباره عبور روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز توسط خود رسانه‌های غربی تکذیب شده است. بر اساس گزارش رسانه‌هایی مثل رویترز، عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز بسیار پایین و در هفته آخر شهریورماه کمتر از ۴ کشتی در طول روز بوده است.

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :