گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «اشلی گیت» [1] - خبرنگار حوزه سیاست خارجی و استاد کنترل تسلیحات بینالمللی در مؤسسه مطالعات حقوق بشر دانشگاه کلمبیا - در مطلبی که وبسایت خبری - تحلیلی «The Intercept» آن را منتشر کرده است، توضیح میدهد که جنایتهای آمریکا در جنگ علیه ایران، تنها به نابودی زیرساختها و کشتار غیرنظامیان محدود نمیشود، بلکه دولت آمریکا با حملات خود به تخریب و ویرانی گسترده محیطزیست در ایران و منطقه خلیج فارس نیز دامن زده است و تأثیرات آن ممکن است تا چند دهه دیگر در منطقه باقی بماند. به گفته وی، ایران اولین و آخرین مورد از تخریب محیطزیست در جنگها نیست؛ آمریکا سابقهای طولانی در آغاز جنگهایی دارد که زخمهای عمیق و ماندگاری بر محیطزیست بر جای گذاشتهاند.
در توهم پیروزی
«ما پیروز شدیم». دونالد ترامپ - رئیسجمهور آمریکا - این سخنان را در ماه مارس (اسفند ۱۴۰۴)، کمتر از دو هفته پس از آغاز جنگی که خود او علیه ایران به راه انداخته بود، اعلام کرد. ترامپ با ادعای اینکه ایران «بهشدت ویران شده و حتی از بین رفته است»، پیشتر وعده داده بود که این درگیری به صلح در منطقه و به نوعی در سراسر جهان منجر خواهد شد. ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشته بود: «بمبارانهای سنگین و دقیق بدون وقفه ادامه خواهد داشت... تا زمانی که برای تحقق هدف ما یعنی صلح در سراسر خاورمیانه و در واقع سراسر جهان، لازم باشد.» اما بیش از شش ماه بعد و پس از دو آتشبس ناموفق، این جنگِ گرفتار در بنبست همچنان ادامه دارد و احتمالاً متوجه شدهاید که هنوز هم خبری از اعلام صلح جهانی نیست.
جنگ آمریکا و اسرائیل موجب ویرانی گسترده محیطزیست شده و بر میراث طولانی جنگهای آمریکا که پیامدهای سمی و مخربی برای محیطزیست بر جای گذاشتهاند، افزوده است.
ارتش آمریکا که بار دیگر در میدان نبرد شکست خورده است، در تازهترین مورد از مجموعهای طولانی از «پیروزیهای بیمعنا» در جنگهای این کشور از جمله پیروزی بر کشور کوچک و کمتوانی مانند گرانادا، بنبستهایی مانند جنگ بیپایان در سومالی و شکستهایی مانند جنگهای ویتنام، لائوس و کامبوج از ادامه نبرد عقبنشینی کرده و بهجای آن به چیزی روی آورده که «روز اقتصادی» [2] نامیده میشود؛ اقدامی که تاکنون بیشتر از آنکه عملی جدی باشد، به نظر میرسد صرفاً هیاهو و لفاظی باشد.
دیگر اهداف اعلامشده ترامپ از جنگ یعنی تسلیم بیقیدوشرط ایران و تصرف زیرساختهای نفتی این کشور نیز به حاشیه رانده شدهاند. در نهایت، به نظر میرسد که دستاوردهای اصلی جنگ ترامپ به مرگ و ویرانی محدود شده است: صدها تلفات آمریکایی که پنتاگون تلاش کرده است آنها را کماهمیت جلوه دهد و پنهان کند و هزاران ایرانی کشتهشده که پنتاگون تمایلی به صحبت درباره آنها یا تحقیق در موردشان ندارد؛ از جمله یک خانواده هشتنفره که پنج نفر از اعضای آن کودک بودند و یکی از آنها نوزادی تنها ۲۰ روزه بود.
اما نزدیک به ۴۰ هزار ایرانی کشته یا زخمیشده در این جنگ، شاید تنها بخش کوچکی از تلفات واقعی باشد؛ آنگونه که «اشلی گیت» در تازهترین مقاله خود برای «تام دیسپچ» مینویسد، ابعاد کلی ویرانیهای زیستمحیطی تازه در حال آشکارشدن است. اگر تاریخ راهنمای مناسبی باشد، پیامدهای زیستمحیطی این جنگ ممکن است تا مدتهای بسیار طولانی ادامه پیدا کند و بر شمار نامعلومی از ایرانیانی که از جنگ، جان سالم به در بردهاند و همچنین نسلهای آینده تأثیر بگذارد.
میراث سمی جنگهای آمریکا
«اسماعیل بقایی» - سخنگوی وزارت امور خارجه ایران - اخیراً نسبت به افزایش خسارتهای زیستمحیطی ناشی از جنگ آمریکا هشدار داد و توجهها را به آلودگی نفتی در خلیج فارس جلب کرد؛ آلودگیای که آثار آن اکنون به سواحل ایران رسیده است. او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «این حادثه تنها یک نمونه قابل مشاهده از آلودگی گسترده - چه آشکار و چه پنهان - است که آبهای خلیج فارس و دریای عمان را آلوده و تخریب کرده است. چه کسی مسئول جبران این خسارتهاست؟ کشورهایی که انرژی ارزان صادرشده از منطقه ما را مصرف میکنند، شرکتهای بیمه حملونقل دریایی یا متجاوزان و شرکای آنها که خلیج فارس و دریای عمان را به صحنه عملیات نظامی و آزمایش سلاحهای بهشدت مخرب تبدیل کردهاند؟»
جنگ ایران تاکنون یک بحران جهانی سوخت ایجاد کرده، کشاورزی نسلهای آینده را به خطر انداخته و دهها میلیون نفر را در معرض خطر گرسنگی قرار داده است؛ وضعیتی که هم نسل کنونی و هم نسل آینده را تهدید میکند.
جنگ آمریکا و اسرائیل، در کنار مرگ و ویرانی که دهها هزار ایرانی را کشته یا زخمی کرده، خسارتهای زیستمحیطی گستردهای نیز به بار آورده است. بر اساس گزارشی از «دیدهبان جنگ و محیطزیست» تا ماه مارس (اسفند)، حملات انجامشده در ۱۲ کشور منطقه، دستکم ۳۰۰ مورد آسیب احتمالی به محیطزیست ایجاد کرده بود. این مواجهه با مواد و آلایندههای سمی، نهتنها قربانیان جنگ امروز، بلکه نسلهای آینده را نیز تهدید میکند؛ نسلهایی که ناچار خواهند بود با پیامدهای زنجیرهای و آثار ثانویه این آلودگیها دستوپنجه نرم کنند.
شرکتهای بزرگ تجاری ارائهدهنده تصاویر ماهوارهای، بنا به درخواست دولت آمریکا، انتشار دادههای مربوط به خاورمیانه را محدود کرده یا به تأخیر انداختهاند. این اقدام که احتمالاً با هدف پنهانکردن ابعاد واقعی خسارتهای واردشده به تأسیسات نظامی آمریکا در سراسر منطقه انجام شده است، همزمان کار افرادی را که ویرانیهای زیستمحیطی همراه با جنگ را از زمان آغاز آن در ماه فوریه رصد میکنند نیز با مشکل مواجه کرده است. «دیدهبان جنگ و محیطزیست» حتی باوجود دسترسی محدود به دادهها، به این نتیجه رسیده است که همه طرفهای درگیر در جنگ، «تأسیسات دارای خطرات زیستمحیطی» را هدف قرار دادهاند؛ از جمله زیرساختهای نفتی و تأسیسات آبشیرینکن.
بر اساس پژوهشی از «مؤسسه اقلیم و جامعه»، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۱۴ روز نخست جنگ، حدود ۵ میلیون تُن متریک گازهای گلخانهای منتشر کرده است. به بیان دیگر، حملات ائتلاف در تنها دو هفته تقریباً به اندازه انتشار سالانه گازهای گلخانهای کشور ایسلند، آلایندگی ایجاد کردهاند. با طولانیشدن جنگ، تأسیسات موشکی، انبارهای تسلیحات، زیرساختهای نفتی، تأسیسات هستهای و زیرساختهای دوکاربرده و غیرنظامی از جمله نیروگاهها و تأسیسات آبشیرینکن نیز به طور فزایندهای هدف حملات قرار گرفتهاند.
خطرات زیستمحیطی ناشی از این اهداف نظامی بسیار گسترده است. آسیبدیدن تأسیسات آبشیرینکن، تأمین آب غیرنظامیان را به خطر میاندازد و میتواند زمینهای اطراف و محیطهای دریایی را با مواد شیمیایی خطرناکی مانند «اسید سولفوریک» آلوده کند. بمباران زیرساختها نیز خیابانهای شهری را از آوار و گردوغبار آلوده به «آزبست» پر میکند و خطر ابتلا به بیماریهای تنفسی و سرطان را در میان جمعیت در معرض این مواد افزایش میدهد. تأسیسات آسیبدیده تولید و نگهداری تسلیحات نیز مناطق اطراف را با مواد منفجره، پیشرانهای مایع بسیار سمی و فلزات سنگین آلوده میکنند. حمله به تأسیسات هستهای نیز خطر قرارگرفتن در معرض تشعشعات یا حتی وقوع فاجعهای هستهای و خارج از کنترل مانند ذوبشدن هسته رآکتور را به همراه دارد.
مطالعه جدید دانشگاه فلوریدای جنوبی نشان میدهد که میزان نشت نفت در خلیج فارس از آغاز جنگ بهشدت افزایش یافته و در مارس ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) سطح مناطق آلوده به نفت، تقریباً چهار برابر بیشتر از مدت مشابه یک سال قبل شده است.
زیرساختهای سوختهای فسیلی نیز همچنان یکی از اهداف اصلی نظامی همه طرفهای درگیر بودهاند. حملات اسرائیل به چند انبار نفت ایران در اوایل ماه مارس، تهران را در ابری از دود سمی فرو برد؛ دودی که کربن سیاه و اسید سولفوریک را بر سر ۹ میلیون نفر از ساکنان پایتخت فرو میریخت. حملات به نفتکشها و دیگر کشتیهای تجاری نیز موجب نشت نفت و سوخت به آبراههای متعددی شده است؛ از بندر دمیاط مصر - جایی که ایران به دو کشتی حامل گاز طبیعی مایع حمله کرد - گرفته تا سواحل سریلانکا که آمریکا یک ناوچه ایرانی را غرق کرد. با ادامه درگیری و شعلهورشدن مقطعی آن، انتظار میرود این خسارتهای زیستمحیطی نیز افزایش یابد.
آمریکا سابقهای طولانی در آغاز جنگهایی دارد که زخمهای عمیق و ماندگاری بر محیطزیست بر جای گذاشتهاند. از سوی دیگر، نیروهای نظامی آمریکا نیز دهههاست هزینه قرارگرفتن در معرض مواد سمی را میپردازند؛ از جمله علفکشهایی مانند عامل نارنجی (یک ماده شیمیایی نابودکننده پوشش گیاهی که آمریکا در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در سراسر جنوب شرق آسیا پاشید)؛ دود ناشی از آتشسوزی انبارهای نفت که در جریان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ در مناطق مختلف عراق و اطراف آن شعلهور شدند و گودالهای سوزاندن زباله در پایگاههای نظامی آمریکا در جریان جنگهای بیپایان پس از حملات ۱۱ سپتامبر.
قانون «پکت» [3] که در سال ۲۰۲۲ تصویب شد، دسترسی میلیونها سرباز سابق آمریکایی را که از نیمه دوم قرن بیستم تا امروز خدمت کردهاند، به خدمات درمانی گسترش داد. بسیاری از این نظامیان اکنون از طیف گستردهای از بیماریها و مشکلات مرتبط با قرارگرفتن در معرض مواد سمی در دوران جنگ رنج میبرند؛ از جمله سرطان، بیماری مزمن انسداد ریه و مشکلات باروری که احتمالاً در اثر خدمت نظامی آنها ایجاد یا تشدید شده است.
مشکلات سلامت در میان کهنه سربازان آمریکایی اغلب با مشکلات جوامع محلی در مناطق جنگی شباهت دارد؛ زیرا هر دو گروه در معرض مواد سمی یکسانی قرار گرفتهاند. همانطور که سربازان آمریکایی پس از بازگشت از عراق با نرخ بالاتری از بیماریهایی مانند سرطانهای دستگاه ادراری و سرطانهای خون مواجه شدند؛ برای مثال پزشکان در شهر «فلوجه» عراق نیز از افزایش ناهنجاریهای مادرزادی و سقط جنین در میان مردم محلی خبر دادند.
جنایت زیستمحیطی آمریکا در فلوجه
حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۱۴ روز نخست جنگ، حدود ۵ میلیون تُن متریک گازهای گلخانهای منتشر کرده است.
فلوجه میتواند تصویری از پیامدهای زیستمحیطی را به دست دهد که مردم ایرانِ همسایه عراق ممکن است در سالهای آینده با آن روبهرو شوند. بیش از نیمی از فلوجه در جریان محاصرهای که در سال ۲۰۰۴ به رهبری تفنگداران دریایی آمریکا انجام شد، ویران شد. بیمارستانها، سامانههای آبرسانی و شبکههای برق تخریب شدند. موج مشابهی از ویرانی در سال ۲۰۱۴ و همزمان با تصرف شهر توسط داعش رخ داد. سپس در سال ۲۰۱۶، در جریان عملیات نظامی مشترک آمریکا و عراق برای بازپسگیری شهر، فلوجه بار دیگر محاصره و بهشدت بمباران شد.
عراقیهای فلوجه در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۱۴ بهصورت گسترده از شهر گریختند. کسانی که بازگشتند، با خانههای ویرانشده، گودالهای ناشی از انفجار بمب، نشت مواد شیمیایی و خانههایی با دیوارهای پوشیده از خاکستر و پر از آثار گلوله روبهرو شدند. بر اساس مطالعهای که گروهی از پزشکان محلی در تهیه آن مشارکت داشتند، از سال ۲۰۰۴ میزان ابتلا به سرطان در کودکان فلوجه ۱۲ برابر افزایش یافته و موارد ابتلا به سرطان در سنین پایین و بیماریهای تنفسی نیز به همین ترتیب افزایش چشمگیری داشته است. نرخ بالای سقط جنین و ناهنجاریهای مادرزادی مرگبار که پس از حمله اولیه آمریکا افزایش یافت، هرگز کاهش نیافته است. گزارشهای پزشکان بیمارستان زنان و کودکان فلوجه درباره این پیامدهای نامطلوب، به شکلگیری یک مطالعه چندرشتهای انجامید که با هدایت پژوهشگرانی از دانشگاه «پوردو» در آمریکا و دانشگاه «نیوکاسل» بریتانیا، آثار بیننسلیِ قرارگرفتن در معرض فلزات سنگین را بررسی کرد.
مهمات حاوی اورانیوم ضعیف شده که هنگام برخورد، متلاشی و مشتعل میشوند و به همین دلیل میتوانند زرههای سنگین را سوراخ کنند، از زمان جنگ خلیج فارس در عملیاتهای رزمی آمریکا مورداستفاده قرار گرفتهاند. گلولههای مصرفشده پس از شلیک، ذرات اورانیوم رادیواکتیو و دیگر فلزات سنگین مانند تیتانیوم را وارد خاک، آبوهوای اطراف میکنند. در نتیجه بمباران شدید، مناطق مختلف فلوجه با درصد بالاتری از فلزات سنگین در خاک خود مواجه شدند.
آمریکا سابقهای طولانی در آغاز جنگهایی دارد که زخمهای عمیق و ماندگاری بر محیطزیست بر جای گذاشتهاند.
افرادی که پس از نبردها به شهر بازگشتند، خانههای خود را بازسازی کردند، زمینهای کشاورزی آلوده را دوباره زیر کشت بردند و از آبهای محلی برای نوشیدن و استحمام استفاده کردند؛ در نتیجه، اکنون میزان بالاتری از مواد رادیواکتیو و فلزات سنگین در بدن آنها وجود دارد. در استخوانهای یکسوم شرکتکنندگان در این مطالعه، اورانیوم یافت شد؛ همه این افراد، هنگام محاصره سال ۲۰۰۴ کودک بودند و میزان اورانیوم موجود در بدن آنها تقریباً ۳۰۰ برابر بیشتر از همنسلانشان در آمریکا بود.
اورانیوم بهخودیخود مادهای بسیار سمی است، اما میزان اورانیوم موجود در بدن، اغلب میتواند نشانهای از قرارگرفتن در معرض فلزات سنگین دیگری مانند سرب، آرسنیک و جیوه باشد؛ موادی که مشخص شده تقریباً به تمام اندامهای بدن انسان آسیب میرسانند. امروزه خانوادههای فلوجهای همچنان با نرخ بالای سقط جنین و ناهنجاریهای مادرزادی مرگبار دستوپنجه نرم میکنند.
«کالی روبایی» - انسانشناس و استادیار دانشگاه پوردو که سرپرستی مطالعه درباره فلوجه را بر عهده داشت - توضیح میدهد: «خود جنگ همواره با احتراق و سوختن همراه است. سوختن مواد عمدتاً سمی باعث میشود این مواد آلاینده دوباره در هوا، آب و غذای مردم پراکنده شوند. هر بار که کسی نفس میکشد و همه چیز موجود در هوا را وارد بدن خود میکند، در واقع آلایندههای ناشی از جنگ را با خود به ارث میبرد.»
افزایش ناهنجاریهای مادرزادی، بیماریهای تنفسی و سرطان پس از جنگ در فلوجه اکنون به طور مستقیم با قرارگرفتن در معرض سلاحهای جنگی مرتبط دانسته شده است. از آنجا که آلایندههای ناشی از جنگ تا حد زیادی در همه جنگها مشابه هستند، پیامدهای این مطالعه بسیار فراتر از فلوجه است. در پیوست این مطالعه، توصیههایی برای افرادی که به مناطق بمبارانشده بازمیگردند، به دو زبان اوکراینی و عربی ارائه شده است. هنگامی که در ماه مارس (اسفند) با «روبایی» گفتوگو کردم، تنها دو روز پس از آنکه تهران زیر باران سیاه فرو رفته بود، او امیدوار بود که یافتههای این مطالعه و توصیههای آن برای افرادی که به مناطق جنگزده بازمیگردند، بتواند برای ساکنان مناطق نزدیک به خلیج فارس نیز مفید باشد.
جنگ، تشدیدکننده بحرانهای زیستمحیطی
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تنها بحرانهای زیستمحیطی جاری در خاورمیانه را تشدید کرده است؛ از جمله خشکسالی پنجسالهای که در پی سالها بارندگی ناکافی و در ارتباط با تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی شکل گرفته و تهدیدی جدی برای تأمین آب تهران به شمار میرود. صخرههای مرجانی شکننده و جنگلهای حرا در خلیج فارس نیز سالهاست در نتیجه افزایش دمای آب، فعالیت گسترده کشتیها و تشدید آلودگیهای صنعتی آسیب دیدهاند.
اکوسیستمهای خلیج فارس هنوز آثار نشتهای نفتی ناشی از جنگ آمریکا با عراق در جریان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ را در خود دارند. اکنون بر اساس مطالعهای جدید از دانشکده علوم دریایی دانشگاه فلوریدای جنوبی، میزان نشت نفت در خلیج فارس از آغاز جنگ بهشدت افزایش یافته و در مارس ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) سطح مناطق آلوده به نفت، تقریباً چهار برابر بیشتر از مدت مشابه یک سال قبل بوده است.
مشکلات سلامت در میان کهنه سربازان آمریکایی اغلب با مشکلات جوامع محلی در مناطق جنگی شباهت دارد؛ زیرا هر دو گروه در معرض مواد سمی یکسانی قرار گرفتهاند.
هرچند هنوز برای محاسبه ابعاد کامل خسارتهای زیستمحیطی ناشی از درگیری جاری زود است، اما آلایندههای سمی موجود در هوا، زمینهای آلوده به فلزات سنگین و آبراههای آغشته به نفت میتوانند تا دههها آینده تهدیدی جدی برای حیات و سلامت انسان و محیطزیست باقی بمانند.
پژوهش «روبایی» اینطور نتیجهگیری میکند که «مؤثرترین راه برای محدودکردن مسمومیت ناشی از فلزات سنگین در جنگ، بمباراننکردن شهرهاست.» در شرایطی که در عصر کنونی، تهدید زیرساختهای غیرنظامی از سوی نخستوزیران و رؤسای جمهور، مطرح و حتی به انجام آن دستور داده میشود، نمیتوان غیرقانونی بودن این حملات و پیامدهای شدید زیستمحیطی آنها را نادیده گرفت. هدف قراردادن زیرساختهای انرژی، آبراهها، پلها و خانههای یک کشور، احتمال آن را افزایش میدهد که کشور مورد حمله نیز در واکنش، اهداف مشابهی را هدف قرار دهد؛ اقدامی که غیرنظامیان را هم در زمان حال و هم به دلیل آلودگیهای زیستمحیطی، در نسلهای آینده در معرض خطر قرار میدهد.
کمیته بینالمللی صلیب سرخ که برای رعایت قوانین جنگ تلاش میکند، بارها تأکید کرده است که خودِ محیطزیست نیز یک هدف غیرنظامی محسوب میشود و باید مورد حفاظت قرار گیرد. بر اساس اساسنامه رم ۱۹۹۸ که دیوان کیفری بینالمللی را تأسیس کرد، واردکردن خسارت گسترده، شدید و نامتناسب به محیطزیست میتواند جنایت جنگی محسوب شود.
جنگ ایران تاکنون یک بحران جهانی سوختی ایجاد کرده، کشاورزی نسلهای آینده را به خطر انداخته و دهها میلیون نفر را در معرض خطر گرسنگی قرار داده است؛ وضعیتی که هم نسل کنونی و هم نسل آینده را تهدید میکند. این جنگ همچنین غیرنظامیان را در معرض دودهای سمی، بارش کربن سیاه و دیگر مخاطرات بهداشت عمومی قرار داده است. انسانها اگر در سرزمینهای بیمار زندگی کنند، نمیتوانند سالم بمانند؛ حتی پس از آنکه آخرین بمب جنگ ایران فرود آید، ویرانیهای زیستمحیطی و مخاطرات بهداشتی آن همچنان گریبان نیروهای نظامی آمریکا و ساکنان محلی را خواهد گرفت. فلوجه نشان داده است که حتی مدتها پس از خاموششدن صدای سلاحها، قربانیان جنگ همچنان از پیامدهای درگیریهایی که به معنای واقعی کلمه در استخوانهایشان نفوذ کردهاند، رنج میبرند.
https://theintercept.com/2026/08/31/iran-war-environment-toxic-chemical-exposure/
[1] . Ashley Gate
[2] . Economic D-Day
[3] . PACT Act
/انتهای پیام/