۱۴۰۵/۰۷/۱۵
۱۵:۴۲
کد خبر : ۱۲۳۳۱
چگونه پیشروی جسورانه یمنی‌ها معادلات را دگرگون کرد؟

یمن، جبهه دوم جنگ ایران

یمن در راستای تکمیل منافع ایران حرکت میکند
باید تحولات یمن را جبهه دوم جنگ ایران توصیف کرد؛ چرا که حوثی‌ها با تصرف بندر راهبردی «المخا» و جزیره «پریم»، موقعیت خود را در سواحل دریای سرخ و نزدیکی باب‌المندب تقویت کرده و عبور و مرور نفت‌کش‌ها از دریای سرخ و خلیج فارس کاملاً به دست جبهه مقاومت افتاده است.

گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «آپریل لانگلی اَلی»  [1] - پژوهشگر ارشد «مؤسسه واشنگتن» و مشاور ارشد سیاسیِ نماینده ویژه سازمان ملل در امور یمن - و «آلیسون ماینر»  [2] - مدیر پروژه «یکپارچگی خاورمیانه» در اندیشکده «شورای آتلانتیک» - در مقاله مشترکی که نشریه آمریکایی «ForeignAffairs» آن را منتشر کرده است، نوشته‌اند که باید تحولات یمن را جبهه دوم جنگ ایران توصیف کرد؛ چرا که حوثی‌ها با تصرف بندر راهبردی المخا و جزیره پریم، موقعیت خود را در سواحل دریای سرخ و نزدیکی باب‌المندب تقویت کرده و عبور و مرور نفت‌کش‌ها از دریای سرخ و خلیج فارس، کاملاً به دست جبهه مقاومت افتاده است. نویسندگان مقاله با وجود این که کاملاً تمایلات جانب‌دارانه آنها از عربستان مشهود است، اما هشدار می‌دهند که راه‌حل نظامی عربستان مقابل یمن شکست خورده است و سعودی‌ها چاره‌ای جز تن‌دادن به مصالحه سیاسی و بازگشت به میز مذاکره با انصارالله یمن را ندارند.

 

تغییر عمیق موازنه قدرت در یمن

حوثی‌ها با بهره‌گیری از فرصت ایجادشده در بحبوحه جنگ ایران، تلاش گسترده تازه‌ای را برای کسب برتری نظامی در یمن و مناطق پیرامونی آن آغاز کرده‌اند. روز سه‌شنبه (۱۷ شهریور)، این گروه همسو با ایران موجی از حملات پهپادی و موشک‌های بالستیک را علیه عربستان سعودی انجام داد که به آتش‌سوزی در تأسیسات نفتی جنوب این کشور و زخمی‌شدن بیش از ۷۰ نفر انجامید. سپس روز پنج‌شنبه (۱۹ شهریور)، پس از چندین روز نبرد سنگین در خطوط مقدم کلیدی داخل یمن، حوثی‌ها نیروهای دولتی مورد حمایت عربستان را در امتداد ساحل دریای سرخ شکست دادند و بندر راهبردی المخا را تصرف کردند. روز جمعه (۲۰ شهریور) نیز دولت یمن اعلام کرد که حوثی‌ها جزیره پریم را در دهانه تنگه باب‌المندب - آبراه باریکی که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل می‌کند - به کنترل خود درآورده‌اند. این تحولات، نشان‌دهنده تغییر عمیق در موازنه قدرت در یمن است؛ تغییری که می‌تواند پیامدهایی برای سراسر منطقه داشته باشد.

عربستان باید راهبرد شکست‌خورده نظامی خود در مقابل یمن را کنار بگذارد و در فکر احیای یک راه‌حل سیاسی و آغاز مذاکرات با حوثی‌ها باشد.

تا پیش از این هفته، المخا میزبان بخش مهمی از ائتلاف ضد حوثی بود و به‌عنوان سدی در برابر پیشروی شورشیان عمل می‌کرد. اما با این عملیات، حوثی‌ها وضعیت موجود در امتداد ساحل را درهم شکسته‌اند و آتش‌بسی را که از سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی برقرار بود، بر هم زده‌اند و زمینه را برای تحکیم بیشتر کنترل خود بر شمال یمن فراهم کرده‌اند. با این حال، این پیروزی تنها متعلق به حوثی‌ها نیست، بلکه پیروزی ایران نیز به شمار می‌رود؛ زیرا کنترل حوثی‌ها بر جزیره پریم و بندر المخا که کمتر از ۵۰ مایل با باب‌المندب فاصله دارد، به آنان امکان می‌دهد تا به بازیگران اصلی این تنگه تبدیل شوند و با سهولت بیشتری رفت‌وآمد کشتی‌ها را مختل کنند.

زمان‌بندی تشدید اقدامات حوثی‌ها که از حملات به منافع عربستان در ماه ژوئیه (تیر) آغاز شد، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا دریای سرخ در جریان جنگ ایران به مسیر جایگزین حیاتی برای صادرات نفت عربستان در برابر تنگه هرمز تبدیل شده است. هرچند رهبران حوثی اقدامات خود را در چارچوب مسائل داخلی یمن توصیف می‌کنند، اما همسویی آنان با تهران ظاهراً بیش از گذشته تقویت شده است. حوثی‌ها با حمله به کشتی‌رانی عربستان و همچنین خود این کشور، عملاً جبهه دومی را در جنگ ایران گشوده‌اند؛ اقدامی که دامنه این درگیری را گسترش داده و فشار بیشتری بر بازارهای جهانی انرژی و مالی وارد می‌کند. مقامات ایرانی نیز گفته‌اند که دستیابی به توافق با ایالات متحده، مستلزم پایان‌یافتن محاصره یمن است؛ عبارتی که به طور ضمنی به معنای لغو تمامی محدودیت‌های ترانزیتی عربستان بر مناطق تحت کنترل حوثی‌ها از جمله صنعا و نیز پایان حمایت از دولت یمن است. در نظم منطقه‌ای در حال شکل‌گیری، ایران و شرکایش در پی آن هستند که با کنترل مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی خاورمیانه، وضعیت موجود تازه‌ای ایجاد کنند.

گزینه‌های مقابله با چالش حوثی‌ها از بد به بدتر تبدیل شده است. اگرچه خطوط مقدم نبرد احتمالاً همچنان دستخوش تغییر خواهند شد، اما چند واقعیت سخت آشکار شده است. دستیابی به یک راه‌حل نظامی قاطع برای مهار تهدیدهای حوثی‌ها، چندان باورپذیر نیست. نیروهای دولت یمن، باوجود اظهارات تند و اعتمادبه‌نفس ظاهری، همچنان از شکاف‌ها و چنددستگی‌های داخلی رنج می‌برند. در جریان عملیات این هفته، عربستان سعودی نیز که حامی این نیروهاست، نتوانست پشتیبانی هوایی نزدیک و دیگر کمک‌های ضروری را فراهم کند؛ موضوعی که نشان‌دهنده تداوم هماهنگی ضعیف میان ائتلاف ضد حوثی و ریاض است. افزون بر این، پیشروی‌های حوثی‌ها، چشم‌انداز دستیابی به توافق سیاسی را نیز تضعیف می‌کند. این گروه اکنون احتمالاً در خواسته‌های خود و نیز در جاه‌طلبی برای گسترش نفوذ و اعمال کنترل در سراسر دریای سرخ، مواضع حداکثری‌تری اتخاذ خواهد کرد.

راه‌حل آسانی وجود ندارد. در شرایط کنونی، اولویت عربستان سعودی، ایالات متحده و متحدان یمنی آنها باید حفاظت از دیگر خطوط مقدم کلیدی در برابر پیشروی حوثی‌ها و جلوگیری از تلاش این گروه برای تحکیم کنترل خود بر شمال یمن و باب‌المندب باشد. اما فراتر از آن، ائتلاف ضد حوثی باید سرانجام به شکاف‌هایی که همچنان آن را از درون متلاشی می‌کنند، رسیدگی کند و بر سر یک چشم‌انداز سیاسی معتبر برای حل‌وفصل مناقشه یمن به توافق برسد. در غیر این صورت، خطر واقعیِ تشدید آشفتگی در اردوگاه دولت یمن و گسترش تهدید حوثی‌ها در سراسر منطقه وجود خواهد داشت.

پیشروی سریع حوثی‌ها در مناطق جنوبی این کشور و در حاشیه دریای سرخ، نشان‌دهنده تغییر عمیق موازنة قدرت در یمن است؛ تغییری که می‌تواند پیامدهایی برای سراسر منطقه داشته باشد.

 

از تنگه تا دریا

تا حدود نزدیک به پنج ماه پس از آغاز جنگ ایران در اواخر فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۱)، حوثی‌ها عمدتاً از ورود مستقیم به درگیری خودداری کردند. این آرامش نسبی در اواسط ژوئیه (تیر ۱۴۰۵) پایان یافت؛ زمانی که ایرانی‌ها یک هیئت حوثی را از تهران به صنعا منتقل کردند و بدین ترتیب، کنترل دولت یمن و ائتلاف به رهبری عربستان بر حریم هوایی یمن را به چالش کشیدند. عربستان سعودی و دولت یمن برای جلوگیری از فرود هواپیما، تنها باند فرودگاه صنعا را بمباران کردند. هرچند هواپیما در نهایت در بندر حدیده که تحت کنترل حوثی‌هاست فرود آمد، اما اقدام عربستان بهانه‌ای به دست حوثی‌ها داد تا از آتش‌بس سال ۲۰۲۲ خارج شوند. از همان زمان بود که این گروه، تشدید جسورانه حملات خود علیه منافع عربستان و همچنین عملیات تهاجمی جدید خود علیه نیروهای ائتلاف در یمن را آغاز کرد.

عملیات حوثی‌ها آشکارا با هدف بهره‌برداری از آسیب‌پذیری‌های جدید عربستان طراحی شده است. از زمانی که ایران عبور و مرور از تنگه هرمز را محدود کرده، دریای سرخ به شریان حیاتی صنعت نفت عربستان تبدیل شده است. اما از زمان ازسرگیری حملات حوثی‌ها در ژوئیه (تیر)، صادرات نفت عربستان از طریق باب‌المندب ۹۵ درصد کاهش یافته است. اکنون حوثی‌ها با هدف قراردادن زیرساخت‌ها و کشتی‌ها در نزدیکی مجموعه بندری «ینبع» در دریای سرخ، ترانزیت صادرات نفت عربستان به سمت شمال از طریق مصر را نیز تهدید می‌کنند.

در همین حال، جنگ آمریکا با ایران به اهداف حداکثری حوثی‌ها در داخل یمن نیز نیروی تازه‌ای بخشیده است. این گروه از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» که پس از آتش‌بس حاکم شد، سرخورده شده بود و ریاض را متهم می‌کرد که روند دستیابی به یک توافق سیاسی رسمی برای پایان‌دادن به جنگ داخلی ۱۲ ساله را عمداً کُند می‌کند. در سال ۲۰۲۳، سازمان ملل متحد به میانجی‌گری برای توافقی بر سر یک نقشه راه کمک کرد که بر اساس آن، حوثی‌ها می‌توانستند در ازای برقراری آتش‌بس دائمی و آغاز یک روند سیاسی، تمامی حقوق و دستمزدهای بخش دولتی را پرداخت کنند و سهمی از منابع نفت و گاز را به دست آورند. این توافق می‌توانست نتیجه‌ای مطلوب برای حوثی‌ها باشد؛ گروهی که بر هیچ‌یک از منابع هیدروکربنی یمن کنترل ندارد و از اقتصاد بین‌المللی نیز کنار گذاشته شده است. اما حوثی‌ها به جای پذیرش این پیشنهاد، برای نشان دادن حمایت خود از حماس در جنگ غزه، حمله به کشتی‌های عبوری از دریای سرخ را آغاز کردند؛ در حالی که تصور می‌کردند هر زمان که آمادگی داشته باشند، می‌توانند دوباره به میز مذاکره بازگردند.

کنترل حوثی‌ها بر جزیره پریم و بندر المخا به آنان امکان می‌دهد تا به بازیگران اصلی تنگة باب‌المندب تبدیل شوند و با سهولت بیشتری رفت‌وآمد کشتی‌ها را مختل کنند.

در مرحله پایانی جنگ غزه، اسرائیل و ایالات متحده خسارات نظامی و اقتصادی قابل‌توجهی به مواضع و پایگاه‌های حوثی‌ها در یمن وارد کردند. در بهار ۲۰۲۵، دولت ترامپ در چارچوب عملیات «سوارکار خشن» بیش از هزار حمله هوایی انجام داد؛ چند ماه بعد نیز اسرائیلی‌ها زیرساخت‌های حوثی‌ها را هدف قرار دادند و نخست‌وزیر بالفعل این گروه و رئیس ستاد مشترک نیروهای نظامی آن را ترور کردند. با این حال، به نظر می‌رسد این عملیات‌ها، حوثی‌ها را جسورتر کرده است. حوثی‌ها با حمله به کشتیرانی بین‌المللی، اهمیت خود را در محور مقاومت ایران افزایش دادند. همچنین، با رویارویی با این قدرت‌های نظامی، تصویر ذهنی خود از خویش را به‌عنوان یک بازیگر مهم منطقه‌ای تقویت کردند؛ بازیگری که به طور منحصربه‌فردی قادر است جهان اسلام را از نفوذ فاسدکننده آمریکا و اسرائیل رهایی بخشد.

از آن زمان، این گروه تلاش‌های خود را برای دستیابی به توانمندی‌های نظامی جدید و قدرتمندتر تشدید کرده است. در جریان جنگ غزه، روسیه اطلاعاتی در اختیار حوثی‌ها قرار می‌داد تا در هدف قراردادن کشتی‌ها به آنها کمک کند. مسکو همچنین بررسی کرده بود که تسلیحات پیشرفته در اختیار حوثی‌ها قرار دهد، اما در نهایت ریاض مانع این اقدام شد. امروز همان‌طور که در تحلیل اخیر «فارین افرز» درباره احیای محور مقاومت آمده است، حوثی‌ها از زنجیره‌های تأمین متنوع و شبکه‌های مالی پنهانی بهره می‌گیرند و هم‌زمان ظرفیت تولید داخلی خود را توسعه می‌دهند. در نتیجه، آنها توانسته‌اند حتی بدون انتقال مستقیم تسلیحات از ایران، زرادخانه خود را تقویت کنند.

اکنون حوثی‌ها تصور می‌کنند که می‌توانند سعودی‌ها را وادار کنند شرایطی حتی بهتر از نقشه راه مورد حمایت سازمان ملل در سال ۲۰۲۳ به آنها پیشنهاد دهند؛ از جمله پرداخت غرامت جنگی. هرچه عملیات نظامی آنها پیش برود، احتمالاً این خواسته‌ها نیز افزایش خواهد یافت. حوثی‌ها همچنین در داخل یمن با فشار قابل‌توجهی برای پرداخت حقوق کارکنان بخش دولتی - که مدت‌ها وعده آن را داده‌اند - و رسیدگی به شرایط معیشتی روزبه‌روز وخیم‌تر مواجه‌اند. بیش از نیمی از جمعیت یمن با ناامنی حاد غذایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و ۶ میلیون نفر با سطوح «اضطراری» محرومیت مواجه‌اند؛ وضعیتی که در آستانه قحطی قرار دارد.

 

تنهایی عربستان برای مقابله با حوثی‌ها

در نظم منطقه‌ای در حال شکل‌گیری، ایران و شرکایش در پی آن هستند که با کنترل مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی خاورمیانه، وضعیت تازه‌ای ایجاد کنند.

با توجه به وابستگی فزاینده عربستان سعودی به دریای سرخ، حوثی‌ها احتمالاً تصور کرده بودند که این کشور به‌سرعت در برابر خواسته‌های آنها کوتاه خواهد آمد. اما به نظر می‌رسد اقدامات حوثی‌ها، عزم ریاض را برای مقابله با این گروه راسخ‌تر کرده است. اگرچه «محمد بن سلمان» - ولیعهد عربستان سعودی - ممکن بود ترجیح دهد تنش‌زدایی کند یا دست‌کم رویارویی را تا زمان دستیابی به توافقی میان آمریکا و ایران و کاهش وابستگی عربستان به دریای سرخ به تعویق بیندازد، اما حوثی‌ها به سعودی‌ها فرصت انتظار نداده‌اند.

در شرایطی که دولت واشنگتن غیرقابل‌پیش‌بینی است، عربستان سعودی با متنوع‌سازی مشارکت‌های امنیتی خود برای رویارویی آماده شده است. در ۳۰ ژوئیه (۸ مرداد) ریاض تشکیل یک ائتلاف دفاع دریایی با حضور ۱۴ کشور را در دریای سرخ اعلام کرد که ترکیه، پاکستان، مصر، سودان و جیبوتی نیز در آن حضور داشتند. یک هفته بعد، ولیعهد عربستان در مراسمی در مکه و در حضور رهبران ترکیه و پاکستان، یک توافق دفاعی متقابل با این دو کشور امضا کرد. ارزش نظامی این توافق‌ها مشخص نیست و در واقع، حملات حوثی‌ها به عربستان، نخستین آزمون توافق اخیر به شمار می‌رود. نتایج تاکنون چندان امیدوارکننده نبوده است. به گزارش رویترز، پاکستان اندکی پیش از تصرف چشمگیر المخا توسط حوثی‌ها، به ایرانی‌ها هشدار داده بود که متحدان حوثی خود را مهار کنند. نه ترکیه و نه پاکستان، مستقیماً وارد جنگ در یمن نشده‌اند و اسلام‌آباد نیز تأیید کرده است که توافق مکه در واکنش به جنگ یمن فعال نشده است. با این حال، حمایت دیپلماتیک برای عربستان اهمیت دارد، به‌ویژه با توجه به انتقادهایی که ریاض به دلیل مداخله نظامی در یمن در سال ۲۰۱۵ با آن مواجه شد.

همچنین سعودی‌ها به طور پیوسته در پی جلب حمایت ایالات متحده بوده‌اند. آکسیوس گزارش داده است که واشنگتن به عربستان چراغ سبز نشان داده بود تا فرودگاه صنعا را هدف قرار دهد و ریاض نیز خواستار حمایت بیشتر آمریکا شده است. در ۲۸ ژوئیه (۶ مرداد) عربستان و آمریکا برای حمله به شبه‌نظامیان عراقی مورد حمایت ایران که با حوثی‌ها همسو شده‌اند، با یکدیگر همکاری کردند؛ اقدامی که می‌تواند نشان دهد اگر درگیری ادامه پیدا کند و گسترش یابد، واشنگتن ممکن است در تلاش نظامی ریاض علیه حوثی‌ها به این کشور بپیوندد. با این حال، دخالت آمریکا به‌هیچ‌وجه قطعی نیست. دولت ترامپ درگیر الزامات جنگ با ایران است و تمایل دارد آتش‌بس دوجانبه با حوثی‌ها را که از می ۲۰۲۵ (اردیبهشت ۱۴۰۴) برقرار بوده، حفظ کند؛ بسیاری از تجهیزات و نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه نیز درگیر تنگه هرمز هستند و گسترش جنگ در داخل آمریکا نیز محبوبیت چندانی نخواهد داشت.

دستیابی به یک راه‌حل نظامی قاطع برای مهار تهدیدهای حوثی‌ها چندان باورپذیر نیست.

اگرچه تصرف المخا و جزیره پریم توسط حوثی‌ها فشار بیشتری بر واشنگتن برای واکنش نشان می‌دهد، اما دولت ترامپ ممکن است بیش از هر چیز نگران اجتناب از ورود به درگیری‌های نظامی جدید در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای باشد. آکسیوس گزارش داده است که ترامپ پس از پیشروی حوثی‌ها در روز پنج‌شنبه، درخواست‌های عربستان برای انجام حملات هوایی علیه این گروه را رد کرده است. در همین حال، تلاش‌های ریاض برای تقویت دولت یمن، نتایج کاملاً متناقضی داشته است. در ژانویه (دی ۱۴۰۴)، عربستان سعودی متحد دیرینه خود در یمن یعنی امارات متحده عربی را کنار زد؛ درست در زمانی که نیروهای جدایی‌طلب همسو با امارات و تحت رهبری شورای انتقالی جنوب تلاش کردند کنترل سراسر جنوب یمن را در دست بگیرند. از آن زمان، اماراتی‌ها به طور کامل از یمن خارج شده‌اند و این امر به ریاض اجازه داده است نیروهای نظامی دولت یمن را تحت فرماندهی مستقیم خود متحد کند. اما تصرف سریع المخا توسط حوثی‌ها پرسش‌های جدی درباره قدرت و انسجام این نیروها ایجاد می‌کند. در میدان نبرد، فرماندهی واحد نتوانست همکاری مؤثری میان گروه‌های مختلف وابسته به دولت ایجاد کند. هنگامی که نیروهای دولتی از المخا عقب‌نشینی کردند، حتی گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه آنها با نیروهای جنوبی درگیر شده‌اند؛ نیروهایی که حاضر نبودند متحدان شمالی خود را همراه با سلاح‌هایشان به جنوب راه دهند.

خروج امارات و انحلال شورای انتقالی جنوب، یکی از گروه‌های مهم جنوبی در ائتلاف ضد حوثی را از این ائتلاف دور کرده و آن را از حمایت یک پشتیبان خارجی برخوردار از توان نظامی قابل‌توجه، محروم کرده است. اگر حوثی‌ها بتوانند دستاوردهای خود را در المخا و مناطق پیرامون آن تثبیت کنند، ازدست‌رفتن این مناطق می‌تواند ضربه‌ای سنگین به روحیه نیروهای وابسته به دولت وارد کند و شکاف‌ها و اختلافات بیشتری را در میان آنها دامن بزند.

 

دو گلوگاه راهبردی

اگر کنترل باب‌المندب توسط حوثی‌ها در کنار کنترل تنگه هرمز توسط ایران بتواند تداوم یابد، ایران و شریک منطقه‌ای آن را به نگهبانان بالفعل گذرگاه‌های تجاری به ارزش تریلیون‌ها دلار در سال تبدیل خواهد کرد.

بزرگ‌ترین اهرم فشار ایران در برابر ایالات متحده، توانایی این کشور برای بستن تنگه هرمز بوده است. در بخش عمده‌ای از جنگ، عربستان سعودی روزانه سه تا پنج میلیون بشکه نفت را از طریق بنادر خود در دریای سرخ صادر کرده است؛ مسیری که به پشتوانه‌ای حیاتی برای ریاض و بازارهای جهانی نفت تبدیل شده است. اکنون ایران می‌تواند از طریق حوثی‌ها این صادرات را نیز محدود کند. هدف بلندمدت‌تر تهران، ایجاد وضعیتی هراس‌انگیز است: کنترل باب‌المندب توسط حوثی‌ها در کنار کنترل تنگه هرمز توسط ایران. اگر چنین راهبردی بتواند تداوم یابد، ایران و شریک منطقه‌ای آن را به نگهبانان بالفعل گذرگاه‌های تجارت به ارزش تریلیون‌ها دلار در سال تبدیل خواهد کرد.

اگرچه تهران فرماندهی و کنترل حوثی‌ها را در اختیار ندارد، اما نفوذ بسیار زیادی بر این گروه اعمال می‌کند. تصمیم ایران برای اعزام هواپیما به صنعا در ژوئیه (تیر) که جرقه تشدید کنونی اقدامات حوثی‌ها را زد، نشان می‌دهد که تهران از چه راه‌های متعددی می‌تواند درگیری یمن را برای تحقق اهداف خود شعله‌ور کند. در مقابل، تصمیم حوثی‌ها برای به‌کارگیری شبه‌نظامیان عراقی در حملات خود به عربستان، درگیری یمن را بیش از پیش با جنگ ایران درهم‌تنیده کرده است. افزایش ائتلاف‌های حوثی‌ها با گروه‌های مسلح در سومالی، سودان و دیگر نقاط شاخ آفریقا نیز نشان می‌دهد که تشدید کنونی اقدامات این گروه با چه سرعتی می‌تواند به سراسر منطقه سرایت کند.

در دهه‌ای که از آغاز جنگ داخلی یمن در سال ۲۰۱۴ می‌گذرد، پیامدهای این جنگ به عربستان سعودی، امارات متحده عربی و در نهایت دریای سرخ سرایت کرده است. اکنون با جنگ ایران، گسترش جاه‌طلبی‌ها و مشارکت‌های منطقه‌ای حوثی‌ها و توان مشترک آنها با ایران برای تأثیرگذاری بر تجارت جهانی انرژی، زمینه برای درگیری بسیار خطرناک‌تری فراهم شده است. این بار، حفظ استقلال پیشین حوثی‌ها از تهران ممکن است بسیار دشوارتر باشد. جنگ یمن از مدت‌ها پیش به میدان رقابت قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شده است. اما مرحله جدید این جنگ می‌تواند شاهد دخالت فزاینده اسرائیل، روسیه، ترکیه و ایالات متحده باشد. یمن ممکن است به جای آنکه صرفاً میدان نبردی برای نفوذ منطقه‌ای باشد، به سکویی برای رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر یک گلوگاه دریایی حیاتی تبدیل شود.

 

گزینه‌های محدود عربستان

آکسیوس گزارش داده است که ترامپ پس از پیشروی حوثی‌ها، درخواست‌های عربستان برای انجام حملات هوایی علیه این گروه را رد کرده است.

اکنون که چرخه خطرناک تشدید تنش آغاز شده است، آنچه در ادامه رخ می‌دهد، اهمیت زیادی خواهد داشت. عربستان سعودی ممکن است از پیشروی‌های اخیر حوثی‌ها برای جلب حمایت بین‌المللی از یک عملیات گسترده علیه این گروه استفاده کند؛ عملیاتی که احتمالاً می‌تواند با مشارکت ایالات متحده و شرکای جدید ریاض در توافق مکه انجام شود. اما چنین واکنشی ممکن است بدون آنکه به ضعف‌های اساسی ائتلاف ضد حوثی در میدان نبرد رسیدگی کند، دامنه درگیری را گسترش دهد. چنین تشدید تنش نامحدودی احتمالاً به سود حوثی‌ها تمام خواهد شد و راهبرد ایران برای کنترل گلوگاه‌های حیاتی خاورمیانه را بیش از پیش خواهد برد. همچنین تداوم جنگ در یمن می‌تواند تلاش‌های آمریکا برای دستیابی به توافق با ایران را پیچیده کند. از سوی دیگر، اگر سعودی‌ها پس از دستاوردهای حوثی‌ها در میدان نبرد، تسلیم خواسته‌های این گروه شوند، این امر می‌تواند ضربه‌ای ویرانگر به ائتلاف ضد حوثی وارد کند و جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای حوثی‌ها را بیش از پیش تشدید کند.

با این حال، هنوز فرصت محدودی برای جلوگیری از تشدید کنترل‌نشده تنش و بازگشت به میز مذاکره وجود دارد. برای این منظور، عربستان سعودی و دولت یمن، همراه با دیگر شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی، باید بر سر طرحی معتبر برای دستیابی به یک راه‌حل سیاسی برای مناقشه یمن توافق کنند. این طرح باید به شکاف‌های موجود در ائتلاف ضد حوثی رسیدگی کند و مسائل سیاسی‌ای را که همچنان این ائتلاف را از درون متلاشی می‌کنند، حل‌وفصل کند؛ در عین حال، باید از تعیین اهداف نظامی حداکثری پرهیز شود.

دستیابی به چنین توافقی در شرایط کنونی مستلزم آن است که هم عربستان سعودی و هم نیروهای دولت یمن، با حمایت شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی، فشار نظامی مؤثری برای متوقف کردن پیشروی حوثی‌ها اعمال کنند و آنها را متقاعد سازند که یک توافق را بپذیرند. در واقع خود حوثی‌ها نیز در داخل با فشار اقتصادی قابل‌توجهی مواجه‌اند و اگر بتوان آنها را متقاعد کرد که قادر نیستند خواسته‌های خود را از طریق نظامی تحمیل کنند، از مذاکرات سود خواهند برد. برای آنکه یک توافق سیاسی بتواند ثبات را به یمن بازگرداند، حوثی‌ها نیز باید با شرایطی موافقت کنند که نگرانی‌های اصلی کشورهای منطقه و دولت یمن را برطرف کند و چارچوبی عملی برای حکمرانی ارائه دهد.

رویکردی که ائتلاف به رهبری عربستان پیش‌تر در یمن در پیش گرفت، از این نظر آموزنده است. در سال ۲۰۲۱، حوثی‌ها از مذاکرات کنار کشیدند و یک عملیات زمینی گسترده جدید را آغاز کردند. سعودی‌ها و اماراتی‌ها در پاسخ، عملیات هماهنگی را به اجرا گذاشتند که هدف اصلی آن بازگرداندن حوثی‌ها به میز مذاکره بود، نه دستیابی به پیروزی کامل. در نهایت، این کارزار چند ماه بعد به برقراری آتش‌بس کمک کرد. هرگونه عملیات جدید ائتلاف به رهبری عربستان در شرایط کنونی نیز باید به همین شکل بر بازگرداندن حوثی‌ها به مذاکرات متمرکز باشد. اما موفقیت در این مسیر ابتدا مستلزم توقف ازدست‌رفتن مناطق بیشتر در میدان نبرد و تلاش فوری برای کاهش شکاف‌ها در ائتلاف ضد حوثی است.

 دیگر زمان آن فرارسیده که راهبرد شکست‌خورده حل مشکلات یمن از طریق تشدیدهای کوتاه‌مدت نظامی و کارزارهای فشار، کنار گذاشته شود. احیای یک راه‌حل سیاسی آسان نخواهد بود و یک‌شبه نیز اتفاق نخواهد افتاد. اما جایگزین آن بسیار بدتر است: لغزیدن به سوی جنگی تجدید شده، طولانی و روزبه‌روز منطقه‌ای‌تر که همانند جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، ممکن است آغازکردنش بسیار آسان‌تر از پایان‌دادنش باشد.

https://www.foreignaffairs.com/yemen/irans-second-front

[1] . APRIL LONGLEY ALLEY

[2] . ALLISON MINOR

/انتهای پیام/

گزارش خطا پسندها :