گروه جامعه و اقتصاد «سدید»؛ «دیوید هرست» [1] - روزنامهنگار سرشناس بریتانیایی و از بنیانگذاران و سردبیر «MiddleEastEye» - در مقالهای که این وبسایت آن را منتشر کرده است، به بررسی انتخابات اخیر پارلمانی رژیم صهیونیستی پرداخته و مینویسد: «مشکلات اساسی اسرائیل، فراتر از ترکیب دولت و شخصیت نخستوزیر است و با رفتن نتانیاهو و آمدن آیزنکوت نیز هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.» به گفته وی، در صورت نخستوزیری آیزنکوت، برای فلسطینیها هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. آنها همچنان در چادرها و در شرایط محاصره و گرسنگی به سر خواهند برد و در میان آوار یک گور دستهجمعی به نام غزه، به دنبال بقایای پیکر اعضای خانواده خود خواهند گشت که قتلعام شدهاند.
اسرائیل یک دموکراتیک نیست
اگر اسرائیل آنگونه که یهودیان خارج از فلسطین اشغالی ادعا میکنند، یک کشور دموکراتیک بود، اکنون دولتی تشکیل میشد که نتیجه انتخابات پارلمانی اخیر را منعکس میکرد. این دولت میتوانست یک دولت اکثریت یا اقلیت به رهبری «گادی آیزنکوت» باشد که دو بلوک فلسطینی نیز بهصورت رسمی یا غیررسمی در آن مشارکت داشته باشند. اما اسرائیل یک قدرت اشغالگر است؛ قدرتی که فلسطینیها را بدون صدور حکم قضایی، بدون حق اعتراض و دریافت غرامت و حتی بدون طیشدن هیچگونه روند قانونی، از خانههایشان بیرون میکند. این همان چیزی است که اکنون در الخلیل میبینیم.
مسئله اصلی که یهودیان با آن روبهرو هستند، اساساً در فهرست موضوعات مورد رأیگیری قرار نداشت. آنچه در انتخابات مطرح بود، رهبری نتانیاهو، کودتای قضایی او، امتناع یهودیان افراطیِ ارتدوکس از مشارکت در خدمت سربازی و انزوای بینالمللی اسرائیل بود. همه چیز بود بهجز نسلکشی در غزه، حملات خشونتبار شهرکنشینان در کرانه باختری اشغالی و آینده فلسطینیها.
هشدار سازمان سیا مبنی بر اینکه شکافهای فزاینده میان یهودیان در اسرائیل میتواند به جنگ داخلی منجر شود، نه اغراقآمیز است و نه صرفاً خیالپردازی.
اگر بنیامین نتانیاهو به نتیجه این انتخابات احترام میگذاشت، دیگر هیچ راهی برای بازگشت بلوک راست افراطی او به قدرت وجود نداشت. برای نخستوزیری که طولانیترین دوره زمامداری را در تاریخ اسرائیل داشته است، این به معنای پایان یک دوران بود. اما اسرائیل، کشوری دموکراتیک نیست و نتانیاهو نیز دموکرات نیست. اسرائیل یک دولت شهرکنشین است که بیش از پیش هویت و دیدگاههای خود را با هویت و نگرش فاشیستهای یهودی گره زده و ساختار خود را بر اساس آن شکل داده است.
شهروند درجه ۲۰
تمامی احزاب صهیونیست در این کارزار انتخاباتی چنان رفتار کردند که گویی نیمی از جمعیت سرزمینی که اسرائیل بر آن سلطه دارد، اصلاً وجود ندارند و باید از صحنه کنار گذاشته شوند. چندین حزب، اخراج و آوارهسازی فلسطینیها را به محورهای اصلی کمپین انتخاباتی خود تبدیل کردند. حزب صهیونیسم مذهبی به رهبری «بتسلئیل اسموتریچ» وعده داده بود که منطقه جلیل و نقب را که صدها هزار فلسطینی در آن زندگی میکنند، «یهودیسازی» کند.
جمعیت فلسطینی اسرائیل بهدرستی به این نتیجه رسید که با تهدیدی وجودی روبهروست و برای جلوگیری از تحقق چنین سناریویی، با مشارکت بیسابقه در انتخابات شرکت کرد. فلسطینیهایی که دههها انتخابات را تحریم کرده بودند، این بار پای صندوقهای رأی رفتند. «ابراهیم سعید» - فلسطینی ساکن منطقه «جلیل» - در گفتوگو با پایگاه خبری «MiddleEastEye» گفت: «ما احساس امنیت نمیکنیم. احساس امنیت به طور کامل از بین رفته است. منظورم امنیت در تمام سطوح است. من نهتنها احساس میکنم شهروند درجه دوم هستم، بلکه گویی شهروند درجه بیستم به شمار میروم.»
حدود ۸۰ درصد از شهروندان فلسطینی اسرائیل در انتخابات شرکت کردند. این نتیجه برای «ایتمار بنگویر» - وزیر امنیت ملی اسرائیل - زنگ خطری جدی خواهد بود؛ او در تلاشهای آینده برای محدودکردن و کاهش قدرت رأیدهی فلسطینیها، شوک ناشی از این انتخابات را بهخاطر خواهد داشت. شهروندان یهودی و فلسطینی هیچگاه از حقوق برابر برخوردار نبودهاند، اما شکاف میان آنها اکنون به شکلی هولناک و غیرقابلتصور رسیده است. سیاستمداران این دو جامعه نیز از حقوق برابر برخوردار نبودهاند. یکی از آنها، «سامی ابوشحاده» - رهبر حزب بلد - به دلیل انتشار مقالهای که در آن، حمله حماس در هفتم اکتبر و پیامدهای آن را تحلیل کرده بود، از نامزدی در انتخابات محروم شد.
آرای آنها نیز از جایگاه برابری برخوردار نیست. اسرائیل اکنون به دولتی تبدیل شده است که در آن ممکن است صرفاً به دلیل صحبتکردن به زبان عربی، مورد ضرب و شتم قرار بگیرید یا با چاقو به شما حمله شود؛ همانطور که برای سه شهروند دروزی در یک کلوپ شبانه در تلآویو اتفاق افتاد. اگر پزشک یا یکی از کارکنان حوزه درمان باشید، ممکن است شغل خود را از دست بدهید. عربهایی که صهیونیست هستند، مانند دروزیهایی که در ارتش اسرائیل خدمت میکنند نیز از گزند فاشیستها در امان نیستند.
اعراب نهتنها از سوی یهودیان برتریطلب، بلکه از سوی تمامی یهودیان اسرائیل بهعنوان دشمنی وجودی تلقی میشوند. به همین دلیل، خود آیزنکوت و تمامی متحدانش بهاستثنای یک نفر، صراحتاً تعهد دادهاند که از طریق توافق با دو بلوک فلسطینی یعنی فهرست مشترک و حزب «رعم» به قدرت نخواهند رسید. آنها گفتهاند که یک دولت یهودی را نمیتوان به دست اعراب اداره کرد؛ چه صهیونیست باشند و چه نباشند.
مانورهای سیاسی
اگر بنیامین نتانیاهو به نتیجه این انتخابات احترام میگذاشت، دیگر هیچ راهی برای بازگشت بلوک راست افراطی او به قدرت وجود نداشت، اما اسرائیل جای دموکراسی نیست و نتانیاهو نیز دموکرات نیست.
در هر کشور دیگری، نتیجهای از این دست، بهروشنی احزاب عرب را در جایگاه تعیینکننده سرنوشت انتخابات قرار میداد؛ چراکه پیشبینی میشد این احزاب در مجموع ۱۷ کرسی به دست آورند. اما ما در دورانی زندگی نمیکنیم که بازندگان انتخابات با متانت شکست خود را بپذیرند. همانند «فلاویو بولسونارو» که پس از پیروزی چشمگیر رئیسجمهور برزیل «لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا» از پذیرش شکست خودداری کرد؛ یا دونالد ترامپ - رئیسجمهور آمریکا - که پس از اعلام پیروزی جو بایدن در انتخابات سال ۲۰۲۰ حاضر به پذیرش شکست نشد. نتانیاهو نیز قرار نیست بهآرامی صحنه را ترک کند.
ما از قبل میدانیم که او در روزهای منتهی به انتخابات، تلاش زیادی کرد تا جنگ با ایران را از سر بگیرد و بنا بر گزارش رسانههای اسرائیلی، تنها زمانی ناکام ماند که «ایال زامیر» - رئیس ستاد کل ارتش - حاضر نشد با این اقدام همراهی کند. پس از شکست این تلاش، نتانیاهو تصویری تولیدشده با هوش مصنوعی از یک ابرقارچ بر فراز تلآویو منتشر کرد و با انتشار گسترده گزارشهایی درباره آنچه خیانت زامیر میخواند، تلاش کرد فرماندهان نظامی را افرادی سهلانگار در قبال دفاع از اسرائیل جلوه دهد.
در هفتهها یا ماههای آینده و در جریان مانورهای سیاسی پیش رو، احتمال حمله به ایران نه کمتر، بلکه بیشتر خواهد شد؛ حتی اگر هدف صرفاً این باشد که سیاستهای دولت جانشین نتانیاهو از پیش تعیین شود. نتانیاهو نیز مانند ترامپ دروغگویی بیمار است. اما او بسیار باهوشتر و فریبکارتر است و همین ویژگیها به ماندگاری سیاسیاش کمک کردهاند. روبهروشدن با عدالت به دلیل اتهام فساد یا تشکیل کمیسیون تحقیق درباره ناکامیهای فاحش امنیتی که در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ جنوب اسرائیل را در برابر حمله حماس بیدفاع گذاشت، در میان سه دغدغه اصلی او در جایگاه دوم قرار دارند. سومین و مهمترین دغدغه او، تحقق رؤیای پدرش - «بنتسیون نتانیاهو» - پژوهشگر متولد لهستان و از طرفداران صهیونیسم تجدیدنظرطلب - است: الحاق کرانه باختری اشغالی یا به تعبیر خودشان بازگرداندن پادشاهی یهودیه و سامره به دولت یهودی.
اگر بنیادگرایی نتانیاهو را دستکم بگیرید، انگلیسیِ آمریکایی او با لهجه پنسیلوانیایی شما را به دامی حسابشده میکشاند؛ دامی که رؤسای جمهور آمریکا یکی پس از دیگری در آن گرفتار شدهاند. نتانیاهو پیش از این نیز در چنین موقعیتی قرار گرفته است. او میداند چگونه به رقبای سیاسی خود پیشنهاد تشکیل دولت وحدت ملی بدهد و سپس آنها را از میدان به در کند. او همچنین میداند که چگونه برای برگزاری انتخابات دوم تلاش کند؛ با این آگاهی که در دور دوم، هزاران رأیدهنده یهودیِ ساکن خارج از اسرائیل دیگر برای رأیدادن علیه او به فلسطین اشغالی سفر نخواهند کرد. افزون بر این، او همچنان نخستوزیر دولت موقت است؛ جایگاهی که میتواند برای ماهها ادامه یابد. نتانیاهو بهعنوان رهبر بزرگترین حزب یعنی «لیکود» حتی ممکن است از سوی اسحاق هرتزوگ - رئیسجمهور اسرائیل - به دلیل اتهام فساد با عفو مواجه شود و هرتزوگ از او بخواهد دولت آینده را تشکیل دهد.
تروریسم شهرکنشینان
این تصور نیز به همان اندازه سادهلوحانه است که گمان کنیم «بنگویر» و «اسموتریچ» بهسادگی کنار خواهند رفت و تسلیم خواهند شد. آنها اکنون شبهنظامیان مسلح خود را در اختیار دارند؛ چراکه بنگویر اعلام کرده است وزارتخانه تحت امر او از هفتم اکتبر تاکنون ۱۰۰ هزار مجوز حمل سلاح صادر کرده است. بیشتر این سلاحها به شهرکنشینان میرسد. حتی پیش از حمله حماس نیز شهرکنشینان در اولویت دریافت مجوز حمل سلاح قرار داشتند؛ زیرا در جایی که «مناطق خطرناک» خوانده میشد، زندگی میکردند. بر اساس یک تحلیل در سال ۲۰۲۴، یکسوم تمام افراد بزرگسال ساکن شهرک «آدورا» در شمال غربی الخلیل، دارای مجوز حمل سلاح بودند. در واقع، بنگویر و اسموتریچ بهجای کتوشلوار باید لباس نظامی به تن کنند؛ زیرا آنها از حمایت رأیدهندگان جوان نیز برخوردارند.
حامیان غربی پروژه صهیونیستی به اشتباه تصور میکنند که اگر به جای نتانیاهو، آیزنکوت نخستوزیر شود، اوضاع بهتر خواهد شد.
بر اساس نظرسنجی اخیر مرکز منابع رأیدهندگان یهودی در آمریکا، تقریباً نیمی از یهودیان زیر ۳۵ سال در این کشور، ایده تشکیل یک دولت مبتنی بر برتریطلبی یهودی را رد کردهاند و در مقابل، از برخورداری فلسطینیها و یهودیان از حقوق شهروندی برابر در چارچوب یک دولت دوملیتی حمایت میکنند. در اسرائیل، رأی جوانان در جهت مخالف حرکت کرده است. نظرسنجی انجامشده از رأیدهندگانی که برای نخستین بار در انتخابات شرکت میکردند، نشان داد که اگر نتیجه انتخابات صرفاً بر اساس آرای جوانان تعیین میشد، بنگویر و اسموتریچ در مجموع بیش از ۱۶ درصد آرا معادل ۲۹ کرسی به دست میآوردند. بنگویر دلایل کافی دارد که خود را نخستوزیر آینده اسرائیل بداند.
هشدار سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) مبنی بر اینکه شکافهای فزاینده میان یهودیان در اسرائیل میتواند به جنگ داخلی منجر شود، نه اغراقآمیز است و نه صرفاً خیالپردازی. اگر آیزنکوت موفق به تشکیل دولت آینده شود، نخستین و مهمترین وظیفه او خلع سلاح و مهار شهرکنشینان خواهد بود؛ کاری که بههیچوجه آسان نیست. ممکن است شهرکنشینان تا همین حالا نیز بیش از اندازه قدرتمند شده باشند. «آلوف بن» - سردبیر روزنامه هاآرتص - در این باره نوشته است که شهرکنشینان و حامیان سیاسی آنها کارزاری جدی برای حفظ دستاوردهایی به راه خواهند انداخت که در دوران نتانیاهو به دست آوردهاند. از نگاه آنها، شرایط کنونی فرصتی است که گویی از آسمان برایشان فرستاده شده تا پادشاهی یهودیه را بر نقشه فلسطین امروزی بنا کنند.
سادهلوحی غرب
اما حامیان غربی پروژه صهیونیستی در آستانه ارتکاب اشتباهی بسیار بنیادین هستند. حتی کنار رفتن موقت نتانیاهو، بنگویر و اسموتریچ از قدرت نیز با آههای بلند آسودگی خاطر در بریتانیا و تمامی پایتختهای غربی روبهرو خواهد شد. آنها به این نتیجه خواهند رسید که اسرائیل بار دیگر به دست یک عملگرای سیاسی اداره میشود که کرانه باختری را بهخوبی میشناسد و مانع اجرای طرح شهرکسازی در منطقه «E1» خواهد شد؛ طرحی که کرانه باختری اشغالی را به دو نیمه تقسیم میکند و پیش از آنکه یک کشور فلسطینی حتی متولد شود، آن را به نابودی میکشاند. تمام فشارها بر دولتهای غربی برای منزوی کردن اسرائیل از طریق اعمال تحریمها از میان خواهد رفت و پس از سه سال طولانی، همه چیز دوباره به روال عادی بازخواهد گشت.
اما برای فلسطینیها هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. آنها همچنان در چادرها و در شرایط محاصره و گرسنگی به سر خواهند برد و در میان آوار گور دستهجمعی به نام غزه، به دنبال بقایای پیکر اعضای خانواده خود خواهند گشت که قتلعام شدهاند. فلسطینیهای ساکن کرانه باختری اشغالی نیز در دوران آیزنکوت همچنان از سوی گروههای تبهکار شهرکنشین یهودی تحت حمایت ارتش، مورد ارعاب و وحشت قرار خواهند گرفت. در داخل اسرائیل نیز هر کسی که جرئت کند در ملأعام به زبان عربی صحبت کند، همچنان در معرض حملات مرگبار و سرکوب قرار خواهند داشت.
برای همسایگان عرب اسرائیل که روزبهروز ناتوانتر میشوند نیز هیچچیز تغییر نخواهد کرد. مناطقی از جنوب لبنان و سوریه که وسعت آنها بسیار بیشتر از غزه است، همچنان تحت اشغال ارتش اسرائیل باقی خواهند ماند و سرزمینهای دروزینشین سوریه نیز همچنان تحتالحمایه اسرائیل خواهند بود. اسرائیل همچنان خود را در حال جنگ با تمامی همسایگان عربش خواهد دانست؛ زیرا حقیقتی که هیچکس تمایلی به پرداختن به آن ندارد، این است که اسرائیل برای همیشه تغییر کرده است.
تمامی پوشش و ظواهر لیبرالی اسرائیل در پی تمایل جمعیاش به انتقامجویی در غزه، از میان رفته است. اسرائیل در سه سال گذشته، ماهیت واقعی خود را آشکار کرده است؛ ماهیتی که همواره داشته است: یک پروژه استعماری که نمیتواند با مردمی که همچنان به تصرف سرزمینهایشان ادامه میدهد، در صلح زندگی کند.
یک نمایش تکنفره
اسرائیل در سه سال گذشته، ماهیت واقعی خود را آشکار کرده است؛ یک پروژه استعماری که نمیتواند با مردمی که همچنان به تصرف سرزمینهایشان ادامه میدهد، در صلح زندگی کند.
این نکته را کسی به صراحت بیان کرد که آخرین فرد روی زمین است که میتوان او را هوادار فلسطینیها دانست؛ «رونالد لودر» میلیاردر یهودی ۸۲ سالهای که ریاست کنگره جهانی یهودیان را بر عهده دارد. لودر به یک تشکیلات صهیونیستی تکنفره تبدیل شده است. او تأمین مالی تأسیس مدارس یهودی در اروپای شرقی را بر عهده داشته و بخش قابلتوجهی از ثروتش را صرف حمایت از نهادهای اسرائیلی کرده است. ثروت او برایش دوستی با ۴۰ رهبر جهان را به ارمغان آورده بود، اما نزدیکترین رابطهاش با نتانیاهو بود. با این حال، لودر در مصاحبهای واقعاً قابلتوجه با روزنامه هاآرتص که در همین ماه منتشر شد، پس از ۳۰ سال سکوت خود را شکست. لودر گفت: «آنچه امروز با آن روبهرو هستیم، یک دیکتاتوری و یک نمایش تکنفره است. اسرائیل یک کشور دموکراتیک است، اما نتانیاهو مطابق قواعد دموکراسی عمل نمیکند. چند هفته پیش با پادشاه اردن صحبت کردم. اردن یکی از وفادارترین کشورها به اسرائیل بوده است، اما ما بهخاطر اقداماتی که بنگویر انجام داده، وفادارترین کشور به اسرائیل را به کشوری تبدیل کردهایم که از اسرائیل متنفر است. حامیان بنگویر یک عکاس روزنامه واشنگتنپست را مورد ضرب و شتم قرار میدهند. واقعاً چقدر میتوان احمق بود؟ واشنگتنپست بهخاطر این اتفاق از اسرائیل متنفر خواهد شد. این کار چه هدفی را دنبال میکند؟»
بر اساس گزارش هاآرتص، لودر هنگام بازگوکردن تصمیمش برای قطع ارتباط با اسرائیل، انزجار عمیقی در چهرهاش نمایان شد. او گفت: «آپارتمانم را در تلآویو فروختهام و خانهام در بئرشبع را به صندوق ملی یهودیان واگذار کردهام؛ نهادی که خودم نیز ریاست آن را بر عهده دارم. در واقع، تمام پیوندهایم را با آنجا قطع کردهام. چون اوضاع بهقدری...» لودر جملهاش را ناتمام گذاشت و با حرکتی، حالت تهوع و استفراغ را نشان داد. او همچنین اسرائیل امروز را دولتی توصیف کرد که در موقعیتی بسیار دشوار قرار دارد؛ دشوارتر از آنچه خودشان تصور میکنند... اسرائیل نهتنها اروپا و دیگر مناطق جهان، بلکه یهودیان خارج از آن را نیز از دست داده است. بله، آنها هنوز به اسرائیل وفادارند، اما احساس نمیکنند که اسرائیل از آنها محافظت میکند.
این سخنان از سوی مردی مطرح میشود که زمانی نزدیکترین محرم اسرار نتانیاهو بود و در حساسترین مأموریتهای دیپلماتیک از جمله میانجیگری با حافظ اسد در سوریه درباره بلندیهای جولان، مورد استفاده قرار میگرفت. لودر گفت: «در نهایت متوجه شدم که اسرائیل واقعاً خواهان صلح نیست، بلکه به دنبال سلطه و برتری است و من از آن کنارهگیری کردم.» لودر به نکتهای پی برده است که «اندی برنهام» - نخستوزیر بریتانیا - در شتاب خود برای سرپوشگذاشتن بر این مناقشه، بهسادگی ممکن است از درک آن عاجز بماند: اسرائیل همچنان به تصاحب همه چیز برای خود ادامه خواهد داد تا سرانجام از درون فروبپاشد.
https://www.middleeasteye.net/opinion/eisenkot-or-netanyahu-no-matter-who-forms-government-democracy-dead
[1] . David Hearst
/انتهای پیام/