بررسی سیر تغییر مفهوم و کارکرد خبر در عرصه رسانه
تعداد اخبار:۸

بررسی سیر تغییر مفهوم و کارکرد خبر در عرصه رسانه

خبر و خبررسانی یکی از کارکردهای مهم رسانه است که به‌عنوان اصلی‌ترین کارکرد آن نیز شناخته می‌شود. بااین‌وجود پیچیده‌تر شدن مناسبات سیاسی و اجتماعی و ظهور الگوها و ابزارهای ارتباطی جدید زمینه را برای تعدد رسانه‌ها و نفوذ هر چه بیشتر آنها در جامعه به وجود آورده و این امر خود کارکرد خبررسانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس رسانه‌ها در وضعیت کنونی تنها کارکرد خبررسانی ندارند، بلکه هدایت واقعیت به سمت‌وسوی معین و ذهنیت آفرینی و خلق روایت‌های متفاوت از واقعیت از دیگر مواردی هستند که به کارکرد رسانه اضافه‌شده‌اند. بنابراین به‌روزرسانی کارکردهای رسانه‌های داخلی به‌ویژه رسانه‌های رسمی اهمیت زیادی پیدا می‌کند. همچنین سطح سواد رسانه‌ای جامعه در مواجهه با اخبار و شیوه درک محتوای خبر نیز اهمیت زیادی دارد. پرونده حاضر سعی دارد با پرداختن به مفهوم خبر و مقتضیات عرصه خبررسانی و نسبت جامعه با خبر، به ابعاد مختلف این موضوع بپردازد.
عدالت، عدالت رسانه‌ای می‌آورد

عدالت، عدالت رسانه‌ای می‌آورد

در ارتباطات بین رسانه‌ها و مردم که مختص ارتباطات جمعی است، چنانچه در رسانه‌ها خردمحوری به جای تحمیق؛ اقناع‌گرایی به جای اغواگرایی؛ عمق‌بخشی به جای سطحی‌گرایی، تفکرانگیزی به جای هیجان‌انگیزی، تقویت شود، زمینۀ گسترش عدالت زبانی فراهم می‌شود.
فهم رسانه‌زده و امتداد بحران

فهم رسانه‌زده و امتداد بحران

رسانه به دنبال مخاطب است، مخاطب نیز جذب مسائل بنیادین نمی‌شود، بلکه به دنبال اخبار جذاب می‌گردد، در این میان حرجی نیز بر رسانه نبوده چراکه رسانه پژوهشگاه و دانشگاه نیست، بلکه چالش هنگامی به راه حل نمی‌رسد که هر امری آگاه به حدود خود نبوده، پا را از حد فراتر گذارد، به عبارت دیگر چالش در جایی است که رسانه پا را از حد خود فراتر گذاشته، اقدام به ساخت فهم نخبگان و جریان‌های اجتماعی از وضع موجود کند.
رسانه اگر عادل باشد، آزاد است!

رسانه اگر عادل باشد، آزاد است!

اگر مقوله آزادی بیان مبتنی بر فقه در رسانه ملی رعایت شود، بخشی از عدالت محقق شده است. اگر تولیدات متناسب با نیاز‌ها و اولویت‌های کشور باشد بخش دیگری از عدالت محقق می‌شود. شما اگر حقوق مخاطب و حقوق اسلام و حقوق ملی را در رسانه ملی به جا بیاورید عدالت رسانه‌ای را رعایت کردید. خب، این لوازم دارد. باید بیش از اینکه به این چیز‌ها اهمیت دهیم، به لوازم آن اهمیت بدهیم. یعنی باید بگوییم چرا نشده است؟ آیا الان عدالت داریم؟
مخابره خشونت علاج خشونت نیست

مخابره خشونت علاج خشونت نیست

جالب است که در روزنامه نگاری صلح این موضوع مطرح می‌شود که عینیت گرایی یعنی روایت آنچه هست، ولی معمولا تحقق پیدا نمی‌کند! مثلا پیرامون یک موضوع واحد، خبرگزاری‌های مختلف داخلی و خارجی هرکدام به گونه‌ای به روایت موضوع می‌پردازند که ممکن است زاویه دید آن‌ها در بسیاری مواقع خلاف یکدیگر نیز باشد.
با مخابره خشونت نمی‌توان به صلح رسید

با مخابره خشونت نمی‌توان به صلح رسید

گالتونگ به صراحت بیان می‌کند که در روزنامه نگاری صلح، بجای برجسته سازی جنگ باید به صلح، بجای رسانه‌ای کردن رویداد‌های زندگی انسانی باید به انسانی کردن فضای رسانه‌ای و روش‌ها و مهارت‌هایی که نتیجه آن تفاهم و گفتمان و پرهیز از خشونت باشد، توجه شود.
جهان سوم پرچمدار روزنامه‌نگاری صلح

جهان سوم پرچمدار روزنامه‌نگاری صلح

روزنامه نگاری مقاومت هم گونه‌ای از همان روزنامه نگاری صلح است. چرا ما می‌خواهیم نام دیگری را بر روی آن بگذاریم؟! در واقع مقاومت‌های کشور‌های جهان سوم در مقابل کشور‌های قدرتمند همان روزنامه نگاری صلح است. بدین ترتیب ما نباید اصلا نگران این باشیم که روزنامه نگاری صلح مربوط به کشور‌های قدرتمند است، بلکه برعکس، روزنامه نگاری صلح متعلق به کشور‌های جهان سوم و ضعیف است. آن‌ها باید پرچم دار روزنامه نگاری صلح باشند.
زنگِ خطری به نام عادی‌سازیِ خشونت

زنگِ خطری به نام عادی‌سازیِ خشونت

با کثرت رسانه‌ها و بروز پدیده ارتباط جمعی شخصی از سال ۱۹۶۰ به بعد با ما نوع جدیدی از خشونت بنام خشونت رسانه‌ای و خشونت در فضای مجازی و شبکه‌های ارتباط جمعی مواجه هستیم. به این مفهوم که منطقه و جغرافیای وقوع و بروز خشونت از منزل و کوچه و خیابان به فضای مجازی و در قالب خشونت کلامی، تصویری و نوشتاری تغییر پیدا کرده است؛ لذا این موضوع سبب شده تا ما در فضای مجازی با پدیده «مارپیچ سکوت» و «دیکتاتوری رسانه‌ای» مواجه شویم.