ایرانیان زمانی با تمدن غرب به طور مستقیم برخورد کردند که تمدن جدید غرب تا حد زیادی تکامل پیدا کرده و به مراحلی از رشد و بلوغ رسیده بود که نه امکان غلبه بر آن برای ما وجود داشت و نه امکان جبران عقب ماندگیها و پر کردن شکافی که میان جامعه ایران و غرب به وجود آمده بود. اگر ما سه سده پیش از آن یعنی در دوره صفویه همراه با نوسازیهای غربی و رنسانس اروپایی، تلاشهایی را آغاز میکردیم شاید میتوانستیم این شکافها را پر کنیم، اما اکنون در یک شکاف گسترده تاریخی و تمدنی گرفتار شده بودیم که پر کردن، جبران عقب افتادگی و رساندن ایران به سطح تمدن غرب ممکن نبود.
کد خبر : ۷۳۹۲
بررسی تاریخ خودآگاهی نخبگان فکری کشور در گفتگو با علیرضا ملائی توانی/ بخش اول؛
ما دستکم دو بار به سطح قابل قبولی از خودآگاهی دست پیداکردهایم. طبیعتاً منظور من از این خودآگاهی، خودآگاهی جمعی از نخبگان فکری کشور است و نه خودآگاهی عمومی و اجتماعی که در دوره جدید رخ میدهد. هر دو خودآگاهی یادشده محصول نوع و شرایط حکمرانی صفویه است. حکومت صفویان در حقیقت بحران بزرگی را در عرصهٔ حیات داخلی و روابط خارجی جامعه ایران ایجاد کردند. از یک سو، بحرانی درونی و از سوی دیگری بحرانی خارجی که هر دو ایران را در وضعیت تنش داخلی و چالش خارجی با کشورهای همسایه قرار داد. در آن زمان هنوز غرب برای ما نه تبدیل به مساله و موضوع تفکر شده بود و نه اساساً شناختی از ماهیت و مبانی آن داشتیم.