تحلیل ریشههای تضاد اراده فردی و جمعی در گفتوگو با محمدرضا قائمی نیک؛
انقطاع از وجود و تقدم بخشیدن به اراده بر نظم هستی، اساساً همان لحظه تولد سلطه است. یعنی مفهوم سلطه در قرن بیستم متولد نشده است؛ بلکه آنجا که انقطاع از وجود رخ میدهد، سلطه به وجود میآید. غرب در ادامه و در «تنظیم» این سلطه موفق بوده است. به همین خاطر است که «میشل فوکو» وقتی مفهوم سلطه را تبارشناسی میکند، ریشههای آن را به قرن بیستم بازنمیگرداند؛ بلکه به دوره رنسانس رجوع میکند و نشان میدهد که منطق سلطه در نقاط تکوین مفاهیمی چون «پیدایش کلینیک» یا «مراقبت و تنبیه» در قرون ۱۵ و ۱۶ در حال شکلگیری بوده است.