تعداد اخبار:۱۰

بررسی نقش اراده عمومی در حکمرانی ملی

تضاد میان خواسته‌های فردی و اقتضائات جامعه، چالشی بنیادین است که حل آن نیازمند مهار امیال در چارچوب «اراده عمومی» است. در پارادایم غربی، فهم اراده عمومی متأثر از ایده «تقدم اراده بر هستی» و قراردادهای اجتماعی است که در آن، نظم عالم تابعی از اراده انسان تلقی می‌شود. این نگاه، در نهایت به بسط سلطه و تقلیل مفاهیم به دستگاه‌های محاسباتی سرمایه‌داری و بروکراسی مدرن می‌انجامد. در نقطه مقابل، اندیشه اسلامی مبتنی بر «تقدم هستی بر اراده» است؛ جایی که اراده عمومی نه سازنده واقعیت، بلکه «کاشف» حقایق الهی و سنت‌های هستی (مانند حقیقت خانواده یا الگوی جهاد سازندگی) است. از منظر فقه سیاسی شیعه نیز، اراده عمومی با مفاهیمی چون «بیعت» و «امانت»، نقش «مجوزدهی» و اقتداربخشی به حاکم را ایفا کرده و از طریق «تعاون» و «شورا» در امر حکمرانی مشارکت می‌یابد. در بستر تاریخ نیز، اراده عمومی ایرانیان فراتر از ساختارهای دموکراتیک مدرن، ریشه در هویت، فرهنگ شیعی و حافظه تاریخی داشته و در بزنگاه‌هایی چون تأسیس دولت صفویه، مشروطه و انقلاب اسلامی، ضامن حفظ یکپارچگی و استقلال کشور در برابر بیگانگان بوده است. در پرونده پیش رو درصدد هستیم به این موضوع بپردازیم چرا اراده عمومی ایرانیان که در بزنگاه‌های تاریخی همچون انقلاب و جنگ به شکلی شکوهمند و وحدت‌بخش فوران می‌کند، نمی‌تواند به یک الگوی ساختاری و پایدار در حکمرانی تبدیل شود؟
ناتوانی علم در تولید اراده پایدار
احیای اراده عمومی از ماهیت ولایت تا مدل عملیاتی امامت محله در گفتاری از سید ناصر میرمحمدیان؛

ناتوانی علم در تولید اراده پایدار

مردم، زمانی رهبری یک فرد را می‌پذیرند که بدانند او «غیر از صلاح آن‌ها چیزی نمی‌خواهد» و برای خودش منفعت شخصی طلب نمی‌کند. این پذیرش، ریشه در درک شایستگی‌های امام دارد: «دانا»، «پاک»، «اهل تدبیر»، «حافظ دین» و «مخالف هوای نفس» بودن.
اراده عمومی در غرب «بسط سلطه» است
تحلیل ریشه‌های تضاد اراده فردی و جمعی در گفت‌و‌گو با محمدرضا قائمی نیک؛

اراده عمومی در غرب «بسط سلطه» است

انقطاع از وجود و تقدم بخشیدن به اراده بر نظم هستی، اساساً همان لحظه تولد سلطه است. یعنی مفهوم سلطه در قرن بیستم متولد نشده است؛ بلکه آنجا که انقطاع از وجود رخ می‌دهد، سلطه به وجود می‌آید. غرب در ادامه و در «تنظیم» این سلطه موفق بوده است. به همین خاطر است که «میشل فوکو» وقتی مفهوم سلطه را تبارشناسی می‌کند، ریشه‌های آن را به قرن بیستم بازنمی‌گرداند؛ بلکه به دوره رنسانس رجوع می‌کند و نشان می‌دهد که منطق سلطه در نقاط تکوین مفاهیمی چون «پیدایش کلینیک» یا «مراقبت و تنبیه» در قرون ۱۵ و ۱۶ در حال شکل‌گیری بوده است.
آیا فقه اراده و رضایت مردم را در نظر می‌گیرد؟!
بررسی ابعاد اراده عمومی در ترازوی فقه در گفت‌و‌گو با منصور میراحمدی/ بخش دوم؛

آیا فقه اراده و رضایت مردم را در نظر می‌گیرد؟!

از آنجا که حق اعتراض مردم در چارچوب اراده الهی و شریعت است و فقه، تبلور شریعت و فقها و مجتهدین، نمایندگان رسمی آن هستند، سازوکاری که باید برای این امر در نظر بگیریم تا هم حق اعتراض مردم را به رسمیت بشناسد و هم به «بغی» و «محاربه» نینجامد، سازوکار «شورا» است.
ناتوانی علوم انسانی موجود در توضیح وضعیت ایران
بررسی نقش اراده عمومی در حکمرانی ملی در گفت‌وگو با سید حسین شهرستانی/ بخش دوم؛

ناتوانی علوم انسانی موجود در توضیح وضعیت ایران

جامعه خودبه‌خود متحول نمی‌شود، مگر اینکه این صیرورت به یک «خودآگاهی» تبدیل و تمشیت (مدیریت) شود. اینجا به اهل نظر و متخصصان علوم‌انسانی نیاز است. اینکه «آگوست کنت» می‌گوید: «جامعه‌شناس جای کشیش را در تمدن سابق می‌گیرد»، به همین دلیل است. ما امروز فاقد علوم‌انسانی سالم، کارآمد و متناسب با وضعیت خود هستیم و بخشی از بحران ما همین است. ما هنوز واجد یک علوم‌انسانی که بتواند این وضع پیچیده را توضیح دهد، نیستیم.
اراده عمومی، چیزی فراتر از یک قرارداد اجتماعی
تحلیل «اراده عمومی» در بستر فرهنگ ایران در گفت‌وگو با موسی نجفی؛

اراده عمومی، چیزی فراتر از یک قرارداد اجتماعی

هر ملتی برای خودش اراده عمومی دارد، ولی نه با آن مفاهیم غربی. غربی‌ها عادت دارند که اگر کسی این زنجیره مفهومی‌شان را نپذیرد و یکی از حلقه‌های آن را قبول نداشته باشد، او را به ضد آن متهم کنند. مثلاً می‌گویند: «شما به لیبرالیسم انتقاد دارید، پس مستبد هستید».
تصمیم‌های دیرهنگام اراده عمومی را فرسوده می‌کند
اراده عمومی و آنچه در زندگی اجتماعی می‌گذرد در گفت‌و‌گو با مهرداد عربستانی؛

تصمیم‌های دیرهنگام اراده عمومی را فرسوده می‌کند

ما در ایران باید چابکی بیشتری در حکمرانی داشته باشیم؛ یعنی برای سنجش اراده عمومی و اعمال تغییرات انعطاف بیشتری داشته باشد وگرنه هزینه‌های زیادی ممکن است به جامعه تحمیل شود. به‌این‌ترتیب از مخاطرات اقتصادی و اجتماعی و امنیتی حتی‌المقدور جلوگیری می‌شود. مخمصه‌هایی که امروز دچارش هستیم، طبعاً به‌خاطر تصمیمات و اقداماتی بوده که به موقع تغییر نکرده‌اند.
چرا حضور مردم به تولید سیاست پایدار منجر نشد؟
بررسی نقش اراده عمومی در حکمرانی ملی در گفت‌وگو با سید حسین شهرستانی/ بخش اول؛

چرا حضور مردم به تولید سیاست پایدار منجر نشد؟

ما نتوانستیم ساختارها، مکانیزم‌ها و فرایندهایی را در نظم روزمره جامعه و سیاست برای حضور مستمر «اراده عمومی» تدارک ببینیم؛ بنابراین، آن اراده انقلابیِ مردم، تنها در همان شکل «نظم‌ستیز» و لحظه‌ای خود، امکان ظهور می‌یابد؛ یعنی در لحظاتی شبیه به خود انقلاب که به‌صورت ناگهانی و انفجاری بروز می‌کند؛ مانند بزنگاه‌های بحران، حوادث بزرگ یا رخدادهای ملی. چرا این نیرو فقط در این لحظات خود را نشان می‌دهد؟ چون در حالت عادی، ساختارها و سازوکارهای موجود اجازه نمی‌دهند که آن نیرو به همان شکل اصیل خود را بروز دهد.
پرسش‌گری و مسئولیت‌پذیری راه نجات ماست
مروری بر ساختارهای بازتاب‌دهنده اراده عمومی در جامعه ایرانی در گفتاری از عبدالمجید مبلغی؛

پرسش‌گری و مسئولیت‌پذیری راه نجات ماست

از جمله نهادهایی که استعداد ارتباط با عرصه عمومی و تأثیرگذاری بر اراده عمومی را دارند، شوراهای محلی و انجمن‌های مردمی هستند. اما باید توجه کنیم که میان «شوراگرایی» و وجوه «بوروکراتیک» جامعه، همواره یک چالش مهم و پایدار وجود داشته است. بروکراسی به دنبال قطعیت و ایجاد روندهای ازپیش‌تعیین‌شده است، درحالی‌که شوراگرایی به گفت‌وگو و ایجاد زمینه‌هایی برای اندیشیدن‌های تازه تمایل دارد.
اراده عمومی در فقه به معنای رضایتِ مردم است
بررسی ابعاد اراده عمومی در ترازوی فقه در گفت‌و‌گو با منصور میراحمدی/ بخش اول؛

اراده عمومی در فقه به معنای رضایتِ مردم است

در فقه اهل‌سنت، بیعت را به «بیعت خاصه» معنا می‌کنند؛ اما در فقه شیعه، بیعت، خاصه نیست؛ بیعت اهل حل و عقد نیست؛ بلکه «بیعت عامه» مراد است. آن چیزی که در زمان امام علی (ع) هم اتفاق افتاد، بیعت عمومی بود. پایه و مبنای بیعت عمومی مردم، دقیقاً همان اراده عمومی مردم است. بیعت، اراده عمومی و رضایت عمومی را نمایان و آشکار می‌کند. سازوکار نشان‌دادن اراده عمومی مردم در روی کار آمدن حاکم، بیعت است.
تبلور اراده عمومی؛ وجوه، عناصر و الزامات آن!
عناصر زمینه‌ساز تحقق اراده جمعی در یادداشتی به قلم حجت‌الله صیادی؛

تبلور اراده عمومی؛ وجوه، عناصر و الزامات آن!

یکی از عناصر مهم و زمینه‌ساز برای تحقق اراده جمعی، مفهوم خیر عمومی است. خیر عمومی ممکن است در جامعه در موضوعاتی وجود داشته باشد، اما به مرور ضعیف شده و حتی ممکن است به مفهوم مقابل آن یعنی شر عمومی تبدیل شود. به‌عبارت‌دیگر، جامعه دائماً در حال به روز رسانی فهم خود از خیر عمومی است و نمی‌توان بدون توجه بر آنچه که یک جامعه در طول زمان تجربه و ادراک می‌کند، به‌صورت یکطرفه او را به خیر عمومی دعوت کرد.