تعداد اخبار:۱۲

افول هژمونی و بن بست های هستی شناختی غرب

تمدن غرب که روزگاری با ادعای «پایان تاریخ» و با شعارهایی چون آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، خود را یگانه الگوی سعادت انسان معرفی می‌کرد، امروز با بحران‌های عمیق معنایی، فروپاشی نهاد خانواده و دیکتاتوری پیچیده نظام سرمایه‌داری دست‌به‌گریبان است. تفوق تاریخی این تمدن در سده‌های گذشته بر پایه‌هایی چون فرهنگ کار، رقابت، انقلاب علمی و مالکیت مشارکتی استوار بود. با این حال، همین الگوهای ذکر شده که روزگاری برای تسلط بر جهان و فروپاشاندن رقیبانی چون شوروی به کار گرفته شدند، امروزه در حال فرسایش و تخریب بنیادهای داخلی خود تمدن غرب هستند. انحصار غرب بر تولید علم شکسته شده است. مالکیت گسترده جای خود را به انحصار داده و «مشارکت» به یک «نمایش» دموکراتیک تقلیل یافته است. فراتر از افول هژمونی سیاسی و اقتصادی، این زوال در لایه‌های هستی‌شناختی نیز در جریان است؛ جایی که با عبور از اومانیسم، بشر در آستانه وضعیت «پست‌هیومن» و سیطره تکنولوژی قرار گرفته است. در چنین نقطه عطف تاریخی، پرسش از آینده بشریت و جایگزین‌های تمدنی اهمیت مضاعفی می‌یابد. از همین رو برآنیم تا در پرونده پیش رو به این سوالات پاسخ دهیم که آیا این زوال، یک واقعیت تاریخی اجتناب‌ناپذیر یا صرفاً بحرانی دیگر در چرخه ترمیم و بازسازی مداوم غرب به واسطه عقلانیت انتقادی قدرتمند آن است؟ و در این میان، انقلاب اسلامی و حکمت ایرانی - اسلامی چه ظرفیتی برای ارائه یک الگوی بدیل در جهان پساغربی دارند؟
بحران معنا غرب را از پا در خواهد آورد
افول تمدن غرب، از رؤیا تا واقعیت در گفت‌و‌گو با شریف لک‌زایی/ بخش اول؛

بحران معنا غرب را از پا در خواهد آورد

تمدن غرب در حال فروپاشی است و دارد خود را با ایجاد جنگ‌هایی که در سطح خاورمیانه یا کشورهای مختلف در سطح دنیا ایجاد می‌کند، محافظت می‌نماید.
غرب از مزیت تاریخی خود فاصله می‌گیرد
زوال غرب؛ پیش‌بینی یا پیش‌گویی؟/ بخش دوم؛

غرب از مزیت تاریخی خود فاصله می‌گیرد

اروپای قرن نوزده، آبستن تنش‌های بسیاری بود. پس از مهار طاعون توسط ناپلئون که می‌رفت تا سرتاسر اروپا را ذیل سلطه خود آورد، کنفرانسی میان فاتحین نبرد با وی شکل گرفت. این کنفرانس که بعدها به کنفرانس «وین» و خاستگاه ایده «توازن قوا» شهرت یافت، متشکل از قدرت‌های بزرگ آن روز نظیر انگلستان، روسیه، اتریش و... بود. خوانش رسمی و آکادمیک از این کنفرانس آن است که کشورهای اروپایی، پس از مشاهده بی‌ثمر بودن سی سال جنگ، نهایتاً بر سر مفهوم توازن قوا با یکدیگر به تفاهم رسیدند، اما واقعیت آن است که همه چیز آن‌قدر هم متمدنانه پیش نرفت.
شیفت تمدن‌ها؛ غرب در سودای فراغت و شرق در تب‌وتاب تولید
زوال غرب؛ پیش‌بینی یا پیش‌گویی؟ «بخش اول»؛

شیفت تمدن‌ها؛ غرب در سودای فراغت و شرق در تب‌وتاب تولید

روی‌گردانی از مسیحیت و الحاد در آمریکا با چنان سرعتی در حال پیشروی است که حسب پیش‌بینی‌ها، مسیحیت تا چند دهه آینده دیگر در اکثریت نخواهد بود. اگر بخواهیم این وضعیت را به طور خلاصه و کوتاه صورت‌بندی کنیم، می‌توانیم بگوییم وضعیت امروز غرب، عبارت است از «کار کمتر، سکس بیشتر و عبادت هیچ».
تمدنی که رفتنی است!
پیدا و پنهان زوال تمدن غرب در گفت‌و‌گو با مصطفی جمالی/ بخش اول؛

تمدنی که رفتنی است!

اکنون ما به جایی رسیده‌ایم که به تعبیر رهبری انقلاب، در یک پیچ تاریخی قرار گرفته‌ایم و باید از این پیچ تاریخی استفاده بهینه کنیم. غرب به فروپاشی خودش نزدیک است. انقلاب اسلامی، یک حرکت عمیق را در عمیق‌ترین لایه‌های باطنی عالم شروع کرده و یک تحول روحی و معنوی در بشریت ایجاد کرده است.
دیکتاتوری سرمایه در نقاب دموکراسی
پیدا و پنهان زوال تمدن غرب در گفت‌و‌گو با مصطفی جمالی/ بخش دوم؛

دیکتاتوری سرمایه در نقاب دموکراسی

گسست‌ها، فقدان امنیت روانی و هرج‌ومرج‌های اخلاقی، همه نشان از آن بن‌بستی است که در درون خود غرب در حال وقوع است. وقتی در انگلیس «وزارت تنهایی» تأسیس می‌کنند، این نشانه بن‌بست‌های فرهنگی غرب و فروپاشی درونی است.
فردای پس از افول، جنگ تمدن‌ها یا گفتگوی فرهنگی؟
افول تمدن غرب، از رؤیا تا واقعیت در گفت‌و‌گو با سیدجواد میری/ بخش دوم؛

فردای پس از افول، جنگ تمدن‌ها یا گفتگوی فرهنگی؟

ما وارد فضایی شده‌ایم که «تکنوفئودالیسم» نام دارد. تکنوفئودالیسم بدین معناست که خاندان‌هایی وجود دارند که آن‌قدر قدرتمند، ثروتمند و مسلط بر شبکه‌های جهان شده‌اند که برای خودشان هر کدام یک ایالتی را در جهان گرفته‌اند؛ مثلاً یکی «سیلیکون‌ولی» را گرفته، یکی هوش مصنوعی را تصاحب کرده و هر کدام مثل یک ساختار ملوک‌الطوایفیِ جهان را اداره می‌کنند.
آیا بدیل تمدن غرب از ایران برمی‌خیزد؟
افول تمدن غرب، از رؤیا تا واقعیت در گفت‌وگو با شریف لک‌زایی/ بخش دوم؛

آیا بدیل تمدن غرب از ایران برمی‌خیزد؟

اکنون بحث تمدنی هم ممکن است صورت بگیرد، ولی اگر فاقد پشتوانه نظری و فلسفی باشد، تقریباً کاری از پیش نمی‌تواند ببرد. کمااینکه بزرگ‌ترین تحول قرن بیستم، انقلاب اسلامی بوده است؛ یک تحول عظیم رقم خورده، اما چند متن نظری برای تحلیل آن دارید؟ هنوز که هنوز است نظریات امثال «تدا اسکاچپول» برای تحلیل انقلاب اسلامی مطرح می‌شود.
هژمونی فرهنگی غرب به ضد خود تبدیل شده است
زوال تمدن غرب، از افسانه تا واقعیت/ بخش ششم؛

هژمونی فرهنگی غرب به ضد خود تبدیل شده است

دانشجویی که پیش‌تر علیه «سیستم» شعار می‌داد، در فستیوال «وودستاک» غرق در موسیقی و مواد مخدر، «آزادی» خود را جشن می‌گرفت و تصور می‌کرد که در حال مبارزه است، غافل از آنکه دقیقاً به همان سوژه فردگرایی تبدیل شده بود که نظام سرمایه‌داری برای بقای خود به آن نیاز داشت.
جایگاه آینده ایران به کیفیت برنامه‌ریزی وابسته است
زوال تمدن غرب، از پیشگویی تا پیش‌بینی/ بخش هفتم؛

جایگاه آینده ایران به کیفیت برنامه‌ریزی وابسته است

غرب طی دو دهه گذشته، به قدری برای انسان معاصر شگفتانه داشته است که حتی در طول تاریخ خود نیز این‌گونه نبود. جهانی‌شدن اینترنت، ظهور شبکه‌های مجازی، اختراع هوش مصنوعی و مواردی از این دست، هریک به منزله یک گشت در تاریخ تجدد حساب می‌شود. به‌این‌ترتیب، پرسش مهم آن است که علی‌رغم افزایش دیوانه‌وار سرعت اختراعات و ابداعات تاریخ‌ساز غرب، چگونه می‌توان باز هم از انگاره افول این تمدن سخن گفت؟
افول رؤیای آمریکایی از دریچه مالکیت
زوال غرب؛ پیش‌بینی یا پیش‌گویی؟/ بخش چهارم؛

افول رؤیای آمریکایی از دریچه مالکیت

زمان به نفع غرب سپری نمی‌شود، روند‌ها عموماً بر ضرر غرب بوده و نشان‌دهنده افول آن در شاخص‌های مهمی نظیر مالکیت و مشارکت، کار، تولید علم، رقابت و... است.
نگاهی به پیامدهای پایان‌یافتن انحصار غرب بر علم
زوال غرب؛ پیش‌بینی یا پیشگویی؟ / بخش سوم؛

نگاهی به پیامدهای پایان‌یافتن انحصار غرب بر علم

 ورود جدی کشور ما به عرصه‌های گوناگون اعم از هسته‌ای، نانو، صنایع هوا و فضا، ساخت پهپاد‌های پیشرفته و... نشان از چندقطبی شدن رقابت‌های علمی در آینده دارد. به نظر می‌رسد که می‌توان پهپاد شاهد ایرانی را استعاره‌ای از وضعیت فناوری در دنیای جدید دانست. علی‌رغم آنکه روزگاری شرق، تمام تلاش خود را برای ساخت کپی‌های دست چندم از تکنولوژی غرب صورت می‌داد، اما امروزه یکی از تلاش‌های کشور‌های بزرگ دنیا نظیر آمریکا، لهستان، روسیه و... کپی‌برداری از شاهد ایرانی است.
پزشکی در خدمت جهان چندقطبی
زوال تمدن غرب، از افسانه تا واقعیت/ بخش پنجم؛

پزشکی در خدمت جهان چندقطبی

تفوق پزشکی غرب نه‌تنها کیفیت زندگی را در داخل بهبود بخشید، بلکه به یک ابزار قدرت استراتژیک برای سلطه بر جهان تبدیل شد. این انحصار بر سلامت و جمعیت، یکی از ستون‌های اصلی هژمونی غرب بود. حالا باید پرسید که آیا این ستون همچنان به همان استحکام گذشته باقی مانده است؟