تعداد اخبار:۲۰

الگوی جریان سازی رسانه های مکتوب نخبگانی در عصر شبکه های اجتماعی

ژورنالیسم اندیشه یکی از راه‌هایی است که می‌توان اندیشه را به جامعه انتقال داد و مفاهیم عمیق را از دانشگاه خارج کرد. در روزگاری که گروه‌های مرجع فکری در جامعه از اندیشمندان و فلاسفه به چهره‌های سطحی و بلاگرهای فضای مجازی تقلیل یافته‌اند، بیم آن می‌رود که جامعه دچار سطحی‌نگری و دگرگونی ارزش‌ها شود. در این میان، مجلات مکتوب نخبگانی تلاش می‌کنند تا پلی میان دانشگاه و زندگی واقعی مردم ایجاد کنند و به‌عنوان راه تنفس فکر در جامعه عمل نمایند. با این حال، این رسانه‌ها با موانع متعددی از جمله عدم توانایی رقابت با جذابیت‌های پرسرعت فضای دیجیتال، دشواری‌های اقتصادِ رسانه و فقدان حمایت‌های زیرساختی و... روبه‌رو هستند. از سوی دیگر، برخی معتقدند که خود ژورنالیسم اندیشه نیز ممکن است در دام مصرف‌گرایی فرهنگی بیفتد و «تنبه علمی» را به جای ایجاد یک موضع‌گیری اصیل، به یک کالای لوکس تزیینی برای طبقات خاص تقلیل دهد. در چنین شرایطی که حکمرانی نیز از صورت‌های نقد اندیشگانی فاصله گرفته است، شاید تعطیلی این مجلات در کوتاه‌مدت صدای کسی را درنیاورد، اما در درازمدت موجب تُنُک‌مایه‌تر شدن جامعه و زوال عقلانیت و تفکر انتقادی خواهد شد. نگاهی به وضعیت فعلی ژورنالیسم اندیشه ما را برآن داشت با نگاه به مجلاتی که در جامعه امتداد داشته اند، ضمن وضعیت‌سنجی از فضای ژورنالیسم اندیشه در کشور، به الگوی اثرگذاری فرهنگی و اجتماعی رسانه‌های مکتوب نخبگانی بپردازیم.
تفکر از موضع‌گیری در برابر خطر آغاز می‌شود نه از انباشت علم
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «بابل» در گفت‌و‌گو با علیرضا شفاه/ بخش دوم؛

تفکر از موضع‌گیری در برابر خطر آغاز می‌شود نه از انباشت علم

تفکر از آنجایی شروع می‌شود که انسان با خودش فکر می‌کند چگونه می‌شود در این وضع ادامه داد و معلوم است که اصلاً تقریباً ناممکن است به همین دلیل تفکر چیز بسیار عجیبی است و عادی نیست. نتیجه عادی امور، تفکر نیست بلکه نتیجه غیرعادی امور، تفکر است. اینجا دیگر تفکر قبل از هر چیزی، موضع‌گیری است. من اول باید نسبت به این خطری که من را تهدید می‌کند، یک موضع بگیرم. آیا ناامید شوم؟ نیهیلیست شوم؟
جامعه بدون اندیشه تُنک می‌شود!
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «خردنامه» در گفت‌و‌گو با دکتر عبدالمجید مبلغی/ بخش دوم؛

جامعه بدون اندیشه تُنک می‌شود!

ما آن زمان که درس می‌خواندیم، معلم مدرسه می‌گفت «اگر شما درس نخوانید، برای سبزی‌فروش محل مشکلی پیش نمی‌آید!» اگر روزی مجلات اندیشه‌محور حذف شوند یا بگوییم این جریان اندیشه‌ورزی حوزه عمومی که در قالب مجله و فضای مجازی وجود دارد دیگر نباشد، جامعه ما تُنُک مایه‌تر می‌شود. به این دلیل که این جریان به همه ما کمک می‌کند تا قدری فکر کنیم.
باید برای بازگشت پویایی فکر در جامعه بجنگیم
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «نامه جمهور» در گفت‌و‌گو با مجتبی نامخواه/ بخش دوم؛

باید برای بازگشت پویایی فکر در جامعه بجنگیم

یک مجله بعد از ۵۰-۴۰ شماره تازه متولد می‌شود و ما انبوهی از مجلات داریم که ۵-۴ شماره بیشتر منتشر نشده‌اند و همین مجلاتی که هستند هم به یک معنا تمام شده‌اند. نمی‌خواهم بگویم روزنامه چیپ‌تر از مجله اندیشه‌ای است، اما روزنامه‌ای که بنگاه خبرپراکنی یک جریان و باند سیاسی باشد، روزنامه نیست؛ بولتن است و فقط فرمت آن روزنامه است. ما در وسط بحرانی هستیم که پویایی فکر را از ما گرفته است و باید برای بازگشت این پویایی بجنگیم.
حس فهمیدن از نوع نه شرقی و نه غربی!
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «بابل» در گفت‌و‌گو با علیرضا شفاه/ بخش اول؛

حس فهمیدن از نوع نه شرقی و نه غربی!

ناگهان همه احساس کردیم که چیزی می‌فهمیم که انگار تا به حال هیچ‌کس نفهمیده است مثلاً نه فیلسوفان غربی به نظرمان می‌رسیدند و نه شرقی! یک اعتمادبه‌نفس عجیبی به وجود آمد که انرژی و نیرویی که مؤسسه اشراق نیز پیدا کرد و تا همین امروز بسیار فزاینده حرکت می‌کند، متعلق به همین حادثه بود.
به‌دنبال پاسخ به پرسش‌هایی که هنوز طرح نشده‌اند
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «نامه جمهور» در گفت‌وگو با مجتبی نامخواه/ بخش اول؛

به‌دنبال پاسخ به پرسش‌هایی که هنوز طرح نشده‌اند

این کار، محصولی است که در آن آمدوشد بین افراد و افکار مختلف مطرح است و دیدگاه‌های مختلف حضور دارند و هم‌افق می‌شوند. به‌علاوه، در مجله نامه جمهور علاوه بر جنبه ثبات و تخصص، جنبه پیوست به واقعیت و بررسی مسائل جزئی‌تر نیز مطرح است. در کنار این، تولید یک دسته از کتاب‌ها را هدف‌گیری کرده‌ایم که نوشته یک نفر است و قدری خاص‌تر و با عمق بیشتر به این موضوع می‌پردازد.
فقر فکری نخبگان؛ بازتاب یک جامعه بحران‌زده
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «فرهنگ امروز» در گفت‌و‌گو با بهزاد جامه بزرگ/ بخش اول؛

فقر فکری نخبگان؛ بازتاب یک جامعه بحران‌زده

الان دچار یک بحران فکری در جامعه هستیم که نخبگان و غیرنخبگان هم ندارد. در سطح نخبگانی، بحران بی‌عملی و بی‌تفکری است؛ یعنی ما به خودمان سختیِ فکرکردن، از لایه‌هایِ اولیهِ یک مسئله عبورکردن و به لایه‌های ثانویه رفتن را نمی‌دهیم. الان جامعه این‌گونه شده است که حوصله فکرکردن یا چیز خوب خواندن و دیدن را ندارد.
چگونه علوم‌انسانی می‌تواند انسان جدید ایرانی بسازد؟
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «فکرآورد» در گفت‌و‌گو با جعفر حسن‌خانی/ بخش دوم؛

چگونه علوم‌انسانی می‌تواند انسان جدید ایرانی بسازد؟

من گفتارهای قدرتمندی در این نسل می‌بینم که محل اعتناست و بزرگان حوزه علوم‌انسانی با گفتارهای این نسل مواجه می‌شوند یا منفعل می‌شوند و به پرسش گرفته می‌شوند و باید پاسخ پیدا کنند و به تکاپو می‌افتند و این‌گونه نیست که بتوانند بی‌اعتنایی کنند و از آن عبور کنند. مهم‌ترین اتفاق این است که این نسل جدید علوم‌انسانی به رسمیت شناخته شوند و اگر ابزار رسانه از جمله مجلات علوم‌انسانی و مشتقات آن در اختیار آنها قرار بگیرد.
راهی جز آگاهی عمومی نداریم
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجلات «همشهری» در گفت‌و‌گو با مجید حسینی/ بخش اول؛

راهی جز آگاهی عمومی نداریم

ما دیگر نمی‌توانیم با دولت گفت‌وگو کنیم. نهاد دولت الان در وضعیتی است که هر طرف آن در اختیار یک دسته مافیاست. شما با مافیا حرفی ندارید و فقط می‌توانید ببینید که چطور غارت می‌کنند! در واقع تمام امید ما به این است که آگاهی‌های جمعی و عمومی در شرایط امکان و انتقال بتواند وضعیت را بهتر کند و من ایمان دارم به اینکه بهتر می‌کند.
وقتی نخبگان به فروش آهن می‌رسند، باید به فکر فرو رفت!
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «فکرآورد» در گفت‌و‌گو با جعفر حسن‌خانی/ بخش اول؛

وقتی نخبگان به فروش آهن می‌رسند، باید به فکر فرو رفت!

الان نهاد رسانه تبدیل به محلی برای عبور شده است. در رسانه‌ها عده‌ای که نخبه‌تر هستند، سعی می‌کنند ارتباطاتی بگیرند و در نتیجه این ارتباطات تلاش می‌کنند روابط‌عمومی یکی از نهادهای دولتی شوند و از این مخمصه مالی خارج شوند و قدری در فراغت مالی و در وضعیت بهتری زندگی کنند. یعنی خود رسانه، نهاد کار نیست، بلکه یک انتقال‌دهنده و گذرگاه است.
میراث اندیشه در برابر منطق الگوریتم‌ها
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «خردورزی» در گفت‌و‌گو با دکتر رفیع‌الدین اسماعیلی/ بخش دوم؛

میراث اندیشه در برابر منطق الگوریتم‌ها

یک مجله اندیشه‌ای باید بین دو قطب متعادل باشد: از یک سو باید به اندازه کافی عمیق و جدی باشد که ارزش فکری داشته باشد و از سوی دیگر، باید به اندازه کافی جذاب و قابل‌فهم باشد که مخاطب را از دست ندهد. همچنین باید نبض جامعه را بگیرد و به دغدغه‌های واقعی مردم پاسخ دهد.
سیاست‌گذاری در حوزه اندیشه با روبان قیچی‌کردن توفیر دارد
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های مکتوب با تمرکز بر مجله «خیمه» در گفت‌و‌گو با محمدرضا زائری؛

سیاست‌گذاری در حوزه اندیشه با روبان قیچی‌کردن توفیر دارد

متأسفانه غفلت از حوزه اندیشه به سه دلیل، خیلی زیاد بوده است؛ اولاً در این‌گونه نشریات، انتقاد و ناسازگاری با فضای موجود اجتماعی و فرهنگی هست و نمی‌توان از آنها انتظار مدح و ستایش حکومت‌ها و دولت‌ها را داشت. ثانیاً معمولاً مسئولان امر، خودشان شخصیت فکری و فرهنگی و اندیشه‌ای ندارند. ثالثاً و از همه مهم‌تر، سیاست‌گذاری و حمایت در حوزه فکر و اندیشه نیاز به وقت و زمان دارد.
جامعه بدون گفت‌وگوی نخبگانی، طعمه جعل و تحریف می‌شود
وضعیت‌سنجی ژورنالیسم اندیشه در ایران در گفت‌وگو با مهدی سیاوشی/ بخش دوم؛

جامعه بدون گفت‌وگوی نخبگانی، طعمه جعل و تحریف می‌شود

محتوا اگر خوب نوشته شود و چاپ خوبی هم داشته باشد، مخاطب خواهد داشت. پس جامعه محتوای مکتوب را با شرایطش می‌پسندد. این جبهه، جبهه‌ای است که اگر شما آن را خالی کنید، آن فضای خالی را با محتوای غیرواقعی جایگزین می‌کنند. مجلۀ «علوم‌انسانی»، با افراد بسیار برجسته و اساتید تراز اول دانشگاه حرف می‌زند و یادداشت‌ها و مقالات پر و پیمانی چاپ می‌کند، اما شما به‌عنوان خواننده مطالب، نمی‌توانید یک ساعت خودتان را پای آن نگه دارید.
رسانه‌های مکتوب با دنیای دیجیتال هوشمندانه و راهبردی مواجه شوند
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «خردورزی» در گفت‌و‌گو با رفیع‌الدین اسماعیلی/ بخش اول؛

رسانه‌های مکتوب با دنیای دیجیتال هوشمندانه و راهبردی مواجه شوند

 مسیر کار مجلات مکتوب به‌شدت سخت است؛ به مراتب این حوزه از نگارش کتاب، نگارش مقالات علمی - پژوهشی، مجلات پژوهشی و حتی رسانه‌های تصویری سخت‌تر محسوب می‌شود. اما آنچه اهمیت استمرار را روز به روز بیشتر می‌کند، پر کردن یک حلقه مفقوده است. مجلات مکتوب کاری را انجام می‌دهند که از عهده هیچ رسانه مکتوب یا تصویری دیگری برنمی‌آید.
انحصارگرایی فکری را رهزن مسیر مجلات اندیشه می‌دانیم
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های مکتوب مبتنی بر تجربه مجله «عصر اندیشه» در گفت‌و‌گو با روح‌الامین سعیدی؛

انحصارگرایی فکری را رهزن مسیر مجلات اندیشه می‌دانیم

همیشه تأکیدم این بود با اینکه عضو خانواده انقلاب هستیم، اما اقتضای مجله اندیشه‌ای این است که رویکرد منفتح داشته باشیم. یعنی خودمان را منحصر به طیف انقلابی و با برچسب اصول‌گرایی نمی‌کنیم. این برای یک مجله اندیشه‌ای رهزن است که رویکرد جناحی و حزبی داشته باشد؛ لذا از همان ابتدا فضا را باز کردم تا دیدگاه‌های مختلف حرف بزنند.
مجله اندیشه جامعه را می‌سازد
بررسی وضعیت‌سنجی ژورنالیسم اندیشه در ایران در گفت‌و‌گو با مهدی سیاوشی/ بخش اول؛

مجله اندیشه جامعه را می‌سازد

می‌دانید این مجلات چه کاری انجام می‌دهند؟ مجله می‌گوید که نیازی نیست شهید مطهری را بخوانی! من برای تو ناظر به موضوعات و مسائل روز، شهید مطهری را بازخوانی می‌کنم. من برای تو ناظر به موضوعات و مسائل روز از شریعتی، امام موسی صدر و... می‌گویم. ما درگیر بودیم و به اهمیت چنین چیزی فکر نکردیم.
اینجا خانه اعضای هیئت‌علمی است
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «خردنامه» در گفت‌و‌گو با عبدالمجید مبلغی/ بخش اول؛

اینجا خانه اعضای هیئت‌علمی است

کار ما این بود که مجله را به خانه اعضای هیئت‌علمی تبدیل کردیم. اعضای هیئت‌علمی یا علاقه ندارند یا به مجلات کیوسکی دسترسی ندارند. معمولاً در مجلات علمی - پژوهشی و علمی - تخصصی مقالاتشان را چاپ می‌کنند و اصلاً برایشان مهم نیست که چند نفر آن را بخوانند. اما با این کار که اعضای هیئت‌علمی دین‌پژوهی را روی کیوسک آوردیم، تقدم فضل پیدا کردیم و سعی کردیم اسامی افرادی را که با ما کار می‌کردند، روی جلد درج کنیم.
مسئولیت انسانی‌تان را بشناسید
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجلات «همشهری» در گفت‌وگو با مجید حسینی/ بخش دوم؛

مسئولیت انسانی‌تان را بشناسید

من می‌گویم تو در مورد این میکروفن صحبت کنی یا ملاصدرا، یک اصل بیشتر در مورد آن مهم نیست: رهایی‌بخشی. اگر ندارد آن را دور بینداز. هیچ ملاک دیگری برای ارزیابی علوم‌انسانی وجود ندارد. ما برای تفسیر جهان نیامده‌ایم. ما چنین موضعی نداریم. ما آرمان و تعهد داریم و نسبت به تمام آدم‌های گرسنه، همه زنان سرپرست خانوار و همه کودکانی که در خیابان‌های تهران به آنها تجاوز می‌شود و... تعهد داریم. اگر توانستید تعهدتان را توضیح دهید، عالی است. در مورد مبانی حرف بزنید، اما آن مبانی که نمی‌توانید نسبتش را با اینها معلوم کنید، جفنگ است.
نیازمند رویکرد اجتماعی برای حل مسائل هستیم
وضعیت‌سنجی ژورنالیسم اندیشه در ایران در گفت‌و‌گو با عطاءالله بیگدلی/ بخش اول؛

نیازمند رویکرد اجتماعی برای حل مسائل هستیم

دانشگاهیان عموماً قائل بودند که مسائل از طرق و راه‌حل‌های فنی و مدیریتی حل می‌شود. اما به‌تدریج دریافتیم که مسائل از طرق سیاسی و مردمی حل می‌شود. یعنی شما نمی‌توانید کوچک‌ترین مسئله اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی را حل کنید، مگر اینکه مردم با شما همدلی داشته باشند. یعنی ما نیازمند یک رویکرد واحد نظری از منظر اجتماعی برای حل مسائل هستیم. آدم‌ها باید در دیدگاه شما مشارکت کنند تا بتوانند در حل مسئله به کمک بیایند.
دچار خودایمنی در حوزه اندیشه شده‌ایم!
وضعیت‌سنجی ژورنالیسم اندیشه در ایران در گفت‌وگو با عطاءالله بیگدلی/ بخش دوم؛

دچار خودایمنی در حوزه اندیشه شده‌ایم!

به نظرم طی دو - سه دهه، در ایران یک جریان انتقادی خیلی خوبی نسبت به غرب در حال شکل‌گرفتن بود، اما افرادی که به فضای فکری انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی تعلق داشتند، تعداد زیادی از این آدم‌ها را به‌عنوان دشمن شناسایی کردند. جریان‌های انتقادی، به واسطه اینکه ایده جمهوری اسلامی همواره این بوده که من امکان زیادی برای استفاده‌کردن از غرب دارم، اینها را مخل آن استفاده می‌دانستند.
اندیشه از سبد مصرف جامعه حذف شده
بررسی الگوی اثرگذاری رسانه‌های نخبگانی مکتوب با تمرکز بر مجله «فرهنگ امروز» در گفت‌و‌گو با بهزاد جامه بزرگ/ بخش دوم؛

اندیشه از سبد مصرف جامعه حذف شده

ما مدعی هستیم که جامعه حرکت رو به زوالی را آغاز کرده و اگر شما بتوانید آن را حل کنید، می‌توانید امیدوار باشید و اگر رها کنید، ممکن است شرایط بدتر شود. بحثمان این است که این شیب رو به زوال است و این زوال به‌خاطر این است که مرجعیت فکری در جامعه از آدم‌های فاضل و فرهیخته به آدم‌های سطحی و دم‌دستی و به‌شدت مخرب از لحاظ نظری و فکری، منتقل شده است و مادامی که این درست نشود، شما نمی‌توانید مدعی باشید که ارزش‌های متعالی در جامعه ارتقا پیدا می‌کند.