گفت‌وگو با الهام شعبانی، کارگردان نمایش «بی‌چرا زندگان»؛
«بی‌چرا زندگان» داستان روزنامه‌نگاری است که مسائل و حوادث اجتماعی را تیتر ستونش می‌کرده و قصدش این بوده که بتواند با این روش به حل کردن این مسائل کمک کند، اما برخلاف تصور او، تیتر شدن اتفاقات به پررنگ‌تر شدن آن‌ها منجر شده و باعث می‌شود اتفاقات دیگری نیز در پی‌اش رخ دهد. این خبرنگار بر اثر حادثه‌ای از طبقه پنجم ساختمان محل کارش سقوط می‌کند و بر اثر این اتفاق به بیماری صداآزاری مبتلا می‌شود. او درحال‌حاضر در بیمارستان روانی بستری است و صدای تمام کسانی را که تیتر خبرهایش کرده بود می‌شنود؛ کسانی که او را مقصر می‌دانند. نمایش در یک فضای سیال ذهنی می‌گذرد.

به گزارش «سدید»؛  الهام شعبانی که بیشتر به‌عنوان بازیگر و طراح لباس شناخته می‌شود این روز‌ها در اولین تجربه کارگردانی خود متنی از لیلی عاج به نام «بی‌چرا زندگان» را در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر به روی صحنه آورده است. در این نمایش توماج دانش‌بهزادی، ساناز نجفی، آیه کیان‌پور، یلدا عباسی، حدیث میرامینی، حمیدرضا محمدی و سمیه برجی بازی می‌کنند. داستان درباره روزنامه‌نگاری است که در یک بیمارستان روانی بستری شده و با صدا‌های درون ذهنش درگیر است. در این‌باره با الهام شعبانی گفتگو کرده‌ایم و او به «صبح‌نو» درباره این نمایش چنین می‌گوید:
کمی بیشتر نمایش «بی‌چرا زندگان» را برای مخاطبان «صبح‌نو» معرفی کنید!


«بی‌چرا زندگان» داستان روزنامه‌نگاری است که مسائل و حوادث اجتماعی را تیتر ستونش می‌کرده و قصدش این بوده که بتواند با این روش به حل کردن این مسائل کمک کند، اما برخلاف تصور او، تیتر شدن اتفاقات به پررنگ‌تر شدن آن‌ها منجر شده و باعث می‌شود اتفاقات دیگری نیز در پی‌اش رخ دهد. این خبرنگار بر اثر حادثه‌ای از طبقه پنجم ساختمان محل کارش سقوط می‌کند و بر اثر این اتفاق به بیماری صداآزاری مبتلا می‌شود. او درحال‌حاضر در بیمارستان روانی بستری است و صدای تمام کسانی را که تیتر خبرهایش کرده بود می‌شنود؛ کسانی که او را مقصر می‌دانند. نمایش در یک فضای سیال ذهنی می‌گذرد.

پیش از این با خانم لیلی عاج در چه پروژه‌هایی همکاری داشتید؟
در نمایش‌های «خواب زمستانی»، «قندخون» «کمیته نان» و «بابا آدم» در نقش بازیگر و طراح لباس با خانم عاج همکاری داشتم؛

و چه شد که تصمیم گرفتید متنی از این نویسنده را برای اجرا انتخاب کنید؟
من و خانم عاج همیشه به تعاملی در کار می‌رسیم. نگاه او به مسائل اجتماعی، شخصیت‌پردازی و زنانه‌نویسی‌اش را دوست دارم. دو سال پیش نیز قرار بود نمایش«به وقت تهران» به نویسندگی او را روی صحنه تماشاخانه ایرانشهر ببرم که بعد از بازبینی مجوز اجرا نگرفت. درمورد ایده «بی‌چرا زندگان» نیز با هم صحبت کرده بودیم و او متن این کار برای اجرا نوشت.

در این نمایش فضای تاریکی به مخاطب نشان داده می‌شود. حجم اتفاقاتی که به سرانجام تلخ می‌رسند زیاد است و به نظر می‌رسد این همه تاریکی برای مخاطب سنگین باشد. این‌طور فکر نمی‌کنید؟
به نظرم بهتر است واقعیت‌ها را در جامعه ببینیم. هر سال وضعیت ما بدتر از سال گذشته و تاریک‌تر از آن است. اینکه مخاطب با واقعیت روبه‌رو شود بهتر از این است که به او دروغ بگوییم؛ زیرا مخاطب امروز تئاتر بسیار باهوش و باسواد است و متوجه این موضوع می‌شود. این دیدگاه من در کارگردانی است. حس می‌کنم در این کار به این حد از تاریکی احتیاج داشتیم.

آیا شخصیت‌های نمایش «بی‌چرا زندگان» مابه‌ازای بیرونی داشتند؟
بعضی از این شخصیت‌ها مستند بودند که برطبق خلاقیت نویسنده تغییراتی کردند.

«بی‌چرا زندگان» اولین تجربه شما در کارگردانی است. این تجربه چطور بود؟
این تجربه سخت و البته شیرین و جذاب بود. من خودم را نه بازیگر می‌بینم و نه طراح لباس یا کارگردان. همیشه خودم را درحال تجربه کردن می‌بینم. هر روز برای من تجربه‌ای تازه است. کارگردانی هم برایم همین ویژگی را دارد. همه عوامل من از بازیگر‌ها گرفته تا پشت صحنه حرفه‌ای و همدل بودند و به من کمک کردند. همین موضوع تجربه کارگردانی را برای من جذاب‌تر کرد.

آیا این تجربه آن‌قدر جذاب است که بخواهید از میان بازیگری، طراحی لباس و کارگردانی، کارگردانی را به‌عنوان حرفه اصلی انتخاب کنید؟
برای من جذابیت این است که به‌عنوان بازیگر از همه رشته‌هایی که مرتبط با بازیگری است سررشته داشته باشم. زمانی می‌توانم بازیگر خوبی باشم که درمورد نورپردازی، طراحی لباس، متن و کارگردانی اطلاعات داشته باشم. وقتی به‌عنوان طراح لباس با کارگردانانی مانند حمیدرضا نعیمی یا قطب‌الدین صادقی کار می‌کردم متوجه نوع هدایت بازیگر ازسوی آن‌ها می‌شدم. هر کارگردانی روشی در رساندن بازیگر به نقش دارد و این موضوع به من در بازیگری کمک بزرگی می‌کرد یا وقتی به‌عنوان طراح نمایشنامه را می‌خوانم، سعی می‌کنم لباس‌ها را براساس شخصیت‌پردازی نقش‌ها طراحی کنم. به‌عنوان یک بازیگر دوست دارم نقش‌های مختلف را بازی کنم، اما کارگردانی به من این امکان را می‌دهد که بتوانم چند شخصیت را همزمان با هم ببینم و این برایم جذاب است.

کمی درمورد انتخاب بازیگران این کار بگویید. چه شد که به این تیم بازیگری رسیدید؟
همه اعضای تیم بازیگری من حرفه‌ای هستند. غیر از خودم که تندیس بازیگری فجر و جشن بازیگر را دارم، چهار نفر از بازیگرانم نیز در سال‌های مختلف این تندیس را به دست آورده‌اند. آقایان توماج دانش‌بهزادی و حمیدرضا محمدی و خانم‌ها یلدا عباسی و آیه کیان‌پور نیز تندیس بازیگری فجر را در کارنامه دارند. بعضی از این دوستان از کار قبلی من انتخاب شده بودند و نگاه مرا به‌خوبی می‌شناختند. به‌طورکل با همه این بازیگران در کار‌های مختلف در نقش بازیگر یا طراح همکاری کرده بودم و آن‌ها را می‌شناختم. برایم مهم بود بازیگری را انتخاب کنم که فضای انتزاعی را بشناسد و بتواند در این فضا بازی کند.

در آینده از شما چه کار‌هایی خواهیم دید؟
درحال‌حاضر با خانم عاج برای اجرای نمایشنامه‌ای صحبت کرده‌ایم که فعلا در مرحله تحقیقات به‌سر می‌برد.

به‌عنوان یک بازیگر دوست دارم نقش‌های مختلف را بازی کنم، اما کارگردانی به من این امکان را می‌دهد که بتوانم چند شخصیت را همزمان با هم ببینم و این برایم جذاب است.

 

انتهای پیام/

منبع: صبح نو
ارسال نظر
نام:
* نظر:
*

منفورترین دولت جهان به روایت نویسندگان جهانی

الان اصطلاح «خیابان خلوت کن» برای سریال‌ها شوخی است

برای وقوع معجزه در فیلم از ما تعهد گرفتند!

شعار فان حزب الله هم الغالبون را کدامیک از مشروطه‌خواهان سر داد؟

اسلام و حقوق بشر غربی

جداسازی اینترنت کودک و نوجوان لازم است

پلتفرم امن فرهنگی نیاز امروز جامعه

بازیگری، منبع درآمدی نا امن است

«هناس»؛ پلی بین طیف‌های مختلف فکری در ایران

زیبایی با ویران شدن از بین نمی‌رود

شناساندن شهدا به نسل حاضر فاصله خیلی زیادی داریم

نمایشگاه سی و چهارم باید از لحاظ کمی و کیفی ارتقاء یابد

بهشتی می‌خواست پیوند ایران با آمریکا به صفر برسد

ترویـج؛ حلقه گمشده صنعت نشر

جنگ در متن زندگی مردم

دلربایی طنز حافظ به خاطر بازیگوشی در زبان ومعناست

محمدسرور رجایی، پل فرهنگی ایران و افغانستان بود

گفتگو برای اعدام منصور تحت پوشش «سؤال حدیثی» انجام شد!

حال مردم خوب نیست!

شیوه مدیریت شهید بهشتی در مسجد هامبورگ