گفتگویی پیرامون سلبریتی ها در کشور با سجاد قاسمی؛
سجاد قاسمی پژوهشگر فرهنگِ شهرت با بیان اینکه در حوزه سلبریتی خلاء قانونی داریم، می‌گوید: شکل‌گیری فرهنگ کنسل (cancel culture) در جهان به معنای نفی گویش و رفتار نادرست سلبریتی‌هاست که با وجود دیدگاه‌های مثبت و منفی، راهکاری برای کنترل رفتار سلبریتی‌ها توسط جریان‌های رسانه‌ای و شهروندان است.

به گزارش «سدید»؛ سلبریتی پدیده عصر رسانه و ارتباطات است که با مشهورتر کردن قهرمانان عرصه هنر و ورزش، منجر به جایگاه و نقشی تازه برای آنان می‌شود و این قدرت را به آنها می‌دهد که در مواردی غیر از حوزه فعالیت خود نیز تاثیرگذار باشند؛ موضوعی که گاه مورد نقد قرار می‌گیرد.

در اعتراض‌های اخیر نیز نقش سلبریتی‌ها تا حدی پررنگ بوده و این موضوع توجه به پرسش‌ها درباره جایگاه آنها و شیوه تعامل و مدیریت آنها را افزایش داده و اهمیت بخشیده است؛ به‌گونه‌ای که تلاش برای پاسخ به پرسش‌ها درباره جایگاه سلبریتی و شیوه مدیریت یا تعامل با آن‌ها، دفتر پژوهش ایرنا را بر آن داشت با استادان و کارشناسان صاحب‌نظر در این حوزه گفت‌وگو کند. گفت‌وگویی پیرامون سلبریتی ها با «سجاد قاسمی» کارشناس ارشد حقوق خصوصی و پژوهشگر فرهنگ شهرت را می‌خوانید:

چرایی گستردگی مرجعیت سلبریتی‌ها

مرجعیت نخبگان علمی، فرهنگی، مذهبی، سیاسی در جامعه کنونی، چه ارتباطی با مرجعیت سلبریتی‌ها دارد؟

میزان اثرگذاری مراجع و گروه‌های متنوع در جامعه و تاثیرپذیری اجتماعی از آنها تابع عوامل مختلفی است. بعضی از نویسندگان در بحث مفهوم عدالت اطلاعات (information justice) بر بررسی این موضوع متمرکز شده‌اند که اقشار مختلف جامعه به‌دلیل عوامل اجتماعی و اقتصادی، دسترسی یکسان و مشابهی به اطلاعات ندارند. در شرایطی که دسترسی به دیدگاه‌های مراجع علمی، سیاسی و مواردی از این دست، نیازمند مراجعه به کتاب‌ها و مقاله‌ها، صرف هزینه و یا حضور در مجامع خاص است.

دیدگاه‌ها و تحلیل‌های سلبریتی‌ها به‌دلیل حضور گسترده در شبکه‌های اجتماعی و نیز بازنشر گسترده مطالب آنان با هدف جذب مخاطبان سبب می‌شود مرجعیت سلبریتی‌ها نسبت به سایر گروه‌ها از گستردگی و عمومیت بیشتری برخوردار باشد و برای بسیاری از کاربران روزمره شبکه‌های اجتماعی به منبع اول اطلاعات و تحلیل‌ها تبدیل شود که طبعا از جنبه آثار و مسئولیت‌ها باید مورد توجه قرار گیرد. در چنین وضعیتی، مرجعیت نخبگان و گروه‌های حرفه‌ای تحت‌الشعاع دسترسی گسترده‌تر مخاطبان به مواضع سلبریتی‌ها قرار خواهد گرفت، به‌ویژه در شرایطی که سلبریتی‌ها در عمده عرصه‌ها ورود دارند.

 تاثیرگذاری اجتماعی سلبریتی‌ها چه پیامدهای مثبت و منفی دارد؟

ظرفیت اثرگذاری بالای سلبریتی‌ها می‌تواند تهدیدها و فرصت‌های فراوانی را ایجاد کند. این ظرفیت می‌تواند در چارچوب مسئولیت‌پذیری اجتماعی و فرهنگی زمینه ترویج پویش‌های مفید و سازنده و همکاری‌های اجتماعی و سیاسی مثبت را فراهم کند و در عین حال ممکن است موجب اثرگذاری منفی بر موج عظیم مخاطبان سلبریتی‌ها شود که نمونه بارز آن انتشار اطلاعات نادرست در ارتباط با واکسن توسط سلبریتی‌ها در برخی کشورها و یا ترویج ادبیات و رفتارهای خشونت‌آمیز بوده است.

 حکومت‌ها چه نقشی در تقویت یا تضعیف نقش سلبریتی‌ها در جامعه دارند؟

نقش حکومت‌ها در تعریف جایگاه و مرجعیت سلبریتی‌ها بسیار پر رنگ است. حکومت‌ها ممکن است دو نوع سیاست را در مواجه با سلبریتی‌ها برگزینند:

۱. سیاست اول تلاش برای استفاده از ظرفیت اثرگذاری سلبریتی‌ها برای ترویج سیاست‌ها، تصویب قوانین خاص، فرهنگ‌سازی و .. است که پیامد آن به رسمیت شناختن مرجعیت سلبریتی‌ها در جامعه، به خصوص در موضوع‌های مهم سیاسی و اجتماعی است. در این رویکرد سلبریتی‌هایی که پیش از این، یک کالای خاص را در قالب تبلیغات به مخاطبان معرفی می‌کردند، حال، سیاست‌ها و رویکردهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را به مخاطبان خود معرفی می‌کنند.
نمونه بارز آن دعوت گروه «بی‌تی‌اس» به کاخ سفید برای مقابله با مساله نژادپرستی علیه گروه‌های آسیایی یا دعوت «اولویا رودریگو» با هدف ترویج سیاست تزریق واکسن توسط جوانان بود.

۲. در سیاستی دیگر ممکن است حکومت‌ها تلاش کنند به سمت به رسمیت شناختن اثرگذاری سلبریتی‌ها حرکت نکرده و دامنه اثرگذاری سلبریتی‌ها را کاهش و مسئولیت‌های حقوقی و اجتماعی آنان را با وضع قوانین یا فعالیت‌های رسانه‌ای افزایش دهند.

آیا می‌توان تاثیرگذاری اجتماعی سلبریتی‌ها را ضابطه‌مند یا مدیریت کرد؟

مساله ضابطه‌مندکردن تاثیرگذاری اجتماعی سلبریتی‌ها در همه کشورها محل بحث‌های فراوانی بوده است. شاید یکی از جدیدترین موارد آن اظهارات «کانیه وست» بود که در فضای رسانه‌ای آمریکا موجب مجادلاتی شد و دوباره این پرسش را مطرح کرد که آیا راهی برای پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری سلبریتی‌ها وجود دارد؟

وی دراین زمینه می‌افزاید: قوانین و مقررات مرتبط با سلبریتی‌ها معمولا منحصر به عرصه‌های تجاری و مالیاتی است و در کنار آن مقررات کیفری عام همچون نشر اکاذیب قرار دارد و در زمینه اثرگذاری اجتماعی معمولا قوانین ویژه‌ای وجود ندارد. شکل گیری فرهنگ کنسل (cancel culture) نیز که به معنای تقبیح و نفی رفتارها، گفتارهای نادرست و مخرب سلبریتی‌هاست، باوجود دیدگاه‌های مثبت و منفی در خصوص آن، راه‌حلی بوده است که جریان‌های رسانه‌ای و شهروندان برای کنترل رفتار سلبریتی‌ها اتخاذ کرده‌اند. علاوه براین همچنان راه اصلی اقدامات فرهنگی، آگاه‌سازی و نیز راستی آزمایی‌ها (fact-checking) توسط مراجع مسئول درخصوص اظهارات سلبریتی‌هاست.

کشورهای پیشروتر در ارتباطات، چگونه با سلبریتی‌ها تعامل یا آنها را مدیریت می‌کنند؟

در بسیاری کشورها قوانین مربوط به سلبریتی‌ها یا مربوط به حقوق آنان در ارتباط با حریم خصوصی و حمایت از نام، ظاهر و برند برای فعالیت‌های تجاری و یا قوانین مرتبط با تعهدات آنان است که به بحث قراردادها، مالیات و تبلیغات تجاری و صنعتی مرتبط بوده که نمونه آن، مقررات دفتر حمایت از حقوق مصرف‌کننده در کمیسیون فدرال تجارت آمریکاست.

اما از نظر فعالیت‌های رسانه و اجتماعی، معمولا تلاش می‌شود از طریق تعامل و ارائه اطلاعات از طریق نهادهای دولتی، رویکردها و اظهارات سلبریتی‌ها به سمت چارچوب‌های منطقی هدایت شود. نمونه بارز آن دعوت «نیکی میناژ» به کاخ سفید برای پاسخ به اظهارات او بر علیه واکسیناسیون بود. نباید از یاد برد که سلبریتی‌ها بیشتر از اینکه پیشرو باشند، پیرو و تحت تاثیر اوضاع و احوال و اطلاعات ارائه شده هستند.

نقش پررنگ سلبریتی‌ها در حوادث اخیر

نقش سلبریتی‌ها در حوادث اخیر چگونه ارزیابی می‌شود و چگونه می‌توان این نقش را منطقی‌تر کرد؟

سلبریتی‌ها در حوادث اخیر اثرگذاری‌های متفاوتی داشته‌اند که شامل طیف متفاوتی از رفتارها از ابراز احساسات، بازنشر اطلاعات، اظهار اطلاع و حتی دعوت به رفتارهای خاص را شامل می‌شود که گاهی وصف کیفری هم داشته است و در مجموع نقش‌آفرینی پر رنگی داشته‌اند.

نکته مهم در تعامل با سلبریتی‌ها این است که نباید به واکنش‌هایی دست زد که موجب ایجاد این تصور که سلبریتی‌ها رهبران سیاسی و اجتماعی هستند در ذهن خودشان، طرفدارانشان و یا افکار عمومی شود. تلاش برای تعامل با سلبریتی‌ها، شرح واقعیت‌ها و مسائل برای آنان که گاه نیازمند شفافیت بیشتر در برخی عرصه‌هاست، می‌تواند در ایجاد یک فضای کنش منطقی و عقلانی از سوی سلبریتی‌ها موثر باشد.

به عنوان مثال می‌توان در چارچوب قانون، در خصوص جنبه‌های حقوقی و کیفری برخی پرونده‌ها توضیحاتی را به سلبریتی‌ها ارائه کرد تا متوجه ابعاد فنی مسائل شوند. همین رویکرد تعامل می‌تواند در زمینه‌های دیگر نیز در ارتباط با سلبریتی‌ها به کار گرفته شود و تجربه سایر کشورها نیز این مطلب را که چنین تعامل‌هایی می‌تواند نتیجه‌بخش باشد تائید می‌کند.

منبع: ایرنا

ارسال نظر
captcha

عدالت‌گستری مهم‌ترین هدف قیام «مهدی موعود» است

ایده حکمرانی امام خمینی علاوه بر فقه مبتنی بر فلسفه، کلام و عرفان بود

«جنگ داخلی» نمایش خون‌بازی در کاخ سفید

از زمان مواجهه ایرانیان با مدرنیته،جامعه ما پیچیده تر شده است

معمار‌ ایران مستقل و آزاد

نفوذ به عمق دستگاه تئوری‌پرداز و تمدن غرب!

تغییر نگرش انسان به عالَم و آدم، مبتنی بر چیست؟

می‌توان از ابزار‌های جدید در آئین‌های مذهبی استفاده کرد

حکمرانی اسلامی را به حکمرانی فقهی تقلیل ندهیم

حرکت شهید رئیسی در مسیر تبدیل «قدرت» به «خدمت» بود

جا زدن ترجیحات شخصی به عنوان تحلیل علمی!

نگاه «رنه گنون» به وضعیت میانجای و میانجی بودن فرهنگ ایرانی

مختصات جنگ فرهنگی را درک نکردیم

«تهران جان» در کتابفروشی‌ها

روشنفکران ما نسبت به انسجام ملی بی‌تفاوت‌اند

هویت نوجوان طی فرایند مستمر در معرض بازاندیشی است

جهان از ادامه جنگ غزه چه نفعی می‌برد؟

«سرمایه اجتماعی ایران» به آرامش اخلاقی برای حل مسئله نیاز دارد

مسئله اجتماعی را به شخص یا به خصوصیات اخلاقی مردم تقلیل ندهیم

مسئولیت رئیسی به تلاش بی‌وقفه در خدمت به مردم سپری شد