ژانر سینمای کودک به دلیل اهمیتی که این قشر درآینده و سرنوشت کشور دارند، قدر و قیمت فراوانی دارد. فیلم کودک می‌تواند مهمتر از اسباب‌بازی‌ها، بازی‌های کامپیوتری و سایر صنایع فرهنگی و حتی کتاب باشد.

به گزارش «سدید»؛ نوالیس شاعر رمانتیک آلمانی نوشته است که «دوران زرین آنجا آغاز می‌شود که کودکان هستند»، ماتیس نقاش بزرگ مکتب فوویسم هم گفته بود همه زندگی‌ام تلاش کرده‌ام مثل کودکان به جهان نگاه کنم. به طور کلی در دوران معاصر اهمیت نگاه کودکانه به جهان، بر کسی پوشیده نیست. هنرمندان بسیاری از پیکاسو گرفته تا پل کله و ... تلاش کرده‌اند از دریچه چشم کودک به جهان نگاه کنند. از این منظر که کودکان انگار در لحظه اول آفرینش قرار دارند و همه چیز را برای اولین بار نظاره می‌کنند. از این جهت است که نگاهی تازه، خاص و یکه به جهان و چیز‌ها دارند.

*موزه سینما و هفته ملی کودک

در ایران هم هفته سوم مهرماه «هفته ملی کودک» نام نهاده شده است، موزه سینما یکی از مکان‌هایی است که در طول سال معطوف به موضوعات مختلف برنامه‌های ایده محور برگزار می‌کند. موزه سینما جزو مکان‌های مهمی است که بخشی از ساختار خود را به سینمای کودک اختصاص داده است. سینمایی به یادماندنی و تاثیرگذاری که هر تصویر از آن خاطرات بسیاری را در ذهن مخاطبان زنده می‌کند.

در امتداد همین موضوع، موزه سینما از ۱۶ تا ۲۵ مهرماه ۱۰ فیلم خاطره انگیز سینمای کودک و نوجوان را به نمایش گذاشته است. به همین بهانه سراغ برخی از آثار به یادماندی نمایش داده شده در این برنامه رفته‌ایم تا با پرداختن به آن‌ها نوری تازه بر اهمیت موضوع بتابانیم.

*در اهمیت سینمای کودک

ژانر سینمای کودک به دلیل اهمیتی که این قشر درآینده و سرنوشت کشور دارند، قدر و قیمت فراوانی دارد. فیلم کودک می‌تواند مهمتر از اسباب‌بازی‌ها، بازی‌های کامپیوتری و سایر صنایع فرهنگی و حتی کتاب باشد؛ چرا که کودکان امروز غالبا به شدت بصری هستند و وقتی با شخصیت‌های مطرح در داستان فیلم همذات پنداری کنند، سبک زندگی و تفکر شخصیت محبوب خود را می‌پذیرند و پس از آن، بازی، کتاب، اسباب‌بازی، پوستر و سایر محصولات مرتبط با آن را مصرف می‌کنند.

*دوران اوج سینمای کودک

سینمای کودک در دهه ۶۰ تا اواسط دهه ۷۰ جزو مهم‌ترین و پرمخاطب‌ترین فیلم‌های سینمای ایران بودند. آثاری که مخاطبان متعددی را به سالن‌های سینما می‌کشاندند و حتی عنوان پرفروش‌ترین فیلم سال را از آن خود می‌کردند. فیلم‌هایی چون «دونده»، «گلنار»، «دزد عروسک‌ها»، «مدرسه پیرمردها»، «یکی بود یکی نبود» و. هنوز هم برای کودکان دهه شصتی خاطره انگیز هستند.



تصویری که امیر نادری از امیرو و تلاش‌های بی­وقفه­‌اش ساخته، «دونده» را نه تنها به یکی از بهترین آثار سینمای کودک و نوجوان تبدیل کرده بلکه فیلم از بهترین آثار سینمای ایران است که تاریخ مصرف ندارد و تماشای آن در هر سنی و در هر مقطع زمانی تاثیرگذار است.



«گلنار» قصه‌ای از کنار هم قرار گرفتن تعدادی شخصیت انسانی و عروسکی در محیطی روستایی است که همه چیز آن در دنیای کودکانه، باورپذیر و شیرین از کار درآمده است. فیلمی که مفاهیمی هم­چون دوستی، کمک به یکدیگر، گذشت، صلح، فداکاری و مهربانی را به ساده‌­ترین شکل و البته غیرمستقیم به مخاطبان کم سن وسال خود آموزش می‌دهد بدون آنکه اغراق کند و یا توی ذوق بزند.



«دزدعروسک‌ها» در فضایی سوررئالیستی که در آن زمان بسیار مبتکرانه و جذاب بود تقابل خیر و شر را به تصویر کشید. در فیلم «مدرسه پیرمردها» نگاه خنده دار زنده یاد علی سجادی حسینی به پیرمرد‌های منزل سالمندان که هر کدام به کاریکاتوری از قبل خودشان تبدیل شده اند، برای بچه‌ها جذاب و دیدنی هست و بچه‌ها ها مشتاقانه داستانِ حضورِ پسربچه‌ای در منزل سالمندان و میان پیرمرد‌ها را دنبال می‌کنند.

شخصیت آشپز با بازی اکبر عبدی با صدای نازک و جیغ کشیدن‌ها و لهجه مخصوصش کاراکتر جذابی برای کودکان بود. در اواخر دهه ۷۰ ایرج طهماسب با «یکی بود یکی نبود» توانست بار دیگر کودکان را به سینما‌ها بکشاند. این فیلم علاوه بر عروسک‌های دوست داشتنی و خلق لحظات شاد بخوبی بیانگر نیاز کودکان به هم بازی و دوست می‌باشد.

*دوران افول سینمای کودک

با پایان یافتن دهه ۷۰، سینمای کودک رفته رفته درخشش خود را از دست داد. در دو دهه اخیر به‌رغم تلاش‌هایی که در حوزه سیاست‌گذاری برای بهبود اوضاع می‌شده، معمولا فیلم‌های منتسب به این جریان فیلم کودک نبودند و غالباً با حضور کودک یا درباره کودک ساخته می‌شدند. فیلم‌هایی که روحیات کودکان را درنظر نمی‌گرفتند و حتی موجب آزار و اذیت آن‌ها می‌شدند.

در واقع شاید بتوان دلیل اصلی این افت سینمای کودکان را علاقه فیلمسازان به مطرح کردن مسائل اجتماعی و سیاسی روز دانست. افزون بر این کمبود مراکز حمایتی از تولیدات سینمای کودکان و نوجوانان از مهم‌ترین موانع پیشرفت سینمای کودک در ایران است. از فیلم‌های موفق این دوران می‌توان به فیلم «خاله سوسکه»، فیلم «خاله قورباغه»، انیمیشن «فیلشاه»، انیمیشن «آخرین داستان»، انیمیشن «امین و اکوان» و.... اشاره نمود.



«خاله سوسکه» داستانی قدیمی، نوستالژیک و خاطره انگیز است. چنین ویژگی مهمی به صورت بالقوه می‌تواند عنصر تاثیرگذاری برای جذب مخاطب به سالن‌های های سینما باشد. نادره ترکمانی هم با بهره گیری از این داستان اصیل ایرانی و بهره بردن از اِلمان‌هایی از فرهنگ فولکلور، سعی کرده فیلم جذابی بسازد.

«خاله قورباغه» فیلمی با هدف دعوت به تفکر درباره تضادهاست. تضاد فرهنگی، طبقه‌ای، جسمی و جنسیتی، کاراکتر‌های اصلی «خاله قورباغه» را شکل می‌دهد. نوه‌های خاله قورباغه از گوشه و کنار جهان با خصایص و ویژگی‌های متفاوت گرد هم آمده‌اند و فیلمساز از این موقعیت به‌خوبی استفاده کرده تا به کودکان درباره تفاوت‌ها توضیح دهد. «فیلشاه» به خوبی توانسته اثری بسازد که ذره ذره رگه‌های مذهبی آن نمایان شود و برخلاف سایر آثار تولید شده داخلی شعارزده نباشد و توی ذوق نزند.



«آخرین داستان» برداشتی آزاد از داستان نبرد کاوه آهنگر و آفریدون با ضحاک ماردوش است و جزو معدود انیمیشن‌های وطنی است که به سراغ گنجینه فاخر ادبیات فارسی رفته است. انیمیشن «امین و اکوان» بر اساس یک داستان قدیمی از مجموعه هزار و یکشب ساخته شده است و با روایت داستانی درباره کسب و کار به مفاهیمی، چون تقابل بین رعایت انصاف و مردم داری در مقابل حسادت، طمع وکینه توزی می‌پردازد.

*سخن آخر

در پایان باید گفت سینمای کودک نیاز مبرم برای هر جامعه‌ای است و نباید سهل انگارانه از کنار آن عبور کرد. آثار تولیدی در سینمای کودک و نوجوان محدود است، اما همین آثار محدود تنها در جشنواره‌ها اکران می‌شود و کمتر در اکران عمومی به نمایش گذاشته می‌شوند. از سوی دیگر برخی معتقدند که سینمای کودک یعنی شادی، سرگرمی، لذت، رنگ‌ها و امید به زندگی. اما آیا می‌توان نقش تأثیرگذار داستان‌های روی پرده را بر فرهنگ، تفکر، ایده‌ها و باور‌های مردم، به خصوص کودکان که در اوج تاثیرپذیری و شکل‌گیری شخصیت هستند نادیده بگیریم؟

در اینجا نگرانی نه متوجه چگونگی آموزش از طریق سینما بلکه متوجه عدم محتوای مناسب آموزشی در دل داستان‌هایی است که با نام فیلم کودک به روی پرده می‌روند. متأسفانه در سال‌های اخیر عمده فیلم‌ها با نام کودک بجای استفاده از داستانی آموزنده و آموزش غیر مستقیم مفاهیم اخلاقی و دینی برای جذب مخاطب و پرکردن خلاء فیلم‌نامه‌ای قوی به استفاده از رقص و آواز و موسیقی‌های غربی متوسل شده‌اند.

سینمای کودک نیازمند تزریق خون تازه‌ای است. نیازمند ایده‌های جدید با شرایط روز است. باید قصه‌ها و نگاه بصری دراین فیلم‌ها تغییر کنند. برای اینکه موضوعات ارزشی در کار‌های کودک به شکلی مطلوبی مدنظر قرار گیرد باید فرهنگ‌سازی لازم صورت می‌گیرد. این اتفاق هم باید از فیلمسازان و مدیران آغاز شود تا شاهد تسری آن در میان آثار کودک باشیم.

پایان پیام/

ارسال نظر
captcha

ماجرای شکست «کربلای ۴» و پیروزی «کربلای ۵» به روایت وزیر سپاه

مسلمانان دو قرن قبل از کُلُمب آمریکا را کشف کردند،

شاعری که ۶۰ سال شاعری کرد

«لوپتو»؛ آموزنده و جذاب برای کودک و نوجوان

ایرانی‌هایی که به هند سفر کردند و دیگر بازنگشتند

اگر مردم حس کنند رسانه آنها را کنترل می کند به آن توجه نمی کنند

خواجه نظام‌الملک ریشه خروج‌های سیاسی را خروج دینی می‌داند

«پژوهش سینمایی» یک نیاز و یک راهبرد

خرده فروغ‌هایی که باید نوشته می‌شد

یک چالش کم‌جان میان منطق و احساس

دانشمند شهیدی که از پای دماوند پرواز کرد

خاطرات جنگی زیادی از نیروی دریایی ناگفته مانده‌اند

شور فوتبال؛ شوق زندگی

مواجهه‌ فیلسوفان ایرانی با هنر و زیبایی‌شناسی

هیاهوی پنهان

عزیز جهان، روایت پزشکی که طبابت را به جای تجارت انتخاب کرد

نویسندگی در ایران شغل نیست

تلاقی سینما و فوتبال؛ از فرشاد پیوس تا ناصر حجازی

دوسالانه نگارگری می‌تواند مجالی برای دیده شدن هنرمندان جوان باشد

اهالی تئاتر دچار حواشی نمی‌شوند

پرونده ها