گفت‌وگو با نویسنده و کارگردان «عمو نوروز و ننه سرما در بهار نوروزخوانان»؛
ما قبلا برای بزرگسالان نمایشی با این محوریت کار کرده بودیم. پس سعی کردیم این تفسیر‌ها را به زبانی ساده، با موزیک و ریتم برای بچه‌ها توضیح دهیم. ازجمله موضوعاتی که در نمایش به آن پرداخته‌ایم مساله سبزه سبز کردن است. پس از آن درمورد نوروزخوان‌های شهر‌های مختلف ایران صحبت کردیم.

به گزارش «سدید»؛  مراسم نوروز مراسمی است که از سالیان گذشته با شور و نشاط رسیدن بهار همراه بوده است. نوروزخوانی، چیدن سفره هفت‌سین و سبزه سبز کردن ازجمله کار‌هایی است که معمولا همه انجام می‌دهند، اما بسیاری از ما نمی‌دانیم که نوروزخوانی در سال‌های گذشته در شهر‌های مختلف متفاوت بوده یا هدف از سبزه سبز کردن چیست. این‌ها بخشی از موضوعاتی است که جواد انصافی در نمایش «عمو نوروز و ننه سرما در بهار نوروزخوانان» که برای کودکان آماده کرده آن‌ها به‌خوبی و همراه با سرگرمی به مخاطبان کودکش آموزش می‌دهد. انصافی برای رسیدن به این مهم سال‌ها تحقیق و پژوهش کرده است. در این گفتگو درباره این تحقیقات بیشتر صحبت می‌کنیم.


چه شد که نوروز را به‌عنوان سوژه‌ای برای اجرا انتخاب کردید؟
من پنج سال درگیر پژوهشی مرتبط با نوروز بودم. در این مدت به همراه همسرم به شهرستان‌ها و کشور‌های زیادی سفر کردم؛ کشور‌هایی ازجمله تاجیکستان، آذربایجان، ازبکستان، گرجستان و ارمنستان. حتی به کشور‌هایی مانند هندوستان و ترکیه نیز سفر کردیم، اما به‌دلیل ناامنی موفق نشدیم به افغانستان سفر کنیم. ۱۰ کشور عضو اکو هستند که نوروز را جشن می‌گیرند و ما سعی کردیم در این کشور‌ها درباره نوروز تحقیق کنیم، اما بیشتر نتایجی که به دست آوردیم از شهر‌های کشور خودمان بود. در این میان برای برخی موضوعات خودمان نتیجه‌گیری و تفسیر می‌کردیم.

چه موضوعاتی؟
مثلا اینکه در کشور ما از قدیم سبزه سبز می‌کردند، از انواع دانه‌های مختلف مانند ماش، عدس، جو و گندم. در یکی از کتاب‌هایی که خواندم اشاره شده بود در دوران ساسانیان بعد از اینکه مردم به دیدن پادشاه می‌رفتند، به محوطه باز کاخ رفته و ۱۲ ستون گلی را می‌دیدند که روی هر کدام بذری رشد کرده بود و بعد از آن مردم محوطه را ترک می‌کردند. در کتاب اشاره نشده بود که دلیل این کار چیست و مردم بعد از آن کجا می‌رفتند. با توجه به مطالعات من در زمینه کشاورزی به این نتیجه رسیدم که در گذشته، پیش از عید مردم دانه‌های مختلف را سبز می‌کردند تا ببینند با توجه به آب و هوا و خاک کدام بذر برای سال جدید بهتر رشد می‌کند. شاید ماش رشد بهتری می‌داشت و شاید عدس. پس گیاهی را که بهتر رشد کرده بود، می‌کاشتند و سراغ بذر‌هایی که رشد کمتری داشتند نمی‌رفتند. این تفسیر من از این قضیه بود. ما ۲۰ مورد راجع‌به کشاورزی و مسائل نوروز پیدا کردیم و برای هرکدام به متخصصی در این زمینه مراجعه کردیم؛ مثلا در این رابطه من سراغ یک دکترای کشاورزی در کرج رفتم و دیدم خود او نیز در زمین‌های کوچک دانه‌های مختلف را کاشته است تا ببیند امسال چه محصولی بهتر رشد خواهد کرد. وقتی موضوع را به سبزه انداختن گذشتگان در نوروز ربط دادم، او نیز از این امر و اینکه این علم در گذشته وجود داشته تعجب کرد؛

و چه شد که این مسائل را برای کودکان، به شکل نمایشی ارائه دادید؟
ما قبلا برای بزرگسالان نمایشی با این محوریت کار کرده بودیم. پس سعی کردیم این تفسیر‌ها را به زبانی ساده، با موزیک و ریتم برای بچه‌ها توضیح دهیم. ازجمله موضوعاتی که در نمایش به آن پرداخته‌ایم مساله سبزه سبز کردن است. پس از آن درمورد نوروزخوان‌های شهر‌های مختلف ایران صحبت کردیم. درباره این حرف زدیم که حاجی‌فیروز هیچ‌وقت در گذشته گدایی نمی‌کرده، بلکه خورجینی داشته که درش باز بوده و مردم خودشان به او هدیه می‌دادند و به همان تناسب هدیه نیز از خورجین او برمی‌داشتند. در انتها حاجی‌فیروز هر آنچه مانده بود را میان مردم فقیر تقسیم می‌کرد. سعی کردیم به بچه‌ها نشان دهیم که چه فرهنگ غنی‌ای در گذشته داشتیم؛

و از شعر، موسیقی و سیاه‌بازی نیز در این نمایش استفاده کردید!
سعی کردیم شعر‌های شهر‌های مختلف را روی ریتم ترجمه کنیم. در کنارش بخش‌هایی از نمایش سیاه‌بازی را هم نشان دادیم، ازجمله وارونه‌گویی و در حرف هم پریدن. در کنارش کسبی‌خوانی را معرفی کنیم. کسبی‌خوانی یعنی کاسبی‌های ریتمیکی که الان از بین رفته است. این موضوعات را متناسب با نوروز انتخاب کردیم. مثلا میوه‌فروش می‌خواند: «من سیب شیرین دارم/ برای هفت‌سین دارم» یا سمنوفروش می‌خواند: «سمنو! آی سمنو! مال پای هفت‌سین سمنو!» این شعرخوانی‌ها مشتری را جذب می‌کرد. گذشتگان ما حتی در کاسبی نیز از روانشناسی استفاده می‌کردند. سعی کردیم در حین آموزش، فرهنگ غنی‌مان را هم یادآوری کرده و به نسل جدید انتقال دهیم.

در نسخه بزرگسال این نمایش به چه نکاتی پرداخته بودید؟
در آن نمایش بیشتر موضوعات علمی و بحث‌های عرفانی را مطرح کردیم. مثلا در گذشته مردم در سفره هفت‌سین نارنج را داخل ظرف آب می‌گذاشتند که این روز‌ها این کار منسوخ شده است، اما دلیل این کار چه بود؟ نارنج یعنی بدون رنج، یعنی چیزی که بدون رنج به دست می‌آید. این میوه، تنها میوه زمستانی است که تا خردادماه روی درخت می‌ماند، یعنی مقاومت دارد. وقتی آن را در کاسه آب بگذارید، دوسوم آن زیر آب می‌رود و یک‌سوم بیرون از آب است. آن را نماد کره زمین می‌دانند که گرد بوده و دوسومش را آب فراگرفته است. یا اینکه در چیدن هفت‌سین، باید نوبت را رعایت کرد. اولین سین سنجد است. سنجد نماد عقل و سنجش است و عقل اولین و بزرگ‌ترین هدیه خداوند به انسان است. بعد سیب است که نشان سلامتی جسم است و به این ترتیب ادامه می‌یابد.

آیا حاصل این تحقیقات به‌صورت مکتوب ارائه شده است؟
بله. این تحقیقات در کتاب «نوید بهار (نمایش سیاه‌بازی نوروز و پیروز)» ازسوی انتشارات مسیر دانشگاه منتشر شده است.

چه کتاب‌های دیگری را از شما در نمایشگاه کتاب امسال خواهیم داشت؟
من هفت کتاب چاپ کرده‌ام. اولین آن‌ها کتاب «سیاه‌بازی از نگاه یک سیاه‌باز» است که ۲۵ سال پیش چاپ شد. کتاب دوم را به همراه همسرم خانم فروغ یزدان کار کردیم به نام «۷۲ نمایش زنانه». این نمایش‌ها هم پیرو خط سیاه‌بازی است. «نوید بهار» سومین کتابم است. چهارمین آن‌ها «چهارشنبه‌سوری (جشن اتحاد و پاکسازی محیط‌زیست): نمایش هفت‌خوان چهارشنبه‌سوری» است. «آیین‌های شب یلدا (نمایش سیاه‌بازی چله‌زری و عمو چله‌جون)» پنجمین کتابم است. ششمین کتاب «نمایش‌های شگفتانه زنانه» است که دومین کتابی است که با همسرم کار کردیم و آخرین کتابم نیز «کسبی‌خوانی» است که ۶۰ کاسبی ریتمیک را در آن بررسی کرده‌ام.

پس از این چه کاری را از شما خواهیم دید؟
نمایشی به نام «عروس فراری» را آماده اجرا داریم که امیدوارم بتوانیم بعد از محرم و صفر در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه برویم.

 

انتهای پیام/

منبع: صبح نو
ارسال نظر
captcha

ماجرای شکست «کربلای ۴» و پیروزی «کربلای ۵» به روایت وزیر سپاه

مسلمانان دو قرن قبل از کُلُمب آمریکا را کشف کردند،

شاعری که ۶۰ سال شاعری کرد

«لوپتو»؛ آموزنده و جذاب برای کودک و نوجوان

ایرانی‌هایی که به هند سفر کردند و دیگر بازنگشتند

اگر مردم حس کنند رسانه آنها را کنترل می کند به آن توجه نمی کنند

خواجه نظام‌الملک ریشه خروج‌های سیاسی را خروج دینی می‌داند

«پژوهش سینمایی» یک نیاز و یک راهبرد

خرده فروغ‌هایی که باید نوشته می‌شد

یک چالش کم‌جان میان منطق و احساس

دانشمند شهیدی که از پای دماوند پرواز کرد

خاطرات جنگی زیادی از نیروی دریایی ناگفته مانده‌اند

شور فوتبال؛ شوق زندگی

مواجهه‌ فیلسوفان ایرانی با هنر و زیبایی‌شناسی

هیاهوی پنهان

عزیز جهان، روایت پزشکی که طبابت را به جای تجارت انتخاب کرد

نویسندگی در ایران شغل نیست

تلاقی سینما و فوتبال؛ از فرشاد پیوس تا ناصر حجازی

دوسالانه نگارگری می‌تواند مجالی برای دیده شدن هنرمندان جوان باشد

اهالی تئاتر دچار حواشی نمی‌شوند

پرونده ها