بررسی تاثیر تولیدات رسانهای در فرهنگ مقاومت مردم در گفتوگو با حمید بهمنی؛
ملت ایران ملتی عاشورایی است و ریشههای فرهنگی این جامعه با فرهنگ ایثار، فداکاری و مقاومت گره خورده است. واقعه عاشورا برای ما صرفاً یک رویداد تاریخی نیست، بلکه یک الگوی ماندگار برای زندگی اجتماعی و فردی محسوب میشود. در طول تاریخ نیز مردم ایران نشان دادهاند که هرگاه با تهدید و فشار دشمنان مواجه شدهاند، با تکیه بر همین فرهنگ عاشورایی ایستادگی کردهاند و اجازه ندادهاند هویت و استقلالشان خدشهدار شود.
بررسی نسبت مقاومت و تولیدات هنری در گفتوگو با سعید مستغاثی؛
پس از سالها فاصله طولانی میان وقایع مهم اجتماعی و بازتابشان در سینما، حالا نسل تازهای از فیلمسازان با نگاهی متفاوت وارد میدان شدهاند. در حالی که برخی چهرههای شناختهشده در بزنگاه واقعی سکوت کردند و از صحنه کنار رفتند، نسل جدید میخواهد روایتهای زنده و مرتبطتری از مقاومت ارائه دهد؛ روایتهایی که اگر حمایت شوند، میتوانند سینمای ایران را از رکود خارج کنند.
بررسی «ذائقه موسیقایی مردم تهران» در گفتاری از محسن رفیعی؛
تنها ۲۰ درصد از جامعه به موسیقی ملی علاقه دارند. این آمار نشاندهنده تغییرات اساسی در ذائقه مردم است؛ بهویژه در نسل جوان که به سمت موسیقیهای وارداتی و سطحی سوق پیدا کردهاند. درحالیکه موسیقی ملی در دهههای گذشته بخش عمدهای از ذائقه مردم ایران را تشکیل میداد، امروز شاهد کاهش این علاقه هستیم و این روند در سالهای آینده ادامه خواهد داشت.
سیاستگذاری فرهنگی و هنری در دوران جنگ به قلم طیبه عزتاللهینژاد؛
جنگ غالباً با اضطراب و ترس همراه است. فرهنگ و هنر میتوانند به عنوان سپری روانی عمل کرده و با ایجاد امید به آینده، تقویت روحیه مقاومت و نمایش توانمندیهای جامعه، تابآوری عمومی را افزایش دهند. هنر میتواند با تمرکز بر داستانها و حماسهها، غلبه بر سختیها، آینده روشن و دستاوردهای ممکن را به تصویر بکشد.
در گفتوگو با جواد قارایی مطرح شد؛
چطور یک هنرمند میتواند تجاوز به خاک و ناموسش را ببیند و سکوت کند؟ شرم بر تمام کسانی که در این شرایط سکوت کردند؛ این سکوت به معنای دستداشتن در دست دشمن و خیانت به کشور است.
بررسی حال و آینده موسیقی ایران در گفتوگو با رضا مهدوی؛
در حالیکه رستورانها، دانشگاهها و سینماها به روال عادی بازگشتهاند، موسیقی همچنان در وضعیت تعلیق باقی مانده است. سال ۱۴۰۴ با جنگ، فشارهای اقتصادی و هجمههای سازمانیافته در فضای مجازی، چرخه اجرای موسیقی را متوقف کرد؛ توقفی که بیش از هر چیز، محصول همزمان «جنگ رسانهای» علیه موسیقی و «سکوت حکمرانی فرهنگی» در مواجهه با آن است.
مفاهیم اجتماعی چگونه در فیلمهای جشنواره بازنمایی شد؛
در جشنواره فیلم فجر ۴۴، بسیاری از آثار بهجای توسعه زبان سینما، حامل پیامهای مستقیم اجتماعی شدند؛ وضعیتی که در آن کنشگری و موضعگیری بر روایت، فرم و تجربه زیباییشناختی غلبه یافت و سینما بیش از آنکه خلاق باشد، توضیحدهنده شد.
بازتعریف قهرمانی در سینمای ایران در گفتوگو با محمد اسفندیاری؛
فیلم سینمایی «کوچ» با پرهیز آگاهانه از نامبردن مستقیم قهرمان، بهجای اسطورهسازی و بزرگداشت رسمی، روایتی انسانی و جزئینگر از شکلگیری قهرمانی ارائه میدهد؛ روایتی که از دل انتخابهای کوچک، جغرافیا و تجربه زیسته، معنا میسازد و مخاطب را به مشارکت فعال در کشف هویت قهرمان فرامیخواند.
روایتی از تبعیض و عدالت در «کارواش» در گفتوگو با عباس نعمتی؛
در سالهایی که سینمای اجتماعی ایران اغلب به روایتهای تکراری و کمریسک پناه برده، یک درام اقتصادی تلاش کرده فساد و پولشویی را نه بهعنوان پسزمینه، بلکه بهمثابه مسئلهٔ اصلی روایت کند. فیلم سینمایی «کارواش» به فیلمنامهنویسی عباس نعمتی، با تکیه بر پژوهشهای واقعی و پرهیز از قهرمانسازیهای اغراقآمیز، سراغ انتخابهای دشواری میرود که عدالت را در میانهٔ اقتصادِ ملتهب امروز به چالش میکشد.
نگاهی انتقادی به تصویرسازی نوجوانان در سینما و رسانه؛
در فضای رسانهای ایران، نوجوانان بیشتر بهعنوان گروهی مشکلساز و معضل جامعه معرفی میشوند تا قهرمانانی پویا و تاثیرگذار. این نگاه کلیشهای که در فیلمها، سریالها و اخبار رایج است، نوجوان را موجودی گرفتار هیجانات هورمونی و رفتارهای پرخطر نشان میدهد و عوامل زمینهساز مشکلات آنها را نادیده میگیرد. نتیجه، تصویری محدود و تکبعدی است که نوجوانان را از فرصت رشد و نقشآفرینی در جامعه محروم میکند.