۱۴۰۴/۰۵/۱۶
۱۳:۰۵
کد خبر : ۱۱۲۷۹
پیاده‌سازی امر تربیت در مراکز آموزش عالی نظامی به قلم محمد رحمانی؛

تربیت دانشجو نیازمند ادبیات اکوسیستمی است

تربیت دانشجو نیازمند ادبیات اکوسیستمی است
امر تربیت امری است که زیرساخت حاکم بر کلیت مؤلفه‌های حوزه‌های اداری دانشگاه است و اگر از دانشجو و قوانین و هنجار‌ها صحبت می‌کنیم، قوانین و هنجار‌ها تربیت‌کننده است. اساتید، نمایندگی ولی‌فقیه و رهبری مرکز مشاوره دانشگاه و متن و محتوا تربیت‌کننده‌اند. به همین دلیل گفتیم امر تربیت زمانی محقق می‌شود که با یک نگاه سیستمی دانشگاه حدی از برش اعمال مؤلفه‌های تربیتی را در تمامی این مکانیزم‌ها داشته باشد و این را به‌عنوان شرایط عمومی تربیتی دانشگاه قرار دادیم.

به گزارش «سدید»؛ برای اینکه مسئله تعلیم و تربیت به یک اندازه و یک وزن قابلیت پیاده‌سازی در حوزه آموزش عالی داشته باشد، نیازمند یک شیفت پارادایم (تغییر و جایگزینی یک الگوی قدیمی با الگوی جدید) هستیم. اگر مسئله ما این باشد که امر تربیت برای تحقق در کف فضای دانشگاه، نیازمند مجموعه برنامه‌هایی است و مسئله تربیتی دانشجو با این برنامه‌ها حل می‌شود، این اتفاق رخ نمی‌دهد؛ بنابراین همان‌گونه که در دنیا بر اساس چالش‌هایی که در اتمسفر اجتماعی بود، دانشگاه‌ها چهار نسل مختلف را طی کردند، پیشنهاد ما این است که در فضای انقلاب اسلامی نیازمند ایجاد این ظرفیت هستیم که یک گونه نوین از فضای تعلیم و تربیت را بر اساس مطالبات رهبر انقلاب رقم زنیم که اتمسفر دانشگاه را تنها اتمسفر آموزش و مهارت‌افزایی نمی‌داند بلکه دانشگاه را نیازمند این می‌داند که یک تربیت همه‌جانبه محقق شده و به بستر‌سازی تمدنی کمک کند و خروجی یک سوژه انقلاب اسلامی باشد.

تجربیات آینده‌پژوهانه در حوزه بررسی اجتماعی نشان می‌دهد که بحران آینده ما بحران معنویت و انسان است؛ بنابراین اگر بخواهیم برای نسل آینده آماده کنیم، باید دانشگاهی باشد که بتواند این مسئله را در بن‌مایه زیرساخت اندیشه تمدنی و دینی حل کند. این بحث فرعی ما است. فارغ از عنوان‌گذاری، چه اتفاقی افتاد و این تجربه از کجا شروع شد؟

فضای سیاست‌گذاری آموزش عالی، چنانکه برای دانشگاه‌های وزارت علوم بود، فضای پزشکی جدا شد و در اختیار وزارت بهداشت قرار گرفت. سیاست‌گذاری فضای دانشگاه نیرو‌های نظامی نیز کم‌کم منفک شد و قوانین اخیر شورای انقلاب فرهنگی در مسیر اجرا شدن است. در نیرو‌های مسلح بحث بر این شد که بر اساس دغدغه‌ای که داریم و با این تعبیر که ما دانشگاه ماموریت‌گرا هستیم، به یک منوال سیاست‌گذاری امر تربیت را در دانشگاه‌های خود با توجه به دانشگاه‌های سپاه مورد بازنگری قرار دهیم. 

 

دانشگاه‌های نظامی چگونه دانشجو تربیت می‌کنند؟

در سپاه ۱۳ دانشکده و دانشگاه وجود دارد. زمانی که می‌خواستیم بازنگری کنیم، درحقیقت نمی‌خواستیم برای یک دانشگاه نسخه بپیچیم. برای دانشگاه‌های نظامی خود را در جایگاه وزارت علوم قرار دادیم و به دنبال این بودیم که آیین‌نامه‌ها و اسناد بالادستی را برای تحقق امر تربیت در میدان دانشگاه طراحی کنیم. یک فضای موردکاوی را شروع کردیم. در این فضای موردکاوی، ۱۳ دانشگاه ازجمله دانشگاه امام حسین، دانشگاه افسری و تربیت پاسداری و دانشگاه بقیه‌الله مورد بررسی قرار گرفت. چون قبل از آن مسئله و دغدغه تربیت، دغدغه دائمی دانشگاه‌های ماموریت‌گرا بود، این دانشگاه‌ها در ۴ دهه گذشته تجربه و خروجی‌های بسیار خوبی داشتند. اولین گام این شد که اگر بخواهیم به یک نسخه بلوغ‌یافته برسیم، باید زیست‌بوم تحلیل شود و الگو از درون همین زیست‌بوم با رعایت استاندارد‌هایی که در امر تعلیم و تربیت داریم، بیرون بیاید. در موردکاوی که از بررسی این دانشگاه‌ها داشتیم، به بیش از ۱۰ عنوان سازوکاری در مکانیسم امر تحقق تربیت رسیدیم. به چه معنا؟ امروزه مسئله تعلیم و تربیت زمانی که می‌خواهد به عنوان یک سوژه عینی در زمین بنشیند، مقداری تکلیف امر تعلیم مشخص است و این امر رسالت خود را برگردن معلم می‌گذارد و فضاسازی‌ها و تربیت محیطی را در فضای میدان مکمل معلم در انتقال و یادگیری می‌داند. اما زمانی که وارد تربیت می‌شدیم، می‌دیدیم دانشگاه‌های مختلف بر اساس زیرساخت‌های خود مکانیسم و سازوکار تحقق تربیت و اعتلای تربیتی دانشجو را براساس زیست‌بوم خود در مدل‌های مختلف پیگیری می‌کردند. یعنی هر دانشگاه یک زیست‌بوم و یک الگوی سازوکاری متناسب با خود را در میدان داشت. در برخی از دانشگاه‌ها، متولی و محقق‌کننده امر تربیت فرمانده آن دانشگاه بود که در شأن مربی قرار می‌گرفت. در دانشگاه افسری امام حسین زمانی که می‌پرسید چه کسی در اینجا کار تربیتی را انجام می‌دهد؟ می‌گویند در اینجا متکفل تربیت، فرمانده – مربی است. او است که می‌داند وضعیت دانشجو چیست. این یک مکانیسم است. مکانیسم دوم الگوی استاد – شاگردی است. برخی از دانشگاه‌ها به دلیل سخت‌گیری‌های پیچیده‌ای که در انتخاب اساتید خود داشته‌اند، اساتید را مهم‌ترین ظرفیت خود می‌دانستند که دروس تخصصی را انتقال و آموزش می‌دهند. برای مثال اگر در دانشگاه امام حسین از دکتر حسنی آهنگر بپرسید که مدل تربیت شما چیست؟ می‌گوید استاد – شاگردی که منجر به طراحی یک آیین‌نامه ارتقای اساتید شد که آن آیین‌نامه نیز در چرخه قرار گرفت. به قدری مکانیسم تربیت را از استاد تلقی می‌کنند که مابقی ظرفیت‌ها ظرفیت انضمامی و پسینی است؛ بنابراین متولی اصل امر تربیت را خود استاد می‌دانند.

برخی از گروه‌ها الگو‌های توسعه فردی داشتند، یعنی امر معنویت و تقوا را به مثابه یک مهارت در نظر گرفته و مبتنی بر این ادبیات‌ها اساتید روان‌شناسی را در کنار نظام آموزش، در فضای محیط آموزشی مستقر کرده بودند. متکفل حل مسائل دانشجو این اساتید روان‌شناسی بودند. در بدو ورود دانشجو از او تست گرفته می‌شد و چالش‌های اخلاقی او در حین فضای آموزشی رصد می‌شد و هر دانشجو در جریان آموزش خود باید بخشی از زمان خود را به این پیش بردن روانشناسی خود با استاد روان‌شناسی اختصاص می‌داد تا بتواند این مسائل را حل کرده و راهنمایی بگیرد و به صورت متمرکز به جلو حرکت کند.

الگوی بعدی الگو‌های آموزش‌محور است. الگو‌هایی که امر تربیت را مثابه امر آموزش می‌داند و زمانی که از ارتقای تربیتی دانشجو صحبت می‌کنیم، حجم توسعه دانش‌های اعتقادی را به عنوان مکانیسم تربیت برشماری می‌کرد. یعنی می‌گفت مفاهیم تربیتی برای ما مهم است و امر تربیتی را تبدیل به ۵۰ سرفصل آموزشی کردیم و استاد این مفاهیم اخلاقی و تربیتی را در کلاس آموزش می‌دهد. درحقیقت تقلیل امر تربیت را در پیش زمینه ذهن خود با آموزش داشتند.

بخشی از مراکز، الگو‌های انضمامی داشتند. برای مثال زمانی که وارد دانشگاه شهید مطهری می‌شوید مانند بسیاری از دانشگاه‌های کشور متولی امر تربیت را معاون فرهنگی دانشگاه می‌دانند. یعنی نظام آموزش دانشگاه برنامه‌ریزی خود را انجام داده و امور اجرایی خود را انجام می‌دهد و اگر فرصت مازادی برای تعامل با دانشجو وجود داشت، معاون فرهنگی برنامه‌های فرهنگی در دانشگاه برگزار می‌کند و کار تربیت را به مثابه فوق برنامه برای رشد دانشجویان در نظر می‌گیرد و در بسیاری از اتمسفر‌های دانشگاهی این موضوع مشاهده می‌شود و در آموزش‌و‌پرورش نیز همین است.

الگو‌های تربیت در میدان هم داشتیم، یعنی مجموعه‌هایی که امر تربیت را با گره زدن به عرصه ایجاد می‌کنند. مانند طراحی که بر دانشگاه جامع انقلاب اسلامی انجام شد. در آنجا زیرساختی از کنش‌های سازمان بسیج وجود دارد. پایگاه‌های مقاومت تلاش می‌کنند نظام آموزش و تربیت را با کنشگری افراد گره بزنند. یعنی ساعاتی از زمان دانشجو برای ارتقا و سپری کردن باید در کنشگری در میدان محقق می‌شد.

مدل دیگر نیز الگو‌های متربی‌محور بود. یعنی در برخی دانشگاه‌ها به شدت اصالت را به تشکل‌های دانشجویی داده بودند. یعنی می‌گفتند وظیفه آموزش و ارتقای دانشجویان را دانشگاه به عهده دارد و کار تربیتی را تشکل‌ها انجام می‌دهند. تشکل‌ها سعی می‌کنند فعالیت جدی‌تری داشته باشند و کار‌های فرهنگی دانشگاه کاملاً توسط دانشجویان انجام می‌شود و حتی برنامه‌ریزی تربیتی آن نیز توسط دانشگاه و با راهبری کلان در شورای تربیتی دانشگاه محقق می‌شود. 

 

موفقیت در گروی اعمال مؤلفه‌های تربیتی در همه مکانیسم‌هاست

در این اتمسفر که با الگو‌های متفاوت و متمایزی در امر تربیت مواجه شدیم، برای ما مشخص شد که اگر امر تربیت بخواهد در دانشگاه اجرا شود، باید به چه صورت باشد. جمع‌بندی این شد که نیاز به یک ادبیات تربیت اکوسیستمی داریم؛ یعنی امر تربیت امری است که زیرساخت حاکم بر کلیت مؤلفه‌های حوزه‌های اداری دانشگاه است و اگر از دانشجو و قوانین و هنجار‌ها صحبت می‌کنیم، قوانین و هنجار‌ها تربیت‌کننده است. اساتید، نمایندگی ولی‌فقیه و رهبری مرکز مشاوره دانشگاه و متن و محتوا تربیت‌کننده‌اند. به همین دلیل گفتیم امر تربیت زمانی محقق می‌شود که با یک نگاه سیستمی دانشگاه حدی از برش اعمال مؤلفه‌های تربیتی را در تمامی این مکانیزم‌ها داشته باشد و این را به‌عنوان شرایط عمومی تربیتی دانشگاه قرار دادیم. یعنی خط‌قرمز‌هایی داریم که زیرساخت اکوسیستم تربیت است و باید تا حدی در تمام دانشگاه‌ها وجود داشته باشد و اساتید و تشکل‌ها حداقل قابلیتی در این زمینه داشته باشند.

اصول حاکمه‌ای هم قرار دادیم که علاوه‌برآن مدل عمومی دانشگاه بتواند مدل اختصاصی خود را نیز انتخاب کند. یک شرایط عمومی و یک شرایط تخصصی حاکم داریم و این دو را در مدل راهبری تربیتی از یکدیگر تفکیک کردیم. باتوجه‌به این مؤلفه‌ها، مؤلفه‌های ۱۰ گانه‌ای را به‌عنوان مداخله گرد امر تربیت در مدل عمومی در نظر گرفتیم که برخی از آنها کادر و عوامل اجرایی مرکز از قبیل دژبان ورودی مرکزی، اساتید و مربیان دروس تخصصی و نظامی و ورزشی، فضا و محیط، محتوای آموزشی شامل دروس تخصصی، ورزشی و نظامی و اعتقادی و فراگیران در دوره‌های مختلف هستند. در ادامه گفتیم هرکدام از این موارد برای اینکه بتوانند به امر تعلیم و تربیت کمک کنند، چه ویژگی‌هایی باید داشته باشند. با آیین‌نامه‌ای در این حوزه برای تمام این مؤلفه‌ها شاخص‌های کلان سنجش، سنجه‌های خرد، متولی پیاده‌سازی و تحقق و وظایف متولیان مشخص شد. برای مثال گفتیم روحانی‌های مستقر (نهاد رهبری در دانشگاه‌ها) کی می‌توانند امر تربیت را در شأن خود محقق کنند؟ با توجه به بررسی میدان گفتیم بر اساس آسیب‌شناسی که صورت گرفته است، مهم‌ترین سنجه ارتباط فعالانه یا همان طبیب دوار بطبه است. این استراتژی و رویکرد اگر در نهاد رهبری ایجاد شود، می‌تواند به نقش پدرانه خود در اتمسفر دانشگاه بپردازد. برای این کار سعی کردیم تعدادی سنجه‌های قابل اندازه‌گیری قرار دهیم و به نماینده ولی‌فقیه در دانشگاه گفتیم روحانیون وظیفه دارند که در اتمسفر خوابگاهی حضور داشته باشند. باید توانایی مشاوره به نیاز‌های دانشجویان داشته باشید. باید ارتباط نزدیک با شبکه فرمانده مربیان و توانایی حل مشکلات آنان را داشته باشید و میزان رضایتمندی فراگیران نیز مؤثر است بنابراین باید در میدان عمل دارای مشروعیت و مقبولیت باشید. برای تمام آن مؤلفه‌ها آیین‌نامه این‌گونه استخراج شد که هرکدام از این مؤلفه‌ها سنجه کلان و خرده‌سنجه‌هایش چیست، چه کسی باید برای تحقق آن چه کار کند و چه اتفاقی باید برای وظایف خرد آن رخ دهد؟

این سنجه‌ها را برای اساتید و دانشجویان نیز داریم. برای مثال گفتیم اگر دانشجو می‌خواهد در فضای دانشگاه برای امر تربیت مؤثر باشد، باید حوزه کنشگری و هویت‌بخشی آزادانه برایش فراهم شود. دانشگاه‌های نظامی با دانشگاه‌های دیگر یک تفاوت دارد و آن این است که به فردی که وارد دانشگاه می‌شود، به دلیل ماهیت نظامی آن که به‌شدت اطاعت در آن محوریت دارد و ماهیت مأموریت‌گرایی که دارد، نه اجازه تحرک می‌دهند و نه جرئت تحرک دارد که برنامه‌ریزی انجام داده و کنش کند؛ بنابراین سیاست کلیدی در این اتمسفر این است که دانشجو را احیا کنید و برای اولین‌بار در دانشگاه‌های نظامی آیین‌نامه راه‌اندازی بسیج دانشجویی را داشتیم. دانشگاه‌های نظامی در گذشته بسیج دانشجویی نداشتند و با کار تشکلی موافق نبودند و تنها دانشگاه جامع امام حسین و دانشگاه بقیه‌الله به دلیل داشتن دانشجوی غیربورسی تشکل داشتند. مابقی دانشگاه‌ها بر این نظر بودند که ما می‌گوییم دانشگاه چه کاری کند و او انجام دهد. ما در آیین‌نامه راه‌اندازی بسیج دانشجویی گفتیم که دانشجو نه‌تنها وظیفه دارد؛ بلکه باید آزادانه ظرفیت برنامه‌ریزی، کنشگری و برگزاری رویداد را داشته باشد. علاوه‌برآن تعدادی شاخص مشخص کردیم و گفتیم هر دانشگاه بر اساس سطح آموزش، مأموریت، تعداد فراگیران، کادر، مدت‌زمان دوره آموزشی، سن مخاطبان و مدت‌زمان ارتباط با فراگیری یکی از آن الگو‌های اختصاصی را نیز می‌تواند انتخاب کند. چون در دانشگاه‌های سپاه و نیرو‌های مسلح همه دانشگاه‌ها مانند دانشگاه‌های دیگر نیستند که از کارشناسی تا دکترا را داشته باشند و متفاوت‌اند بنابراین هرکدام از این موارد یک الگوی اختصاصی متناسب با خود را نیاز دارد.

در یک جدول انتخاب را در قالب فرایندی کمیسیونی بر عهده دانشگاه گذاشتیم. گفتیم آن رویکرد اکوسیستم تربیتی که اشراف در همه شئون دانشگاه دارد، وظیفه عام دانشگاه است و علاوه بر این دانشگاه می‌تواند بر اساس ضوابط و شرایطی که دارد یک الگوی اختصاصی نیز انتخاب کرده و بر اساس آن تربیت را محقق کند. برای هرکدام از آن الگو‌های اختصاصی نیز ضوابطی نوشتیم. برای مثال اگر دانشگاه اعلام می‌کرد که می‌خواهد با الگوی مربی‌محور پیش برود، می‌گفتیم مشکلی ندارد؛ اما الگوی مربی‌محور آنگاه اثرگذاری تربیتی را دارد که بتوانید به‌ازای هر ۳۰ دانشجو یک مربی تأمین کنید. زمانی مربی می‌تواند مؤثر واقع شود که مدت زمان آموزش طولانی باشد وگرنه آن احساس و ارتباط و تعامل در مربی شکل نمی‌گیرد و دیگر معنا ندارد.

این مسیر، مسیری است که در حال اجرایی‌شدن است و هنوز به پایان خود نرسیده است. به نظر ما در طراحی بنیان‌های نظری نیازمند به یک تغییر نظریه هستیم و معتقدیم که رهبر انقلاب یک نظریه دارد که خود ایشان نام آن را کارخانه انسان‌سازی می‌گذارد و ما نیز صورت‌بندی آن را تربیت اکوسیستمی می‌نامیم. من معتقدم پارادایم حاکم بر جریان تعلیم تربیت در کشور، عاملیت فرد است درحالی‌که رهبری در کنار عاملیت فرد با عاملیت نهادی به موضوع نگاه می‌کند. اگر بخواهیم این بنیان نظری را در نظام‌های تعلیم‌وتربیت اشراف کنیم، سازوکار‌های مکانیزم تعلیم و تربیتی ما به‌شدت متفاوت خواهد شد. ما یک‌لایه در آن حوزه ورود کردیم و درحال فعالیتیم و یک‌لایه کلان‌الگو بود که آن را به حدود ۷ آیین‌نامه تبدیل کردیم. آیین‌نامه اساتید اعضای هیئت‌علمی آن با محوریت دانشگاه جامع امام حسین آماده شد. اما آیین‌نامه‌های فضا‌سازی، محیط‌سازی، کادر و عوامل اجرایی در مسیر شدن است. این چهارچوب معماری کلان طراحی ما برای پیاده‌سازی امر تربیت در مراکز آموزش عالی نیرو‌های مسلح است.

 

/ انتهای پیام /