به گزارش «سدید»؛ نسل Z یا «زومرها»، نسلی است که از کودکی با اینترنت و گوشیهای هوشمند بزرگ شده و زندگی آنلاین و آفلاین برایشان جداییناپذیر است. این نسل با سرعت یادگیری بالا، خلاقیت و تمایل به استقلال، نه تنها مصرفکننده فناوری بلکه خالق محتوا و نوآور اجتماعی و اقتصادی نیز هست. حساسیت آنها به عدالت اجتماعی، محیط زیست و حقوق بشر باعث شده در شبکههای اجتماعی به نیروی محرک بدل شوند و سبک تازهای از ارتباط و فرهنگ را رقم بزنند.
در ایران، زومرها حدود یکچهارم جمعیت را تشکیل میدهند و با وجود فشارهای اقتصادی، نرخ بالای بیکاری و بحرانهای اجتماعی، همچنان با تابآوری و همبستگی دیجیتال مسیر آینده را میسازند. آنها به دنبال کارآفرینی، رضایت در کار و تعادل میان زندگی شخصی و حرفهای هستند و از محیطهای غیرانعطافپذیر فاصله میگیرند. شناخت دقیق این نسل برای مدیران، والدین و سیاستگذاران ضروری است چرا که آینده اقتصاد دیجیتال، فرهنگ اجتماعی و حتی ساختار سیاسی کشور تا حد زیادی در دستان همین نسل خواهد بود.
آنها در جهانی بزرگ شدهاند که بحران اقلیمی، آلودگی هوا، کمبود منابع طبیعی و بیثباتی زیستمحیطی به واقعیت روزمره بدل شده است. این نسل نهتنها نسبت به آینده زمین احساس مسئولیت میکند بلکه سبک زندگی خود را نیز بر اساس ارزشهای پایداری تنظیم کرده است؛ از انتخاب محصولات دوستدار محیطزیست و رژیمهای غذایی کممصرف منابع گرفته تا حمایت از جنبشهای اجتماعی برای عدالت اقلیمی. دغدغه زیستی نسل Z ترکیبی است از اضطراب نسبت به آینده و امید به تغییر و همین دوگانه آنها را به نیرویی فعال در مطالبهگری و فشار بر دولتها و شرکتها برای اصلاح مسیر توسعه تبدیل کرده است. از سوی دیگر توجه به ویژگیهای روانشناختی نسل Z اهمیت بنیادین دارد، زیرا این نسل در بستر بحرانهای زیستمحیطی، ناامنیهای اقتصادی و تحولات دیجیتال رشد کرده و هویت روانیاش با اضطراب آینده، حساسیت به عدالت اجتماعی و نیاز به معنا گره خورده است. بیتوجهی به این ابعاد، نهتنها باعث فاصله گرفتن آنان از سیاستگذاریها و رسانهها میشود، بلکه سرمایه اجتماعی و ظرفیت کنشگریشان را نیز تضعیف میکند. درک دقیق این ویژگیها به نهادها و رسانهها امکان میدهد روایتهایی بسازند که همسو با دغدغههای زیستی و روانی نسل Z باشد و آنها را از مخاطب منفعل به کنشگر فعال در عرصه عمومی بدل کند. آنچه در ذیل میآید مشروحی است از گفت و گو با «مهرداد ناظری» جامعه شناس، «لیلا نیرومند» کارشناس رسانه و «سهیل رضایی» روانشناس که هریک از این صاحب نظران به بیان دیدگاههای خود در این ارتباط میپردازند.
بی اعتمادی به ساختار قدرت
«مهرداد ناظری» جامعه شناسی و عضو هیات دانشگاه آزاد اسلامی میگوید: نسل Z نسلی است که در دوران ناپایداریهای شدید جهانی بزرگ شده؛ از بحران آبوهوا تا پاندمیها. این ناپایداریها باعث شده یکی از اصلیترین دغدغههای زیستی آنها احساس ناامنی نسبت به آینده باشد. بحران اقلیمی برای نسل Z نه یک مفهوم انتزاعی بلکه واقعیتی روزمره است. آنها با گرمایش جهانی، کمبود آب، آلودگی هوا و نابودی تنوع زیستی بهعنوان تهدیدهای مستقیم بر کیفیت زندگی مواجهاند.
نسل z تغییرات اقلیمی را نتیجه ساختارهای اقتصادی و تصمیمهای سیاسی میداند نه یک رویداد طبیعی بنابراین دغدغه زیستی آنها با احساس بی اعتمادی به ساختار قدرت همراه شده است
وی ادامه میدهد: این نسل برخلاف نسلهای قبل، تغییرات اقلیمی را نتیجه ساختارهای اقتصادی و تصمیمهای سیاسی میداند نه یک رویداد طبیعی؛ بنابراین دغدغه زیستی آنها با احساس بیاعتمادی نسبت به ساختار قدرت همراه شده است. آلودگی محیطزیست در شهرهای بزرگ که بسیاری از نسل Z در آنها زندگی میکنند، سلامت تنفسی و روانیشان را تحت تأثیر قرار داده است. «آلودگی دائمی» تبدیل به یک تجربه زیسته شده است. کمبود آب و امنیت غذایی نیز از بحرانهای مهم است. نسل Z میبیند که منابع طبیعی محدود شدهاند و آینده زندگی بشر ممکن است با کمبودهای جدی روبهرو شود.
ناظری میافزاید: سلامت روان برای نسل Z یک بحران زیستی جدی است. فشارهای اقتصادی، رقابت آموزشی، شبکههای اجتماعی و آینده مبهم، نرخ اضطراب و افسردگی را در آنها بالا برده است. آنها سلامت روان را بخشی از سلامت زیستی میدانند و نسبت به نسلهای گذشته بیشتر درباره آن صحبت میکنند. بحران اقتصادی و درآمد کم باعث شده امنیت مسکن برای نسل Z کاهش یابد. این مسأله یک بحران زیستی و اجتماعی است. بسیاری از آنها باور دارند که ساختار شهرها برای زندگی سالم مناسب نیست. افزایش استفاده از تکنولوژی، اعتیاد دیجیتال و کمتحرکی هم از تهدیدهای زیستی این نسل است. آنها بدنهای خسته، چشمهای آسیبدیده و خوابهای مختلشده دارند.
این جامعه شناس معقتد است: ناامنی شغلی و نداشتن ثبات مالی به معنای تاخیر در استقلال، ازدواج و تشکیل خانواده است که پیامدهای زیستی جمعیتشناختی دارد. نگرانی از آینده زمین به یک احساس اخلاقی تبدیل شده؛ نسل Z احساس میکند مسئولیتی جمعی دارد، اما قدرت کافی برای تغییر ساختاری ندارد و این تضاد، فشار روانی ایجاد میکند. این نسل نسبت به نابرابریهای زیستی آگاهتر است. میبیند که بحرانهای محیطزیستی فقرا را شدیدتر درگیر میکند و این مسئله حس بیعدالتی را افزایش میدهد. مهاجرت اقلیمی یکی از دغدغههای جدید آنهاست. جابهجایی جمعیت بهدلیل خشکسالی و بحرانهای زیستی، امنیت و هویت اجتماعی را تهدید میکند.
ناظری تصریح میکند: کاهش اعتماد به نهادهای سلامت و سیاستهای محیطزیستی سبب شده نسل Z بیشتر به دانش مستقل و شبکههای اجتماعی اتکا کند، اما این خود زمینهساز اطلاعات نادرست نیز هست. آنها شیفته شبکههای اجتماعی هستند.
خانوادهها و نسل زد
این جامعه شناس، رسانه را نه فقط وسیله انتشار پیام بلکه نهادی اجتماعی میداند که ارزشها، هنجارها و الگوهای رفتاری را بازتولید میکند. رسانه در نگاه این نسل یک قدرت فرهنگی است. براین اساس از نگاه جامعهشناسی، رسانهها نقش مهمی در شکلدهی به جهانبینی نسلها دارند، آنها انتخاب میکنند چه موضوعی مهم است و چه چیزی بیاهمیت جلوه کند. به این فرایند «برجستهسازی» گفته میشود. رسانه در میان این نسل ابزاری برای بازنمایی جهان است یعنی رسانه نه خود واقعیت بلکه تصویری گزینشی از آن ارائه میدهد.
ناظری ادامه میدهد: نسل Z با فناوری و ارزشهای جدید با والدین وارد چالش میشود و تفاوتهایی در سبک ارتباط و انتظارات شکل میگیرد. در خانوادههای فعلی ما نگاه گفتوگو نیست و جامعه را به تضاد میکشاند. گفت و گوی دو سویه کمتر اتفاق میافتد و اگر بتوانیم اعتماد را در خانواده تقویت کنیم ریسک خطر و مشکلات نسل Z کمتر میشود در غیر این صورت گوشیهای هوشمند، شبکههای اجتماعی و تلویزیون الگوی ارتباط خانوادگی را تغییر میدهد.
زومرها، پیشرو در تحولات اجتماعی
«لیلا نیرومند» کارشناس رسانه و دکترای ارتباطات نیز میگوید: نسل Z یکی از متنوعترین نسلها است. به دلیل گستردگی ارتباطات اینترنتی و شبکههای اجتماعی، این نسل با فرهنگهای مختلف آشنا بوده و اغلب پذیرای تفاوتها و تنوعهای اجتماعی است. به علاوه، تحولات اجتماعی و تغییرات سریع در وضعیت اقتصادی تاثیرات زیادی بر نگرش این نسل نسبت به امنیت شغلی و اقتصادی گذاشته است. در واقع این نسل اهمیت زیادی به هویت فردی و بیان آن از طریق ظاهر، رفتار و حتی رسانههای اجتماعی میدهد. به عنوان مثال، این نسل تمایل دارد لباسهایی بپوشد که بیانگر هویت و سبک شخصی آنها باشد و از پلتفرمهای اجتماعی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و افکار شخصی خود استفاده میکند. آنها اغلب به دنبال راههایی هستند تا خودشان را به شیوههای منحصربهفرد و خلاقانه بیان کنند.
وی ادامه میدهد: این رفتارها نشان دهنده تحولاتی عمیق در نحوه زندگی، ارتباطات و نگرشهای نسل Z نسبت به دنیا بوده و درک آنها برای تعامل موثر با این نسل ضروری است. همچنین زومرها با ابزارهایی که در اختیار دارند مانند رسانههای اجتماعی، توانایی بالایی در بسیج اجتماعی و ایجاد تغییرات دارند. این نسل میتواند در پیشبرد تحولات اجتماعی نقش موثری ایفا کند. دولت و نهادهای مدنی باید این پتانسیل را درک کرده و از آن برای توسعه اجتماعی پایدار استفاده کنند.
والدین باید خود را با علایق فرزندانشان به روز کنند هر چند برقراری این تعاملات سخت است، اما باید جاذبههای را در برقرار روابط با این نسل ایجاد کنند
نیرومند میافزاید: در حقیقت زومرها صفاتی دارند که آنها را از نسلهای قبل از آنها بسیار متمایز میکند. اغلب آنها طرفدار زندگی با سرعت آهسته هستند؛ بنابراین نسبت به پدران و مادران خود تمایل کمتری دارند. اما با این حال تواناییهای بالایی برای پردازش سریع اطلاعات دارند که آنها را تشویق به واکنشهای سریع به وقایع دنیای اطراف خودشان میکند. آنها برخلاف افراد نسلهای قبل از خود با مسائل اجتماعی درگیری بالایی دارند و مطالبات خود را بی پروا بیان میکنند به این دلیل که دسترسی این افراد به اطلاعات از همان سالهای آغازین تولدشان فراهم بوده است، انعطاف زیادی با تغییرات لحظهای دنیای اطراف خودشان دارند.
این کارشناس رسانه تصریح میکنند: آنها نسبت به آسیبهای اجتماعی مقاومتر هستند. اغلب آنها بسیار اهل رقابت بوده و فرقی هم نمیکند که رقیب آنها در رده سنی خودشان باشد یا نباشد. وقتی هدفی برای خود تعیین میکنند بعد از آن تنها به رسیدن به آن فکر میکنند. به دلیل عجین بودن زندگی زومرها با فضای دیجیتال و درگیری همه جانبه زندگیشان با این فضا میتوانند در معرض انزوا قرار گیرند و دیگر تمایلی به ارتباط با نزدیکان از خودشان نشان ندهند.
نیرومند میگوید: زومرها فاصله عمیق با نسل گذشته یا والدین خود دارند که منجر به کاهش روابط و ارتباط گفتاری و کلامی در خانواده میشود و آنها فضای مجازی را به گفتوگو با والدین بیشتر ترجیح میدهند در این زمینه لازم است والدین خود را با علایق فرزندانشان به روز کرده و هر چند برقراری این تعاملات سخت است، اما باید جاذبههای را در برقرار روابط با این نسل ایجاد کنند.
از معدود نسلهایی که زندگی آینده اش فاقد هر گونه ساختار و نقشه است
«سهیل رضایی» روانشناس میگوید: نسل زد نسلی است که در این طبقه زمانی قرار دارد به چند دلیل با نسلهای پیشین خود تفاوت بنیادی دارد؛ اولین تفاوت اصلی آن است که مدلهای زیستی قبلی تحت هیچ شرایطی برای او توان راهبری و رهبری ندارد، بنابراین او جزو معدود نسلهایی خواهد بود که زندگی و آینده اش فاقد هر گونه ساختار و نقشه است و خود این اتفاق میتواند سطح اضطراب و ابهام ذهنی او را به شدت ارتقاء دهد. از سوی دیگر همین اتفاق پیوند او را با نسلهای پیشین به طور ناخواسته دچار گسست خواهد کرد که این گسست به لحاظ عاطفی او را تنها و سرگردان و بی تعلق میکند.
زومرها، به علت نداشتن پیچیدگیهای روانی علاقهای هم به پیچیده دیدن و شنیدن رهنمودهای دیگران هم ندارد و مطلقا با ناراستی و ریا کنار نخواهد آمد
وی ادامه میدهد: بنابراین فقدان تجارب عاطفی عمیق برای او بی تمایلی و بی مهارتی عمیقی برای پیوند با سایر انسانها را رقممیزند. پس او بیشتر دوستان اجتماعی گسترده که حاصل جامعه دیجیتال است را دارد، اما به علت فقدان وقت و مهارت لازم به ندرت موفق میشود در دوستیها صمیمیت و پایداری بسازد، این فرایند اعتماد او به آینده بشر را گنگ و غیر مهم جلوه خواهد داد. از طرف دیگر به علت دسترسی گسترده به اطلاعات شفاف و دوطرفه نمیتواند هر مجرای خبری را به راحتی بپذیرد و به علت نداشتن پیچیدگیهای روانی علاقهای هم به پیچیده دیدن و شنیدن رهنمودهای دیگران هم ندارد و مطلقا با ناراستی و ریا کنار نخواهد آمد و، چون به لحاظ اخلاقی و اعتقادی هم به شدت سکولار هستند، شما نمیتوانید آنها را با هیچ اهرم اخلاقی یا دینی مهار کنید. صرفا اگر الگوریتم انسانی را برای گفتوگو انتخاب کنید شاید دقایقی با او بتوانید معاشرت و مجالست داشته باشید.
این روانشناس تصریح میکند: در مجموع او دنبال امنیت، ثبات و ثروت با تعاریف قدیمی نیست و این باعث سردرگمی والدین، سیاست گذاران و ساختارهای تربیتی سنتی شده است که البته این تفاوت بعید نیست باعث تولید سوء تفاهمهای متنوع و آسیب زا شود.
جمع بندی
نسل Z را باید نه صرفاً بهمثابه «نسل شبکههای اجتماعی» بلکه بهعنوان محصول همزمان سه میدان نیرو دید؛ ناپایداریهای اقلیمی و اقتصادی که احساس آیندهناامنی و بیاعتمادی ساختاری را تغذیه میکند؛ زیستروانی متأثر از پردازش سریع اطلاعات و تجربههای عاطفی کمعمق که ظرفیت بسیج و واکنش جمعی را بالا میبرد، اما پیوندهای پایدار را فرسایش میدهد و میدان فرهنگی-رسانهای که از طریق برجستهسازی گزینشی، هویت و مطالبات آنها را میسازد و گاه تحریف میکند. این ترکیب موجب میشود زومرها در سطح ارزشها سکولارتر، ابزارمحورتر و نتیجهگرا باشند و «نقشههای سنتی» برای آینده را ناکافی بدانند؛ بنابراین هر راهبرد تعامل با آنان اگر بر شفافیت، مشارکت معنادار، بازتوزیع ریسک و منافع و گفتوگوی دوطرفهِ مبتنی بر داده و تجربه زیسته بنا نشود، به افزایش شکاف نسلی و سرخوردگی میانجامد در مقابل، سیاستهای اقلیممحور با افقهای ملموس، آموزش رسانهای- انتقادی، تقویت زیرساختهای سلامت روان در مقیاس جمعی و بازطراحی الگوهای ارتباط خانواده و مدرسه از «تذکر محوری» به «مسئولیتمحوری» میتواند انرژی شناختی و مطالبهگری سریع این نسل را به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل کند و چرخه بیاعتمادی را به مدار همکاری و همتصمیمی منتقل سازد. نسل Z نسلی است با ظرفیت بالای تغییر و نوآوری، اما در معرض اضطراب، شکاف نسلی و بحران اعتماد. سیاستگذاران، خانوادهها و نهادهای مدنی اگر به جای مقاومت در برابر تفاوتها، به همافزایی با این نسل بپردازند، میتوانند از انرژی و آگاهی آنها برای توسعه پایدار و بازسازی اعتماد اجتماعی بهرهمند شوند.
/ انتهای پیام /
منبع: خبرگزاری ایرنا