۱۴۰۵/۰۱/۳۰
۱۱:۱۴
کد خبر : ۱۲۲۳۵
بررسی کنشگری حماسی زنان؛

ظهور الگوی «سرزمین‌داری» زنانه در بحران اخیر

نقش زنان در جنگ
در جریان حوادث اخیر، کنشگری زنان ایرانی ابعاد تازه‌ای یافت و از مرزهای پشتیبانی سنتی فراتر رفت. بانوان با حضور فعال در عرصه‌های میدانی، امدادی و اجتماعی، از ناظران یا پشتیبانان صرف به راهبران مدیریت بحران تبدیل شدند؛ پدیده‌ای که کارشناسان آن را تجلی الگوی «سرزمین‌داری» می‌نامند؛ جایی که تدبیر و حمایت زنانه از چارچوب خانواده امتداد یافته و با هویتی تاریخی و اسلامی، به محافظت و صیانت از ساحتِ جامعه و سرزمین گره خورده است

به گزارش «سدید»؛ دوران پر التهاب و سرنوشت‌ساز جنگ تحمیلی سوم، صحنه بروز و ظهور وجوه پنهان، شگفت‌انگیز و قدرتمندی از جامعه ایرانی بود که در لایه‌های مختلف آن، «کنشگری زنان»، روایتی چندلایه و نیازمند واکاوی‌های عمیق است. زنانی که با عبور از کلیشه‌های رایج، میدان‌دار اصلی عرصه‌های اجتماعی، امدادی و خیابانی شدند و مفهوم بدیع و حماسی «سرزمین‌داری» را به رساترین شکل ممکن به تصویر کشیدند. این حضور خیره‌کننده، صرفاً به پشتیبانی‌های مرسوم محدود نماند؛ بلکه از مدیریت هوشمندانه و صبورانه خانواده در شب‌های بیداری ماه مبارک رمضان تا تسخیر شجاعانه خیابان‌ها و امدادرسانی در خطوط مقدم شهر‌های درگیر را در بر گرفت. این پویایی و حضور میدانی، نشان‌دهنده بیداری یک نیروی عظیم اجتماعی است که در آن، زن ایرانی نه‌تنها پشتیبان جبهه‌ها، بلکه خود در قامت یک رزمنده، راهبر و محافظ اجتماع ظاهر شد.

شاید بتوان آنچه را که امروز در میدان می‌بینیم، یک «امتداد تاریخی-گفتمانی» دانست؛ گویی مبعوث‌شدن زنان در ذیل بعثت و بیداری کلی جامعه، ریشه در اعماق ناخودآگاه جمعی آنان و گفتمان‌های درهم‌تنیده ملی و مذهبی دارد. این کنشگری حماسی، بازتولید و تداوم همان روحیه‌ای است که روزگاری در اوراق شاهنامه با دلاوری و سلحشوری «گردآفرید»، خردورزی و دیپلماسی «سیندخت» و ایستادگی «تهمینه» متجلی شد و در فرهنگ غنی عاشورا، با خطبه‌های رسا، استقامت و مدیریت بحران «حضرت زینب (س)» و صلابت و ایثار «ام‌البنین (س)» به عالی‌ترین و مقدس‌ترین شکل خود رسید.

گزارش تحلیلی پیش‌رو، با تمرکز بر بازتاب همین نقش‌آفرینی پررنگ، برجسته و تاریخ‌ساز در جریان نبرد اخیر، حاصل گفت‌وگوی تفصیلی با «سمیه عظیمی» (مستندساز، نویسنده و فعال رسانه‌ای)، «دکتر زهرا اردکانی» (جامعه‌شناس و فعال حوزه زنان) و «سمیه عالمی» (نویسنده و پژوهشگر فرهنگی) است.

 

کنشگری زنان، سد محکم در برابر اشغال تاریخی ایران

سمیه عظیمی، مستندساز و نویسنده، در واکاوی ریشه‌های حضور پررنگ زنان در جنگ تحمیلی سوم، به دلایل تاریخی و سیاسی آن پرداخت. وی با اشاره به زمینه‌های تاریخی اشغال کشور‌ها و مقایسه آن با شرایط امروز کشورمان گفت: «چند وقت پیش، پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، پیشنهاد ساخت مستندی با عنوان «چرا ایران اشغال نشد؟» را دادم. ما در تاریخ خود سابقه اشغال را در زمان پهلوی اول و جنگ جهانی دوم تجربه کرده‌ایم؛ زمانی که رضاخان در اواخر حکومتش فضایی ایجاد کرد که مردم در برابر اشغال کشور توسط متفقین و بریتانیا ساکت نشستند و مقاومتی نکردند.»

وی افزود: «امروز باوجودآنکه بیش از ۴۰ سال است تحت شدیدترین هجمه‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی علیه غرور ملی، استقلال حکومت و اسلام قرار داریم، اما مردم و به‌ویژه زنان با کنشگری جدی خود نشان دادند که تن به اشغال نمی‌دهند. این ایستادگی ریشه در پیوند عمیق جامعه با تشیع و همچنین اهمیت و جایگاهی دارد که پس از انقلاب اسلامی به زنان داده شد.»

 

امنیت و اعتلای زنان؛ دستاورد دوران حکمرانی رهبر شهید بود

عظیمی با تأکید بر نقش بی‌بدیل رهبر انقلاب در ارتقای جایگاه زنان تصریح کرد: «من به‌عنوان زنی که در این دوران زندگی و فعالیت رسانه‌ای کرده‌ام، معتقدم ایشان یک روشنفکر به‌تمام‌معنا و شخصیتی «امن» برای زنان بودند. در تمام جلسات حسینیه امام خمینی (ره)، زنان همواره حضور فعال داشتند.»

وی با اشاره به نگاه ویژه رهبری به تحصیل بانوان افزود: «ایشان معتقد بودند که هرچند خانه‌داری مهم است، اما یک مادر تحصیل‌کرده بسیار مؤثرتر از یک مادر بی‌سواد است؛ به همین دلیل دانشگاه‌ها به روی زنان باز شد. حتی در بحث حجاب نیز نگاه منعطف و پدرانه ایشان باعث شد تا زنان حتی برای اعتراضات مدنی خود نیز احساس امنیت کنند و فضا برای حضور اجتماعی و تحصیل آنها همواره فراهم باشد.»

 

تغییر نگاه معترضان با شهادت خانوادگی رهبر انقلاب را دیدیم

این مستندساز به تأثیر عمیق نحوه شهادت رهبر انقلاب بر افکار عمومی و به‌ویژه زنان منتقد اشاره کرد و گفت: «اهمیت و احترامی که ایشان برای خانواده قائل بودند، در نحوه شهادتشان نیز متجلی شد. اینکه ایشان در محل کار خود و در کنار عروس، دختر و نوه یک‌ساله‌شان به شهادت رسیدند، تمام شایعات رسانه‌های بیگانه مبنی بر پنهان‌شدن ایشان را باطل کرد.»

عظیمی تأکید کرد: «این اتفاق باعث پشیمانی و تغییر نگاه بسیاری از زنانی شد که پیش‌تر رویکرد اعتراضی داشتند. زنان به دلیل غریزه مادری و درک عمیقی که از حیات و پرورش فرزند دارند، معنای کشته‌شدن در کنار یک طفل یک‌ساله را با تمام وجود فهمیدند. اشک‌هایی که از سوی این دسته از زنان ریخته شد، زبان گویای پشیمانی و درکی بود که نشان داد نباید اجازه داد بیگانگان برای سرنوشت این سرزمین تصمیم بگیرند.»

 

زنان جوان؛ موتور محرک حضور خانوادگی در خیابان‌ها بودند

وی درباره ویژگی خاص حضور زنان در تجمعات اخیر اظهار داشت: «وقتی یک زن جوان، با تمام توان زایش، انگیزه دادن و مدیریت خود، همراه با کودک، همسر، برادر و پدرش به میدان می‌آید، در واقع تمام هستی خود را به وسط میدان آورده است.»

این فعال رسانه‌ای افزود: «در این تجمعات، همه اعضای خانواده در نسبت با آن زن تعریف می‌شدند. این همان قدرت پنهانی است که در خانه‌ها نهفته بود و وقتی به خیابان آمد، مانند قطرات بارانی شد که طغیان و سیلاب مقاومت را به راه انداخت. در این شرایط بود که نقش زنان در اجتماع دوباره دیده شد و موردتوجه قرار گرفت.»

 

اگر تمام ایران نابود شود اولین ریشه‌هایی که جوانه می‌زند زن ایرانی است

عظیمی در پاسخ به سؤالی درباره نسبت کنشگری امروز زنان با الگو‌های تاریخی و اسطوره‌ای، چون زنان شاهنامه و واقعه عاشورا گفت: «زن ایرانی همیشه یک روحیه خاص داشته و آن آموزش «وطن‌پرستی و دفاع از خاک» به فرزندان است. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که همواره در مرکز توجه جهان بوده است. زنان سرزمین ما در تمام ادوار تاریخ، زنانی «شجاع و مدبر» بوده‌اند. این تلفیق تدبیر و شجاعت، وجه مشترک و حلقه اتصال زنان در تمام ادوار تاریخ ایران است. من معتقدم حتی اگر این کشور را شخم بزنند و نابود کنند، اولین ریشه‌هایی که دوباره از این خاک جوانه خواهند زد، زنانی خواهند بود که با شجاعت و تدبیر، سرزمین خود را از نو می‌سازند.»

 

حضور میدانی؛ از امدادرسانی در پایتخت تا تسخیر خیابان‌ها

زهرا اردکانی، پژوهشگر حوزه زنان، در تشریح دقیق مشاهدات میدانی خود از کنشگری زنان در دوران نبرد ۴۰ روزه، ابتدا به تفاوت‌های جغرافیایی و نوع فعالیت‌های میدانی بانوان اشاره کرد و گفت: «در شهری مثل تهران که مستقیماً مورد حمله بود، فعالیت زنان دایره گسترده‌تر و عملیاتی‌تری داشت؛ از کمک‌های امدادی بی‌وقفه به مناطقی که آسیب دیده بودند، تا حضور مستمر در فضا‌های بیمارستان‌ها و مراکز درمانی. در کنار اینها، ما شاهد کار‌های جمعی و کاملاً خودجوش در محلات بودیم؛ مثلاً برخی خانم‌ها با هم جمع می‌شدند و برای امدادگرانی که قرار بود در مساجد و پایگاه‌ها کمک کنند، غذا درست می‌کردند و با تمام توان سعی داشتند خدمات عمومی ارائه کنند. این الگو، تداعی‌کننده و مشابه آن چیزی است که ما در جنگ ساله هم دیده بودیم که زنان در پشت صحنه حضور فعالی داشتند و خالصانه خدمت‌رسانی می‌کردند.»

وی در ادامه با تفکیک فضای پایتخت از دیگر شهر‌ها افزود: «اما در شهر‌هایی که مستقیماً مورد حمله نبودند، فعالیت زنان بیشتر در تجمعات شبانه خلاصه می‌شد. اتفاقاً حضور زنان در این تجمعات بسیار قابل‌توجه و چشمگیر بود؛ شاید به‌لحاظ کمیتی اگر بخواهیم حساب کنیم، حضورشان در این تجمعات دو برابر مردان بود و خیلی فعالانه، پرشور و با انگیزه شرکت می‌کردند. حتی همین روز‌ها که موضوع کمی کمرنگ‌تر شده، باز هم می‌بینیم که اولین کسانی که برای مراسم‌ها آماده می‌شوند، خانم‌ها هستند. با این حال، در شهر‌های مورد حمله مثل تهران، این فعالیت‌ها ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گرفت.»
اردکانی مهم‌ترین، متمایزترین و جدیدترین پدیده در این دوره را حضور گسترده بانوان در خیابان‌ها دانست و بیان کرد: «برای مراقبت و محافظت از کشور و وطن، زنان هر شب بیرون می‌آمدند. هرچند گاهی با شرایط خیلی سخت و حتی با همراه‌داشتن بچه‌های کوچک، ولی سعی می‌کردند حضور فعال و مستمر داشته باشند. یعنی بخش مهمی از فضای خیابان را زنان به تسخیر خود درآورده بودند. به نظرم همین حضور خیابانی مهم‌ترین حوزه بود و البته جدیدترین آنها هم به شمار می‌رفت. ما این جنس از حضور زنان را در کنش‌های جمعی به این گستردگی کمتر تجربه کرده بودیم.»

 

در باب «سرزمین‌داری» زنانه

سمیه عالمی، نویسنده و فعال فرهنگی با ارائه تحلیلی متفاوت از نقش زنان در جنگ تحمیلی سوم این حضور را فراتر از یک کنش اجتماعی مقطعی و تجلی کامل مفهوم «سرزمین‌داری» توصیف کرد و گفت: «آنچه از زنان در این ایام دیدم نمونه کامل سرزمین‌داری بود. به دلیل قدرت‌های باطنی که خداوند در زنان ودیعه گذاشته، هم در مسئله شهادت رهبر انقلاب، زنان توانستند خانواده‌داری کنند و هم در ماجرای تجمعات شبانه نقش مهمی داشتند. ماه مبارک رمضان و اداره‌اش کار زنانه‌ای است. خانم‌ها در این ایام خواب کمتری دارند تا بتوانند شرایط را برای خانواده و روزه‌داری فراهم کنند. با اضافه‌شدن تجمعات شبانه به ماه مبارک، خانم‌ها باید تدبیر جدیدی می‌اندیشیدند. هم در مدیریت زمان و هم مدیریت مسائل ماه مبارک. در بعضی روز‌های این ایام هم تشییع پیکر شهدا را داشتیم، هم تجمعات شبانه و هم آماده‌سازی افطار برای جوانانی که در ایست‌بازرسی‌ها بودند. زن ایرانی علاوه بر امور ماه رمضانی خانواده این امور را هم مدیریت می‌کرد. هم خودش در مراسم‌ها حضور داشت و هم خانواده و بچه‌ها که خصوصاً کوچک‌تر‌ها را با این مراسم‌ها همراه می‌کرد. به نظرم بخش عمده‌ای از تداوم چهل و چندروزه تجمعات شبانه به عهده زن ایرانی بود. اگر او در این موضوع همراه نبود این حضور در خیابان دوام نمی‌آورد. به‌علاوه اینها مشارکت در کار‌های جهادی و مراقبت از خانواده‌های آسیب‌دیده در بمباران‌ها در نقش امدادگر و مشاور را هم باید در نظر گرفت.»

 

سرزمین‌داری، امتداد خانه‌داری زن ایرانی

این پژوهشگر مهم‌ترین وجه حضور زنانه را در تجمعات خیابانی دانست و گفت: «زن ایرانی چرا توانست این امر تکراری و هر شبه را به شکل طولانی‌مدت مدیریت کند؟ چون او سال‌ها کنار هر نقشی که داشت، خانه‌داری هم می‌کرد. مسئولیت‌های خانه‌داری بسیار مهمند؛ اما تکرار دارند و جهان مدرن و انسانش، تکرار را برنمی‌تابد و می‌خواهد از آن بیرون بزند. هرکه بتواند امر تکراری را که گاهی حتی اگر مراقبت نکنیم بی‌معنا هم می‌شود تدبیر کند، موفق است. از این منظر، زن ایرانی برآمده از خانه‌داری موفق، به خیابان‌داری و سرزمین‌داری موفق هم رسید. به نظرم زن ایرانی توانست در هر سه‌گانه‌ای که عرض کردم درست و به‌وقت عمل کند و آن را تبدیل به دستاورد این نبرد کند.»

وی همچنین درباره تغییر پارادایم نقش زنان در این ایام نیز توضیح داد: «اگر بخواهم صریح باشم باید بگویم که مدت زیادی بود که به دلیل بازارشدگی جامعه، زنان، مصرف‌کننده بازار و تولیدات برآمده از سبک زندگی جدیدی شده بودند که با رسانه‌های جمعی فراهم شده بود. در واقع آنان از جایگاه فعال و اثرگذار باطنی و زاینده و نسل‌ساز به منفعل مصرف‌کننده تغییر جایگاه داده بودند. درحالی‌که آن قدرت اثرگذاری و نسل‌سازی که در زن همیشگی بوده و است با سبک جدید ارائه‌شده سرکوب شده بود؛ اما حالا دوباره فرصت پیدا کرده خودش را بروز بدهد. حالا حضور او در خیابان نه‌فقط در معنای زیبای جلوه‌گر و اغواگر بلکه در مقام سرباز و رزمنده و مدیر اجتماع و خیابان است. این جایگاه فعال او را گرم و پرخروش ترغیب می‌کند تا به عرصه بیاید و در آن تدبیر کند.»

 

حماسه جنگ رمضان امتداد مرکزیت زن در تمدن ایرانی - اسلامی

عالمی همچنین دررابطه‌با تمایز یا تمادی حضور زنان در جنگ تحمیلی سوم در مقایسه با حضور آنها در سایر وقایع تاریخی همچون جنگ تحمیلی ۸ساله در دهه ۶۰ نیز اظهار داشت: «من جنگ تحمیلی اول را هم درک کرده‌ام. مادر و مادربزرگم از زنان فعال آن جنگ بودند. مادرم در ستاد پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی بودند و مادربزرگم مسئولیت یک مسجد را در مدیریت جنگ داشت. پس قائل نیستم که زن امروز گفتمان جدیدی نسبت به آن زن است. زن ایرانی مسلمان الگو‌هایی دارد که قرن‌ها با این الگو زندگی کرده و آن را نه از کتاب‌ها که سینه‌به‌سینه، از لالایی‌ها و قصه‌ها و تربیتی متصل به فرهنگ سرزمینی دریافت کرده است. فقط گاهی اتصالش با این ذخیره عاطفی و تجربه زیسته و کشف‌ها کم می‌شود و از آن الگو‌های تکرارشونده فاصله می‌گیرد. اما به‌محض اینکه از نقش منفعل مصرف‌کننده خارج می‌شود این اتصال دوباره برقرار می‌شود و خود اصلی‌اش را پیدا می‌کند؛ بنابراین زن ایرانی همین بوده، است و خواهد بود. اگر جریان‌های فرهنگی بازارمحور راهزنی نکنند. اما چه چیز متفاوت شده و باید بیشتر بشود؟ روایت و توجه دقیق‌تر به وجوه زنانه. این بار در روایت هم او باید در مرکز بایستد همان‌طور که حضرت زینب (س) در مرکز روایت است. الحمدلله ما مصداق و مثال از اهمیت زنان در روایتگری کم نداریم و دلیلش این است که زن در تمدن اسلامی در مرکزیت بوده و است.»

 

روایت حماسه زنان با دال مرکزی «تأثیر» و نه «تأثّر»

این داستان‌نویس همچنین وجوه قهرمانی زنان در قصه جنگ تحمیلی سوم را استمرار حیات جمعی و محافظت اجتماعی دانست و افزود: «پایداری آنها نماد تداوم زندگی در فرهنگ ایرانی - اسلامی بوده و همچنان چنین عمل خواهد کرد. این زن اگر رنجی در این مسیر متحمل شود به قداست و امر متعالی و بیداری پیوند می‌خورد نه پوچی حاصل از رنج بدنی. نرم‌افزار این میدان نبرد زنان بودند و هستند، چه در خانه، چه در خیابان، چه در قلب رزمندگانی که در میدان نبرد حضور داشتند.»

وی خاطرنشان کرد: «می‌دانیم که جنگ صرفاً در میدان نیست. جنگ‌ها باید به حافظه جمعی و بازنمایی فرهنگی و روایتی برای بعد ضمیمه شوند تا دستاورد‌هایشان باقی بماند و ادامه یابد. نکته اول این است که باید این روایت‌ها ثبت بشود تا هم انتقال تجربه برای نسل‌های بعد اتفاق بیفتد و هم هویت جمعی شکل‌گرفته و تثبیت شود و برای آینده ایجاد سرمایه‌ای معنوی کند. اما باید در روایت ثبت‌شده هم تغییراتی داد. عمده تصویر ارائه‌شده از زنان در ادبیات جنگ جهان، تصویری برآمده از تأثر آنهاست که ناشی از فقدان، تجاوز و مجروحیت است. انگار روایت مرسوم در پی طلب ترحم از دنیاست. ما باید بر این روایت غلبه کنیم، چون زن ایرانی در واقع غلبه کرده است. ما باید بعدازاین جنگ سمت روایت قدرت برویم و هوای تازه بسازیم همان‌طور که ایران در این جنگ روح تازه‌ای به جهان دمید. باید عبور کنیم از دو الگوی روایت تسلیم و مظلوم و قربانی. لازمه این نوع از روایت توجه به زوایای قدرت ایران است که یکی از آنها بانوان هستند. البته این قبل از جنگ هم به چشم مردم دنیا آمده و من در مواجهه‌ای با زنان منطقه بار‌ها این قدرت تأثیرگذاری زن ایرانی در مملکت‌داری را از زبان آنها شنیده‌ام. قطعاً رسیدن به فرم تازه سخت است؛ اما ما ناگزیر به ارتقا این روایت‌ها هستیم اگر دغدغه قدرت و پیروزی ایران عزیز را داریم.»

 

/ انتهای پیام / 

گزارش خطا پسندها :