۱۳۹۸/۰۵/۱۴
۱۵:۰۷
کد خبر : ۲۱۹۷
گزارش «فرهنگ سدید» از نتایج رفتارهای انسان در آخرت

چگونگی انعکاس اعمال و عقاید در آیینه عالم آخرت/ عملکرد انسان‌ها چه تاثیری بر نعمت‌های بهشتی دارد؟

چگونگی انعکاس اعمال و عقاید در آیینه عالم آخرت/ عملکرد انسان‌ها چه تاثیری بر نعمت‌های بهشتی دارد؟
در این نوشتار توضیح می دهیم که جزایی که به انسان‌ها داده می‌شود همان عملکرد خودشان می باشد که در آینه عالم آخرت حقیقت آن عمل به گونه ای متفاوت از عالم دنیا ظهور می کند.

به گزارش فرهنگ سدید؛ علم و دانشی که انسان یاد می گیرد کتاب یا دفترهای او نمی باشد بلکه چیزی است که در جان او نهادینه شده باشد؛ بر همین قیاس عملی که انسان انجام می‌دهد حرکتی نمی باشد که در عالم خارجی پس از اتمام کار نابود می شود بلکه حقیقتی است که در جان او به یادگار باقی می ماند.

در واقع کتاب ها و نوشته ها و دفترهای یک انسان نشانه اندوخته ای می باشند که او در خودش نهادینه کرده است پس علم حقیقی همان چیزی است که در جان شخص است؛ همین طور حرکاتی که انسان در زندگی روزمره انجام می دهد سایه یک عمل حقیقی می باشد که در جان او به وقوع می پیوندد پس عملکرد حقیقی از جان شخص بیرون نیست.

تمامی انسان ها با علم و عمل حقیقی که فقط در جانشان می باشد (و البته ما سایه ای از آن را در حرکات و رفتار و نوشته ها و سخنان آنان در عالم خارجی هم مشاهده می کنیم) طی یک حرکت جوهری شخصیت خود را تکامل می بخشند.

بدن انسان ها صرفا ابزاری می باشد تا به وسیله آن به کسب علم و عمل روی آورند و این علم و عمل بسته به نوعی که دارد جان و نفس آنها را به سبکی خاص می پرود.

البته با نگاهی دقیقتر باید اینطور گفت که اصلاً نفس آدمی چیزی جدای از علم و عمل او نیست که بگوییم به وسیله علم و عمل رشد می­کند بلکه نفس هر کسی عینا همان علم و عمل او می باشد پس بین نفس او با علم و عمل او هیچ تفاوتی نیست.

ذکر آیه ای از قرآن کریم در این باره

برای تایید مطالب گفته شده آیه ای از قرآن را ذکر می کنیم؛ در سوره هود می خوانیم:

قال يا نوح انه ليس من اهلك انه عمل غير صالح فلا تسالن ما ليس لك به علم اني اعوذ بك ان تكون من الجاهلين

پس از آنکه نوح درباره فرزند خودش کنعان خطاب به خداوند می فرماید که خدایا تو اینطور گفته بودی که من خانواده تو را حفظ خواهم کرد ولی اکنون فرزندم غرق شده است، خداوند در پاسخ به نوح می فرماید:

ای نوح همانا او از خانواده تو نیست چرا که او عملی غیر صالح و ناشایست می باشد؛ پس از من چیزی را نخواه که به آن علمی نداری. من به تو پند می‌دهم که مبادا از جاهلان باشی.

ملاحظه می‌کنید که در آیه فوق خداوند فرزند نوح را "عمل ناشایست" معرفی می کند نه اینکه او را "دارای عمل ناشایست" معرفی کند بلکه عمل ناشایست را عیناً همان فرزند نوح می­داند. دلیل این تعبیر همان مطلبی است که ذکر کردیم مبنی بر اینکه علم و عمل هر شخص نفس و جان آن شخص می شود پس هیچ گونه جدایی بین نفس یک نفر با علم و عمل او نیست بلکه علم و عمل او عینا همان نفس او می شود.

هر چه علم و بینش انسان ها دقیق تر و عمیق تر باشد و بر پایه آن علم و بینش عملکرد آنها نیز خالصانه تر باشد نفس آنها حرکت جوهری بیشتری به سمت کمال می کند چرا که در واقع نفس آنها همان علم عمیق و عملکرد خالصانه آنها می باشد که در عالم دیگر برای آنها به صورت نعمت های بهشتی تجلی می کند؛ البته اگر بینش و نگرش آنها غیر توحیدی و شرک آلود باشد و بر پایه آن بینش عملکردشان هم ناصحیح باشد در عالم آخرت به شکل عذاب های جهنم جلوه‌گر می‌شود. در هر صورت چه نعمتهای بهشتی و چه عذاب جهنم از نفس و جان آدمی جدا نیست چرا که همان علم و عملکرد او می باشد که جان او از همان علم و عملکرد شکل گرفته است. پس هیچ حیثیت جدایی از علم و عملکرد خودش ندارد بلکه عین آنهاست. روی همین حساب هیچ کس نمی تواند از عذاب جهنم فرار کند چرا که عذاب جهنم در جان خود او ظهور می کند و در واقع از او جدا نیست زیرا خود آن شخص به سبب بینش غلط و رفتار ناشایست خود عیناً همان جهنم شده است. اکنون با همین نگرش به آیه زیر از سوره حج توجه بفرمایید:

كلما ارادوا ان يخرجوا منها من غم اعيدوا فيها وذوقوا عذاب الحريق

آیه ی فوق اشاره می کند که هرگاه اهل دوزخ می خواهند از شدت غم و اندوه از آن خارج شوند به جهنم بازگردانده می شوند و به آنان گفته می‌شود که عذاب آتش را بچشید.

علت اینکه شخص می خواهد از جهنم خارج شود ولی نمی تواند و باز هم به طور مستمر گرفتار جهنم می باشد این است که اصولا هیچ کس نمی تواند از جان خودش خارج شود و یا از دست خودش فرار کند، در واقع جهنم این شخص خود او می باشد. روی همین حساب در سوره همزه می خوانیم:

نار الله الموقده التي تطلع على الافئده

طبق آیات ذکر شده از سوره همزه آتش خداوند که برافروخته می شود در واقع از قلب و درون جان فرد جهنمی زبانه می کشد.

پس بر خلاف آتش های دنیوی که بدن انسان را از بیرون می سوزانند و سپس درون انسان را گداخته می کنند آتش جهنم ابتدا از درون جان آدمی شروع می شود و سپس به بیرون او زبانه می کشد. آتشی که ما در عالم دنیا می بینیم هر چند قابل قیاس با آتش جهنم نیست ولی در واقع یکی از سایه های آن می باشد که در پایین ترین مرتبه از وجود یعنی عالم دنیا ظهور کرده است و آینه عالم دنیا طبق شرایط خاص خودش آن را به صورتی ویژه منعکس می کند که ضمن شباهت با حقیقت خودش اندکی تفاوت نیز با آن دارد. پس وقتی از آتش جهنم سخن می‌گوییم بایستی حقیقت آتش را بررسی کنیم که چطور می سوزاند نه صرفا سایه آن را که پیش رویمان در عالم دنیا می بینیم.

صیرورت یا حرکت جوهری

گفتیم که علم و عمل طی یک حرکت جوهری نفس انسان را به صورت بهشت یا جهنم شکل می دهند؛ گفتیم که علم و عمل ضمن یک حرکت جوهری نفس انسان را به صورت بهشت یا جهنم شکل می دهند اکنون بیان می­کنیم که از حرکت جوهری در فرهنگ قرآن کریم با عنوان "صیرورت" نام برده می شود که به معنای "تحول یافتن" و "دگرگونی" و "شدن" می‌باشد. با همین نگرش به آیه زیر از سوره ملک توجه بفرمایید:

وللذين كفروا بربهم عذاب جهنم وبئس المصير

و برای کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند عذاب جهنم می باشد و چه بد صیرورت و تحولی است.

علت اینکه در انتهای آیه فوق جهنم شخص را با عبارت صیرورت بیان می‌کند این است که شخص ذکر شده با علم و عمل خود نفس خودش را طی یک حرکت جوهری به شکل جهنم در آورده است پس جان او همان جهنم او شده است در نتیجه از آن گریزی ندارد.

اکنون هم این حقیقت صیرورت را که درباره کفار بیان شد درباره نیکان روزگار و اولیا الله نیز بیان می کنیم؛ به آیه زیر از سوره رحمان توجه بفرمایید:

فاما ان كان من المقربين فروح وريحان وجنه نعيم

آیات فوق بیان می‌کند که اگر کسی از مقربین درگاه حق تعالی گردد در عالم آخرت عیناً همان راحتی و ریحان و جنت نعیم می باشد پس بهشت او از او جدا نیست بلکه جان خود او جنت نعیم شده است. درباره صیرورت یافتن نفس بندگان صالح به آیه زیر از سوره فرقان توجه بفرمایید:

قل اذلك خير ام جنه الخلد التي وعد المتقون كانت لهم جزاء ومصيرا

آیه فوق خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم می گوید که به آنان بگو آیا عذاب جهنم بهتر است یا بهشتی که خداوند به پرهیزگاران وعده داده است آن بهشت برای آنان جزا و صیرورت می‌باشد.

علت اینکه در آیه فوق بهشت هم به عنوان جزاء و پاداش شناخته شده است و هم به عنوان صیرورت و تحول معرفی شده است این است که جزای بهشتیان که همان نعمتهای خداوند می باشد عینا همان جان آنهاست که با علم و عمل آنها به صورت نعمتهای بهشتی صیرورت و تحول یافته است پس بهشت آنها از خود آنها جدا نیست. روی همین حساب در سوره بقره می خوانیم:

كلما رزقوا منها رزقا قالوا هذا الذي رزقنا من قبل واتوا به متشابها

یعنی هر زمان که به بهشتیان رزقی داده می شود می گویند که این همان رزقی می­باشد که قبلاً نیز به ما داده می‌شد و به آنان مشابه همان رزق قبلی داده می شود.

در واقع همان اعمال صحیح و عقاید صالح بندگان شایسته خداوند در عالم آخرت به عنوان نعمت های بهشتی به آنها روزی داده می شود.

توضیحی پیرامون بهشت و نعمتهای بهشتی

ذکر این نکته لازم است که عبارت جنت که همان بهشت می باشد در اصل لغت عربی به معنای پوشاندن و پوشش می باشد؛ طبق نگرش عرفانی کسی که به وجود لایتناهی حق تعالی که از رگ گردن به او نزدیکتر است ایمان بیاورد در پوشش و حریم امن آن وجود لایتناهی وارد شده است روی همین حساب امام رضا علیه السلام در حدیث سلسله الذهب، حصن و دژ خداوند را که انسان در حریم امن آن وارد می‌شود همان ایمان آوردن به توحید خداوند معرفی می‌کنند:

كلمه لا اله الا الله حصني فمن دخل حصني امن من عذابي

اما هنگامی که انسان با ایمان آوردن به یکتایی خداوند در حریم امن او وارد شد این حریم امن در آخرت به صورت بهشت که همان جنت و پوشش خداوند بر انسان می باشد ظهور می کند و اعمال آدمی نیز که در عالم دنیا بر اساس آن ایمان شکل می‌گرفت در عالم آخرت به صورت نعمت هایی که درون آن جنت و بهشت به او داده می­شوند یعنی به صورت رزق و روزی بهشتی برای او جلوه می کند و این ایمان آوردن و اعمال صالح که در عالم آخرت به صورت بهشت و رزق و روزی های بهشتی متجلی می‌شود در واقع جان خود شخص می باشد و از او جدا نیست.

درباره جدا نبودن اعمال یک شخص از او آیاتی را ذکر کردیم اما هم اکنون آیه ای را بیان می‌کنیم که نشان می‌دهد ایمان شخص نیز از خودِ او جدا نیست؛ به آیه زیر از سوره مائده و حدیثی که در تفسیر نورالثقلین ذیل این آیه ذکر شده است، توجه بفرمایید:

ومن يكفر بالايمان فقد حبط عمله وهو في الاخره من الخاسرين

و هر کس به ایمان کافر شود اعمالش نابود می گردد و در آخرت از زیانکاران است.

در تفسیر نورالثقلین آمده است:

سألت‌ أبا جعفر عليه‌ السلام‌ عن‌ قول‌ الله‌ تبارك‌ و تعالى. «و من‌ يكفر بالإيمان‌ فقد حبط‍‌ عمله‌ و هو في الآخرة‌ من‌ الخاسرين‌» قال‌ تفسيرها في بطن‌ القرآن‌ من‌ يكفر بولاية‌ علي‌، و علي‌ هو الإيمان‌.

راوی در حدیث فوق می گوید که درباره این آیه از امام صادق علیه السلام پرسیدم و ایشان این گونه پاسخ دادند که تفسیر این آیه بر اساس بطن قرآن همان کسی را می گوید که به ولایت علی علیه السلام کافر شود و علی همان ایمان است.

علت اینکه علی علیه السلام همان ایمان می باشد این است که نگرش و بینش انسان از جان او جدا نیست پس ایمان امام علی علیه السلام همان جان و نفس ایشان می باشد(البته می دانیم که امام علی علیه السلام بالاترین درجه ایمان را دارند).

در تفسیر نورالثقلین ذیل آیات سوره فرقان از امام علی علیه السلام حدیثی نقل شده است که بخشی از آن را ذکر می کنیم:

إن‌ ابن‌ آدم‌ إذا كان‌ في آخر يوم‌ من‌ أيام‌ الدنيا و أول‌ يوم‌ من‌ أيام‌ الآخرة‌ مثل‌ له‌ ماله‌ و ولده‌ و عمله‌ فيلتفت‌ إلى ماله‌ فيقول‌: و الله‌ إن‌ كنت‌ عليك‌ لحريصا شحيحا فما لي عندك‌؟ فيقول‌: خذ مني كفنك‌، قال‌: فيلتفت‌ إلى ولده‌ فيقول‌: و الله‌ إني كنت‌ لكم‌ محبا و إني كنت‌ عليكم‌ محاميا فما ذا عندكم‌؟ فيقولون‌: نؤديك‌ إلى حفرتك‌ نواريك‌ فيها، قال‌: فيلتفت‌ إلى عمله‌ فيقول‌: و الله‌ إن‌ كنت‌ فيك‌ لزاهدا و إن‌ كنت‌ علي‌ لثقيلا فما ذا عندك‌؟ فيقول‌: أنا قرينك‌ في قبرك‌ و يوم‌ نشرك‌ حتى أعرض‌ أنا و أنت‌ على ربك‌، قال‌: فإن‌ كان‌ لله‌ وليا أتاه‌ أطيب‌ الناس‌ ريحا و أحسنهم‌ منظرا و أحسنهم‌ رياشا فيقول‌: أبشر بروح‌ و ريحان‌ و جنة‌ نعيم‌، و مقدمك‌ خير مقدم‌، فيقول‌ له‌: من‌ أنت‌؟ فيقول‌: أنا عملك‌ الصالح‌ ارتحل‌ من‌ الدنيا إلى الجنة‌.

در حدیث فوق امام علی علیه السلام می فرمایند هنگامی که روز آخر زندگی یک نفر در این دنیا و روز نخست ورود به عالم آخرت می باشد مال و فرزند و عمل او برای او تمثل پیدا می‌کنند. پس انسان رو به مال و ثروتش می کند و می گوید من نسبت به تو بسیار حریص بودم پس برای من چه چیزی نزد تو می باشد؟ مال و ثروت او می‌گوید که از من فقط می توانی یک کفن بگیری.

پس انسان رو به فرزندانش می کند و می گوید:

من شما را دوست داشتم و از شما پشتیبانی می کردم پس چه چیزی برای من نزد خودتان دارید؟ فرزندان او پاسخ می دهند که ما صرفاً تو را در قبرت می گذاریم و رها می کنیم.

سپس انسان رو به عملکردش می‌کند و می‌گوید که من نسبت به نیکو انجام دادن تو رغبتی نداشتم و تو برای من دشوار جلوه می کردی، عملکرد او پاسخ می‌دهد که من همراه و همنشین تو در قبر و در روز قیامت می باشم و من و تو با هم به پروردگارت عرضه خواهیم شد.

امام علی علیه السلام در ادامه حدیث می فرمایند که چنانچه این شخص از اولیا الله باشد عملکرد او با خوشبوترین بو و زیباترین چهره و بهترین آرایش نزد او می آید و به او می گوید که تو را مژده می دهم به راحتی و آسایش و بهشت پر از نعمت، مقدمت را گرامی می‌دارم؛ شخصی که مرده است می پرسد که تو چه کسی هستی؟ پاسخ می شنود که من همان عملکرد تو می باشم که از دنیا به سمت بهشت کوچ کرده ام.

طبق حدیث فوق شخصی که مرده است، از مال و فرزند خودش جدا می شود ولی عمل او چون همان نفس او شده است پس همیشه همراه او می باشد و هرگز از او جدا نمی شود و چنانچه آن شخص در دنیا آدم پرهیزگار و مومنی بوده باشد عمل او به صورت بهشت برایش متمثل می شود و تجلی می کند؛ پس جزا و پاداش عملکرد او خودِ همان عملکردش می باشد که حقیقت آن در عالم آخرت برایش ظهور کرده است.

انعکاس اعمال و عقاید در آینه عالم آخرت

سوالی که ممکن است پیش بیاید این است که اگر همان اعمال ما به ما باز می گردد پس چرا به صورت دیگری در عالم آخرت به ما بازمی‌گردد و اعمال زشت و بد آدمی با این که ممکن است در دنیا لذت بخش بوده باشند ولی در عالم آخرت به صورت عذاب جهنم جلوه خواهند کرد؟

جواب بدین صورت هست که هر چند همان عمل ما به ما باز می گردد ولی مراتب وجودی همانند آینه هایی می باشند که هر کدام از آنها به سبب ویژگی خاص خودشان یک شیء واحد را متفاوت از بقیه مراتب نشان می دهند؛ از آنجایی که حقیقت هر مرتبه از وجود به مرتبه بالاتر از آن برمی گردد پس حقیقت هر یک از اعمال و اشیایی که در این عالم مشاهده می‌کنیم نیز در عالم بالاتر حاضر می باشد؛ روی همین حساب ممکن است که برخی از معصیت ها و گناهان در عالم دنیا لذت بخش جلوه نمایند ولی حقیقت آنها در عالم آخرت عذاب آور باشد. برای مثال به آیه زیر از سوره نساء توجه بفرمایید:

ان الذين ياكلون اموال اليتامى ظلما انما ياكلون في بطونهم نارا وسيصلون سعيرا

یعنی همانا کسانی که اموال یتیمان را به ظلم می خورند فقط در حال خوردن آتش می باشند و به زودی در زبانه ای از آتش جهنم وارد خواهند شد.

این که آیه فوق با عبارت "انّما" بیان می کند که چنین افرادی فقط و فقط در حال خوردن آتش می‌ باشند در حالی که در این دنیا پیش چشم ما آتش نمی خورند به این دلیل است که خوردن مال یتیم که در این دنیا اتفاق می افتد وقتی که در آینه عالم آخرت به انسان بازگردانده شود به صورت خوردن آتش ظهور خواهد کرد چرا که حقیقت آن در آینه عالم آخرت به صورت خوردن آتش بوده است ولی در عالم دنیا طور دیگری منعکس شده بود و قرآن کریم بر اساس حقیقت اشیا و اعمال سخن می گوید نه آن چیزی که ما پیش چشم خودمان از اعمال گوناگون و اشیای مختلف می بینیم. روی همین حساب در سوره بقره می فرماید:

كتب عليكم القتال وهو كره لكم و عسی ان تكرهوا شيئا وهو خير لكم وعسى ان تحبوا شيئا وهو شر لكم والله يعلم وانتم لا تعلمون

یعنی چنگ و پیکار با کافران بر شما واجب گردید در حالی که مورد کراهت شما می باشد؛ و چه بسا از چیزی بدتان بیاید در حالی که خیر شما در آن است و چه بسا از چیزی خوشتان بیاید در حالی که شر شما در آن است و خداوند می­ داند و شما نمی­ دانید.

این که در انتهای آیه فوق بیان شده است که: "خداوند می­ داند و شما نمی­ دانید" به این مطلب اشاره دارد که حقیقت اعمال و رخدادها آن چیزی نیست که ما پیش چشم خودمان می‌بینیم بلکه حقیقت آنها در مرتبه ای بالاتر از وجود قرار دارد و فقط وجود لایتناهی خداوند که تمام مراتب هستی را در خودش غرقه کرده است به آن حقیقت اشراف و احاطه و علم واقعی دارد.

از مطالب گفته شده نتیجه می­گیریم که هرچند همان عمل ما را به ما باز می گردانند ولی اعمال ما در آینه عالمی دیگر به نام قیامت برای ما منعکس می شوند پس ضمن این که با عمل دنیوی ما یکی می باشد ولی تفاوت‌هایی نیز در نوع ظهور آن مشاهده خواهد شد، دقیقاً همان طور که وقتی یک شیء واحد را مقابل آینه های محدب و مقعر قرار می دهیم به صورت های متفاوتی منعکس می‌شود با اینکه آن شیء یک چیز بیشتر نیست. بر همین روال هر یک از اعمال ما نیز هر چند یک حقیقت واحد بیشتر ندارد ولی در آینه عالم دنیا به نحوی متفاوت از آینه عالم آخرت منعکس می‌شود.
صورتی که اعمال ما در عالم آخرت از خودشان بروز و ظهور می دهند همان صورت حقیقی اعمال می باشد ولی صورتی که در دنیا از خودشان ظهور و بروز می دهند به دلیل حجاب های دنیوی و پرده و پوششهای نفسانی ما انسانها حقیقت آن شیء را پنهان می کند؛ پس واقعیت را طور دیگری نشان می دهد. اما حقیقت اصلی هر عمل و هر رخدادی در عالم بالاتر از این دنیا یعنی عالم آخرت می باشد که اعمال را طور دیگری نشان می دهد پس حقیقت اصلی اعمال ما در عالمی بالاتر از این دنیا یعنی عالم آخرت حاضر است که در عمق و بطن این دنیا می باشد. به آیه زیر از سوره روم توجه بفرمایید:

يعلمون ظاهرا من الحياه الدنيا وهم عن الاخره هم غافلون

یعنی مردم فقط ظاهری از حیات دنیا را می‌بینند و از آخرت غافل می باشند.

علت اینکه در آیه فوق بین "ظاهر حیات دنیا" با "آخرت" مقابله انداخته است این است که آخرت باطن همین عالم دنیا می باشد و عالم دنیا نیز ظهور رقیق شده همان حقیقتی است که ما در قیامت مشاهده خواهیم کرد. پس هر چند عملی را که در عالم قیامت به ما نشان می‌دهند عینا همان عملی می باشد که آن را در دنیا انجام داده ایم ولی نحوه ظهور و تجلی آن فرق می کند.

بر اساس حقایقی که با ذکر آیات قرآنی توضیح داده شد اکنون به دو آیه زیر توجه بفرمایید:

اولین آیه از سوره طلاق ذکر می کنیم:

يا ايها الذين كفروا لا تعتذروا اليوم انما تجزون ما كنتم تعملون

یعنی ای کسانی که کافر شده اید عذرخواهی نکنید

چرا که فقط همان اعمالی که خودتان انجام داده اید به عنوان جزا به شما داده می شود(پس ما هیچ گونه ظلمی در حق شما نمی کنیم).

طبق آیه فوق به کافران فقط همان اعمال آنها برگردانده می شود نه اینکه جزایی در ازای آن اعمال داده شود یعنی جزای عمل کرده آنها عیناً همان عملکرد خودشان می باشد که به آنها بازگردانده می شود منتها عمل آنها در این دنیا که به صورت یک معصیت بوده است وقتی که در آینه عالم آخرت تابیده شود به صورت عذاب برای شان جلوه می کند پس عمل آنها همان عمل سابق است و هیچ فرقی نکرده است اما ظهور آن تفاوت دارد.

البته از آنجایی که ظهور همان عمل واحد انسان در عالم دنیا و عالم آخرت با هم تفاوت دارد تا اندازه‌ای بحث دوگانگی پیش می‌آید و بنابر همین دوگانگی در قرآن کریم ظهور متفاوت عمل انسان در آخرت تعبیر به جزایی می شود که در ازای عمل به انسان داده می شود هر چند دانستیم که اگر با نگاه دقیق به این قضیه بنگریم چیزی که در ازای عمل به انسان داده می شود همان نفسِ عمل می باشد نه چیزی جدای از عمل که در ازای آن به آدمی داده شود.

البته با توجه به این نکته که ظهور عمل انسان در عالم آخرت با ظهور عمل او در دنیا متفاوت است پس با این نگرش می توانیم بگوییم که در عالم آخرت چیزی متفاوت به او داده می شود؛ قرآن کریم بر اساس همین نگرش در سوره فصلت، عذاب کافران را تعبیر به جزایی می‌کند که در ازای عملکردشان به آنها داده می‌شود:

ذلک جزاء اعداء الله النار لهم فيها دار الخلد جزاء بما كانوا باياتنا يجحدون

آیه فوق پس از اینکه اشاره می کند جزای کافران همان آتش جهنم می­باشد که در آن جاودانه خواهند ماند این عذاب را در ازای عملکردی می داند که آنها در تکذیب آیات الهی انجام داده بودند.

پس تفاوت تعبیر دو آیه ذکر شده به این برمی‌گردد که در آیه سوره فصلت ظهور متفاوت عملکرد واحد انسان در عالم دنیا با عالم آخرت در نظر گرفته شده است و چون این ظهور متفاوت می‌باشد پس آن را در ازای عملکرد انسان معرفی می کند یعنی تا اندازه ای چیزی جدای از عملکرد آدمی در دنیا می داند؛ اما در آیه ذکر شده از سوره طلاق این نکته دقیق لحاظ شده است که هر چند ظهور عملکرد کفار در عالم دنیا با عالم آخرت متفاوت می باشد ولی نفس عمل یک چیز بیشتر نیست که همان معصیت کفار است که در عالم دنیا به شکل یک گناه و کار زشت ظهور کرده بود ولی در عالم آخرت به شکل یک عذاب ظهور می‌کند پس همان عملکرد آنها به آنها بازگردانده می‌شود و در این نگرش هیچ گونه دوگانگی در نظر گرفته نشده است.

البته این که قرآن می گوید عملکرد آنها به آنها جزا داده می‌شود برای تفهیم کردن مطلب به مخاطب است وگرنه عملکرد آدمی هیچ وقت از آدمی جدا نشده است که بخواهد به عنوان جزا به او بازگردانده شود چرا که دانستیم عمل حقیقی و علم حقیقی در نهاد انسان شکل می گیرد و نفس انسان را می‌سازد پس علم و عمل هر کس همان نفس و جان او می شود و هیچ وقت از او جدا نیست منتها در عالم آخرت ظهور دیگری غیر از ظهوری که در این دنیا داشته است در جان شخص خواهد داشت. برای تایید این مطلب به آیه زیر از سوره اسراء توجه بفرمایید:

ان احسنتم احسنتم لانفسكم وان اساتم فلها

اگر نیکی کنید برای نفس خودتان نیکی کرده‌اید و اگر هم بدی کنید باز برای نفس خودتان بدی کرده اید.

اینکه آیه فوق بدی و نیکی را برای نفس انسان می‌داند نشان دهنده اینست که عمل نیک و یا عمل بد انسان از نفس و جان او جدا نیست چرا که این مالکیت یک مالکیت حقیقی می باشد؛ در قرآن کریم می خوانیم:

له ما في السماوات وما في الارض

آیه فوق که مالکیت آسمانها و زمین را به خداوند نسبت می دهد در واقع می خواهد بگوید که آسمانها و زمین و هرچه که در آن ها می باشد غرقه و فامیلی در خداوند است پس اصلا از او جدا نمی باشند؛ بر همین اساس مالکیتی هم که در آیه سوره اسراء ذکر شد مبنی بر اینکه عمل بد و یا خوب انسان برای نفس و جان او می باشد اینگونه معنا می دهد که عملکرد آدمی اصلاً از نفس و جان او جدا نیست پس اگر بیان می شود که در قیامت عمل انسان ها به انسان ها بازگردانده می شود به این معنی نیست که از آنها جدا شده است و دوباره به آنها اعطا می‌شود بلکه به این معناست که با کنار رفتن پرده ها و حجابها انسان پی میبرد که عمل او از او جدا نمی باشد و هنگامی که این حالت هوشیاری به انسان دست می­دهد، حس می کند که عمل او به او بازگردانده شده است در حالی که عمل او هیچ وقت از او جدا نبوده است منتها او متوجه این مطلب نبوده است.

فرجام سخن

با توضیحات این نوشتار که مبنی بر آیات و روایات بیان شد نتیجه می‌گیریم که جزای عملکرد انسان چیزی جدای از عمل او نیست بلکه عینا همان عمل او می باشد که البته در عالم آخرت به گونه ای متفاوت از عالم دنیا در جان انسان ظهور می کند و از آنجایی که هیچ کس نمی تواند از نفس و جان خودش بگریزد از عملکرد خودش نیز راه فراری ندارد چرا که عملکرد او همان نفس و جان او شده است.

گزارش خطا پسندها :