مروری بر پروژه جهانی «تفکر نوین» در گفتگو با حسین عرب/ بخش دوم؛
عدم نگاه منظومهای و سیستمی به جریان «تفکر نوین»، مهمترین عاملی است که زمینه التقاطهای درون دینی را فراهم میکند. او ناخودآگاه این آموزهها را جزءجزء میگیرد، شبیهسازی میکند و بعد کل سیستم را تأیید میکند و میگوید: «بله، اینکه غربیها میگویند، درست و اسلامی است و اصلاً متعلق به خود ما بوده است.» دقیقاً همان شبکه قدرت نیز دنبال همین است که شما یک ادبیات درون دینی ایجاد کنید. اتفاقاً میخواهد کسانی که راهبران این دین هستند، این را با ادبیات اسلامی بازسازی کنند.
بررسی شبه جنبشهای معنوی در گفتوگو با حمیدرضا مظاهری سیف/ بخش دوم؛
زمینههایی مثل مشکلات معیشتی و آموزش بیفایده حوزههای علمیه را در نظر بگیرید؛ نظام آموزشی کمخاصیت حوزههای علمیه، ده سال به طلبه برنامه آموزشی ارائه میدهد که هیچ فایدهای ندارد. این نظام آموزشی، حداقل فایدهها را در صورت وجود یک سری جهتگیریهای تخصصی در بعضی از زمینهها دارد و همینها باعث میشود که طلبه میگوید: «خب اکنون من میخواهم بروم و به جامعه خدمت کنم. مثلاً ده سال در حوزه درس خواندهام، ازدواج هم کردهام و زندگی من تأمین نمیشود. چه کار باید بکنم؟» او با خود میگوید: «میروم و این مباحث را با آموزههای دینی ترکیب میکنم و دیده میشوم».
مروری بر پروژه جهانی «تفکر نوین» در گفتوگو با حسین عرب/ بخش اول؛
میگویند «وضعیت مطلوب را احساس کن و تصور کن اکنون در آن هستی»، درحالیکه اکنون جنگ در دنیا وجود دارد! آنها میگوید: «نه! جنگ نیست. دنیا پر از صلح و آرامش است. ما باید با این حالت مدیتیشن و مراقبه کنیم و همه باورمان شود که اکنون ما در دنیایی پر از صلح و آرامش زندگی میکنیم.» این مقداری احمقانه به نظر میرسد. ولی وقتی این ادبیات، نهادینه شد و مردم برای فرش و خانه و ماشین لوکس، با هزاران ترفند این ادبیات را شنیدند، میگویند احتمالاً میتوان همین کار را انجام داد.
بررسی ابعاد اراده عمومی در ترازوی فقه در گفتوگو با منصور میراحمدی/ بخش دوم؛
از آنجا که حق اعتراض مردم در چارچوب اراده الهی و شریعت است و فقه، تبلور شریعت و فقها و مجتهدین، نمایندگان رسمی آن هستند، سازوکاری که باید برای این امر در نظر بگیریم تا هم حق اعتراض مردم را به رسمیت بشناسد و هم به «بغی» و «محاربه» نینجامد، سازوکار «شورا» است.
بررسی شبه جنبشهای معنوی در گفتوگو با حمیدرضا مظاهری سیف/ بخش اول؛
گروه اول شبهجنبشها به جای اینکه خواستههای مردم را دنبال کنند، آرمانها و برنامههای قدرتها و حاکمیت را از درون به مردم و از میان مردم به مردم تجویز میکنند. هنگامی که اینها شکل میگیرند و رشد میکنند، گروهی دیگر به آنها مینگرند و شبهجنبشهای معنوی نوع دوم به وجود میآیند. اینها دیگر خود مردم هستند. میبینند که چه مباحث جالبی! چه تفاوتی! چه شهرتی! چه قدرتی! چه ثروتی! و چه محبوبیتی این فرد پیدا کرده است، درحالیکه هیچ چیز هم ندارد.
گزارشی از مصاحبه جنجالی تاکر کارلسن درباره اسرائیل و مسیحیت؛
پیامدهای این ماجرا فراتر از فضای مجازی است. کارلسن همچنان یکی از پرمخاطبترین چهرههای راست آمریکا به شمار میرود و همسویی او با فوئنتس، آزمونی برای گفتمان سیاسی محافظهکاران خواهد بود. او در بخشی از سخنانش درباره غزه تأکید کرد که چالشش با اجماع طرفدار اسرائیل، صرفاً نظری نیست؛ بلکه ریشه در دیدگاهی اخلاقی دارد که به «استانداردهای دوگانه در ارزش جان انسانها» اشاره میکند.
سنجش دینداری در جامعه ایرانی؛ در میزگردی با حضور صابر جعفری و محسن حسام مظاهری/ بخش دوم؛
اگر مساجد آنقدر خفته و رخوت زده بودند باید پرسید این انقلابیون از کجا تربیت شدهاند؟ اگر مساجد خفته بودند، انقلابیون که از آسمان نیامدهاند. کتاب پر از تحقیر دین سنتی است. نویسنده با رندی خاصی بار پیشبینیناپذیری انقلاب را برجسته میکند. به این دلیل که اگر شما بگویید انقلاب زمینههای جدی داشته در دام آن امری میافتد که مورد نقد قرار میدهد. بالاخره باید اعتراف کند که دینی بوده که پویایی لازم را داشته و نهایتاً منجر به انقلاب شده است.
سنجش دینداری در جامعه ایرانی؛ در میزگردی با حضور صابر جعفری و محسن حسام مظاهری/ بخش اول؛
برای شناخت وضعیت دین در دوره بعد از انقلاب، ناگزیر هستیم که دوره پهلوی را خوب بخوانیم و این کار را نکردهایم. در مقدمه بهدرستی اشاره شده که ما با فقر ادبیات پژوهشی و جامعهشناختی در حوزه دین در دوره پهلوی مواجه هستیم.
تحلیلی بر انگیزههای تشکیلاتی فرقه بهائیت در ترویج اباحهگری؛
بهائیت با همه آنچه در طول تاریخ نهچندان طولانی با خود به یدک میکشد امروزه یک فرقه متشکل و کاملاً سیاسی با اهداف تعیینشده از طرف شورای تصمیمگیری (بیت العدل) است که در قامت یک آئین و مذهب و با رویکردی بهظاهر فرهنگی-اجتماعی در کشورهای مختلف بخصوص در حوزه خاورمیانه و ایران به فعالیت میپردازد.
زندگی سیاسی در اجتماعِ علوی به روایت استاد مصطفی دلشاد تهرانی؛
على (ع) حکومت خود را با صراحت و صداقت آغاز کرد و تا انجام، بر این امر پایدار ماند و بدانچه با مردم قرار گذاشته بود عمل کرد. از جمله او معتقد بود که همه چیز حکومت باید بر مردم آشکار باشد، جز اسرار جنگ، آن هم به طور موقت، تا زمان آشکار شدنش برسد؛ و این که حکومت نباید هیچگونه ناراستى با مردم بنماید، هر چند که در تنگنا قرار گیرد.