۱۳۹۶/۱۱/۱۷
۱۴:۰۱
کد خبر : ۱۰۱
تحلیل«فرهنگ سدید»بر آخرین اثر ارائه‌شده نعمت‌الله به جشنواره فجر

«شعله‌ور» شخصیت را به محیط گره می‌زند

«شعله‌ور» شخصیت را به محیط گره می‌زند
معتادی که پس از سال‌ها به زندگی طبیعی بازگشته و جسم او از تاثیر مواد پاک شده است، حالا صاحب روح تخریب‌شده‌ای است و ناکامی‌های خودش را به حساب همکاری نکردن‌های سایرین می‌گذارد.

به گزارش فرهنگ سدید، حمید نعمت‌الله در آخرین اثرش که دیروز در پردیس ملت به نمایش درآمد، بار دیگر یک داستان شخصیت‌محور را به بهانه پرداختن به مشکلات اجتماعی قرار داده است. «شعله‌ور»، محصول همکاری مجدد نعمت‌الله و مقدم‌دوست، به تم «حسادت» می‌پردازد و شخصیتی که نقش او را امین حیایی ایفا می‌کند، یکی از نمونه‌های خاص سینمای این زوج هنری است. معتادی که پس از سال‌ها به زندگی طبیعی بازگشته و جسم او از تاثیر مواد پاک شده است، حالا صاحب روح تخریب‌شده‌ای است و ناکامی‌های خودش را به حساب همکاری نکردن‌های سایرین می‌گذارد. این دانه کوچک، آرام‌آرام در او رشد می‌کند تا به درخت شعله‌وری از حسادت مبدل می‌شود و همه چیز را می‌سوزاند.

این سیر قهقرایی در شخصیت اصلی داستان، هسته مرکزی محتوای فیلم را می‌سازد. مقدم‌دوست، خود در نشست خبری فیلم پس از اکران آن در سینمای رسانه‌ها، ضمن این که از «حسادت» به عنوان رذیله دیرینه بشری یاد می‌کند، روحیه چشم نداشتن برای دیدن موفقیت‌های سایرین را یکی از معضلات روز اجتماعی ما می‌داند. این سیر، شخصیت اصلی داستان را به سمتی می‌برد که حتی وجوه ممیزه خودش را نیز نمی‌بیند و توانایی‌ها و دستاوردهایش را قربانی حسادت می‌کند. او، پرنده‌های کوچک کنترلی می‌سازد اما حتی هواپیمای ساخته خودش را هم برای برانگیختن نفرت پسرش نسبت به قهرمان داستان، از بین می‌برد تا به زعم خودش اجازه ندهد که پسرش به کسی غیر از او توجه داشته باشد.

اما فیلم در یک‌سوم ابتدایی آن به لوکیشنی کمتر دیده شده منتقل می‌شود؛ سیستان و بلوچستان، محیطی است که به عنوان مکمل بیرونی فضای روانی شخصیت اصلی انتخاب می‌شود و این اتفاق، سنت طبیعی فیلم‌های روانشناسانه است. در این نوع رویکرد به فیلمسازی، همواره محیط به ظاهر طبیعی و منطقی داستان، باید بازتاب‌دهنده المان‌هایی از مسائل درونی شخصت اصلی باشد. بنابراین برهوت سوزان درونی یک شخصیت حسود، با فضای خشک و محروم بخشی از کشور پیوند می‌خورد. اما سوال این جاست که چطور باید بین این رویکرد و ارائه تصویری نجیب و معقول از خطه محترمی در کشور تعادل برقرار کرد؟

دو نکته به پاسخ این سوال کمک می‌کند: اول این که به بستر اصلی داستان، زاویه‌دید فیلم و علت انتخاب این محیط توجه شود و دوم آن که شکل پرداخت فیلمنامه به ترکیب شخصیت‌های داستان و قاب‌بندی‌های فیلم، مورد مداقه قرار گیرد. واقعیت آن است که نعمت‌الله حتی از یک کمپ ساخلی موقت که از آهن و فلز ساخته شده، قاب‌های زیبا و روشنی می‌سازد. خشکی و محرومیت محیط، درونیات شخصیت را بازتاب می‌دهد اما تا آن جا که به زیباشناسی فیلم مربوط است، حتی بیابان‌ها، گوسفندها و امثال آن‌ها تمیز و چشم‌نواز هستند. از میان شخصیت‌های محلی حاضر در داستان نیز، یک عنصر به آدم بدها می‌پیوندد اما «حمیده» شخصیت دیگر داستان، زن فداکار و نسبتا مستقل و قدرتمندی را نمایش می‌دهد. در عین حال به معضل اعتیاد که مشکل غیرقابل چشم‌پوشی برخی قسمت‌های محروم کشور است نیز اشاره می‌شود. درمجموع آخرین اثر نعمت‌الله را باید خصوصا در شخصیت‌پردازی، قصه‌گویی، موسیقی متن، صحنه‌پردازی و تصویربرداری، نقطه مطلوبی در کارنامه کاری چندساله اخیر او و گروه فیلمسازی‌اش دانست.     

گزارش خطا پسندها :