گروه دین و اندیشه «سدید»؛ تاریخ معاصر ایران، عرصهای است که در آن دو نیروی محرکة قدرتمند، یعنی «منافع ملی» و «آرمانگرایی» - که گاهی با عنوان «امتگرایی» نیز شناخته میشود - همواره در تعامل و گاهی در تقابل بودهاند. این دو رویکرد، نهتنها بر سیاست خارجی ایران تأثیر گذاشتهاند، بلکه بر هویت ملی و جایگاه این کشور در نظام بینالملل نیز اثرگذار بودهاند. از یک سو، تجربههای تلخ شکستهای نظامی و ناکامیهای دیپلماتیک - بهویژه در قرن نوزدهم - نخبگان سیاسی و فکری ایران را به سمت تأکید بر «منافع ملی» بهعنوان یک اصل بنیادین در سیاست خارجی سوق داد. از سوی دیگر، آرمانهای فراملی و ایدئولوژیک، با ریشه داشتن در مفهوم «امت اسلامی» و آرمانهای عدالتخواهانه، همواره در میان جریانهای مردمی و مذهبی جایگاه ویژهای داشته است. جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر آرمانهای انقلاب اسلامی تلاش کرده است تا تعادلی بین این دو دیدگاه برقرار کند و در این مسیر، شهید حاج قاسم سلیمانی، نقشی بیبدیل ایفا کرده است. این یادداشت، با بررسی ریشههای تاریخی این دو دیدگاه و با تمرکز بر نقش شهید سلیمانی در کنش بینالمللی جمهوری اسلامی، به دنبال تبیین این چالش و ارائه تحلیلی جامع از آن است
ریشههای تاریخی دیدگاه منافع ملی در ایران
مفهوم «منافع ملی» در ایران، بهعنوان یک اصل اساسی در سیاست خارجی، ریشه در تحولات قرن نوزدهم و بهویژه شکستهای نظامی ایران در جنگهای با روسیه دارد. این جنگها که منجر به ازدسترفتن بخشهای وسیعی از خاک ایران شد، نهتنها یک فاجعه نظامی بود، بلکه یک شوک فرهنگی و سیاسی عمیق به جامعه ایرانی وارد کرد. این شکستها نشان داد که سیاست خارجی سنتی ایران که بیشتر بر روابط شخصی و موازنه قدرتهای منطقهای استوار بود، در مواجهه با قدرتهای نوظهور جهانی، چندان کارآمد نیست.
مفهوم «منافع ملی» در ایران، بهعنوان یک اصل اساسی در سیاست خارجی، ریشه در تحولات قرن نوزدهم و بهویژه شکستهای نظامی ایران در جنگهای با روسیه دارد. این جنگها که منجر به ازدسترفتن بخشهای وسیعی از خاک ایران شد، نهتنها یک فاجعه نظامی بود، بلکه یک شوک فرهنگی و سیاسی عمیق به جامعه ایرانی وارد کرد. این شکستها نشان داد که سیاست خارجی سنتی ایران که بیشتر بر روابط شخصی و موازنه قدرتهای منطقهای استوار بود، در مواجهه با قدرتهای نوظهور جهانی، چندان کارآمد نیست.
در این دوره، مفهوم «منافع ملی» بهتدریج در ادبیات سیاسی ایران وارد شد و تلاشهایی برای تعریف و تبیین آن صورت گرفت. متفکرانی مانند «میرزا ملکم خان»، با الهامگرفتن از تحولات اروپا، به دنبال تعریف جدیدی از منافع ملی بودند که بتواند استقلال و تمامیت ارضی ایران را حفظ کند. ملکم خان با انتقاد از ساختار سیاسی و اجتماعی سنتی ایران، به دنبال ایجاد یک دولت مدرن و قدرتمند بود که بتواند از منافع ملی کشور در برابر تهدیدات خارجی دفاع کند. او با تأکید بر ضرورت اصلاحات سیاسی و اقتصادی، به دنبال ایجاد یک ایران قدرتمند و مستقل بود.
میرزا آقاخان کرمانی نیز با انتقاد از استبداد داخلی و استعمار خارجی، به دنبال تعریف جدیدی از منافع ملی بود که بتواند استقلال و تمامیت ارضی ایران را حفظ کند. او با تأکید بر ضرورت اتحاد ملی و مقاومت در برابر سلطه خارجی، به دنبال ایجاد یک ایران قدرتمند و مستقل بود. این متفکران، با درک عمیق از تحولات جهانی و با تأکید بر ضرورت حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران، نقش مهمی در شکلگیری دیدگاه مبتنی بر منافع ملی در ایران ایفا کردند.
در دوران پهلوی نیز باوجود رویکردی غربگرا، مفهوم «منافع ملی» بهعنوان یک اصل اساسی در سیاست خارجی مطرح بود. حکومت پهلوی با تأکید بر توسعه اقتصادی و نظامی، تلاش میکرد تا جایگاه ایران را در منطقه ارتقا دهد و از منافع ملی کشور در برابر تهدیدات خارجی دفاع کند. برای مثال، سیاستهای نفتی ایران در این دوره، با هدف افزایش درآمدهای نفتی و استفاده از آن برای توسعه اقتصادی کشور، در راستای حفظ منافع ملی بود. بااینحال، این رویکرد، اغلب با وابستگی به قدرتهای خارجی همراه بود و با انتقاد جریانهای ملیگرا و مذهبی مواجه میشد. وابستگی به آمریکا و غرب و همچنین نادیدهگرفتن خواستههای مردم، از جمله انتقاداتی بود که به سیاستهای حکومت پهلوی وارد میشد.
در مجموع، دیدگاه مبتنی بر منافع ملی در ایران، با ریشه داشتن در تجربههای تاریخی و با تأکید بر ضرورت حفظ استقلال و تمامیت ارضی، همواره بهعنوان یک اصل اساسی در سیاست خارجی مطرح بوده است. این دیدگاه، باوجود تحولات سیاسی و اجتماعی، همچنان بهعنوان یک نیروی محرکه در سیاست خارجی ایران عمل میکند.
ریشههای تاریخی دیدگاه امتگرایی (آرمانگرایی) در ایران
دیدگاه امتگرایی (آرمانگرایی)، با ریشه داشتن در بافت فکری و سیاسی جهان اسلام و بهویژه امپراتوری عثمانی، بر مفهوم «امت اسلامی» و اتحاد جهان اسلام تأکید میکند. این دیدگاه، به دنبال ایجاد یک جبهه متحد در برابر سلطه قدرتهای استعماری و تحقق آرمانهای عدالتخواهانه است. «سید جمالالدین اسدآبادی» - یکی از برجستهترین چهرههای این جریان - نقش مهمی در ترویج این دیدگاه داشت. او با سفر به کشورهای مختلف اسلامی و با سخنرانیها و نوشتههای خود، به دنبال ایجاد یک جنبش فراگیر برای اتحاد جهان اسلام بود. اسدآبادی با تأکید بر ضرورت بیداری اسلامی و مقاومت در برابر سلطه استعماری، به دنبال ایجاد یک امت متحد و قدرتمند بود. او با انتقاد از استبداد داخلی و استعمار خارجی، به دنبال ایجاد یک جهان عادلانه و برابر بود.
مفهوم خلافت و امت اسلامی که در امپراتوری عثمانی رواج داشت، تأثیر زیادی بر شکلگیری دیدگاه امتگرایی در ایران گذاشت. علما و متفکران مذهبی، با الهام از این مفهوم به دنبال ایجاد یک اتحاد اسلامی بودند که بتواند در برابر سلطه قدرتهای استعماری مقاومت کند. این علما با تأکید بر ضرورت وحدت مسلمانان و مقاومت در برابر ظلم و ستم، نقش مهمی در شکلگیری این دیدگاه ایفا کردند. در دوران معاصر نیز، این دیدگاه در میان جریانهای مذهبی و مردمی جایگاه ویژهای داشته است. انقلاب اسلامی ایران با تأکید بر آرمانهای فراملی و ایدئولوژیک، به این دیدگاه جان تازهای بخشید. امام خمینی (ره)، با تأکید بر وحدت جهان اسلام و حمایت از جنبشهای آزادیبخش، به دنبال ایجاد یک جبهه متحد در برابر استکبار جهانی بود. او با تأکید بر ضرورت مبارزه با ظلم و ستم و حمایت از مظلومان، به دنبال ایجاد یک جهان عادلانه و برابر بود.
این دیدگاه، در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز بازتاب داشته است و در حمایت از جنبشهای مقاومت و دفاع از حقوق مسلمانان در سراسر جهان نمود یافته است. حمایت از مردم فلسطین در برابر اشغالگری اسرائیل، حمایت از مردم یمن در برابر تجاوز عربستان و حمایت از جنبشهای آزادیبخش در سراسر جهان، از جمله نمودهای این رویکرد در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. در مجموع، دیدگاه امتگرایی (آرمانگرایی) در ایران، با ریشه داشتن در آرمانهای عدالتخواهانه و با تأکید بر وحدت جهان اسلام، همواره بهعنوان یک نیروی محرکه در سیاست خارجی مطرح بوده است. این دیدگاه باوجود تحولات سیاسی و اجتماعی، همچنان بهعنوان یک نیروی قدرتمند در سیاست خارجی ایران عمل میکند.
نقش برجسته شهید حاج قاسم سلیمانی در کنش بینالمللی جمهوری اسلامی ایران
شهید سلیمانی، نهتنها یک فرمانده نظامی شجاع، بلکه یک استراتژیست هوشمند و دیپلماتی کارکشته بود. او با درک عمیق از تاریخ و فرهنگ منطقه و با تکیه بر آرمانهای انقلاب اسلامی، توانست شبکهای از متحدان و همپیمانان در منطقه ایجاد کند. این شبکه که به «محور مقاومت» معروف است، شامل گروههایی مانند حزبالله لبنان، حماس فلسطین و انصارالله یمن میشود
در جمهوری اسلامی ایران، باتوجهبه آرمانهای انقلاب اسلامی و تأکید بر وحدت جهان اسلام، تلاش شده است تا تعادلی بین منافع ملی و آرمانگرایی برقرار شود. این تعادل، نهتنها در سیاست خارجی، بلکه در تمامی ابعاد سیاست داخلی و خارجی کشور موردتوجه بوده است. در این میان، شهید قاسم سلیمانی، با نقش برجسته خود در کنش بینالمللی جمهوری اسلامی، توانست الگویی نوین از تلفیق این دو دیدگاه را ارائه دهد.
شهید سلیمانی، نهتنها یک فرمانده نظامی شجاع، بلکه یک استراتژیست هوشمند و دیپلماتی کارکشته بود. او با درک عمیق از تاریخ و فرهنگ منطقه و با تکیه بر آرمانهای انقلاب اسلامی، توانست شبکهای از متحدان و همپیمانان در منطقه ایجاد کند. این شبکه که به «محور مقاومت» معروف است، شامل گروههایی مانند حزبالله لبنان، حماس فلسطین و انصارالله یمن میشود. این گروهها، نهتنها به حفظ منافع ملی ایران کمک کردند، بلکه به تحقق آرمانهای انسانی و اسلامی نیز یاری نمودند. برای مثال، حمایت از حزبالله لبنان در برابر تجاوز اسرائیل، نهتنها به حفظ امنیت مرزهای شمالی ایران کمک کرد، بلکه به تحقق آرمانهای عدالتخواهانه و حمایت از مظلومان نیز کمک کرد.
شهید سلیمانی، با حمایت از جنبشهای آزادیبخش و اصل ایده مقاومت در منطقه، به دنبال ایجاد یک نظم جهانی عادلانه و پایدار بود. او با مبارزه با تروریسم و افراطگرایی، به دنبال حفظ امنیت و صلح در منطقه بود. نقش کلیدی او در مبارزه با داعش در عراق و سوریه، نهتنها به حفظ امنیت منطقه کمک کرد، بلکه به تحقق آرمانهای انسانی و اسلامی نیز کمک نمود. او با عمل خود، نشان داد که میتوان هم به منافع ملی پایبند بود و هم به آرمانهای انسانی و اسلامی وفادار ماند. برای مثال، حمایت از دولت سوریه در برابر تروریستها، نهتنها به حفظ منافع ملی ایران کمک کرد، بلکه به تحقق آرمانهایی مانند حمایت از مظلومان و مبارزه با تروریسم نیز کمک کرد.
شهید سلیمانی با به چالش کشیدن نظم جهانی موجود، به دنبال ایجاد یک نظم جدید بود که بر اساس عدالت و برابری استوار باشد. او با تأکید بر توانمندیهای دفاعی و خودکفایی، به دنبال ایجاد یک موازنه قدرت جدید در جهان بود. او با عمل خود، نشان داد که میتوان در برابر قدرتهای جهانی مقاومت کرد و به آرمانهای انسانی و اسلامی وفادار ماند. برای مثال، توسعه توانمندیهای موشکی ایران، نهتنها به حفظ امنیت کشور کمک کرد، بلکه به ایجاد یک موازنه قدرت در منطقه نیز کمک نمود.
در پایان باید گفت که شهید حاج قاسم سلیمانی، با نقش برجسته خود در کنش بینالمللی جمهوری اسلامی ایران، توانست الگویی نوین از تلفیق منافع ملی و آرمانگرایی را ارائه دهد. او با عمل خود، نشان داد که میتوان هم به منافع ملی پایبند بود و هم به آرمانهای انسانی و اسلامی وفادار ماند. میراث او نهتنها برای ایران، بلکه برای تمام کسانی که به دنبال عدالت و آزادی هستند، الهامبخش است. او، با ایجاد یک الگوی نوین در کنش بینالمللی، نشان داد که میتوان در برابر قدرتهای جهانی مقاومت کرد و به دنبال ایجاد یک نظم جهانی عادلانه و پایدار بود. شهید سلیمانی با عمل خود نشان داد که میتوان هم به منافع ملی پایبند بود و هم به آرمانهای انسانی و اسلامی وفادار ماند. میراث او، نهتنها برای ایران، بلکه برای تمام کسانی که به دنبال عدالت و آزادی هستند، الهامبخش است.
/ انتهای پیام /