درنگی در نقش امام خمینی (ره) بهمثابه یک سوژه گفتمانی؛
امام خمینی (ره) بهمثابه یک فقیه مصلح و فیلسوف اجتماعی، هر دو شأن «در فرهنگ» و «بر فرهنگ» را دارا بوده و علیرغم پای داشتن در تبار فرهنگی و سنت حوزوی، سر در افق دیگری برده و مفاهیم جدید و دریچه بدیعی را به روی فرهنگ ایرانی گشوده است.
کنکاشی در معنای ایستادگی به بهانه روز مقاومت در گفتوگو با سید علی کشفی؛
ما میخواهیم مملکت خود را اداره کنیم و کشورمان را آباد سازیم؛ اما آمریکاییها اجازه نمیدهند و با تمام قوا در آنجا حضور دارند. چرا انسان مجبور میشود دست به سلاح ببرد؟ زیرا استعمارگر با زبان مسالمتآمیز خارج نمیشود. مقصود من این است که مقاومت از این نقطه شکل میگیرد. مقاومت از لحظهای شروع میشود که من میخواهم مالک آن جنبه عینی زندگی خود باشم و میخواهم هزینه زندگی را کنترل کنم.
نسبتسنجی فقه با اندیشه چپ در گفتوگو با مصطفی دری/ بخش دوم؛
تفاوتهای امام خمینی (ره) با آیتالله گلپایگانی و شریعتمداری، قبل از انقلاب هم روشن بوده است. شما فکر کردید اختلاف امام با آقای «صافی»، چیزی است که در سال شصت رخ داده است؟ از اساس مشی این دو شخصیت - حتی در امور خانوادگی - کاملاً متفاوت است. اما امام هیچگاه خود را درگیر آیتالله گلپایگانی و کسانی که مانند ایشان فکر میکردند، نکرد. در مسئله کتاب «شهید جاوید»، امام خمینی (ره) اصلاً درگیر نشدند.
بررسی وضعیت امر سیاسی در جامعه معاصر ایران در گفتوگو با علیرضا بلیغ؛
در چنین وضعیتی و با نبود فرصت بازگشت به الگوی اقتصاد سیاسی پیشین، چارهای نیست جز اینکه این نیروی اجتماعی و سیاسی در مسیر «صنعتیشدن» قرار گیرد. در واقع برای جمهوری اسلامی، تولید و صنعتیشدن به یک «معنای سیاسی» تبدیل میشود. ما باید این تجربه را که در دهه شصت داشتیم، ادامه میدادیم؛ اما از دهه شصت به اینسو، ترجیح دادیم به متر و معیارهایی بازگردیم که نظم جهانی به ما تحمیل میکند.
نگاهی به سازوکار تولد امر ملی در میانه انقلاب اسلامی در گفتوگو با اباصالح تقیزاده طبری؛
از نظر امام خمینی (ره)، اساساً اسلام صرفاً مجموعهای از اعتقادات و باورها نیست؛ اسلام همان «انسان» است. برای همین، برای امام خمینی (ره) آن چیزی که در حکومت مهم بود، «حکومت اسلامی» به معنای رایج نبود؛ مسئله اصلی، «ولایت» بود و حتی فراتر از ولایتفقیه، مسئله «انسان» بود. ایستادگی انسان برای امام خمینی (ره) مهم بود و تا آخر از آن مراقبت کرد.
مقاومت چگونه تبدیل به هویت جدید غرب آسیا شده است؟
«اپستین» را میتوان بهمثابه نمادی از وضعیت ساختار سیاسی در غرب دانست. عمق این جنایت و گستردگی آن در میان بسیاری از سیاستمداران غربی، میتواند هویت مقاومت را بهعنوان هویت خیر در برابر دیگری خود یعنی هویت شر بازتعریف کند و از طریق این افق معنایی میتوان مقاومت را از سطح منطقه نیز فراتر برد و به یک هم سرنوشتی بزرگ در سطح جهانی اندیشید.
بررسی الهیاتی جنگ رمضان در گفتوگو با علی محمدی؛
معجزاتی که در دوران پس از رحلت رسول اکرم (ص)، ادوار پس از بعثت و در عصر منتهی به ظهور محقق میگردند، ماهیتاً «معجزات اجتماعی» هستند؛ ازاینرو برای درک عظمت و اعجاز آنها، باید حتماً به عینکی جامعهشناختی و نگاهی کلان مجهز بود. در یک کشور، بالاترین مقام رهبری را هدف قرار میدهند، فرماندهان ارشد و میانی را به مسلخ شهادت میبرند و رجال سیاسی را پیدرپی ترور میکنند؛ اما در کمال ناباوری مشاهده میکنیم که تشکیلاتِ آن نظام، حتی منسجمتر و دقیقتر از ادوار پیشین به فعالیت خویش ادامه میدهد.
پرسش از ریشههای تداوم تاریخی نهاد ولایتفقیه در گفتوگو با شریف لکزایی؛
در این ساختار، مشروعیت از نصب عام فقیه عادل نشئت میگیرد و از محدوده محبوبیت و کاریزمای شخصی خارج میشود. در خصوص خود حضرت امام خمینی (ره) نیز شرایط به همین منوال بود؛ فارغ از اینکه مردم دل در گرو حضرت امام خمینی (ره) و رهبر شهید داشتند، این پیوند صرفاً در فضای شخصی معنا پیدا نمیکند. مایلم بر این نکته تأکید بورزم که این اقتدار، از فرد فراتر رفته، به نهاد تبدیل شده و تغییر وجهه داده است.
واکاوی ریشههای استمرار نظام اسلامی در گفتوگو با محمدعلی فتحاللهی؛
اینکه بعد از شهادت رهبر معظم انقلاب، میبینیم که جامعه فرونپاشید، رهبر بعدی بهراحتی مستقر شد و نظام بر اساس ساختارهای قانون اساسی به کار خود ادامه میدهد، نشان میدهد که تحول بزرگی در جامعه ایرانی در طول این ۵۰ سال به وقوع پیوسته است. جامعه از آن حالت فردمحور و وابستگی مطلق به رهبری خارج شده و حالت نظاممند پیدا کرده است که با فقدان رهبران نیز اختلالی در کارکردهایش به وجود نمیآید.
کنکاشی در عوامل و زمینههای استمرار نظام اسلامی در گفتوگو با محمد وحید سهیلی؛
رسالت اولیه اصحاب علوم اجتماعی، پذیرش رویداد خیابان بهعنوان یک پدیده اصیل است، نه یک امر استثنایی یا استعلایی که نتوانیم درباره آن سخن بگوییم و صرفاً به نگارش متون ادیبانه بسنده کنیم. همانطور که مشاهده نمودید، برخی از اصحاب علومانسانی در مواجهه با این پدیده دست به تولید ادبیاتی احساسی و ذوقی زدند. تولید این دست متون بدین معناست که شخص همچنان تمایلی به مواجهه عمیق و علمی با آن ندارد.