۱۴۰۴/۰۵/۲۷
۱۳:۵۷
کد خبر : ۱۰۸۷۶
نقش فضای مجازی در کاهش مرجعیت روحانیت در گفت‌و‌گو با عباس اسدی/ بخش دوم؛

روحانیت و پدیده‌ای به نام فشارِ پلتفرم

روحانیت و پدیده‌ای به نام فشارِ پلتفرم
تصویر سنتی روحانیت، حتی اگر همیشه در عمل منطبق بر واقعیت نباشد، عمدتاً بر چند پایه استوار بود: مرجعیت علمی در حوزه دین، الگوی اخلاقی و زهد (دست‌کم در ظاهر)، متولی امور شرعی و مناسک و ارتباطی که عمدتاً در یک بستر فیزیکی (مسجد، منبر، حوزه) و با نوعی سلسله‌مراتب و احترام تعریف‌شده، شکل می‌گرفت.
عباس اسدی تحلیل‌گر رسانه و ارتباطات عباس اسدی

گروه دین و اندیشه «سدید»؛ در بخش پیشین گفتگو، به نقش عوامل متعددی چون تکثر تفاسیر دینی، ظهور رقبای جدید مرجعیت و چالش‌های ذاتی فضای مجازی در کاهش منزلت روحانیت پرداختیم. اما تحلیل این پدیده پیچیده، ابعاد دیگری نیز دارد. اکنون این پرسش‌ها مطرح می‌شود: تأثیر غیرمستقیم شدن ارتباطات در فضای مجازی بر پیوند مردم و روحانیت تا چه حد است؟ تصویری که امروزه از روحانیت در این فضا (چه توسط خودشان و چه دیگران) ارائه می‌شود، چه تفاوت‌های بنیادینی با تصویر سنتی آنان دارد و این تفاوت‌ها چگونه بر جایگاهشان اثر گذاشته است؟ مهم‌تر از آن، نهاد روحانیت و افراد روحانی در برابر این چالش جدید چه واکنش‌هایی نشان داده‌اند و آیا استراتژی مشخص و موفقی برای مدیریت تصویر خود در این عرصه داشته‌اند؟ در ادامه گفتگو با دکتر عباس اسدی - استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه علامه طباطبایی و فارغ‌التحصیل دکترای روزنامه‌نگاری از فرانسه - ما به دنبال پاسخ‌هایی برای این پرسش‌ها هستیم. در ادامه بخش دوم این گفتگو را از نظر خواهید گذراند.

 

ارتباطات غیرمستقیم و شکل‌گیری آگاهی‌های کاذب

شما در بخش پیشین، توضیح خوبی از نسبت میان گسترش فضای مجازی و کاهش مرجعیت روحانیت نشان دادید. در آن بخش، به‌درستی مسئله تکثر تفاسیر از دین به واسطه ظهور بلاگرها و گروه‌های دیگر، اقتضائات فضای مجازی، فرهنگ شفاهی جامعه ایران - که مانع از ارائه تحلیل‌های عمیق دینی می‌شود - ، ناتوانی خود روحانیت در ورود به این فضا و شناخت آن و مسائلی از این دست که در کاهش نقش مرجعیت روحانیت تأثیرگذار است، اشاره کردید. اکنون و در ادامه، می‌خواهیم به ابعاد دیگر این مسئله بپردازیم. یکی از موضوعاتی که بعضاً در مسئله فعلی موردبحث ما مورد اشاره قرار می‌گیرد، غیرمستقیم شدن ارتباطات در فضای مجازی و تأثیر آن بر کاهش مرجعیت روحانیت است. بالاخره در گذشته مردم با روحانیت مواجهه‌ای مستقیم داشتند، از منش و سلوک او درکی مستقیم و بلاواسطه داشتند و همین هم منجر به افزایش مودت و پیوند میان روحانیت و مردم می‌شد. اما امروزه ارتباط با واسطه‌گری فضای مجازی صورت گرفته و آن حجم عظیم از پیام و معنا که در ارتباطات حضوری منتقل می‌شد، دیگر انتقال داده نمی‌شود. شما این مطلب را تا چه میزان در کاهش منزلت روحانیت مؤثر می‌دانید؟

اسدی: می‌شود گفت این عامل، یعنی جایگزینی ارتباطات غنیِ چهره‌به‌چهره با ارتباطات رسانه‌ای شده و غیرمستقیم، تا حدودی در تضعیف پیوندهای عاطفی و اعتمادی که لازمه مرجعیت است، نقش دارد. طبیعتاً، همان‌طور که در نظریه «غنای رسانه» (Media Richness Theory) مطرح می‌شود، رسانه‌هایی مانند متن یا حتی تصویر و صدای ضبط شده در فضای مجازی در مقایسه با حضور فیزیکی که امکان انتقال سرنخ‌های کلامی و غیرکلامی کمتری دارند، ظرفیت کمتری برای ایجاد درک عمیق متقابل، صمیمیت و رفع ابهامات دارند. آن حس همدلی و اعتمادی که از طریق مشاهده مستمر سلوک، منش و تعاملات روزمره یک روحانی در محله یا مسجد شکل می‌گرفت، به‌سختی در فضای مجازی قابل بازتولید است.

فضای مجازی، به ذات خود، تمایل به ساده‌سازی و پیام‌های کوتاه و جذاب دارد. آن مباحث عمیق کلامی، فقهی یا اخلاقی که شاید شأن روحانیت عالم در گرو پرداختن به آن‌ها بود، در این فضا یا خریداری ندارد یا باید به شکلی بسیار تقلیل‌یافته و گاه سطحی ارائه گردد تا دیده شود.

من معتقدم که تنها تفوق ارتباطات غیرمستقیم نیست که به این عامل دامن زده و نباید تمام وزن تحلیل را روی این موضوع گذاشت. عامل بسیار مهم‌تری که اثرگذاری عمیق‌تری دارد، تبلیغات منفی و تصویرسازی‌های کلیشه‌ای و مخربی است که به‌صورت سازمان‌یافته یا حتی به شکل عمومی و رایج علیه کلیت نهاد روحانیت - به‌ویژه در فضای مجازی - صورت گرفته و بازنشر می‌شود. این تصویرسازی‌های منفی آن‌قدر قدرتمند عمل کرده‌اند که حتی اثر خود را بر ارتباطات مستقیم نیز گذاشته‌اند و پیش‌فرض‌های ذهنی افراد را پیش از مواجهه شکل داده‌اند.

پدیده تأسف‌بار «عمامه‌پرانی» را چگونه فهم می‌کنید؟ این پدیده، نمادی از همین وضعیت است. در این پدیده، گاهی فرد ممکن است شناختی حداقلی یا حتی ارتباطی عادی با روحانی محله خود داشته باشد، اما تحت‌تأثیر جوّ منفی غالب و روایت‌های تخریبی که به طور مداوم و به‌خصوص در شبکه‌های اجتماعی در معرض آن قرار گرفته، باز هم دست به چنین اقدامی می‌زند که نشان‌دهنده غلبه یک تصویر کلی منفی بر تجربه شخصی محدود است. این نشان می‌دهد که چگونه «کِشت» (Cultivation) تدریجی نگرش‌های منفی از طریق رسانه‌ها می‌تواند بر قضاوت‌ها و رفتارهای فردی در دنیای واقعی اثر بگذارد.

همان‌طور که اشاره کردم، بخشی از این قضیه، به عدم شناخت عمیق و دقیق بخش‌هایی از مردم و جامعه از نهاد روحانیت باز می‌گردد؛ از جایگاه تاریخی و کارکردهای اجتماعی آن گرفته تا تنوع دیدگاه‌ها و سبک‌های زندگی درون این قشر و فعالیت‌های مختلفی که انجام می‌دهند و لزوماً همه آن‌ها دولتی یا حاکمیتی نیست. مردم گاهی تحت‌تأثیر همین تبلیغات منفی، تصور می‌کنند هرکس ملبس به لباس روحانیت است، لزوماً از امتیازها و اختیارات خاصی برخوردار است، یا حتماً درگیر ویژه‌خواری و فساد است. به واسطه همین فقدان شناخت واقعی و غلبه روایت‌های منفی، یک سری ذهنیت‌های کاذب و کلیشه‌های ساختگی بر فضای عمومی و به‌ویژه فضای مجازی مستولی شده است. اینجاست که فضای مجازی به بستری برای تسهیل و تشدید انتشار این کلیشه‌ها و تعمیم‌های نادرست تبدیل می‌شود.

در چنین شرایطی، حتی اگر شما منتقد روحانیت یا مخالف نقش اجتماعی آن باشید، لازم است برای یک نقد منصفانه و آگاهانه، نسبت به وضعیت واقعی این نهاد، ماهیت تاریخی و اجتماعی آن، تنوعات درونی آن و حتی اهداف و مبانی معرفتی خود دین، کاوش و مطالعه داشته باشید تا بتوانید آگاهانه و با دلیل نسبت به آن موضع‌گیری کنید، نه بر اساس پیش‌داوری‌ها و اطلاعات نادرستی که در فضای عمومی و مجازی دست‌به‌دست می‌شود. فقدان این شناخت و غلبه پیش‌داوری، هم به ضرر جامعه است و هم مانعی برای هرگونه گفتگوی سازنده یا اصلاح درونی است.

 

تصویر مخدوش روحانیت در آینه فضای مجازی

در بحث قبلی به‌درستی به مسئله عدم شناخت جامعه از روحانیت اشاره کردید که گاهی در گفتگوهای دیگر نیز مورد اشاره قرار گرفته است. در اینجا و برای تکمیل بیشتر بحث قبلی می‌خواهم بپرسم تصویری که از روحانیت در شبکه‌های اجتماعی - چه توسط خودشان و چه توسط دیگران - ارائه می‌شود، چه تفاوت‌هایی با تصویر سنتی آن‌ها دارد و این تفاوت‌ها چگونه بر منزلتشان اثرگذار بوده است؟

اسدی: این سؤال بسیار مهمی است و دقیقاً به قلب یکی از چالش‌های اساسی امروز نهاد روحانیت یعنی تقابل میان آن تصویر سنتیِ جاافتاده - چه واقعی و چه آرمانی و تصویری که امروز در این آینه کدر و گاه موج‌دارِ فضای مجازی بازتاب پیدا کرده، اشاره می‌کند.

تصویر سنتی روحانیت، حتی اگر همیشه در عمل منطبق بر واقعیت نباشد، عمدتاً بر چند پایه استوار بود: مرجعیت علمی در حوزه دین، الگوی اخلاقی و زهد (دست‌کم در ظاهر)، متولی امور شرعی و مناسک و ارتباطی که عمدتاً در یک بستر فیزیکی (مسجد، منبر، حوزه) و با نوعی سلسله‌مراتب و احترام تعریف‌شده

تصویر سنتی روحانیت، حتی اگر همیشه در عمل منطبق بر واقعیت نباشد، عمدتاً بر چند پایه استوار بود: مرجعیت علمی در حوزه دین، الگوی اخلاقی و زهد (دست‌کم در ظاهر)، متولی امور شرعی و مناسک و ارتباطی که عمدتاً در یک بستر فیزیکی (مسجد، منبر، حوزه) و با نوعی سلسله‌مراتب و احترام تعریف‌شده، شکل می‌گرفت. دسترسی به او و قضاوت درباره او، تا حد زیادی محدود به همین تعاملات مستقیم یا نقل‌قول‌های معتبر بود. نوعی هاله و وقار حول این جایگاه وجود داشت. اما تصویری که در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم، جهانی کاملاً متفاوت است و این تفاوت‌ها عمیقاً بر منزلت آن‌ها اثر گذاشته است. من این تفاوت‌ها را در پنج عنوان توضیح می‌دهم:

ابتدا، از کنترل خارج‌شدن روایت؛ در گذشته، روحانیت تا حد زیادی کنترل روایت پیرامون خود را در دست داشت. اما در فضای مجازی، این روایت به‌شدت چندصدایی و متکثر شده است. دیگران - منتقدان، مخالفان، طنزپردازان، یا حتی افراد ناآگاه - به همان اندازه یا حتی بیشتر از خود روحانیون، در حال ساختن و بازنشر تصویری از روحانیت هستند و متأسفانه همان‌طور که گفتیم، به دلیل غلبه تبلیغات منفی و کلیشه‌سازی‌ها، این تصویر بیرونی، اغلب تصویری مخدوش، کاریکاتوری و منفی است که به‌سرعت همه‌گیر می‌شود.

در لایه دوم، سطحی شدن و تقلیل‌گرایی؛ فضای مجازی، به ذات خود، تمایل به ساده‌سازی و پیام‌های کوتاه و جذاب دارد. آن مباحث عمیق کلامی، فقهی یا اخلاقی که شاید شأن روحانیت عالم در گرو پرداختن به آن‌ها بود، در این فضا یا خریداری ندارد یا باید به شکلی بسیار تقلیل‌یافته و گاه سطحی ارائه گردد تا دیده شود. این امر باعث می‌شود تصویر روحانیت از یک مرجع علمی، به یک تولیدکننده محتوای دینیِ دم‌دستی یا حتی سرگرم‌کننده تنزل پیدا کند. این همان آدامس جویدن است که قبلاً گفتم؛ محتوایی که شاید وقت را پر کند، اما عمق و اصالت ندارد.

 

دامی که آخوندها را هم می‌بلعد!

روحانیونی که سعی در حضور فعال دارند، گاهی برای دیده‌شدن و جذب دنبال‌کننده، ناخواسته در دام «منطقِ رسانه‌ای» می‌افتند. ممکن است به سمت شوخی‌های نامناسب، نمایش جنبه‌های خصوصی زندگی که با وقار سنتی این جایگاه در تضاد است یا اتخاذ مواضع جنجالی و سطحی کشیده شوند

در مرتبه سوم، آسیب‌پذیری در برابر «فشار پلتفرم»؛ روحانیونی که سعی در حضور فعال دارند، گاهی برای دیده‌شدن و جذب دنبال‌کننده، ناخواسته در دام «منطقِ رسانه‌ای» می‌افتند. ممکن است به سمت شوخی‌های نامناسب، نمایش جنبه‌های خصوصی زندگی که با وقار سنتی این جایگاه در تضاد است یا اتخاذ مواضع جنجالی و سطحی کشیده شوند. این تلاش برای «به‌روز بودن» یا «مردمی‌بودن»، گاهی به قیمت ازدست‌رفتن همان وزانت و منزلت سنتی تمام می‌شود.

چهارمین عنوان، برجسته‌شدن نقاط ضعف و اختلافات است. فضای مجازی مانند ذره‌بین عمل می‌کند. هر خطا، لغزش یا اظهارنظر نسنجیده از سوی یک روحانی، به‌سرعت وایرال شده و به کل این قشر تعمیم داده می‌شود. همچنین اختلافات فکری، سیاسی یا حتی شخصی میان روحانیون که در گذشته شاید در محافل خصوصی باقی می‌ماند، امروزه به‌صورت علنی در این فضا به نمایش گذاشته می‌شود و آن تصویر یکدست و متحد سنتی را خدشه‌دار می‌کند.

در نهایت نیز کم‌رنگ‌شدن نقش سلوک و منش؛ آن تأثیرگذاری که از طریق ارتباط مستقیم و مشاهده منش و رفتار یک روحانی در زندگی روزمره حاصل می‌شد، در فضای مجازی تقریباً از بین رفته است. ارتباطات، غیرشخصی شده و دیگر آن پیوند عاطفی و اعتمادی که بر پایه شناخت حضوری شکل می‌گرفت، به‌سختی ایجاد می‌شود. تصویر مجازی، حتی اگر مثبت باشد هم نمی‌تواند جایگزین تجربه زیسته و حس اعتماد حاصل از آن شود.

 

محصول این پنج تفاوتی که بیان کردید، چیست؟

اسدی: به باور من، نتیجه مستقیم آن، فرسایش تدریجی منزلت و مرجعیت سنتی روحانیت است. آن هالۀ احترام کم‌رنگ شده، مرجعیت علمی‌اش با ظهور مدعیان جدید و مفسران غیرمتخصص به چالش کشیده شده، تصویر اخلاقی‌اش با برجسته‌شدن خطاها و کلیشه‌های منفی مخدوش گردیده و کنترلش بر روایت و تصویر خود به‌شدت کاهش یافته است. این فضا، روحانیت را از جایگاه سنتی و تا حدی محافظت‌شده‌اش بیرون کشیده و در معرض قضاوت‌های عمومی، سطحی و گاه بی‌رحمانه قرار داده است؛ بدون آنکه لزوماً ابزارها یا راهبردهای مؤثری برای مدیریت این وضعیت جدید در اختیار داشته باشد یا به کار گرفته باشد. به‌خصوص آن بخش عالم و عمیق این نهاد که همچنان حضور کم‌رنگی در این عرصه دارد، کارش سخت شده است.

 

گم‌گشتگی راهبردی روحانیت در فضای مجازی

به‌عنوان پرسش آخر می‌خواستم به این موضوع بپردازیم که نهاد روحانیت یا افراد روحانی چگونه به این چالش جدید واکنش نشان داده‌اند؟ آیا استراتژی مشخصی برای حضور و فعالیت در این فضا و مدیریت تصویر خود در آن دارند؟ این استراتژی‌ها چقدر موفق بوده‌اند؟

اسدی: به نظر من، ما با یک استراتژی واحد، منسجم و فراگیر از سوی نهاد روحانیت به معنای یک کل یکپارچه و دارای مرکزیت فرماندهی واحد برای این عرصه، مواجه نیستیم. آنچه بیشتر به چشم می‌آید، واکنش‌های پراکنده، فردی و گاه متضادی است که نشان می‌دهد هنوز یک درک مشترک و برنامه عملیاتی مدون برای چگونگی حضور و اثرگذاری در این فضای پیچیده، شکل نگرفته است. می‌توان این واکنش‌ها را به چند دسته تقسیم کرد:

ابتدا، نادیده‌گرفتن یا پرهیز حداکثری؛ گروهی - به‌ویژه از طیف سنتی‌تر و شاید عالمان عمیق‌تر که پیش‌تر به آن‌ها اشاره کردم - اساساً ترجیح داده‌اند که یا وارد این فضا نشوند یا حضور بسیار کم‌رنگ و غیرفعالی داشته باشند. شاید آن را در شأن خود نمی‌دانند یا ابزار لازم برای کنشگری مؤثر در آن را ندارند یا آن را فضایی آلوده و غیرقابل‌اصلاح می‌بینند که حضور در آن فایده‌ای ندارد و حتی ممکن است آسیب‌زا باشد. این گروه، عملاً استراتژی خاصی جز انفعال یا عدم حضور ندارند.

برخی تلاش می‌کنند با ساده‌سازی بیش از حد مفاهیم دینی، استفاده از طنز، پرداختن به حواشی زندگی شخصی یا ورود به مجادلات سیاسی و اجتماعی روزمره، مخاطب جذب کنند.

در مرتبه دوم، تلاش برای حضور با رویکرد سنتی؛ گروهی دیگر، سعی کرده‌اند با همان ابزارها و روش‌های سنتی وارد این فضا شوند. مثلاً سخنرانی‌های طولانی منبری را در قالب ویدئو منتشر می‌کنند یا به بیان مسائل شرعی به همان شیوه رساله‌ها می‌پردازند. این نوع حضور، گرچه خالی از فایده نیست، اما همان‌طور که گفتیم، با منطق سرعت، جذابیت و کوتاهی پیام در فضای مجازی همخوانی چندانی ندارد و معمولاً مخاطب گسترده‌ای پیدا نمی‌کند و در برابر حجم انبوه محتوای رقیب، گم می‌شود.

گروه سوم، تلاش برای انطباق و جذب مخاطب (با ریسک‌ها)؛ گروه سوم، عمدتاً جوان‌تر یا کسانی هستند که احساس ضرورت بیشتری برای حضور و پاسخگویی کرده‌اند، سعی در ورود فعال‌تر و انطباق با زبان و قالب این فضا دارند. اما مشکل اینجاست که این حضور، اغلب فاقد یک نقشه راه مشخص و پشتوانه نظری قوی است. برخی تلاش می‌کنند با ساده‌سازی بیش از حد مفاهیم دینی، استفاده از طنز، پرداختن به حواشی زندگی شخصی یا ورود به مجادلات سیاسی و اجتماعی روزمره، مخاطب جذب کنند. این رویکرد ممکن است در کوتاه‌مدت دنبال‌کنندگانی فراهم کند، اما پیش‌تر گفتیم این خطر را دارد که به سطحی شدن دین، آسیب به منزلت و وقار سنتی روحانیت و افتادن در دام همان «فشار پلتفرم» منجر شود و تصویر روحانیت را از یک مرجع علمی و معنوی، به یک «اینفلوئنسر مذهبی» تقلیل دهد.

در نهایت نیز اقدامات نهادی و سازمانی؛ البته تلاش‌های سازمانی و نهادی هم صورت گرفته است. مراکزی در حوزه‌های علمیه یا نهادهای تبلیغی برای تولید محتوا، رصد فضای مجازی و آموزش طلاب برای حضور در این فضا ایجاد شده‌اند. محتواهایی نیز در قالب‌های مختلف تولید می‌شود. اما به نظر می‌رسد این تلاش‌ها در برابر گستردگی و پیچیدگی فضا، سرعت تحولات، حجم عظیم محتوای رقیب یا منفی و همچنین ضعف در شناخت دقیق مخاطب و نیازهای او، هنوز به اندازه کافی مؤثر، جریان‌ساز و فراگیر نبوده است. اغلب این تولیدات، مخاطبشان محدود به قشر مذهبیِ از پیش همراه است و توانایی نفوذ به لایه‌های خاکستری یا منتقد جامعه را کمتر دارند.

در جمع‌بندی باید بگویم این واکنش‌های پراکنده، در مجموع موفقیت چشمگیری در مدیریت تصویر روحانیت، بازسازی مرجعیت آسیب‌دیده و مقابله مؤثر با چالش‌های فضای مجازی نداشته‌اند. تصویر کلی روحانیت در این فضا همچنان تا حد زیادی تحت‌تأثیر روایت‌های منفی و کلیشه‌ای است و حضور مثبت و جریان‌ساز، نتوانسته به‌صورت غالب درآید.

 

دلیل این عدم موفقیت چیست؟

روحانیت هنوز در حال دست‌وپنجه نرم کردن با این پدیده عظیم و پیچیده است و راه درازی تا رسیدن به یک کنشگری هوشمندانه، مؤثر، هدفمند و متناسب با شأن و اهداف متعالی خود در فضای مجازی در پیش دارد

 اسدی: به باور من، ریشه در همان مسائلی دارد که پیش‌تر بحث کردیم: فقدان یک درک عمیق، راهبردی و مشترک از ماهیت این فضا و الزامات کنشگری در آن، عدم اجماع بر سر راهبرد مناسب، شکاف بین نسل‌ها و دیدگاه‌های درون نهاد روحانیت، مقاومت در برابر تغییر الگوهای ارتباطی سنتی و گاهی ضعف در شناخت مخاطب امروزی و ناتوانی در ارائه محتوایی که هم عمیق و اصیل باشد و هم با زبان و نیاز این مخاطب ارتباط برقرار کند.

در نهایت، به نظر می‌رسد نهاد روحانیت هنوز در حال دست‌وپنجه نرم کردن با این پدیده عظیم و پیچیده است و راه درازی تا رسیدن به یک کنشگری هوشمندانه، مؤثر، هدفمند و متناسب با شأن و اهداف متعالی خود در فضای مجازی در پیش دارد. این مسئله نیازمند بازنگری جدی در رویکردها، سرمایه‌گذاری بر آموزش نیروهای توانمند و تدوین یک استراتژی جامع و واقع‌بینانه است.

 

/ انتهای پیام /