پیامدهای اجتماعی کوچ روحانیت از فرهنگ به سیاست در گفتوگو با سید جواد میری/ بخش اول؛
آنجایی که جامعه، روحانیت مستقل از دولت را به رسمیت میشناسد، جایی است که بهعنوانمثال، یک روحانی به طور مستقیم به حاکمیت مبتنی بر ولایتفقیه اعتراض کند. در آن صورت نیز، دیگر وجهه روحانی بودن او چندان برجسته نمیشود و گفته میشود: «این فرد اعتراض کرده است». در واقع، اعتراض او به حکومت است که موردتوجه قرار میگیرد.
واکاوی آثار شهادت امام حسین (ع) در گفتوگو با سلیمانی امیری؛
ابوحنیفه میگوید: «لولا السنتان، لهلک النعمان»؛ اگر آن دو سال شاگردی امام صادق علیهالسلام نبود، من هلاک میشدم. این را چگونه میفهمید؟ رؤسای این مذاهب در محضر ایشان شرکت میکنند؛ مشخص است که محوریت با امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است. پرسش من این است که همین دانش و علم را امام علی، امام حسن و سیدالشهدا علیهمالسلام نیز داشتند؛ چرا در آن زمان از ایشان سؤال نمیکردند؟ چرا در آن مقطع از «کعبالاحبار»، «ابوموسی اشعری»، «ابودرداء» و «عبدالله بن سلام» میپرسیدند و از ائمه نمیپرسیدند؟ چون حضرات معصومین مرجعیت نداشتند. این مرجعیت از کجا حاصل گردید؟ از همین خون سیدالشهدا.
تاملی در نسبت روحانیت شیعه و فناوری های ارتباطی؛
از اختراع دستگاه چاپ بهعنوان یکی از عوامل ازمیانرفتن حاکمیت کلیسا یاد میشود. کلیسا که تفسیر انجیل را منحصر در خود دانسته و نسبت به انتشار و قرارگرفتن در دست دیگران حساسیت داشت، با اختراع دستگاه چاپ و انتشار عمومی انجیل و همچنین تلاشهای «مارتین لوتر» برای ازمیانبردن کلیشه مشهور انحصار تفسیر در دست کلیسا، جایگاه انحصاری خود را از دست داد. بااینحال، وضعیت در ایران به شکل متفاوتی دنبال شده و دستگاه چاپ به گسترش نفوذ اجتماعی روحانیت شیعه کمک روزافزونی کرد.
بررسی جامعهشناسانه کاهش ورودی حوزههای علمیه؛
ورود گسترده روحانیت به میدان سیاست پس از انقلاب، اگرچه در ابتدا ممکن بود بهعنوان رهبران انقلاب و حکومت دینی، سرمایه نمادین آنها را افزایش دهد، اما بهمرورزمان، عملکردها، ناکارآمدیها و چالشهای سیاسی و اقتصادی، مستقیماً به سرمایه نمادین روحانیت آسیب زده است.
پیدا و پنهان پروژه علم دینی در گفتوگو با سید محمدتقی موحد ابطحی/ بخش دوم؛
آقای «مصباح یزدی» حتی از اصطلاح «علم دینی» استفاده نمیکنند. عنوان کتابشان «رابطه علم و دین» است. ایشان در بهکاربردن «علم دینی» خیلی وسواس داشتند. میگفتند ما باید مواجهه پیدا کنیم. آن طرف یک حرفی زده است، من میگویم اول باید حرفش را بفهمم، بعد با تمام میراثفرهنگی خودم بیایم و آن را نقد کنم. اگر توانستم، چیزی هم به آن اضافه کنم. غرض این نبود که چیز جدیدی را تأسیس کنیم.
درآمدی بر تلازم علم و منزلت اجتماعی در گفتوگو با سجاد هجری/ بخش دوم؛
فقهای ما بحث کردهاند که صرف وجود حکومت، برای حفظ نظام اجتماعی - اقتصادی کفایت میکند. بهعبارتدیگر، صورت نظام سیاسی مستقر و آنکه مدل آن چگونه باشد، چندان دخالتی در حفظ نظام اقتصادی - اجتماعی ندارد، بلکه اصل وجود حکومت سیاسی ضروری است.
بررسی علل زوال تاریخی روحانیت در گفتوگو با سعید نیکخو/ بخش دوم؛
در همین نجف یا در همین قم، آخوندهایی جمع شدند که اگر اراده خداوند بر این باشد که من بمیرم، میمیرم. قرنطینه درستکردن تصرف در اراده خداست. اینها در تاریخ ما هست. اینها بدنهای از حوزه بودند، اما حوزه از این زیرکتر بود که گرفتار اینها شود و کاملاً خود را با تجدد تطبیق داد.
چرا حمله خارجی به ظهور مجدد دیکتاتوری در ایران میانجامد؟
اگر تغییر نه از درون، بلکه به واسطه نیروی خارجی ساماندهی شود، نیروی خارجی در پیشبرد مأموریت خود طبیعتاً رعایت منافع خود را کرده و در شرایط فقدان نیروهای مؤثر اجتماعی و درونزای قدرت، آنچه شکل میگیرد، نهتنها به آزادی نمیانجامد، بلکه دیکتاتوری مطلقهای را برساخت میکند.
بررسی نسبت هویت ملی و نهاد روحانیت در گفتوگو با محمدعلی فتحاللهی/ بخش دوم؛
تحولات جامعه ایران معاصر، بیش از آنکه نشانه افول دین یا تضعیف روحانیت باشد، بیانگر دگرگونی در کارکردها و انتظارات از این نهاد اجتماعی است. در این گفتگو، با تأکید بر پیوند هویت ملی و نهاد دین، نشان داده میشود که جامعه ایرانی همچنان به روحانیت نیاز دارد، اما این نیاز در قالبی تخصصیتر، معنویتر و متناسب با پیچیدگیهای جهان جدید بازتعریف شده است.
فرسایش تشیع فقاهتی و کاهش مرجعیت روحانیت شیعه؛
اگر عبور بخشهایی از جامعه از فقه را مفروض بگیریم، اکنون باید گفت حوزه علمیه به واسطه فقه گرایی گسترده، دچار نوعی ناهمسانی زبانی با جامعه شده و زبان گفتگوی حوزه با جامعه تضعیف شده است. امروزه جامعه پیرامون اصل خود دین، مباحث پیرامون سبک زندگی و مسائلی از این دست مسئلهمند بوده و فقه در این زمینه، ابزار مناسبی برای برقراری ارتباط ندارد.