به گزارش «سدید»؛ ورود هوش مصنوعی به عرصه آموزش عالی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی انکارناپذیر است. دانشگاه آزاد، با توجه به وسعت جغرافیایی، تنوع رشتهها و زیرساخت دانشگاهی خود، ظرفیتهای ممتازی در نقشآفرینی و پیشتازی تدوین الگویی ایرانی - اسلامی برای استفاده از هوش مصنوعی در آموزش، پژوهش و فناوری دارد. در بهکارگیری فناوری هوش مصنوعی در علوم مختلف ساختار استفاده ابزاری و مفهومی متنوعی را میتوان برشمرد. اینجا محل تأملی است که در بهکارگیری این فناوری بهصورت فرصتهای مشترک چه برنامهها و دوراندیشیهایی را میتوان بهصورت استراتژیک برنامهریزی کرد تا بهبودی در کارایی حاصل شود. اما این نکته ذهن پژوهشگر را به سمتی میکشاند که آیا با حضور این فناوری با تمام زیرساختها و نرمافزارهای قدرتمند خود، علیرغم اینکه باید نیمنگاهی هم به مصرف انرژی آن داشت، آیا نقشه راهی برنامهریزی شده که بلافاصله با شروع فعالیت خود چالش و مسئله مهمی از دغدغههای کشور را در یکی از زمینههای صنعتی، آموزشی، پژوهشی و فناوری، اقتصادی، کشاورزی و سلامت مرتفع سازد. این مهم مستلزم یک برنامهریزی هدایت شده هوشمند است. دانشگاه آزاد بهمثابه بستر گسترده علمی با ساختار دانشکدگان موضوعی مسئلهمحور در کنار فعالیت برنامههای علمی کشور و در نظام پایش آزاد با هدف مدیریت و راهبری اثربخش یکپارچه و شبکهای پژوهشهای تحصیلات تکمیلی در خط مقدم این میدان پیشتاز است.
درهمتنیدگی علوم و هوش مصنوعی
این مسئله مهم، نقشه راه را طوری رقم میزند که نشاندهنده نگاه پایهای و تبدیلی به هوش مصنوعی با ارجحیت است. این که بذری کاشته شود و محصول برداشت کنیم هر چند لازم است، اما حتماً کافی نیست. دقیقاً این برخورد باعث وابستگی و تنبلی میشود، پس بهتر است به دنبال قلمهزدن باشیم، یعنی پیوند دانش، دانشی تحولی و کارآمد و به نحوی به دنبال همسایگی و تنیدگی دانش و علوم باشیم. چه واژه و حالت رازآلودی در کوانتوم که در اینجا به زیبایی خودنمایی میکند! توسعه شبیهسازها، طراحی ساختارهای تبدیلی و دیجیتال و موارد مشابه همه به هدف حل مسئله یا مسئلههای مشترک یا نزدیک به هم در صنعت، جامعه، سلامت و پزشکی، کشاورزی و حتی فرهنگی. گاه نزدیکی علوم مسئله را از حالت چندوجهی و چندگانه به یک نقطه مشترک حلشدنی تبدیل میکند اما آگاهی و آموزش صحیح اولین کلید این راه است، پس در آموزش علوم مختلف تدریس برای خلق و تطبیق معماری اندیشه و ایده در دانشجویان آنها را به یک متفکر معمار تطبیقگر تبدیل میکند. در این صورت است که تفکر مسئلهمحوری و موضوعمحوری توسعهدهنده ساختار آموزش و پژوهش میشوند. اینجاست که سرفصلها و مباحث کلاسیک جای خود را به سرفصلهای موضوعی میدهد.
فرصتهایی از هوش مصنوعی در آموزش
فرصتهای متنوع در بهکارگیری و درک مفهومی هوش مصنوعی در زمینههای آموزشی و پژوهشی وجود دارد که به همیاری توانمند برای اساتید و دانشجویان تبدیل شده است. دانشجویان میتوانند با استفاده از فناوری هوش مصنوعی به تحلیل دادهها و شخصیسازی آنها بپردازند. تجربه داشتن یک ارائه و بازخورد فوری و دقیق به تکالیف و آزمونها از موارد موردتوجه دانشجویان است. این امر به دانشجویان کمک میکند بهسرعت اشتباهات خود را تصحیح کنند و یادگیری خود را بهبود بخشند. اتوماسیون وظایف اداری برای استاد یاریدهنده خوبی به شمار میرود. بهطوریکه هوش مصنوعی میتواند بسیاری از وظایف اداری اساتید، مانند تصحیح اوراق امتحانی، برنامهریزی کلاسها و مدیریت منابع آموزشی؛ تطبیق سرفصلها و مسئلهمحوری بودن بحث را فراهم نماید، در نتیجه زمان بیشتری برای فعالیتهای آموزشی و پژوهشی فراهم میشود. ارتقای پژوهش با هدایت توانایی و دانش به مسئلهمحوری بودن آن؛ هوش مصنوعی در تحلیل دادههای پیچیده، شبیهسازی مدلها و ارائه بینشهای جدید تبدیلی و تطبیقی به محققان کمک به سزایی میکند. این تفکر تبدیلی و تطبیقی منجر به تسریع روند پژوهش و ارتقای کیفیت نتایج میشود. دسترسی به منابع آموزشی همهوقت و در همهجا یاریدهندهای بدون انحصار به زمان و مکان است. هوش مصنوعی این مهم را بهراحتی برای دانشجویان فراهم مینماید. در این میان در شوروشوق استفاده از این فناوری نباید از تهدیدهای آشکار و پنهان آن غافل شد. البته آگاهی و اطلاع و فرهنگ استفاده از هر فناوریمحور امن استفاده را مهیا میسازد. صرف استفاده ابزاری و نه مفهومی و تطبیقی در مهارتورزی تهدیدهای خاص خود را پدیدار میکند. کاهش مهارتهای تحلیل و نگارش در دانشجویان، بروز پدیده تقلب علمی با کمک ابزاری هوش، گسترش محتواهای تولیدی بدون اصالت، ابهام در حقوق مالکیت فکری تولیدات علمی، اینها نمونهای از این موارد خواهد بود. اینجا دقیقاً زمانی است که نقش سازنده و تحولگرایانه استاد و تعالیم هوشمندانه در دانشگاه به یاری دانشجویان میآید.
نقش استاد به مربی اندیشه نه فقط ناقل محتوا
استفاده بنیادی و تطبیقی از هوش مصنوعی با دیدگاه مسئلهمحوری طرحهای دانشجویان، شکوفایی و جوانههای توسعه خواهد بود.
- آموزش سواد هوش مصنوعی به دانشجویان
- طراحی ارزیابیهای خلاقانه و تفسیری
- تقویت مهارتهای انسانی که هوش مصنوعی نمیتواند جایگزین آن شود.
اما در این میان نقش دانشجو چیست؟
مطالعه و درک فعال، استفاده مسئولانه
استفاده از هوش مصنوعی برای فهم بهتر، نه تولید کامل تکالیف
رعایت اخلاق علمی در تعامل با ابزارهای جدید
مشارکت در پژوهشهای مسئلهمحور با کمک فناوری
درهمتنیدگی کوانتومی
در فیزیک کوانتومی، دو فوتون میتوانند در حالتی از درهمتنیدگی (Entanglement) قرار گیرند؛ وضعیتی که در آن، سرنوشت یکی بهطور آنی با دیگری گره خورده، حتی اگر در فاصلهای کیهانی از یکدیگر قرار گیرند. این پدیده، رازآلود و شگفتانگیز است، اما میتواند الهامی عمیق برای رابطه انسان و هوش مصنوعی باشد. اگر ما به هوش مصنوعی صرفاً بهعنوان ابزار نگاه کنیم، نقش آن محدود و گاه آسیبزا خواهد بود اما اگر انسان و هوش مصنوعی در یک زیستبوم فکری مشترک، درهمتنیده شوند - یعنی در یادگیری، آفرینش، قضاوت و اخلاق، همزیستی آگاهانه و معنادار داشته باشند - آنگاه میتوان به شکوفایی واقعی ایدهها و خلاقیت انسانی امید بست. هوش مصنوعی باید در تاروپود آموزش، پژوهش، هنر و حل مسائل اجتماعی تنیده شود؛ نه بهمثابه یک جایگزین انسان، بلکه بهعنوان همیار اندیشهمحور تنها در این صورت است که فناوری از سطح «ابزار» عبور کرده و به «شریک خلاقیت» بدل خواهد شد.
/ انتهای پیام /