به گزارش «سدید»؛ یکی از نکات ویژه نوحه خوانان و مداحان پیشکسوت کشورمان از چندین دهه قبل تا زمانی که موسیقیهای کم مایه و برگرفته از ملودیهای بی ربط برای تشدید ضرباهنگ نوحهها در آیینهای سینهزنی و زنجیرزنی در اغلب تکایا و حسینیهها رخنه نکرده بود، توجه بسیار دقیق آنها روی اجرای نوحهها و مرثیههایی بر اساس تمها و ردیفهای موجود در موسیقی کلاسیک ایرانی بود که این دقت نظر ذاکران اهل بیت (ع) را نه تنها تبدیل به افرادی آگاه، دارای اندیشه و صاحب سبک کرده بود، بلکه آنها را به عنوان هنرمندانی نیز معرفی میکرد که خواسته یا ناخواسته تلاش میکنند برای ذکر مصیبت شهادت حضرت سید الشهدا (ع) شرایطی مهیا شود که گوش شنیداری در کنار انتقال مفهوم با موسیقی ردیف دستگاهی ایران آشنایی بیشتری پیدا کند.
این توجه و تمرکز هم در بسیاری مواقع تا جایی پیش میرفت که حتی بسیاری از خوانندگان عرصههای مختلف موسیقی بر اساس همین خوانشها و نوحهها دست به تولید آثارشان میزدند و فضا را به سمتی میبردند که گوش مخاطب به بهترین شکل ممکن شنونده و شاهد هم نشینی معقولانه و منطقی موسیقی با محتوای نوحهها و ذکر مصیبتها بود و میتوانست براساس اندیشه و مفهوم مندرج در نوحهها و ملودیهای ملهم از موسیقی ردیف دستگاهی ایران و تسلط خواننده روی این ۲ مقوله از آنچه در تکایا و حسینیههای آن سالهای نه چندان دور شنیدهایم بهترین استفاده معنوی و حسی را ببرد. مسیری که به واسطه اعتقاد راسخ ایرانیان با مفهوم عاشورا هرگز کم رنگ نشد، اما در برخی مواقع وارد جریانی شد که بهترین مصداق برای آنچه اتفاق افتاده «افراط» و «تفریط» است.
شرایطی که تقریبا از دهه هشتاد به بعد به واسطه تغییر سلیقه ها، تغییر سبکهای سینهزنی و زنجیرزنی که هدفی جز تهییج و نه تقویت اندیشه و مفاهیم مندرج در اشعار نوحهها نداشت و همچنین ابزار و ادوات پرزرق و برق هیئتها برای جلب مخاطب بیشتر به هر قیمتی ماجرای نوحه خوانی را با استفاده از آن چه «موسیقی» مینامیم، وارد مسیری کرد که اکنون برای برون رفت از بحران به وجود آمده باید کارهای زیادی انجام داد.
چارچوبی که هم باید مصداقهای مرتبط با تغییر ذائقه مخاطبان به ویژه مخاطبان جوان را مد نظر قرار دهد و هم باید به گونهای عمل کند که محتوا اسیر دست و پا بسته محتوای اشعار نشود. فضایی که تاکنون با چالشهای زیادی مواجه و تبدیل به مقولهای شده که بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران عرصه موسیقی و مداحی روی آن نظرات زیادی دارند و بر این باورند آسیب شناسی شرایط موجود باید تبدیل به یک «طرح مسئله» جدی در حوزه موسیقی آیینی شود.
اما در این فضایی که نیازمند بررسی و واکاوی جدی است، هستند افرادی که در قالب نوحه خوان و ذاکر اهل بیت نهایت تلاش خود را انجام میدهند تا با وجود همه فراز و نشیبهایی که در پیشینه فعالیتهای آنها به چشم میخورد فضای محترمانه و درخورشان و آدابی از محرم و عزاداری را به نمایش بگذارند که از جهات مختلفی قابل بررسی و ستایش است. مسیری دارای آگاهی و صدالبته برنامه ریزی شده که در میان انبوه تولید و پخش نوحههایی که دست کمی از فضای «دیسکو» ندارند توانسته هم ذائقه نسل جوان و امروزی جامعه را نگه دارد و هم شرایطی را فراهم آورد که عموم مردم و قشر پیشکسوت جامعه ایرانی نیز با نغمهها و نواهای آنها همذات پنداری زیادی پیدا کنند. مسیری ارزشمند که محمود کریمی یکی از همین افراد است.
محمود کریمی از آن دسته نوحه خوانان و در این سالها با مصداق «نوحه خوان هنرمندی» است که اگرچه سالها در عرصه مداحی دارای سوابق زیادی بوده است، اما عمده فعالیتها و آثارش از دهه هفتاد بود که با استقبال ارادتمندان اهل بیت (ع) مواجه شد و شرایطی را فراهم کرد که وی به همراه تعدادی اندک از هم نسلانش تبدیل به الگوهایی شاخص در حوزه مرثیه سرایی و نوحه خوانی شوند. مسیری که گواه چنین ادعایی افزایش چشمگیر جمعیت حاضر در هیئتهایی است که کریمی و برخی دیگر از نوحه خوانان در آنجا مستقر هستند. فرآیندی که قطعا وجوه معنوی آن دربرگیرنده ارزشهای فراوانی است، اما به واسطه آگاهی، افکارسنجی و استراتژی یک گروه تولید محتوا که محمود کریمی در ردیفهای اول آن قرار دارد توانسته وی را به عنوان یک نوحه خوان مولف در جامعه هدف خود معرفی کند. نوحه خوانی که تلاش کرده در این سالها ضمن هوشمندیهایی که بر انتخاب اشعار تمرکز دارد در حوزههای موسیقایی نیز دست به ابتکاراتی بزند که با تمام ملاحظات و انتقاداتی که میتواند به همراه داشته باشد، دربرگیرنده جریان سازیهایی است و باید چنین نگاهی را تحسین کرد.
کریمی نوحهخوان که به نظر میآید نگاه و مطالعه ویژهای روی دستگاههای موسیقی ایران و نقش آن در نوحه خوانی دارد، تقریبا جزو اولین مداحانی بود که بعد از به دست آوردن تجربیات ارزندهای که از تغییر سبکهای سینه زنی کسب کرده بود، تلاش کرد تا پلی بین گذشته و امروز باشد.
کریمی نوحهخوان که به نظر میآید نگاه و مطالعه ویژهای روی دستگاههای موسیقی ایران و نقش آن در نوحه خوانی دارد، تقریبا جزو اولین مداحانی بود که بعد از به دست آوردن تجربیات ارزندهای که از تغییر سبکهای سینه زنی کسب کرده بود، تلاش کرد تا پلی بین گذشته و امروز باشد. او در این مجال بود که به واسطه یک نقشه راهبردی سعی کرد ضمن استفاده از ملودیها و نغمههای برگرفته از سبکهای سینه زنی چندین نسل قبلتر از خود، الحان نوحهها را به سمت و سویی ببرد که هم شورانگیزی و ایجاد تهییج داشت و هم جوری در تکیه به واسطه میانداران و سبکهای موسیقایی اجرا میشد که کمتر کسی از این چارچوب انتقاد میکرد. مسیری که یکی از اوجهای آن ورود سنج و دمام به درون حسینیه محل سینه زنی محمود کریمی و عزاداران محله چیذر تهران بود و موجب شد تا بسیاری دیگر از تکایا نیز به تقلید از آن چه در این هیئت انجام گرفته، به طور رسمی از ادوات موسیقی در سینه زنیها استفاده کنند. موضوعی که متاسفانه بازهم ماجرای «افراط» گریبان گیر ماجرا شد و حواشی را ایجاد کرد که قطعا نه به نفع موسیقی و نه عرصه نوحه خوانی بود. با این حال، اما بدعتی بود که کریمی سعی داشت بدون اینکه اسیر جذابیتهای صرف موسیقایی ماجرا شود، مسیر تازهای را برای مجالس سینه زنی باز کند.
البته این تازه آغاز کار بود، چرا که کریمی تصمیم داشت روی همین رویکرد کارهای تازهای انجام دهد. کارهایی که بسیاری از آنها در واقع ادامه همان سبکهای سینه زنی دهه ۴۰ و ۵۰ تهران قدیم بود، اما میزانسن صحنه اجرایی به شکلی چیده میشد که ذائقه نسل امروز را هم در نظر میگرفت. یکی از همین مصداقها سبک چهارپایه خوانی کریمی در هیئت بود. به این قاعده که او قبل یا بعد از اجرای روضه به بیرون حسینیه یا خیمه میآمد و با استقرار یک چهارپایه به شیوه سنت چهارپایه خوانی تهرانیها در محرم که مرحوم احمد دلجو (مداح) یکی از مهمترینهای این عرصه بود و همچنین به اهتزار درآمدن پرچمی بزرگ مزین به نام حضرت سیدالشهدا (ع) نوحههایی را میخواند که سبک آنها نیز براساس همان سبک و سیاق خوانش نوحههای قدیمی بود و با صدا و لحن خاص کریمی به گونهای پیش روی سوگواران قرار میگرفت که حال خوبی بر اتمسفر جلسه حاکم میشد.
یکی دیگر از خصوصیات محمود کریمی در خوانشهای خود که در این چند سال هم شدت بیشتری به خود گرفته، اجرای نوحههایی براساس ملودیها و نواهای ماندگار بعضا ملی میهنی یا آثار بزرگان عرصه موسیقی است. فرآیندی که اوج آن در اجرای نوحه معروف به «ای ایران ایران» با استفاده از موسیقی قطعه ملی میهنی با صدای مرحوم محمد نوری هم در تکیه چیذر و هم در حسینیه حضرت امام خمینی (ره) بود که رهبری هم قبل از آغاز مراسم به کریمی فرمودند: «ای ایران بخوان»؛ نکتهای که میتواند به عنوان یکی از امتیازات موسیقایی محمود کریمی در اجرای نوحه هایش محسوب شود.
کریمی، اما به این شرایط هم قانع نبود. او تلاش کرد تا با استفاده از ملودیها و نواهایی ملهم از موسیقی اقوام ایران نوحههایی را نیز آماده کند که بتواند براساس آنها رنگ و بوی متفاوت و کمتر تجربه شدهای را پیش روی سوگواران قرار دهد. مسیری که در این چند سال چندین و چند بارتکرار شد و نشان داد که ظرفیت بالقوه موسیقی نواحی ایران در صورت هوشمندی و ابتکار عمل تا چه اندازه میتواند هم در شورانگیزی برای عرض ارادت و هم در حوزه القای یک محتوای مذهبی، نقش ارزندهای ایفا کند. موضوعی که محمود کریمی بارها و بارها در قالب گویشها و لهجههای مختلف، آن را در مراسم سینه زنی تجربه کرده و نشان داده که میتوان با این رویکرد کارهای تاثیرگذاری انجام داد.
به هر ترتیب محمود کریمی نشان داده علاوه بر تسلطی کم مثال در مداحی و نوحه خوانی، میبایست در حوزه موسیقی نیز آگاهی داشت، یک آگاهی خردمندانه که هم جوانب شرعی ماجرا را مورد توجه قرار دهد و کار را به افراط و تفریط نرساند و هم بتواند مسیر خوبی برای بیان مفاهیم اشعار نوحه آن هم مبتنی بر نوشتههای مقاتل ایفا کند. چارچوبی که بی تردید خالی از انتقاد نیست، اما کریمی نشان داد میتوان با تکیه بر موسیقی، فضای متعارفی را در نوحه خوانی تعریف کرد که در عین قاعده مندی و پرهیز از باری به هرجهت بودن، بدعتهای خوبی برای جذب جوانان به سمت حسینیهها و تکایا طراحی کرد. مسیری که اگرچه در برخی مواقع توسط برخی مداحان کم سن و سالتر وارد چالشهای عجیب و غریبی شده، اما قطعا نمیتوان نقش محمود کریمی در ایجاد یک پل ارتباطی مستحکم بین گذشته و حال را نادیده گرفت. فرآیندی که یک «دم گرم» میخواهد و اندکی مطالعه خردمندانه که میتواند با موسیقی نیز هم نشینی مسالمت آمیزی داشته باشد.
/ انتهای پیام /