گروه دین و اندیشه «سدید»؛ این روزها اگر سری به فضای مجازی زده و مقداری در آن به جستجو بپردازید، یکی از میدانهای تولید محتوا که بعضاً از جذابیت بالایی نیز برخوردار بوده و پر مخاطب واقع میشوند، پیشگوییهای مرتبط با آینده است که خصوصاً توسط تجربه گران نزدیک به مرگ موسوم به ndeها صورت میگیرد. در این ویدئوها شاهدیم که این تجربه گران بعضاً با جزئیات، حوادث مرتبط با آینده - اعم از سرنوشت جنگ میان ایران و اسرائیل و اتفاقات مرتبط با منطقه تا ظهور امامزمان (عج) - را توضیح داده و پیشگویی میکنند. واقعیت آن است که جهل نسبت به پدیدهها در انسان ایجاد نوعی احساس ناامنی میکند. ریشه این موضوع را نیز شاید بتوان در عدم کنترل و مدیریت در حالت جهل دانست.
علم همواره نوعی قابلیت تسلط، کنترل و مدیریت در انسان ایجاد کرده و از همین رو، انسانها با گسترش دانش خود پیرامون انسان، طبیعت و جامعه، امکان مدیریت و استیلا بر آن را نیز به دست میآورند. بااینحال، جهل عامل اصلی فقدان مدیریت، کنترل و در نتیجه اضطراب است. انسانها برای ارضای این نیاز طبیعتاً به دنبال دیسیپلینهای دانشی رفته تا در تلاشی روشمند، بتوانند آینده را پیشبینی و کنترل کنند. بااینحال اما دیسیپلینهای دانشی، هیچگاه در این زمینه ادعای مطلقانگاری نداشته و مدعی نبودهاند که به نحو کامل چنین هدفی را محقق میسازند. بهعبارتدیگر، اندیشمندان بهموازات تبدیل مجهولات خود به معلومات، متوجه این موضوع میشوند که حجم امور مجهول همواره بیش از اموری است که نسبت به آنها علم یافتهاند. شاید به همین واسطه باشد که علم، لزوماً برای عموم مردم چندان جذاب نیست؛ چراکه نمیتواند حس آرامشی مطلق را در انسان ایجاد کند. در چنین اتمسفری، جامعه بیکار نمانده و تلاش دارد تا از طریق روشهای غیرمعمول نظیر کهانت، سحر و جادو، طالعبینی و دهها مورد دیگر، نوعی آرامش برای خود ایجاد کند.
. گذشته از انواع مختلف پیشگوییهایی که امروزه شاهد هستیم، یک مدل از پیشگوییها در قالب بیان و اعتباربخشی از سوی تجربه گران نزدیک به مرگ صورت میگیرد.
تاریخ انسان از دیرباز تا به امروز، لبریز از چنین مقولاتی بوده است. مقولاتی که علیرغم گسترش علم نسبت به خرافی بودن آنها، باز هم از عرصه فرهنگ انسانی رخت بر نبستهاند. این وضعیت - خصوصاً در شرایط بحرانی که جامعه در وضعیت تعلیق و ابهام قرار دارد - تشدید میشود. البته این سخن مختص به جامعه نبوده و حتی در عرصه امور فردی نیز صادق است. بهعبارتدیگر، چهبسا افرادی که در شرایط عادی، امور فوق را نوعی خرافه تلقی کرده و مراجعه به آنها را درست ندانند؛ اما در هنگامه بحران، لااقل از جهت اطمینان خاطر، مراجعه به چنین مواردی را ناشایست تلقی نکنند.
امروزه نیز ناشی از رخدادهای اخیر، یکی از تکانههایی که جامعه با آن مواجهه شده، رواج و گسترش پیشگویی از آینده است. جامعه بهنوعی تشنه اطلاعیابی از آینده بوده و مشتاق است تا سناریو های پیش رو را بشنود، اما نه از زبان کارشناسان و با بیان شروط و قواعدی مبهم که میتواند چندین سناریو را معتبر سازد؛ بلکه از زبان یک پیشگو که یک سناریو را به نحو قطعی، مطرح ساخته و میتواند جنبه اطمینانبخشی در مخاطب را ایجاد کند. گذشته از انواع مختلف پیشگوییهایی که امروزه شاهد هستیم، یک مدل از پیشگوییها در قالب بیان و اعتباربخشی از سوی تجربه گران نزدیک به مرگ صورت میگیرد. بدین صورت که تجربهگر نزدیک به مرگ، مدعی میشود که در فرایند تجربه خود، آینده را با جزئیات خاصی مشاهده کرده است. در ادامه تلاش داریم تا به بررسی جزئیتر این مدل از تجربیات بپردازیم.
بررسی تجربه گران نزدیک به مرگ در سه ساحت
ابتدا بهعنوان مقدمه باید گفت که تجربه نزدیک به مرگ یا «Near-death experience» دلالت بر تجربهای روانی دارد که فرد در آن بر اثر حادثه یا رخدادی، احساس میکند که مرگ را تجربه کرده، از کالبد خود خارج شده، حوادث و رخدادهایی را دیده و سپس به جسم خود بازگشته است. نخستینبار این پدیده توسط «ریمود مودی» - روانپزشک آمریکایی کشف میشود. مودی با مشاهده حالات مشترکی که برخی از بیماران خود داشتند، متوجه وضعیتی در آنها شده و سپس طی سالیان دراز، با تجربهنگاری این حالات، نهایتاً کتابی را تحت عنوان «Life After Life» یا همان «زندگی پس از زندگی» به رشته تحریر در میآورد. پس از نگارش این کتاب، بحث و گفتگو پیرامون ماهیت، چیستی و اعتبار این پدیدهها و پدیدههای متنوع از این جنس که به پدیدههای «فرا روانشناختی» شهرت یافتهاند، گسترش مییابد.
واقعیت آن است که تجربههای تجربه گران نزدیک به مرگ، عموماً حاوی دلالتهای مستقیم دینی بوده و با پدیدههای دینی نظیر معاد، حسابوکتاب و اموری از این سنخ، گره میخورد.
پیرامون این پدیده در سه سطح میتوان بحث کرد. نخست، لایه معرفتشناسانه تجربه نزدیک به مرگ است. در این لایه پرسش اصلی آن است که تجربههای تجربه گران نزدیک به مرگ، تا چه میزان مطابق واقع بوده یا بهعبارتدیگر تا چه میزان گزارش این افراد، واقعنمایی دارد؟ در این زمینه، بیش از شش نظریه مختلف مطرح شده است. خوشبینانهترین ایده آن است که تجربههای فوقالذکر همگی در حکم رؤیای صادقه بوده و کاملاً منطبق با واقع هستند، اما بدبینانهترین ایده، تجربه گران را در حکم یک شیاد معرفی میکند. اما برخی معتقدند که این تجربه گران، انتظارات خود را مشاهده کرده و دسته دیگر بر این باورند که این تصاویر، نتیجه عدم دریافت اکسیژن کافی توسط ناحیه «لب تمپورال» مغز است.
لایه دوم بحث به دلالتهای دینشناختی و حجیت دینی این پدیدهها باز میگردد. واقعیت آن است که تجربههای تجربه گران نزدیک به مرگ، عموماً حاوی دلالتهای مستقیم دینی بوده و با پدیدههای دینی نظیر معاد، حسابوکتاب و اموری از این سنخ، گره میخورد. گذشته از آنکه این تجربهها مطابق با بیانات دینی بوده یا مخالف با آنها باشد، آنچه از منظر دین مسلم تلقی میشود آن است که این تجربیات، هیچگاه حجت تلقی نشده و نمیتوان تعامل یک امر دینی را با آنها نمود. بهعبارتدیگر، منابع دین (قرآن، روایت، سنت، عقل) روشن و مشخص بوده و فراروی از آنها هیچگاه مجاز تلقی نمیشود. از منظر دینی حتی شهود عارف نیز میتواند تنها برای خود وی حجت بوده و هیچگاه بهعنوان سند دینی اثبات گزارهای برای دیگران نمیتواند مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
لایه سوم بحث، گذشته از دو لایه پیشین راجع به این موضوع است که وسعت و اعتبار تجربیات این افراد تا چه حدی است؟ بهعبارتدیگر، حتی اگر ما در لایه نخست بحث، از واقعگرایی تام و تمام این تجربیات دفاع نمودیم، آیا در این لایه میتوان مدعی بود که یک تجربهگر نزدیک به مرگ میتواند سرنوشت یک انسان دیگر را پیشبینی کرده یا ساحت تجربه صرفاً منحصر در خود فرد و آن هم نه اخبار از آینده فرد است؟ آنچه از بررسی تجربیات مختلف این افراد به دست میآید آن است که تجربههای نزدیک به مرگ، هیچگاه نمیتواند به پیشگویی منجر شود. این تجربهها افراد را حائز یک قدرت خاص و جادویی نکرده و آنها نمیتوانند به صرف تجربه نزدیک به مرگ، قدرت پیشگویی برای یک جامعه یا افراد دیگر را به دست بیاورند.
بازاری که روزبهروز داغتر میشود
اکنون باتوجهبه مقدماتی که تا کنون طی کردیم، مناسب است تا به سطور اولیه این نگاشته باز گردیم. ویدئوهایی که امروزه در بستر فضای مجازی تحت عنوان پیشگویی تجربه گران نزدیک به مرگ راجع به ظهور، جنگ ایران و رژیم صهیونیستی و آینده منطقه میبینیم تا چه میزان میتواند درست باشد؟ واقعیت آن است که باتوجهبه سه لایه بحثی که صورت گرفت، این پیشگوییها با چالشهای بسیار جدی مواجهه هستند. نخست آنکه اصل واقعنمایی و ارزشمندی معرفتشناختی این پدیدهها، بسیار پرابهام است. حتی اگر از این لایه عبور کرده و اصل اعتبار این تجربهها را بپذیریم، دو لایه بعدی، عدم وثوق چنین پیشگوییهایی را تضمین میکند.
واقعیت آن است که ژانر تجربههای نزدیک به مرگ در کشور ما با محیطهای دینی و برخی دغدغهمندان دینی بهشدت گره خورده است. برخی تصور میکردند با این رویکرد میتوان موجی را در معنویت شکل داده و به تقویت دینداری جامعه کمک نمود.
نکتهای که در پایان شایسته است به آن پرداخته شود، هشداری است که سالها پیش نسبت به مروجان این ژانر داده میشد. واقعیت آن است که ژانر تجربههای نزدیک به مرگ در کشور ما با محیطهای دینی و برخی دغدغهمندان دینی بهشدت گره خورده است. برخی تصور میکردند با این رویکرد میتوان موجی را در معنویت شکل داده و به تقویت دینداری جامعه کمک نمود. برنامه «زندگی پس از زندگی» ساخته آقای «عباس موزون» و بسیاری از آثار و کتابهای پرفروش از نشر «معارف»، با همین انگیزه تولید شده و در نوع خود، طی سالهای گذشته تا حدودی موفق بودهاند. بااینحال اما برخی منتقدین در همان برهه تذکر میدادند که گامنهادن در این عرصه، بهمثابه گامنهادن در محیطی لغزان است. در همان برهه هشدار داده میشد که تقویت چنین فضایی باتوجهبه گسترش فضای مجازی، میتواند منجر به رواج این تجربهها و طبعاً ظهور تجربه گران دروغین شده و طبیعتاً امکان مدیریت آن یا نبوده یا بهشدت پایین است و خطر این قضیه برای عرصه دینداری بهمراتب بیشتر از امکانها و ظرفیتهای آن است.
اینکه امروز میبینیم این تجربه گران بهمثابه مراجعی اجتماعی به خود جرئت میدهند که پای در ساحت مرجعیت دینی گذاشته و بعضاً خود را بهعنوان مدعی و مبلغ ایدهای دینی تلقی کنند، تنها رگههایی از خطری است که میتواند در آینده گسترش یابد.
برای توضیح بیشتر میتوان به یک مورد مشابه در دین که اتفاقاً پیرامون آن تولید ادبیات مفصلی نیز شده است، اشاره کرد. آن مورد خاص «خواب» است. حسب آنچه از روایات معتبر به دست میآید، خواب ظرفیت بالایی در هدایت انسانها دارد. خداوند در قرآن کریم تصریح دارد که نسبت به برخی از پیامبران در خواب وحی کرده و این نشان از ظرفیت بالای این پدیده دارد. در روایات وارد شده است که پیامبران هر چه برای جامعه از معارف دینی سخن میگفتند، این معارف برای آنان روشن نمیشد، تا آنکه خداوند خواب را برای انسان جعل کرد تا درکی از ملکوت به دست آورد. بااینحال، علیرغم این ظرفیتها هیچگاه حضرات معصومین و علمای بزرگ دین از خواب بهعنوان دلیلی دینی استفاده نکرده و همواره این تحذیر را دادهاند که در بیان دین و تبلیغ آن، به جای استفاده و استناد به خواب از ادله متقن دینی - اعم از روایی یا عقلی - استفاده شود. دلیل این موضوع نیز جدای از اهتمام دینی به تربیت عقلانی انسانها، توجه به لغزان بودن این مسیر است. این مسیر انسانها را از عقلانیت دور کرده و زمینه افتادن آنها در ورطه خرافات را نیز فراهم میسازد. از چنین مواجههای که دین با مقوله خواب در گذشته داشته، میتوان به وضعیت فعلی منتقل شده و نوعی الگوبرداری کرد تا به جای تربیت انسانها با چنین فضایی، تلاشی برای گسترش عقلانیت در آنها نمود.
/ انتهای پیام /