گروه فرهنگ و هنر «سدید»؛ فضای رسانهای ایران از دههها قبل، شاهد تمرکز و توجه به مجموعه آثار ملی با مایههای حماسی و بومی بوده است که بسیاری از این آثار از جهت ریشهیابی، به مجموعه عناصر تشکیلدهندهای بازمیگردد که حاوی مفاهیم و مضامین توأمان ملی و مذهبی است. این میراث در ساحت حکومتداری در ایران حداقل پانصد سال قدمت دارد و نیک روشن است که از عوامل اقبال عمومی نسبت به این آثار، همین قدمت و پیشینه کهن و قدیمی آن است. رسانه ملی به فراخور اوقات و مناسبتها، سعی کرده تا این ترکیب قدیمی در فرهنگ شنوایی مردم سرزمین ایران را دائماً ضریب دهد؛ اما آنچه بسیار حائز اهمیت بوده و هست، بازتولید این فرهنگ در دیگر آثار است که در وهله اول پایه شنوایی داشته و مجموعه عناصر تشکیلدهنده آن حاوی مجموعه خردهفرهنگهای شنوایی و موسیقایی بوده و هر بخش از آن به گوشهای از فرهنگ نواحی ایران کهن و بزرگ بازمیگردد و میتواند لفظ ملی را به خود اختصاص دهد. البته به نسبت داشتهها و ذخایر این میراث در فرهنگ و ادبیات پایداری و شنوایی ایرانزمین، هنوز هم این میزان از ارائه و بازتولید آثار با مایههای ملی حاوی مفاهیم بومی و دینی و مذهبی درخور نبوده و این خلأ فرهنگی - محتوایی خود را در بزنگاههایی مانند ایام تجاوز ناگهانی دشمن به تمامیت ارضی ایران نشان داده است.
تنوع عناصر موسیقایی در فرهنگ ملی ایران
با مرور گذشته فرهنگ موسیقایی ایران کهن و بزرگ، این قابلمشاهده است که موسیقی، جزئی از فرهنگ روزمره و زندگانی ایرانیان بوده است؛ چون ایرانیان از صبح که برای آغاز روز نو از خواب برمیخاستند، بهوقت اذان صبح با یک گونه موسیقایی مذهبی و دینی روبرو بودهاند و همچنین در طول روز در قالب موسیقی کار، با کارآواها و گونه موسیقایی مختص کار و تلاش با این میراث همراه شدهاند و حتی در مراسمها و آئینیهای گوناگون در فرهنگ بومی خود اعم از سوگ و سور و شادی و عزا و... نیز موسیقی جزء ثابتی از ساحت زندگی آنها را شامل میشده است. در واقع، موسیقی همراه و همنوا با ریتم زندگی ثابت و در گردش آنها بوده است. به طور خاص، ایرانیان حتی بهوقت رزم و حضور در آوردگاه مقابله با خصم و زیادهخواهی دشمن از موسیقی برای قوت قلب و مددخواهی برای کسب پیروزی و فتح و ظفر تا انسجام روانی و هماهنگی قوا در آئین و اصول و رسوم رزمی بهرهمند میشدند که در فرهنگ شنوایی ما به موسیقی «رزمی» مشهور است.
در ایام دهه ۶۰، همزمان با تجاوز رژیم بعث صدام به ایران، برخی موسیقیدانان ایرانی مانند روانشاد استاد «محمدرضا لطفی» از این گونه موسیقی رزمی بهره برده و با ساخت آثاری با تم مقاومت و پایداری و خصوصاً بهره از ضرباهنگهای کوبنده و وجدآور و تشجیعکننده، سعی در تقویت عناصر رزمی داشتند. در اینجا به دو نمونه کلی از ماهیت این آثار میتوان اشاره کرد؛ اول اینکه بهوسیله یک عنصر غیرمستقیم در قالب یک اثر هنری القا میکند که اوضاع عادی نیست و وقت رزم و پیکار و مقاومت در برابر یک عامل بیگانه و دشمن است. دوم اینکه با این وسیله، نوعی از روحیه مقاومت را بهواسطة این آثار و صدالبته کلام همراستا با این آثار که سروده شعرای انقلابی تراز اول ایران بوده، به جامعه تلقین کرده و بهمرور، روحیه شجاعت، ایستادگی، همدلی و کنار هم بودن برای پیکار و ایستادگی در مقابل دشمن را هرچه بیشتر در قالب یک سلسله اثرات غیرمستقیم و تدریجی در حافظه شنوایی مخاطب نهادینه کرده و تقویت روحیه مقاومت و خصوصاً تابآوری روانی را در آنها در پی داشته است.
الگوی دهه ۶۰؛ رمز پیشبرنده فرهنگ موسیقایی مقاومت
با مرور آنچه از موسیقی پایداری و رزمی و مقاومت از دهه ۶۰ گفته شد، ضروری به نظر میرسد که رسانه ملی بهعنوان رسانهای که هنوز در کشور و در میان ایرانیان ساکن کشور و حتی برخی ایرانیان خارج کشور از مرجعیت رسانهای نسبی برخوردار است، دوران فرهنگ موسیقایی مقاومت در دهه ۶۰ را مدنظر قرار دهد. البته نمیشود تماماً و عیناً آنچه در آن روزها ارائهشده را امروز بازپخش کنند؛ زیرا نسل تغییر کرده، جنس جنگ امروز با جنگ دهه ۶۰ از جنبه ترکیب روشهای میدانی و روانی و تکنولوژیک تفاوت اساسی کرده و مواجه مردم و عموم با آثار موسیقایی از تنوع فراوانی برخوردار شده است و در این وضعیت، رقابت قدری غیرمنطقی به نظر میرسد؛ اما آنچه بهعنوان موسیقی پایداری و رزمی در دهه ۶۰ ارائه شد، نه از جنبه نمونه آثار، بلکه از جنبه فرم هنری آن قابل الگوبرداری و بازتولید برای زمانه کنونی است. آن فرم و الگو حاوی ضرباهنگی خاص، ملودیهای تشجیعکننده، کلام ماندگار و کوبنده و الهامبخش و فصل مشترک مفاهیم مستتر در این فرم، ایستادگی و روحیه جمعی و مقاومت است و اگر چنین فرمی مورد الگوبرداری و حتی تقلید نعل به نعل باشد، چون یک فرم حاوی محتوای خاص خود است، برای تولید آثار سرود و موسیقی و حتی آثار کمی سطحیتر و عمومیتر مانند گونهای از آثار موسیقی پاپ میتواند مفید باشد.
آنچه در ایجاد گونهای ملی در قالب آثار سرود و موسیقی برای ایام مقاومت و ایستادگی فعلی حائز اهمیت است، بهرهبرداری از الگوهای داخلی و موسیقی بومی دهه ۶۰ است که از آن فرم تبعیت کند و در این صورت، محتوا نیز از آن فرم ملهم شده و سایر محتوای مشابه با آن در قالب بازتولید آثار نیز برای زمانه فعلی میتواند اثری مؤثر و مثبت و سازنده برای جامعه توأم با مقاومت امروز داشته باشد. باید دقت داشت که محتوا تابعی از فرم است و با فرمهای غیرایرانی و فرنگی مانند «راک»، «رپ»، «جاز»، «متال» و «ترنس» نمیشود کلام ملی و بومی و مفاهیم موجود در آن را به مخاطب منتقل کرد. فرم، چون ظرفی میماند که هرچه از مضامین ملی در قالب آثار کلامی و غیرکلامی در آن ریخته شود، بازهم تابع فرمی خواهد بود که آن را در گنجایش خود فراگرفته است و حداقل از آن یک اثر ملی دارای عناصر و گونهها در خدمت مفاهیم خاص و بومی مقاومت و ایستادگی ایرانی حاصل نمیشود و حتی ممکن است اثرات معکوس روانی مانند احساسات ترس و خشم و هیجانات منفی را نیز به مخاطب القا کند.
/ انتهای پیام /