۱۴۰۴/۱۰/۱۵
۱۷:۴۰
کد خبر : ۱۱۴۴۱
حفره‌های ضعف هویتی چگونه پیاده‌نظام نامرئی دشمن را صف‌بندی می‌کند؟

فلج هویت ملی در بستر شهروندی مجازی

فلج هویت ملی در بستر شهروندی مجازی
ذهن شهروند مجازی پیش از بحرانی مانند جنگ از حساسیت‌ها نسبت به هویت ملی و دفاع سرزمینی از خود در مقابل غیر دور می‌شود و با اندک فشاری، تاب‌آوری خود را در وقت جنگ از دست داده و حتی به شکل معکوس و در مواردی برای مقابله با به‌اصطلاح جنگ‌طلبی، وارد همکاری غافلانه با دشمن می‌شود.

گروه فرهنگ و هنر «سدید»؛  با مرور گذشته گونه‌های خاص انسان در طول تاریخ بشر، ضمن تأثیر ژن و محیط بر شکل‌دهی رفتار انسان‌ها، مسئله هویت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این اهمیت از مجموعه نشانگان و عناصر محیطی و شخصیتی تشکیل می‌شود که ضمن ایجاد یک کل واحد، آن کل را به جامعه پیرامون خود تعمیم می‌دهد. هویت از سنین کم به‌مرور به نضج می‌رسد و به‌تدریج هرچه فرد به بزرگ‌سالی نزدیک می‌شود، ضمن اینکه حاوی تجربه و خردورزی می‌گردد، شکلی از حکمت زندگی نیز او را درگیر ساخته و کل واحد انسان را به خود مشغول می‌کند. این‌گونه است که مجموعه آداب و رسوم فرهنگ و آئین‌ها در چهارچوب شخصیت یک فرد به گونه‌های فکری و سبک و الگوهای زیستی تبدیل می‌شود و به‌مرور به رفتار فرد جهت می‌دهد؛ حال‌آنکه اشتراکات فرهنگی جدای از حدود مرزهای جغرافیایی و سرزمینی، می‌تواند انسان‌هایی با مسائل و خرده موضوعات زیستی و فکری به‌هم‌پیوسته و مشترک را گردهم سازمان‌دهی کند که در بزنگاه‌های مختلف و لحظات حساس، یک رفتار نسبتاً واحد از آن‌ها بروز کند.

در رویدادهای گوناگون - خصوصاً در بستر جامعه دو دهه اخیر ایران - این اشتراکات فرهنگی که به‌تدریج به سازمانی از هویت و تشابهات جمعی دسته متکثری از شهروندان ایرانی - خصوصاً در قشر نوجوان و جوان - تبدیل شده، باعث شده تا شهروند ایرانی نوجوان و جوان، در زیست‌بوم ایران و جامعه ایرانی زندگی کند، اما در زمان خاص و در نقطه ایجابی و تأثیرگذاری دشمن، اقدامی از خود نشان ندهد. چنین است که این شهروند، چون با خاستگاه‌های بیگانه و فرهنگ مهاجم رشد کرده - خصوصاً در مواجهه و تأثیرپذیری از رسانه‌های دیداری و شنیداری اعم از فیلم و سریال و انیمیشن و صنعت Game تولید دشمن - به‌وقت ضرورت، با فاصله‌گرفتن از فرهنگ و هویت خودی، عملاً مانند یک پیاده‌نظام رشدیافته در فرهنگ مهاجم و بیگانه عمل می‌کند و باوجود فاصله فراوان مسافت جغرافیایی از دشمن، ولی همسو و هم‌راستا با اهداف آن تأثیر می‌گذارد و اقدام مؤثر می‌کند.

 

شهروندی مجازی غرب و فروکش‌کردن تدریجی حساسیت به هویت ملی

مسئله مواجهه نسلی که در دو دهه اول زندگی خود با جهان مجازی مواجه بوده و معیارهای فرهنگی خود را از آنجا استخراج کرده و سامان داده، فرصت مناسبی برای مهاجم فرهنگی فراهم می‌کند که به وقت ضرورت با دست‌مایه قراردادن اقدامات عملیات روانی، بهره‌برداری خود را از جامعه‌ای ببرد که پیش‌تر و به‌تدریج، حکم شهروند مجازی غربی را پیدا کرده و آن‌گونه فکر و متعاقباً رفتار می‌کند که تعلقات فرهنگی غیر، در او ایجاد انتظار مطلوب‌سازی می‌کند.

وقتی شهروند ایرانی در دنیای ارتباطات و فضای مجازی و خصوصاً در مواجهه با محصولات فیلم و سریال و بازی‌های رایانه‌ای، جهان فکر و محاسبات ذهنی خود را در زیست‌بوم فرهنگی بیگانه سامان می‌دهد، طبیعی است که با فاصله‌گرفتن از فرهنگ خودی، نوع زیست و سبک زندگی برآمده از این محصولات، وی را در مرتبه مقایسه خود با غیر قرار دهد و فواصلِ میان فرهنگ و اجتماع و خصوصاً معیشت و سطح رفاه اجتماعی خود را با جامعه بیگانه ملاک سنجش برتری خود با غیر قرار دهد و حس عقب‌ماندگی عمیقی را لمس و احساس کند. در نتیجه، جامعه غربی و بیگانه را نقطه رفیع و مؤثر زندگی خود قرار داده و بدین روی، همت گمارد تا روزی مانند چنین جامعه‌ای زیست کند و نوعی از آزادی و رفاه را که بعضاً هیچ‌گاه تجربه نکرده داشته باشد، آرزو کند. این سطح قیاس و عمق گرفتن تدریجی این شکاف در بستر این مقایسه، منجر به تضعیف پایه‌های هویتی فرهنگ خودی نزد ذهن و ضمیر ناخودآگاه شهروند شده و به‌مرور، شاخص‌های اثرگذار دیگری مانند عرق ملی و پایبندی به هویت ملی و مجموعه فرهنگ‌هایی که یک ملت و انسجام آن را شکل داده را تحت‌تأثیر منفی قرار داده و تعلق فرهنگی به فرهنگ خودی را تضعیف می‌کند. با این تضعیف ریشه‌ای، چنین شهروندی می‌تواند طعمه خوبی برای دشمن به‌منظور پیاده‌سازی اهدافش باشد. از دل چنین ضعف و خلأ هویتی و فقدان تعلق به فرهنگ ملی، ممکن است چنین شهروندی با تطمیع‌های فراوان ابزار هرگونه خیانت به ملت و مردم جامعه خودش باشد.

مسئله مواجهه نسلی که در دو دهه اول زندگی خود با جهان مجازی مواجه بوده و معیارهای فرهنگی خود را از آنجا استخراج کرده و سامان داده، فرصت مناسبی برای مهاجم فرهنگی فراهم می‌کند که به وقت ضرورت با دست‌مایه قراردادن اقدامات عملیات روانی، بهره‌برداری خود را از جامعه‌ای ببرد که پیش‌تر و به‌تدریج، حکم شهروند مجازی غربی را پیدا کرده و آن‌گونه فکر و متعاقباً رفتار می‌کند که تعلقات فرهنگی غیر، در او ایجاد انتظار مطلوب‌سازی می‌کند. ازاین‌رو، قابل‌ذکر است که امروزه کارکرد رسانه‌های مهاجم در فرهنگ‌های دیگر، هدف‌گرفتن نوع تفکر و اندیشه فردی به مسئله پاسداشت و مراقبت از فرهنگ خودی نسبت به هرگونه فرهنگ غیرخودی است؛ لذا رسانه تلاش می‌کند اساساً جنگ را پدیده‌ای زشت و غیرانسانی جلوه دهد و تمایل به آن را به سطح تبدیل فرهنگی از فرهنگ صلح و دوستی به فرهنگ توحش تقلیل دهد که در بستر زیرین چنین القائات کلی، مسئله دفاع از تمامیت فرهنگی و سرزمینی در مقابل دشمن زیاده‌خواه و متجاوز، به‌تدریج امری زشت و مذموم و دور از تمدن و فرهنگ مترقی معرفی و درونی شده و هرگونه مقابله به‌تدریج به‌عنوان عامل ضد صلح و آرامش و جهان آرمانی معرفی می‌شود. این هم از جمله عواملی است که در بستر رسانه، ذهن شهروندی که در سوشال‌مدیا زیست می‌کند را با این گزاره روبرو می‌کند که «جنگ‌طلب، منزوی و وحشی است و آنکه خود داوطلب صلح و دوستی است، در جهان امروز از فضیلت فرهنگی و اجتماعی برخوردار خواهد بود.» چنین است که ذهن شهروند مجازی پیش از بحرانی مانند جنگ از حساسیت‌ها نسبت به هویت ملی و دفاع سرزمینی از خود در مقابل غیر دور می‌شود و با اندک فشاری، تاب‌آوری خود را در وقت جنگ از دست داده و حتی به شکل معکوس و در مواردی برای مقابله با به‌اصطلاح جنگ‌طلبی، وارد همکاری غافلانه با دشمن می‌شود. این موارد ازجمله کارکردهای عمومی و پایه‌ای رسانه در مقابله با هویت، عرق و تعلق ملی است که شهروند ممکن است نسبت به فرهنگ و ملت خود داشته باشد.

 

قطع ارتباط با هویت ملی و تربیت شهروندی بر اساس زیست‌بوم مجازی‌پایه غربی

در طی جنگ ۱۲ روزه، ضمن تبلور مجموعه زمینه‌های کمتر شناخته‌شده یا شناخته‌نشده معطوف به عناصر هویت و عرق سرزمینی و ملی، دیده شد که قشر قابل‌توجهی از جامعه، ضمن عبور تدریجی از شوک روزهای اول تجاوز، به‌مرور به‌نوعی از تاب‌آوری دچار شدند و سعی کردند تا ضمن تداوم مسیر توقف‌ناپذیر زندگی، با تمام التهاب و اضطراب ذاتی جنگ، روند زندگی عادی خود را پیش بگیرند. این اقشار طبیعتاً از دسته‌های فرهنگی و اجتماعی مردمی تشکیل می‌شوند که یا جنگ را تجربه کرده بوده یا در فضای پرالتهاب دهه‌های گذشته زندگی تا ایام نزدیک به میان‌سالی در جدل با عافیت یا رنج و سختی‌های زندگی بودند. در نهایت، اکثریت جامعه ایرانی - صرف‌نظر از تفاوت‌ها - با موضوع جنگ مواجه بودند؛ اما به‌مرور با انتشار گزارش‌هایی تا روزهای پایانی جنگ، روشن می‌شد که برخی شهروندان ایرانی ضمن همکاری با دشمن در جریان پروژه‌های ضدامنیتی یا با موقعیت‌های اعتراضی و به سبب رسیدن به مطلوب و جامعه آرمانی ذهن خودشان، تن به همکاری با دشمن و اقدام جاسوسی داده بودند؛ درحالی‌که شاهد بودند اقدامات ضدامنیتی دشمن، منجر شده بود که حتی به افراد غیرنظامی و اماکن غیرنظامی نیز خسارات مالی و جانی وارد شود.

اکثریت جامعه ایرانی - صرف‌نظر از تفاوت‌ها - با موضوع جنگ مواجه بودند؛ اما به‌مرور با انتشار گزارش‌هایی تا روزهای پایانی جنگ، روشن می‌شد که برخی شهروندان ایرانی ضمن همکاری با دشمن در جریان پروژه‌های ضدامنیتی یا با موقعیت‌های اعتراضی و به سبب رسیدن به مطلوب و جامعه آرمانی ذهن خودشان، تن به همکاری با دشمن و اقدام جاسوسی داده بودند

به راستی چه می‌شود که یک شهروند، خود رأساً اقدام به حضور در صف پیاده‌نظام دشمن می‌کند؟ در این جهت، مسائل فراوانی مانند کینه‌ها و کدورت‌ها و عقده‌های یک شهروند نسبت به حکومت وقت مطرح است؛ اما زیست تدریجی در فرهنگ و زیست‌بوم فرهنگ غیرخودی و درونی‌سازی تدریجی فرهنگ غربی و تمایلات فرهنگی و فرهنگ اجتماعی غربی از کودکی تا بزرگ‌سالی، مجموعه‌ای از محاسبات و برداشت‌های ذهنی یک شهروند را می‌تواند چنان تحت‌تأثیر قرار دهد که خلاف زیست در اتمسفر هویت ملی و تعلقات فرهنگ ملی به هر علت - اعم از اعتراض، عناد و غیره - او را مجاب کند و حتی توجیه و اقناع سازد که در درون مرزهای کشورش به‌عنوان پیاده‌نظام دشمن، تکه‌ای حتی ناچیز از پازل ضدامنیت ملی توسط دشمن را تکمیل کند.

با یک بررسی ساده، روشن می‌شود که قطع ارتباط با مسیر شناخت از هویت ملی و فرهنگ اصیل خودی می‌تواند به‌تدریج گرایش یک شهروند به‌ظاهر ساکن درون مرزهای جغرافیایی را به آرمان و خواست دشمن نزدیک کند و به طور مثال، اقدام تجاوزگرانه دشمن را تحت‌تأثیر القائات تدریجی حمل بر رهایی و آزادسازی قلمداد کرده و این مسئله ازجمله مهم‌ترین برون‌دادهای یک جریان عظیم فرهنگ نفوذی و مهاجم است که از دهه‌ها پیش با هدف نهایی و غایی و البته با ادبیات مزورانه جهان آزاد و رها و آباد، با القای تهی بودن فرهنگ خودی از محتوای مؤثر و کارا، آن را فاقد کارایی برای جهان به‌اصطلاح توسعه‌یافته و مدرن و آباد آرمانی ملت ایرانی تصویر و نماسازی می‌کند و هر آنچه به‌عنوان هویت و فرهنگ اصیل ملی است را عناصری عقب‌مانده معرفی می‌کند که بدون توان مکفی برای ساختن آینده کشور و جامعه، مضر به حال ملت است. در این بین، محصولات رسانه‌ای مانند فیلم و سریال و در موارد متأخرتر انیمیشن و بازی‌های رایانه‌ای در ساختن چنین زیست‌بوم مجازی‌پایه به جای زیست‌بوم‌های تقویت‌کننده فرهنگ اصیل ملی، نقشی اساسی ایفا کرده و منجر به قطع تداوم ارتباط فرهنگی و فکریِ نسلی با گذشته شکوهمند تمدن ایرانی - اسلامی می‌شوند.

 

تنزل‌دادن مفاهیم جمعی و ملی در مقابل اهمیت‌دادن به نیازهای فردی

جریان تبلیغات فرهنگ غربی، بدون تبیین آسیب‌های فرهنگ فردگرا، تلاش می‌کند با دست‌مایه قراردادن مزورانه عناصری همچون آزادی، اختیار و فراغت بال در یافتن مسیر شخصی در زندگی - مبتنی بر هویت فردی - مسئله ملت و کشور را به سطح تفکیکی تنزل دهد و اساساً اداره کشور و عرق ملی و سرزمینی و مسائلی مانند وظیفه ملی و شهروندی جمعی را کم‌رنگ ساخته و آن را نقطه مقابل فرهنگ فردگرایی توأم با آزادی و رفاه بدل سازد

با سست‌شدن پایه‌های هویتی، آن دسته فرهنگ‌های سنتی که منجر به تقویت و نزدیکی عناصر فرهنگی و داشته‌های فرهنگی مشترک یک ملت می‌شود، به‌مرور سطح دغدغه‌ها از سطوح جمعی به سطوح متکثر فردگرا تقلیل می‌یابد. از این نقطه است که جریان تبلیغات فرهنگ غربی، بدون تبیین آسیب‌های فرهنگ فردگرا، تلاش می‌کند با دست‌مایه قراردادن مزورانه عناصری همچون آزادی، اختیار و فراغت بال در یافتن مسیر شخصی در زندگی - مبتنی بر هویت فردی - مسئله ملت و کشور را به سطح تفکیکی تنزل دهد و اساساً اداره کشور و عرق ملی و سرزمینی و مسائلی مانند وظیفه ملی و شهروندی جمعی را کم‌رنگ ساخته و آن را نقطه مقابل فرهنگ فردگرایی توأم با آزادی و رفاه بدل سازد؛ لذا وقتی کشور دچار بحران‌های ملی مانند همین بحران جنگ می‌شود، همین آموزه‌های تفکیکی که به‌تدریج و طی مدتی طولانی - خصوصاً از طریق رسانة خارجی در ذهن و ضمیر یک شهروند نهادینه شده - اقدام فردی و بی‌تفاوتی نسبت به وضع موجود و اولویت‌دادن به نیازهای فردی و ارگانیکی را در سطحی بالا برای فرد جلوه داده و مسئله انسجام و پیوند ملی برای دفاع از کشور را در سطح دفاع از یک تفکر و ایدئولوژی خاص تنزل می‌دهد. این یکی از خطرناک‌ترین تأثیرات این اقدام موذیانه و نهان‌روش و بسیار مخرب همین تفکیک‌ها و تنزل‌دادن‌های مفاهیم ملی و جمعی به مسائل قشری، دسته‌ای و گعده‌ای است. البته که برخی جریان‌های غافل در داخل نیز بعضاً بر این آسیاب شر، آب می‌ریزند و تنور التهاب آن را با نسنجیده گویی و اظهارات و اقدامات غیرعاقلانه گرم‌تر می‌کنند. تداوم چنین تفکیک‌ها و تبدیل مسائل جمعی و ملی به مسائل فردی و دسته‌ای، موجب ضعف در هویت ملی و بی‌تفاوتی جمعی به مسئله ملت و اقتضائات و ملاحظات آن می‌شود. این روند بَلاخیز دقیقاً در نقطه مقابل عناصر وفاق ملی و همدلی و همبستگی ملی قرار دارد. در جنگ‌های مدرن، یکی از خواسته‌های دشمن، ایجاد تزلزل در بدنه چنین عناصری است تا انسجام ملی و جمعی را از درون مضمحل کند.

 

/ انتهای پیام / 

گزارش خطا پسندها :